در گوشــــــــي  |
|
|
|
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست
اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار
دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!
:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد
.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
سرود سبز همدلی، صدای عشق میزند!
آی با یک تـــــــن اتن کی میشود این وطن بی ما وطـن کی میشود
گر نباشد از تــــو هم این سرزمین خانه ی آبــــاد من کی میشