در گوشــــــــي
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!

:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد

.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد


تعداد صفحات 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 صفحه [ 20 ]
ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«گران‌ترین انار دنیا در ایران»




شاید از خواندن این مطلب تعجب کنید اما بد نیست بدانید گران‌ترین انار دنیا، انار دانه سیاه ملس ساوه است و بیشتر مشتریان این سوغات کویری مردم سرزمین آفتاب تابان (ژاپن) هستند که به گران بودن میوه‌های‌شان افتخار می‌کنند. ژاپنی‌ها آنقدر این میوه کویری را دوست دارند و دلباخته خواص اعجاب‌انگیز آن هستند که به راحتی آب خوردن برای هر کیلو از این انار هزار دلار می‌پردازند.
این چشم بادامی‌های مقتصد، معتقدند که انار تنها یک میوه لذیذ نیست بلکه درمان‌کننده بیماری‌های کبدی، مسمومیت‌های خونی، بهترین درمان رفع خستگی جسمی و عصبی و بهبوددهنده بیماری‌های دستگاه گوارش است به همین دلیل هم ارزش دارد که بابت هر کیلو آن هزار دلار پرداخت به خصوص که پس از انتقال انار سیاه تفت از ایران به ژاپن قیمت هر كدام آن در فروشگاه‌های آن کشور گاهی به 100 دلار هم می‌رسد.


فرستاده شده در تاریخ: 5/19/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«معرفی بخشهای بازار ایرانی»





واژه بازار بسیار کهن است و به معنی محل خرید و فروش و عرضه کالاست. بازار در فارسی میانه به صورت "وازار" و با ترکیب‌هایی مانند وازارگ (بازاری) و وازارگان (بازرگان) به کار می‌رفته؛ و در پارتی به صورت "واژار" مورد استفاده قرار گرفته است.
این واژه ایرانی به زبان برخی از سرزمین‌هایی که با ایران تبادلات بازرگانی داشتند، مانند سرزمین‌های عربی، ترکی، عثمانی و برخی از کشورهای اروپایی، راه یافته است.

در زبان فارسی بازار به عنوان اسم مکان به معنی محل خرید و فروش کالاست و با وجود آنکه این واژه امروزه بیشتر درباره بازارهای دائمی، اصلی و قدیمی ‌شهرهای کهن و تاریخی به کار می‌رود، در گذشته گاه به صورت ساده و گاه با پیشوند یا پسوندهایی به معنی مکان خرید و فروش به طور مطلق بوده است. واژه بازار در ادبیات فارسی مفهومی ‌وسیع و گسترده دارد و به معنی محل شلوغ و پرازدحام، اعتبار و اهمیت اشخاص و غیره به کار می‌رفته است.


:::.. عناصر و فضاهای شهری و ارتباطی

¤. راسته اصلی
از آن جا که بازارهای اصلی ایران غالبا به شکل خطی و در امتداد مهمترین معبر شهری شکل می‌گرفته است، مهم ترین بخش و عنصر اصلی یک بازار، راسته اصلی آن است. یک راسته بازار در ساده ترین شکل با دکان‌های واقع در دو سوی آن شکل می‌گرفت.
در امتداد یک راسته اصلی، اصناف گوناگونی مستقر می‌شدند، به این ترتیب که هر صنف در بخشی از راسته اصلی جا می‌گرفت. در بعضی از شهرهای بزرگ دو یا چند راسته اصلی به صورت موازی یا متقاطع پدید می‌آمد.

¤. راسته فرعی
بازارهای شهر‌های بسیار کوچک تنها یک راسته اصلی داشت، اما در شهرهای متوسط و بزرگ، علاوه بر راسته اصلی، تعدادی راسته فرعی به صورت موازی یا عمود بر راسته اصلی پدید می‌آمد.

¤. دالان
دالان یک فضای ارتباطی است که غالبا در فضاهای معماری و به شکل خطی نقش رابط بین فضای بیرونی با فضای درونی ساختمان، یا تنها بین فضاهای درونی بنا را دارد. در بازارهای بزرگ نیز، دالان یک فضای ارتباطی است و غالبا به صورت کوچه یا راسته ای کوچک و فرعی است که از یک سو به راسته ای دیگر و از سوی دیگر به یک کاروانسرا مربوط است و معمولا در دو سوی آن تعدادی حجره و دکان وجود دارد. در بازار تهران شمار زیادی دالان وجود دارد.

¤. چهارسو
محل تقاطع دو راسته اصلی و مهم بازار را چهارسو می‌نامند. در بعضی از موارد در محل برخورد دو راسته طراحی شده بازار، غالبا فضایی به صورت چهارسو می‌ساختند که به سبب موقعیت ارتباطی آن ارزشمند به شمار می‌آمد. چهار سوی بازار اصفهان، بازار لار، بازار تهران، بازار کرمان و چهارسوی بازار بخارا از نمونه‌های خوب باقیمانده، به شمار می‌آیند. در برخی از دوره‌های تاریخی به پیروی از واژه عربی "سوق" به معنی بازار، به جای چهارسو از واژه "چهارسوق" استفاده می‌کردند.

¤. میدان
در کنار یا امتداد بعضی از بازارهای مهم در شهرهای بزرگ، یک میدان شهری یا ناحیه ای وجود داشت، زیرا بازار مهمترین معبر شهر بود و در بیشتر موارد با یک میدان شهری مرتبط بود. بازار بزرگ اصفهان با دو میدان: سبزه میدان (میدان کهنه) و میدان امام (نقش جهان) مرتبط است. در کنار قسمتی از بازار کرمان، میدان گنجعلی خان قرار دارد. سبزه میدان در کنار بخشی از بازار تهران بوده و هنوز هم قسمتی از فضای آن باقی مانده است. گاه در امتداد بازار یک یا چند میدانچه وجود داشت که در مواردی در قرن‌های اخیر بعضی از این نوع میدانچه‌ها را تکیه یا حسینیه نیز می‌نامیدند. نمونه‌هایی از آن را هنوز در بازار سمنان و بازار تجریش تهران می‌توان دید.

¤. جلوخان
جلوخان به عنوان یک فضای شهری، عبارت از فضایی ارتباطی به شکل یک میدانچه است که از چهار یا سه طرف محصور و دارای فضای ساخته شده ای است که به عنوان یک فضای ورودی، مکث و تجمع مورد استفاده قرار می‌گرفت.



:::.. عناصر و فضاهای معماری بازار

¤. حجره (دکان)
حجره یا دکان را می‌توان ساده ترین و کوچکترین، اما مهمترین عنصر و فضای بازار دانست. مساحت حجره‌ها بسیار متفاوت و به طور متوسط از ده تا بیست و پنج متر مربع بوده است. حجره‌های واقع در طبقه همکف و هم تراز با سطح معبر به طور معمول نقش یک مغازه یا دکان را داشت، که کالاهایی در آن عرضه می‌شد، در حالی که حجره‌های واقع در طبقه فوقانی بازارهای دو طبقه بیشتر به عنوان دفتر کار و فضای اداری یک تجارتخانه مورد بهره برداری قرار می‌گرفت. بعضی از حجره‌های واقع در طبقه فوقانی بازارها نیز به عنوان کارگاه استفاده می‌شد.
بعضی از حجره‌های بازار کمی ‌(در حدود پنجاه تا هفتاد سانتی متر) از سطح معبر بالاتر بودند، در این حالت در برخی موارد در زیر هر حجره یک انبار می‌ساختند. بعضی از حجره‌ها افزون بر فضای اصلی، بخشی به صورت صندوقخانه داشتند. صندوقخانه فضایی واقع در انتهای حجره بود که با دیواری جدا کننده از فضای اصلی حجره متمایز می‌شد.
حجره نام عمومی ‌فضای شکل دهنده به کاروانسراها هم هست. حجره‌های کاروانسراها نیز گاه در دو طبقه ساخته می‌شدند که حجره‌های طبقه همکف بیشتر جنبه تجاری یا کارگاهی و حجره‌های طبقه فوقانی اغلب جنبه دفتری و اداری و گاه کارگاهی داشت.

¤. کاروانسرا (سرا)
کاروانسراها را می‌توان مهمترین فضای معماری طراحی شده در بازارها و تقریبا همانند پاساژهای امروزی دانست. احتمالا یکی ازعلل پیدایش کاروانسراها، محدود بودن طول راسته‌های بازار بوده، همانگونه که امروزه اگر یک خیابان تجاری بسیار پر رونق شود به گونه ای که تمام دکان‌های واقع در امتداد آن، پاسخ گوی نیاز موجود به فضاهای تجاری نباشد، به تدریج پاساژهایی در پشت دکان‌ها ساخته می‌شود و تنها ورودی آن‌ها را در خیابان قرار می‌دهند و به این ترتیب به ظرفیت فضاهای تجاری یک خیابان افزوده می‌شود. در گذشته هم اگر بازار اصلی یک شهر توسعه می‌یافت، تعدادی کاروانسرا در پشت راسته اصلی و گاه در کنار راسته‌های فرعی ساخته می‌شد.

از ابتدای قرن حاضر به تدریج در بازارها به جای واژه "کاروانسرا"، واژه "سرا" را به کار می‌برند. پس از این که نقش کاروان‌ها در حمل و نقل ضعیف شد و از کالسکه، درشکه و سپس وسایل نقلیه موتوری استفاده شد، پیشوند "کاروان" از کلمه کاروانسرا حذف شد، و به کاروانسرای شهری، سرا گفته شد. واژه سرا در گذشته به معنی خانه بوده است. کاروانسراها فضاهایی درون گرا و دارای یک حیاط مرکزی بودند که حجره‌هایی در چهار سمت آن در یک یا دو طبقه ساخته می‌شد.

¤. تیمچه
واژه "تیم" به معنی کاروانسرا بوده است، چنان که ناصرخسرو در سفرنامه خود از این واژه استفاده کرده است و تیمچه به معنی تیم کوچک یا کاروانسرای کوچک بوده است. اما در دوره معاصر به کاروانسراها یا سراهای کوچک و سرپوشیده، تیمچه می‌گویند، مانند تیمچه امین الدوله در کاشان. این خصوصیت کالبدی تیمچه‌ها، یعنی سرپوشیده بودن آنها، فضای مناسبی برای عرضه کالاهای گرانبها مانند فرش، دور از آسیب باد و باران و آفتاب پدید می‌آورد. به همین سبب فضای تیمچه‌ها، غالبا نسبت به کاروانسراها از لحاظ اقتصادی گران تر بوده و برای عرضه اجناس ارزان قیمت استفاده نمی‌شده است.
در دوره قاجاریه طرح‌های متنوعی از ترکیب تیمچه و کاروانسرا پدید آمد، سراچه و تیمچه امیر در تبریز و سرا و تیمچه حاج رضا در قزوین از نمونه‌های این نوع بناها هستند.



:::.. قیصیریه لار - لارستان

¤. قیصریه
واژه قیصریه از کلمه لاتینی "کایسارئا" به معنی بازار شاهی مشتق شده است. در بعضی از منابع اشاره شده که واژه قیصریه با کلمه "قیصر" یا "سزار" مربوط بوده است. در ایران به فضایی قیصریه گفته می‌شد که از لحاظ خصوصیات معماری به یک راسته فرعی، دالان یا تیمچه و در موارد معدودی به یک سرا شبیه بود، اما از لحاظ کارکردی غالبا به عرضه کالاهای لوکس و گرانبها، به ویژه انواع منسوجات عالی اختصاص داشت، به همین سبب فضای قیصریه‌ها یک یا چند در ورودی داشت، که در هنگام شب آن را می‌بستند. در اصفهان نمونه‌هایی از این نوع قیصریه‌ها وجود داشت.
در بعضی از بازارهای عثمانی در شهرهای تاریخی ترکیه امروز، و نیز در سوریه و الجزایر، فضایی به نام "بدستان" وجود داشت که برخی محققان اظهار داشتند که نام آن از واژه بده بستان فارسی گرفته شده است. کارکرد بدستان کاملا مشابه کارکرد قیصریه بود و به عرضه کالاهای گرانبها و به خصوص منسوجات نفیس اختصاص داشت.


فرستاده شده در تاریخ: 5/19/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«گل ژنوس»




گل ژنوس از خانواده آزالیه و از انواع گیاهان چند ساله است که به راحتی می توان آن را در فضای آپارتمان پرورش داد. برای کاشت این گیاه در فصل زمستان، گلدانی را از خاک مرطوب و غنی از خاک برگ، ماسه و بارور کننده های آلی پر کنید و بذرها را در عمق ۱۵ سانتی متری خاک بکارید. دقت کنید، حداقل فاصله میان بذرها، ۱۰ سانتی متر باشد. دمای اتاق نباید کمتر از ۱۰ درجه سانتیگراد باشد. آبیاری گل ژنوس باید روزانه و بطور مرتب انجام شود. این گیاه برای رشد نیازمند خاک مرطوب است. برای زهکشی بهتر خاک می توان، در کف گلدان دو یا سه سوراخ ایجاد یا از یک زیر گلدانی بزرگ استفاده کرد. گلدان ها را در مکانی نورگیر اما در معرض نورغیرمستقیم خورشید قرار دهید. نور مستقیم خورشید، باعث زرد شدن رنگ برگ ها و پژمردگی گیاه می شود.
مناسب ترین ph خاک برای رشد گل ژنوس، شش و نیم است. استفاده از بارورکننده های محلول هر سه هفته یکبار به رشد بهتر گیاه کمک می کند. تکثیر گل ژنوس از طریق بذر و قلمه در فصل تابستان امکان پذیر است.



«تیهو»




● طبقه‌بندی علمی
▪ فرمانرو: جانوران
▪ شاخه: طنابداران
▪ رده: پرندگان
▪ راسته: ماکیان‌سانان
▪ خانواده: قرقاولان
▪ سرده: تیهوها
▪ گونه‌ها: A. griseogularis
▪ نام علمی Ammoperdix griseogularis
تیهو (نام علمی: Ammoperdix griseogularis)[۱] نوعی از انواع کبک.
تیهو از راستهٔ ماکیان‌سانان (Galliformes) تیرهٔ قرقاولان (Phasianidae)‌ است. زیستگاهش در دامنه کوه‌ها و تپههای برشیب‌ وفراز کوهستانی باز و سنگلاخ واطراف چشمه‌ها ودر پشتخه‌های کوه زیر و دره‌ها وشیب وفراز کوه‌ها دیده می‌شود، و درمیان بوته‌ها وصخره لانه می‌سازد. مشخصات ۳۵ سانتیمتر پرنده‌ای با سطح پشتی خاکستری، گلویی نخودی رنگ بانوار حاشیه‌ای پهن وسیاه وبا راهراه عرضی وخیلی واضح پهلوها مشخص می‌شوند. منقار وپاهایش سرخ رنگ است. رنگ خرمائی شاهپرهای کناری دُمَش در پرواز نمایان می‌گردد. معمولا جفت جفت یا بصورت دسته‌های کوچک دیده می‌شوند. اما در زمستان وفصل بهار بصورت گله‌های بزرگ هستند. هنگام خطر کمتر پرواز می‌کند وبیشتر به سوی سربالایی کوهستان می‌رود تا خود را از خطر دور سازد. در بهار و تابستان پرنده ای پر صدا است.

● جفت‌گیری تخم‌گذاری
این پرنده در فصل جفت‌گیری تخم‌گذاری همیشه کنار تخم خود باقی مانده و از آنها مراقبت کرده این پرنده حدود۱۲الی۱۰عددتخم می‌گزارد از نکات قابل توجه برای این پرنده که او را از سایر پرنده‌هامشخص‌تر جلوه می‌دهد قهر کردن این پرنده‌است که اگر شخصی به تخم‌های این پرنده دست زند او از تخم‌ها سر باز میزند وقتی بچه‌های تیهو سر از تخم در می‌آورندسریعاً لانه را ترک می‌کنند.

فرستاده شده در تاریخ: 5/19/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

با هم یک گزارش تصویری بسیار زیبا از کوچ عشایر استان لرستان میبینیم ...

«گزارش تصویری از کوچ بهاره عشایر لرستان»


با گرم شدن هوا، کوچ خانوار عشاير لرستانی از مناطق قشلاقی به ییلاقی آغاز میشود. در شهرستان پلدختر، "بهار مالگه" یا "مالگه بهاری" در فرهنگ بومی مردم لرستان به مکانی اطلاق می شود که کوچ نشینان و عشایر لرستان در کوچ بهاره در آن مکان اقدام به برپایی سیاه چادرهای خود می کرده اند. کوچ بهاره همراه خود هزاران شور و نشاط دارد و شاید توقف در "بهار مالگه" آن را شورانگیز تر می سازد. کوچ همزاد مردمان این سرزمین و مهمان نوازی در خون آنان ریشه دوانده است. کوچ نوای دل انگیزی است که عشایر لرستان را به مالگه بهاری فرا می خواند و بهار مالگه از دیرباز همواره در انتظار قدوم مهمانان ایل بوده است.











































فرستاده شده در تاریخ: 5/19/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

سسها طعم دهنده های بسیار خوبی برای غذاها هستن، هرچند بخش تغذیه به عهده ی آشپزباشی خوبمون ندای عزیز هست، اما به دلیل مطرح کردن تاریخچه ی این سسها، با اجازه ی این دوست خوبمون، طرز تهیه ی این طعم دهنده های اشتها آور رو هم خدمتتون عرض میکنم.


«لذیذترین سسهای خانگی - بخش نخست»




سس یکی از چاشنی های محبوب غذاهاست که در سراسر دنیا طرفداران زیادی را به خود اختصاص داده است. این نوع چاشنی به تنهایی مورد استعمال قرار نمیگیرد و در حقیقت به صورت مایع و نیمه جامد برای افزودن طعمی هر چه دلچسب تر و ظاهری زیباتر به غذاها مورد استفاده قرار میگیرد. برخی از سس ها آماده هستند و برخی دیگر را میتوان به روش های خانگی تهیه نمود.

تفاوت های منطقه ای بسیار زیادی در مورد نحوه انتخاب انواع سس ها وجود دارد و در هر ناحیه افراد با توجه به ذائقه و سلیقه شخصی خود طعم و عطر سس ها را تغییر میدهند. برخی طرفدار سس های تند و فلفلی به همراه سرکه هستند، بعضی ها سس های شیرین و میوه ای را ترجیح میدهند، عده ای هم سس های گوجه ای یا مایونز را انتخاب میکنند.

انواع سس های شیرین هم موجود است که میتوانند به صورت گرم یا سرد همراه دسر سرو شوند، نوع دیگر سس از میوه های شیرین تهیه میشود. برای تهیه این نوع سس ابتدا پوست میوه ها را جدا میکنند و اغلب مقداری شکر نیز به آن اضافه می نمایند. از جمله این سس ها میتوان به سس سیب و سس کران بری (مویه ای سرخ رنگ و شبیه زغال اخته) اشره کرد که معمولا با غذاهایی نظیر پوره سیب زمینی و دسرها مصرف میشود.

:::.. مایونز
مایونز نوعی امولسیون چرب و غلیظ است که از ترکیب روغن، زرده تخم مرغ، آبلیمو یا سرکه تهیه میشود. اغلب افراد سس مایونز را با سس سالاد اشتباه میگیرند، حال آنکه سس سالاد حاوی زرده تخم مرغ نیست و قدری شیرین تر از مایونز میباشد.

تاریخچه مایونز:
مایونز نخستین بار در سال 1756 توسط یک آشپز فرانسوی که سرآشپز "دوک دی ریچلیو" بود اختراع شد. پس از آنکه دوک در نبرد خود با ریتانیایی ها در بندر "ماهون" به پیروزی دست پیدا کرد، سرآشپز او هم به یمن این پیروزی ضیافتی ترتیب داد و روی غذاها را بانوعی سس خاص که حالت کرمی داشت تزئیین نمود و نام آن را به افتخار فتح دوک "ماهونز" گذاشت و از آن پس این نام در زبانهای ملل مختلفم چرخید و در نهایت به حالت امروزی "مایونز" درآمد

:: طرز تهیه
برای تهیه مایونز ابتدا آبلیمو و یا سرکه و زرده تخم مرغ را با هم مخلوط میکنند و بعد روغن را قطره قطره به آن میافزایند تا به طور کامل با آن مخلوط گردد. اگر روغن با سرعت به ترکیبات اضافه شود، به خوبی در آن حل نمیشود اما زمانیکه سس غلیظ شد میتوان روغن را سریعتر به آن اضافه کرد؛ سپس میتوان سایر چاشنی ها را به آن افزود. این روزها وجود مخلوط کن، همزن برقی و میکسر کار را راحت تر کرده و همه افراد به سادگی میتوانند در خانه سس درست کنند. کلیه کارشناسان علم تغذیه به اتفاق آرا تایید میکنند که طعم سسهای خانگی به مراتب دلچسبتر از انواع صنعتی آن است.

از آنجایی که سس های خانگی تحت فرایندهای شیمیایی قرار نمیگیرندف بهتر اس که تا آنجایی که میتوانید از تخم مرغهای تازه استفاده کنید. مایونز خانگی در یخچال به مدت 3 - 4 روز قابل نگهداری و مصرف است. سسهای کارخانه ای تا شش ماه نیز در یخچال قابل نگهداری است.


فرستاده شده در تاریخ: 5/19/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز سه‌شنبه (بهرام شید) بیست و نهم (مانتره سپند روز) اردیبهشت ۱۳۸۸ خورشیدی و برابر است با نوزدهم می سال ۲۰۰۹ میلادی.


ایران در گذر تاریخ ...

«شکست نهايي امويان از ابو مسلم خراساني»


19 مه سال 749 و دو سال پس از آغاز بپاخيزي ابومسلم خراساني بر ضد امويان، ارتش مروان آخرين خليفه اموي شرق (دمشق) در جنگ منطقه زاب از او شكست خورد و شيرازه حكومت امويان (كه مورد تنفر شيعيان هستند) در خاورميانه از هم گسيخت و عباسيان با كمك ابومسلم بر جاي آنان نشستند و دارالخلافه را از دمشق به بغداد منتقل كردند. از آن پس، حكومت امويان تا مدتي منحصر به اندلس (اسپانيا) و گوشه دور دست آفريقاي شمال غربي بود.




«زادروز دكتر محمد مصدق»


بيست و نهم ارديبهشت زادروز دكتر محمد مصدق ناسيوناليست بنام ايرانى، بانى ملى شدن نفت ايران و رهبر وطن در سال هاى ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ است كه به سال ۱۲۵۸خورشيدى (1879 ميلادي) در تهران به دنيا آمد و در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵(مارس 1967) فوت شد.
دولت مصدق با براندازي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ساقط و خود او پس از سه سال زندان تا پايان عمر به حالت تبعيد در روستاى احمدآباد ساوجبلاغ (نزديك كرج) تحت نظر بسر برد. دكتر مصدق تبعيد خود در احمد آباد را غير قانوني اعلام كرده بود زيرا حكم قضايي بر تبعيد او وجود نداشت.
دكتر مصدق پيش از نخست وزيري بارها به نمايندگى تهران در مجلس انتخاب شده بود. وي براي نخستين بار از شهر اصفهان به نمايندگي مجلس انتخاب شده بود. مصدق قبلا هم پست وزارت و سمت استاندار هم داشت. او در دانشگاه تهران حقوق نيز تدريس مي كرد.
۲۹ ارديبهشت سال ۱۳۵۸ (سه ماه و چند روز پس از انقلاب و در دوران دولت موقت مهدي بازرگان)، ايرانيان صدمين زادروز او را با شكوهى بى سابقه برگزار كردند. دكتر مصدق به آزادى، دموكراسى و استقلال ملى اعتقاد ويژه داشت و عمر خود را وقف مبارزه براى تحقق آنها كرده بود.
از نظر دكتر مصدق، آزادى بيان (كه مطبوعات هم مشمول آن مى شوند و نبايد دولتي باشند و از دولت كمك مالي دريافت دارند)، آزادى اجتماعات، آزادى تاسيس حزب و اتحاديه و انجمن و هرگونه تشكل، آزادى تعيين محل سكونت و داشتن آزادى و امنيت در آن، آزادى تحصيل و كسب علم و معرفت و آزادى انتخاب شغل (مشروع و قانوني) روش زندگانى فردى (شرافتمندانه) از حقوق اساسى بشر هستند كه لاينفك از انسان بايد باشند.
دكتر مصدق بارها گفته بود كه آزادى ها به هم ارتباط دارند و اگر يك مورد آزادى سلب شود، موارد ديگر هم متزلزل و از ميان خواهند رفت و يا دست كم كمرنگ خواهند شد.



«اعلاميه دولت آمريكا در خودداري از معامله نفت با ايران»


19 ماه مه سال 1951 دولت وقت آمريكا تحت فشار شديد انگلستان اعلام كرد كه شركتهاي نفتي آمريكا در شرايط موجود كه اختلاف ايران و انگلستان بر سر نفت ادامه دارد مايل به مشاركت در فعاليتهاي نفتي ايران ازجمله بستن قرارداد خريد نيستند و درصدد آن برنخواهند آمد. اين اعلاميه غير منتظره كه در پي ديدار يك هيات انگليسي از واشنگتن صادر شده بود دولت وقت ايران را متوجه فروش نفت خود به كشورهاي كوچكتر نظير ايتاليا ساخت كه عملي هم نشد. دولت انگلستان كه عامل بزرگي در بازارهاي بين المللي نفت بوده است اخطار كرده بود كه نمي گذارد نفت ايران صادر شود.



«برخورد تاريخي دکتر ملکي در کنفرانس ژنو با انگلستان بر سر بحرين»


19 مه 1953تيتر بزرگ روزنامه ها در سراسر جهان مربوط به اعتراض شديد دكتر محمدعلي ملكي وزير بهداري وقت ايران و پرخاش او به نماينده انگلستان در كنفرانس جهاني بهداشت در ژنو بود كه به برخورد لفظي طرفين انجاميده بود. صداي اعتراض فريادگونه دكتر ملكي هنگامي بلند شد و نطق نماينده انگلستان را در جلسه كنفرانس قطع كرد كه نماينده انگلستان از بحرين به عنوان جزيره تحت الحمايه آن كشور كه از لحاظ مناطق بهداشتي جهان بايد در عداد نواحي شرق مديترانه قرار گيرد نام مي برد. دكتر ملكي ضمن قطع اظهارات نماينده انگلستان گفت كه بحرين يك گوشه از خاك ايران است و اين ايران است كه در مجامع بين المللي بايد از طرف بحرين سخن بگويد نه انگلستان استثمارگر كه آن قطعه از خاك ميهن ما را اشغال نظامي كرده است و در اين كنفرانس او (دكتر ملكي) بايد پيشنهاد دهد كه بحرين در چه ناحيه بهداشتي جهان قرار گيرد، نه نماينده دولت اشغالگر. بحرين در منطقه اي قرار بايد بگيرد كه كشور مادر، ايران ، قرار گرفته است. چون برخورد لفظي طرفين شديد و طولاني بود جلسه كنفرانس به عنوان تنفس تعطيل شد و دكتر ملكي بقيه حرفهاي خود را در خارج از جلسه به خبرنگاران كه وي را احاطه كرده بودند زد و گفت كه جهان «روشن شده» امروز (نيم قرن پيش) نبايد از متجاوز حمايت كند و تنها، حرف زورگويان سلطه گر را بشنود. انگلستان قدرت دريايي داشت و جزاير ما از جمله بحرين را تصرف كرد و .... اعتراض بي سابقه و متن اظهارات دكتر ملكي در جلد دوم تاريخ مبارزات ملل عينا درج شده است. دكتر ملكي به خاطر همين اقدام، دربازگشت به تهران مورد استقبال باشكوه و دلگرم كننده مردم قرار گرفت كه يك قدرداني بزرگ از شجاعت او بود.


فرستاده شده در تاریخ: 5/19/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم گرچه میدانم كه عمری در غریبی زیستم.
مثل رودی بستر این خاك را طی كرده ام، تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم.
در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق، لب شكست از خشكی اما همچنان می ایستم.
دستهایت برگهای عمر سبزم را ربود، گرچه اینجا هستم اما حقیقت نیستم.
ای فریماه شب تار یاریم كن تا بدانم، سایه گمگشته ای از كیستم.





درود دوست من
درود به شما دوست خوبم
درود به سوگند عزیز، که امروز با کلام زیبای این دوست نازنینمون آغاز شد.
درود به همه ی شمایی که دلهاتون آکنده از کلام زیبا و احساسی زیباتر ِ.


زندگی مجموعه‌ای از تصادفات ِ. درست مثل دیدن یک فیلم، در فیلم ما با یک چشم انداز یا بهتر بگم یک «روایت» از زندگی روبرو هستیم که بر صفحه تلویزیون یا پرده سینما ظاهر می‌شه و ما مجبوریم که تنها همون یک چشم انداز رو دنبال کنیم... هر فیلمی ‌دارای یک فیلمنامه خاص ِ که نویسنده یا نویسندگانی قبل از این که اصلا فیلمی‌ساخته بشه، اون رو بر روی کاغذ می‌آرن و سپس کارگردان‌ ماهری به کمک همراهی سایر عوامل، با جلوه‌های تصویری،، اون روایت نوشته شده رو به «تصویر» می‌کشن.
حالا اگه دقت کنیم مسئله ی مهم اینجا اینه که فیلم‌ها «نوشته» میشن. فیلم‌ها خصلت داستانی دارن... و داستان‌ها برساخته‌هایی از جهان و زندگی واقعی هستن... به این معنا که داستان‌ها بازنمودی صرف از اون چیزی هستن که در زندگی واقعی جریان داره نیستن، بلکه بازسازی «دلخواه» نویسنده و نویسندگان هستن... و در یک کلام فیلم زندگی واقعی نیست.
در فیلم‌ها اغلب حوادث به شیوه ای منظم و دقیق در جهت روایت اصلی داستان فیلم پیش می‌ره. انگار این روایت اصلی هست که خودشو به حوادث و حواشی فیلم و شخصیت و ذهنیت بازیگران تحمیل می‌کنه. این روایت اصلی است که می‌گه چه حادثه‌ای الان باید اتفاق بیفته، بازیگران چه واکنشی در برابر این اتفاق از خودشون نشون بدن و بعد داستان رو چطور پیش ببرن و مخاطب رو چطور بدنبال خودشون بکشونه.
امــــــــــا
در زندگی واقعی ما هیچ «روایت اصلی»‌ای نداریم.تنوع و گوناگونی رویدادهای تصادفی بسیار زیادِ، رویدادهایی که با هیچ عقل و منطقی هم قابل توجیه نیست و ما حقیقتا از درون این رویدادها نمی‌تونیم بفهمیم که جریان اصلی‌ای که بر زندگی ما حاکم هست چیه؟
ما همیشه از «الف» ی شروع می‌کنیم و به «ی» می‌رسیم، دوست داریم همه چیز رو اینجوری ببنیم، دوست نداریم که یک سری اتفاقها در اطرافمون بیفتن و ما نتونیم اون‌ها رو در جریانی کلی از زندگی قرار بدیم، اگه این داستان زندگی خوب ساخته بشه، اونوقت هست که احساس می‌کنیم زندگی جای معناداریست، احساس می‌کنیم که در مسیر مطلوب در حرکت هستیم، خطا نکردیم، منحرف نشدیم و در جاده‌ی حقیقت و رشد و تعالی در حرکت هستیم.
نکته مهم اینه که این نظم و این معنایی است که «ما» به زندگی می‌دیم. این ما هستیم که از پیش خود داستان‌هایی رو می‌سراییم و اونو به زندگی تحمیل می‌کنیم، چرا که ما به این «داستان‌ها» نیازمندیم.


فرستاده شده در تاریخ: 5/19/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«آسمانخراش ابر پیکسلی، رویای سنگاپور »




این طرح زیبا برنده جایزه مسابقه طراحی ساختمان اصلی نمایشگاه جهانی Expo 2010 در سنگاپور شده است. نام این طرح «ابر دیجیتالی» است و از 3866 مکعب مختلف با درجه شفافیت متفاوت تشکیل شده است.






اين مکعب ها نمادی از پیکسل های تصویر در یک نمايشگر دیجیتالی خواهند بود. ابر ديجيتالي مذکور در بالای فضایی سبز در آسمان ظاهر می شود.







طراحان سعی کرده اند که در این آسمان خراش پیشرفت و توسعه سنگاپور را نشان دهند و به نظر من که به خوبی از عهده این کار بر آمده اند. اگر در سال 2010 در سنگاپور بودید ابر پیکسلی را از دست ندهید.

فرستاده شده در تاریخ: 5/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«قلعه جلالی و حصار سلجوقی»




در انتهای خیابان علوی دو دیوار بلند کاهگلی به چشم می خورد که از بقایای حصار معروف عهد سلجوقی است. این دژ تسخیر ناپذیر در اواسط قرن پنجم هجری به همت یکی از رجال نامدار و سخاوتمند دولت سلجوقیان به نام خواجه مجدالدین ابوالقاسم کاشانی ساخته شده و اسناد معتبر تاریخی نشان می دهد که این دژ بلند، مستحکم و حصین چند بار اهالی کاشان را از دست حملات سخت لشگریان مهاجم نجات داده است.در کنار این دژ، قلعه ای عظیم خود نمایی می کند که به دستور سلطان جلال الدین ملک شاه سلجوقی ساخته شده است. این بنای عظیم خشت و گلی مدتها از اهالی کاشان حراست می نموده و مدتی هم ارگ و مرکز حکومتی کاشان بوده است.در داخل و خارج قلعه دو بنای گنبدی شکل وجود دارد که موسوم است به "یخچال"، بدین صورت که با نگهداری یخهای زمستانی در این یخچالها، جوابگوی نیاز اهالی در تابستان گرم کویر بوده است.


فرستاده شده در تاریخ: 5/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده


«عصبانیت ارثی است»




خشم و عصبانیت بیشتر از این که به خصلت اشخاص مربوط باشد به ژن های آن ها مرتبط است و از نسلی به نسل دیگر به ارث می رسد. حس خشم به علت افزایش یک ماده شیمیایی به نام «دو پامین» در مغز انسان ایجاد می شود.





«ماسک عسل و جعفری»




این ماسک ویژه پوست‌های چرب است.
¤. مواد لازم
▪ چهار قاشق چای‌خوری عسل
▪ یک چهارم فنجان جعفری

¤. طرز تهیه
برگ جعفری را شسته و بخوبی خرد کنید. سپس آن را با عسل بخوبی مخلوط کنید. این ماسک را روی پوست قرار دهید و پس از ۱۰ دقیقه بخوبی بشویید.

:: خواص جعفری
جعفری منبع غنی ویتامین آ و ث، فولات و آهن است. علاوه بر این حاوی پتاسیم، کلسیم، منیزیم، منگنز، ویتامین ای و فیبر بوده و از این رو برای سلامت پوست مفید است.





«ریزش مژه»




ریزش مژه علل متفاوتی دارد. اگر ریزش مژه با نازک شدن موهای سر همراه باشد، علت آن می‌تواند حمله سیستم ایمنی بدن به فولیکول‌های مو باشد. از علل دیگر ریزش مژه‌ها می‌توان به کم‌کاری تیروئید، برهم خوردن تعادل هورمونی، بیماری‌های سیستم ایمنی و... اشاره کرد. مشکلات تغذیه‌ای مانند کمبود شدید پروتئین یا سوء‌تغذیه نیز می‌توانند از علل ریزش مژه باشد.
برخی از داروها خصوصاً داروهایی که برای درمان سرطان مورد استفاده قرار می‌گیرند نیز در ریزش مژه نقش دارند.
گاهی نیز ریزش مژه به‌علت واکنش‌های حساسیتی و آلرژیکی به نوعی ماده موجود در لوازم آرایش است.
برای مثال استفاده از ریمل‌های ضد آب اصلاً مناسب نیست، زیرا این ریمل‌ها به سختی پاک شده و نیاز به شست‌وشوی زیادی دارند که می‌تواند باعث ریزش مژه‌ها شود.
برای پاک کردن مژه‌ها بهتر است که یک تکه پنبه را با روغن یا شیرپاک‌کن آغشته کرده و به آرامی روی مژه‌ها کشید. شست‌وشوی مژه‌ها بعد از حمام آب‌گرم، باعث می‌شود تا پاک کردن مژه‌ها به سهولت انجام شود.
استفاده دائم از فرمژه باعث می‌شود تا به مژه‌ها فشار وارد شده و نازک شوند.
همچنین پیروی از رژیم غذایی کم کالری و دریافت نکردن مواد غذایی به میزان کافی نیز می‌تواند در نازک شدن مژه‌ها تأثیر‌گذار باشد.





«رفع خستگی بعد از یک روز کاری»




چند دقیقه‌ای است که از یک روز کاری سخت و طاقت‌فرسا به منزل رسیده‌اید و آنقدر در عضلات خود احساس خستگی می‌کنید که تا به حال آن را تجربه نکرده بودید.
البته این روز‌ها دیگر این احساس به یک روز و دو روز خلاصه نمی‌شود و شاید در طول هفته این خستگی مفرط از کار روزانه همراه شما باشد.
نگران این موضوع نباشید. ما به شما چند حرکت ساده را آموزش می‌دهیم تا در مدت کوتاهی، خستگی کار روزانه را از تن به در ببرید.

▪ حرکت اول:
یکی از نکات جالب در این تمرین ورزشی، نیاز نداشتن نسبت به گرم کردن بدن است. شما می‌توانید در هر حالتی تمرین را شروع کنید. مطابق شکل یک، ابتدا دراز بکشید. پاها را تا آنجا که در شکل نشان داده شده بالا بیاورید. سعی کنید در جلسات ابتدایی خیلی به خودتان فشار نیاورید. این حرکت را ۱۵ مرتبه و در یک ست (مرحله) اجرا کنید.

▪ حرکت دوم:
مطابق شکل دوم قرار بگیرید و سعی کنیدخود را به عقب بکشید، تا جایی که به عضلات کمر فشار زیادی وارد نشود. این حرکت به میزان بسیار زیادی، خستگی عضلات کمر را برطرف می‌کند. ۱۰ مرتبه و در یک ست این حرکت را انجام دهید.

▪ حرکت سوم:
مطابق شکل قرار بگیرید. سپس تا جایی‌که قدرت دارید، بدن خود را مطابق شکل بالا بیاورید. انجام این حرکت کمی مشکل است، لذا خود را در جلسات ابتدایی خسته نکنید. این حرکت را ۱۰ مرتبه و در یک ست اجرا کنید.

▪ حرکت چهارم:
حرکت بسیار منحصر به فردی در برطرف کردن خستگی روزانه عضلات به خصوص عضلات کمر است. مطابق شکل به روی شکم دراز بکشید و حرکت را اجرا کنید. تا حد امکان آن را ۱۵ مرتبه و در ۳ ست انجام دهید.


فرستاده شده در تاریخ: 5/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

حتما خبر مراسم فینال ملودی فسیتوال 2009 رو شما دوستان خوبم دارین. کشور نروژ با امتیاز باور نکردنی و بی سابقه رتبه ی اول این مسابقات، ایسلند با اختلاف زیاد رتبه ی دوم و آذربایجان با اختلاف کمی از کشور ایسلند به مقام سوم این دوره از مسابقات رسید. هر چند که رای گیری در این مسابقات جای بحث و فکر کردن داره اما کارهای زیبای این دوره رو نمیشه نادیده گرفت.





آرش لباف خواننده جوانی که با اولین آلبوم خود در کشور سوئد درخششی چشمگیر داشت، امسال به همراه یک بانوی زیبا و خوش صدای آذربایجانی از این کشور، در این مسابقات شرکت کردند و با آهنگ Always (همیشه) خوش درخشیدن.





فرستاده شده در تاریخ: 5/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود دوست خوبم!
اکثر ما خودمونو پشت کلمات پنهان میکنیم. و نمیتونیم یا نمیخوایم، ای اینکه اصلا راحت نیستیم که بگیم علت این حال و هوامون چیه؟ به طور مثال وقتی که میگیم تنها هستیم یا وقتی از غربت صحبت میکنیم، پشت این کلمات حتما اتفاق یا حوادثی هست که باعث آزارمون میشه اما بجای بیان اونها، درک احساس رو مشکل میکنیم و با بیان کلی حالت، انتظار داریم که قابل درک باشیم.





بیشتر هم به همین خاطره که وقتی به این احساس میرسیم، یک متن ادبی یا یک شعر پیدا میکنیم تا حالمون رو شرح بده و اونو برای هم میفرستیم یا مینویسیم. تازه این انتظار رو هم داریم که دیگران ما رو درک کنن! این مشخص میکنه که حالمون بده اما کیفیتش واضح نیست. اینکه توی دل ما چی میگذره و چه چیزی باعث این همه رنجش و آزارمون شده!
موضوع زمانی سخت میشه که انتظار داریم وقتی از اتفاقات روزمره صحبت میکنیم، در پشت اون یک مثنوی هفتاد من، نهفته است که فلسفه ی عمیقی داره.
ما مبهم میگیم، مبهم مینویسیم و انتظار داریم که به شفافی درک بشیم. بهتر نیست به جای این همه اشارات و کنایه ها و استعاره ها، کمی با خودمون و اطرافیانمون راحت تر باشیم تا بتونیم به خوبی کمک و همراهی دریافت کنیم؟

و اما از اینکه روز جمعه نتونستم در خدمت دوستان تریبون آزاد باشم، پوزش میخوام! مطالب ارسالیتون همگی به دستم رسید. از آناهید عزیز و خورشید خانوم نازنین و سوگند مهربون هم یک تشکر ویژه دارم بخاطر همراهیشون. روز 16 ماه می برای دریابانو روز مهمی بود که امکان حضور در دهکده ی زیبای دوستی رو نداشت. دریابانو میدونه که شما انقدر مهربون هستین که از این کوتاهی چشم پوشی کنین!

همراه هم میریم به سراغ یک روز خوب و دلپذیر ... ســــــــــــــــــــــــلام صبح بخیر هموطن!

فرستاده شده در تاریخ: 5/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

خب همونطور که بهتون قول داده بودم عکسهایی از گردش دسته جمعی در پارک موزه ی اسکانسن تهیه کردم که با شرحی مختصر بخش اول اونو امروز با هم میبینیم.

اسکانسن یکی از بزرگترین موزه های فولکلوریک در فضای باز هست. در این موزه میتونین خونه های دهقانان قدیم سوئد، بناها و کارگاه های مختلف گذشته، آسیابهای بادی و آبی و کلیساهاس چوبی رو دید.
















در این موزه همچنین نمونه ی جالبی از حیوانات اهلی و وحشی، پرندگان فابل دیدن است همچنین بخش آکواریوم و تراریوم (شیشه حیوانات خزنده) برای بزرگسالان و کودکان دیدنی های جالبی همراه داره.













اسکانسن به فاصله چند دقیقه از مرکز شهر و بر روی یک تپه با منظره بسیار دلانگیز از استکهلم قرار گرفته. این بخش در سال 1891 بازگشایی شد و امروز جشنهای مهم کشور در این محوطه به وسعت 300 هزار متر مربع، برگزار میشه. از جمله جشن نیمه تابستون، عید کریسمس، لوسیا، سال نو.









ساختمانها از سده شانزدهم تا دهه 1930 از سراسر سوئد (نروژ) که شامل، کلبه های ساده، آفتاب نشین، خانه های تجملی و تزئین شده دهقانان بزرگ و مسکن های کاخ مانند اشراف، خانه ها و کارگاههای پیشه وران کوچیک.













در بخش باغ وحش اون، عمدتا حیواناتی که در اسکاندیناوی زندگی میکنند و نژادهای اصیل سوئدی دارند، یافت میشه و بزرگترین اونها، گوزن شمالی ست که به نام «پادشاه جنگل» شهرت داره.












در این پارک زیبا، باغچه های گل سرخ، سبزیجات معطر، سایر گلزارها، رستوران ها و دکه های اغذیه فروشی قابل رویت است و حال و هوای خاصی به اون بخشیده.


فرستاده شده در تاریخ: 5/14/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

میتونین تصور کنین که اولین انسان اروپایی چه شکلی بوده؟

«چهره اولین اروپایی بازسازی شد»


یک کارشناس هنری پزشکی قانونی چهره قدیمی ترین انسان اروپایی را که در 35 هزار سال قبل می زیسته است بازسازی کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، ریچارد نیو کارشناس هنری پزشکی قانونی از دانشگاه منچستر با استفاده از خاک رس و برپایه یک جمجمه ناقض و استخوان آرواره انسانی که در یک غار واقع در جنوب غربی کوههای کارپاتین در رومانی کشف شده بود اقدام به بازسازی چهره اولین اروپایی کرد.





این بازسازی نشان می دهد که اروپاییهای 35 هزار سال قبل از نظر ظاهری هیچ شباهتی به اروپاییهای امروزی نداشته اند.

جمعیتهای اولیه ساکن اروپا چشمهای بسیار بزرگ، لبهایی گوشتی و گونه هایی کشیده داشته اند. با وجود این، جمجمه این اروپایی 35 هزار ساله با تمام تفاوتهای که برای مثال از نظر فاصله دندان آسیاب دارد شباهت زیادی به جمجمه اروپاییهای امروزی دارد.

براساس گزارش روزنامه تلگراف، بقایای این جمجمه که هنوز جنسیت آن مشخص نشده است بین سالهای 2002 و 2003 کشف شده است.

اولین انسانهای مدرن از آفریقا به اروپا مهاجرت کردند و به همین علت این هنرمند رنگ تیره را برای این بازسازی چهره انتخاب کرده است.

"مهر"

فرستاده شده در تاریخ: 5/14/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

با درودی دوباره ...




اگه شمام مثل من هرازگاهی از پیامهای آموزنده ی «داداش رضا» برخوردار میشین، حتما این داستان رو بخاطر دارین، اما برای دوستانی که تا امروز این داستان رو نخوندن، پیشنهاد میکنم که نوشته ی زیر رو با هم مروری داشته باشیم.





abdolreza46:

در یک دهکده ای دور افتاده دو تا دوست زندگی می کردند. یکی از اونها جانسون و دیگری پیتر بود. این دو تا از کودکی با هم بزرگ شده بودند. آنقدر این دو دوست رابطه خوبی با هم داشتند که نصف اهالی دهکده فکر میکردند که ِاین دو نفر با هم برادرند. با این حال که هیچ شباهتی به هم نداشتند. اما این حرف اهالی نشان از اوج محبتی بود که بین این دو نفر وجود داشت. همیشه پیتر و جانسون راز دلشون رو به همدیگه میگفتند و برای مشکلاتشون با همدیگه همفکری میکردند و بالاخره یه راه چاره براش پیدا می کردند. اما اکثر اوقات جانسون این مسائل رو بدون اینکه پیتر بدونه با دوستای دیگه اش در میان میگذاشت.

وقتی پیتر متوجه این کار جانسون می شد ناراحت می شد اما به روش هم نمی آورد. چون آنقدر جانسون رو دوست داشت که حاضر نبود حتی برای یک دقیقه تلخی این رابطه رو شاهد باشه. به خاطر همین احترام جانسون رو نگه می داشت و باز هم مثل همیشه با اون درد دل می کرد. سالها گذشت و پیتر ازدواج کرد و رفت سر خونه زندگیش، اما این رابطه همچنان ادامه داشت و روز به روز عمیق تر می شد.

یه روز پیتر می خواست برای یه کار خیلی مهم با خانواده اش بره به شهر. به خاطر همین اومد و به جانسون گفت من دارم می رم به طرف شهر، اما اگه امکان داره این کیسه پول رو توی خونت نگهدار تا من از شهر برگردم. جانسون هم پول رو گرفت و رفیقش رو تا دروازه خروجی بدرقه کرد. وقتی داشت به خونه برمی گشت، سر راه رفت پاتوق خودش و شروع کرد با دوستاش تفریح کردن. هوا دیگه داشت کم کم تاریک می شد و جانسون با دوستاش می خواست خداحافظی کنه. اما دوستاش گفتن هنوز که زوده چرا مثل هر شب نمی ری؟ اونم گفت که پولهای پیتر توی خونست و باید زودتر بره خونه و از پولها مراقبت کنه. خلاصه خداحافظی کرد و رفت. وقتی رسید خونه سریع غذاشو خورد و رفت توی اتاقش. پولها رو هم گذاشت توی صندوقش و گرفت تخت تخت خوابید. بی خبر از اتفاقی که در انتظارش بود ...

بله درست حدس زدید. چند نفر شبونه ریختن توی خونه و پولها رو با خودشون بردند! جانسون صبح که از خواب بیدار شد متوجه این موضوع شد و از ناراحتی داشت سكته می كرد! تمام زندگیش رو هم اگه می فروخت نمی تونست جبران پولهای دزدیده شده رو بكنه. از ناراحتی لب به غذا هم نزد. دم دمای غروب بود که دید صدای در میاد. در رو که باز کرد دید پیتر اومده تا پولها رو با خودش ببره.

وقتی جانسون ماجرا رو براش تعریف کرد، پیتر به جای اینکه ناراحت بشه و از دست جانسون عصبانی باشه، شروع کرد به خندیدن و گفت می دونستم، می دونستم که بازم مثل همیشه نمی تونی جلوی زبونت رو بگیری. اما اصلاً نترس. چون من فکرشو می کردم که این اتفاق بیافته. به خاطر همین چند تا سکه از آهن درست کردم و توی اون کیسه ریختم و اصل سکه ها رو توی خونه خودم نگه داشتم و چون می دونستم که کسی از این موضوع با خبر می شه و تو به همه می گی که سکه ها پیش تو بوده، خونه من امن تر از تو بود. الآن هم اصلا نگران و ناراحت نباش شاید از دست من و این رفتارم ناراحت بشی، اما این درسی برات می شه که همیشه مسائلی رو که دیگران با تو در میون میگذارند توی قلبت محفوظ نگه داری و به شخص ناشناسی راز دلت رو بازگو نكنی ...

سالها گذشت و جانسون از اون اتفاق درس بسیار بزرگی گرفت. اینکه راز دیگران مثل راز دل خودش می مونه و باید برای حفظ اون راز تلاش کنه. همونطور که خودش از فاش شدن راز دلش ناراحت می شه دیگران هم از این موضوع امكان داره تحت تاثیر قرار بگیرند و چه بسا موجب سلب اطمینان و تیرگی رابطه دوستی هم بشود. بطوریكه صداقت و صفای دل شما نباید تحت هیچ شرایطی موجبات آسیب و نگرانی شما را فراهم نماید.

فرستاده شده در تاریخ: 5/14/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

چقدر خوبه اگه بشه این پنج صفت رو همیشه در وجودمون رو حفظ کنیم، سپاس سوگند عزیز! خب میبینم که کوله پشتی سوغاتی تون هنوز هم برجسته است، دیگه برامون چی دارین؟

SOGAND33 :

برای دوستانمون یک کلیپ از کمدین هنرمند ایرانی آقای شهرام سین، آوردم که اگه موافق باشین به اتفاق ببینیم.




فرستاده شده در تاریخ: 5/14/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



بعضی‌ها رو دیدین که می‌تونن برای شما ساعت‌ها از آخرین مدل موبایل فلان مارک و یا آخرین تجهیزات فلان ماشین و بهمان وسیله با کلی آب و تاب و کمی چاشنی کردن خیال‌پردازی، ساعتهای صحبت کنن؟

انقدر که با آخرین تکنولوژی جهان به روز هستن، با زندگی خودشون نیستن. مشکل اینجاست که هیچ کدوم از این آخرین مدل‌ها تا چند سال آینده در کشورهای جهان سومی‌ دیده هم نمیشه. اگه هم بشه سهم بورژواهاست.

اما درست وقتیکه از همین افراد، در مورد برنامه‌هاشون برای پنج سال آینده‌ی زندگیشون می‌پرسین مثل نعش‌های نبش قبر شده به چشماتون زل می‌زنن!

اما بریم سراغ مهمون امروزمون که قدم رنجه کردن بعد از مدتها غیبت، به این خونه، خونه ی خودشون قدم گذاشتن. «سوگند» نازنین خوش اومدین!

SOGAND33 :
درود به شما و به اهالی مهربون دهکده ی دوستی!

خب سوگند عزیز، چه خبرا! بعد از این غیبت نسبتا طولانی که همه مون دلتنگتون شده بودیم، بگین برامون چی آوردین؟!

SOGAND33 :
مطلب زیبایی رو چندی پیش خونده بودم که اگه دوستان اجازه بدن ابتدا با اون شروع کنم!

با کمال میل، همه مشتاقانه منتظریم.

SOGAND33 :
مداد باش عزیزم.........
همان قلم که خدایت بدان سوگند یاد کرد، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی!





SOGAND33 :
صفت اول: می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.


SOGAND33 :
صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیز تر می شود (و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.


SOGAND33 :
صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.


SOGAND33 :
صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.


SOGAND33 :
و سر انجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.

فرستاده شده در تاریخ: 5/14/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود دوست تریبون آزادی من! صبح بهاریتون به نیکی.

امروز چشمام رو که رو به هزاران لحظه ی زندگی باز کردم، لبخند به لب داشتم. دیشب خواب دوستی رو دیده بودم که رازی از زندگیشون در دلم داشتم، رازی که خوشحالم تونستم توی سینه ازش حفاظت کنم.





رازها جادوی دل‌های کوچیک هستن که با نگاه‌های مطمئن دوستانه در قلب‌ها به امانت سپرده می‌شن. یکی از بزرگترین هیجانات زندگی اینه که رازی از دوستی در قلب خودمون داشته باشیم. گاهی مثل ظرف‌های بلورین عتیقه غبار بگیریم و جلاشون بدیم و دوباره بزاریمشون سرجاش و به داشتنشون افتخار کنیم. اینکه لیاقت این رو داشتیم تا دوستی رازش رو به امانت نزد ما بزاره و ما رو برای شنیدن اون انتخاب کنه.

میز و صندلی اتاق، دیوار‌ها و پنجره‌های چوبی و کتاب‌های خاک گرفته‌ در کتابخونه هم راز‌هایی دارن که تنها به هم می‌گن. اینکه مثل ما حرف نمی‌زنن و صداشون در‌نمی‌آید برای اینه که مخزن اسرار خوبی هستن. اونا برای همیشه سکوت کردن مبادا با حرفی راز کوچیک یکدیگه رو فاش کنن.

بعضیها دریاچه‌ی فکرشون اونقدر کم‌عمقه که رازی در کف اون پوشیده نمی‌مونه و سریع به سطح می‌آید، اون وقت همه اونو روی آب شناور می‌بینن و بلند بلند خنده سر میدن. کسانی که توان نگه‌داشتن رازهای کوچیک دوستانه رو ندارن مثل حباب‌هایی هستن که گرچه زیر نور خورشید رنگین و آزادانه پرواز می‌کنن اما ترکیدنشون حتمیه.

به خاطرمون باید بسپاریم که به عمق گودال‌های کوچک آب اطمینان نکنیم، تنها اقیانوس‌های عمیق‌ان که رازهای ما رو برای همیشه در دل خودشون پنهان می‌کنن. رود‌های کم‌عمق، خروشان و پرسروصدا هستن مثل انسان‌های کم‌عمق که بسیار حرف می‌زنن و کم می‌شنون. رودخانه‌های عمیق، آرام و بی‌صدا با اطمینان پیچ و خم‌های طول راه رو، تالاب‌ها و مرداب‌های رو، کوه ها و دشت ها رو پشت سر میذارن و در نهایت به اقیانوس‌های بی‌انتها می‌رسن.

رازها مثل دو آهنربا میمونه، اگه به اهلش گفته بشه، دو قطب مخالف آنچنان همدیگه رو جذب میکنه که جدا کردنشون دشواره و اگه به نااهل گفته بشه، با یک چشم به هم زدنی بر ملا میشه و مانند دو قطب همگون آهنربا، نیروی دافعه ایجاد میکنه و فاصله ای بسیار ایجاد میکنه.


فرستاده شده در تاریخ: 5/14/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«ماکادامیا، گران‌ترین خشکبار جهان»




ماکادامیا که میوه‌ای است شبیه به فندق و بومی استرالیا و‌‌هاوایی است گران‌ترین و مرغوب‌ترین میوه و خشکبار جهان به شمار می‌آید. آمریکایی‌ها بزرگ‌ترین مصرف کننده ماکادامیا در دنیا به شمار می‌آیند و از مغز آن در انواع شکلات و بستنی و از روغن مغز آن نیز در صنایع آرایشی و بهداشتی استفاده می‌کنند. از آنجا که میوه ماکادمیا بیش از 72 درصد اسید چرب غیراشباع دارد این خشکبار افزودنی مناسبی برای رژیم غذایی روزانه جهت کاهش کلسترول خون است و به همین دلیل استرالیا هر ساله بالغ بر 100 میلیون دلار از میوه را به آمریکا صادر می‌کند. قیمت هر کیلو از این میوه در بهترین شرایط (ارزان‌ترین قیمت ممکن) 495 دلار است.

تاریخچه:
ماکادمیا درختی است که در سال ۱۸۵۸ در خاور استرالیا شناسایی و در سال ۱۸۸۱ توسط «ویلیام پورویس» به هاوایی منتقل و در آنجا به عنوان یک گیاه زینتی، و در راستای احیا و توسعه جنگ ها مورد استفاده قرار گرفت. اما در سال ۱۹۴۸ با مطالعات و گزینش های صورت گرفته از سوی ایستگاه کشاورزی هاوایی معرفی و نام گذاری محصولات این گونه، نامی را در صنعت میوه و خشکبار رومیزی به خود اختصاص داد و منجر به صنعت مدرن ماکادمیا در هاوایی شد.

در کالیفرنیا در اوایل سال ۱۸۸۰ میلادی ۲ نهال ماکادمیا کاشته شد که هنوز در محوطه دانشگاه برکلی کالیفرنیا سرپاست. ورود واریته های اصلاح و نامگذاری شده از هاوایی به کالیفرنیا در حدود سال ۱۹۵۰ آغاز شد. اما به طور کلی در کالیفرنیا هنوز هم از این گیاه به عنوان یک گیاه زینتی استفاده می شود.


مصارف ماکادمیا:
مغز ماکادمیا ضمن کاربرد در آجیل، شیرینی و .... برای تولید روغن نیز مصرف می شود. روغن ماکادمیا از دیگر روغن های گیاهی مانند: روغن زیتون، برتر بوده دارای درصد بالاتری مونواکسید چرب غیر اشباع می باشد و نقطه دود آن بالاتر و برابر ۲۱۰ درجه سانتیگراد است.
تمام بخش های میوه ماکادمیا مورد استفاده قرار می گیرد. از ترکیب پوسته خارجی با مواد ارگانیک مالچی عالی برای اطراف درختان ساخته می شود. پوسته سخت در هنگام سوختن دما را بالا نگه می دارد و اغلب به عنوان سوخت برای کوره های آتش در صنایع محلی به کار برده می شود.
از آسیاب کردن پوسته سفت آن گردی حاصل می شود که سمباده خوبی در صنعت است و در مقایسه با شن، برای نفوذ پذیر کردن خاک مناسب تر است. همچنین ماکادمیا در صنایع آرایشی بهداشتی به عنوان ماده اولیه در ماساژور های پوست به کار می رود.

خواص ماکادمیا:
ماکادمیا میوه ای همسان فندق و مغزیترین خشکبار جهان است. مغز ماکادمیا بسیار انرژی زا بوده و چربی بدون کلسترول دارد. ماکادمیا دارای ۷۶% روغن طبیعی، ۹% پروتین، ۹% کربوهیدرات، و ۲% فیبر است. همچنین حاوی ویتامین های نیاسین b۱ و b۲ و نیز عناصر صروری همچون کلسیم فسفر پتاسیم سدیم سلنیوم و آهن است. روغن ماکادمیا سرشار از مونو اسید چرب غیر اشباع است که خطر حملات قلبی را کاهش می دهد.

فرستاده شده در تاریخ: 5/13/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اگه اهل سفر و گردشگری هستین، امروز میخوایم با هم سری به یک قسمت دیگه از دیدنی های ایران عزیزمون بزنیم...

«گرداب سنگی»




این بنا متشکل از یک دیواره عظیم سنگی به صورت مدور در سرتاسر چشمه ‌فصلی احداث گردیده است . قطر این بنا، ۱۸ متر با محیط ۲۵۶ متر مربع با عرض ۳ ‌متر و بلندی آن تــا کـف چـشـمـه ۱۸ متر است . این بنا دارای دریچه ای به ابعاد ‌۱۶۰x۹۰ برای هدایت آب آشامیدنی و توزیع آن در سطح شـهـر "شـاپـورخـواسـت"، آبـیـاری اراضـی و بـهره برداری از آسیاب ‌های آبی بوده است. مواد و مصالح آن از ‌سنگ‌های لاشه همراه با ملات ساروج (آهک و گچ و...) می باشد که در ساختمان پل شاپوری وخرابه‌های شهر "شاپورخواست" قابل مشاهده است.


فرستاده شده در تاریخ: 5/13/2009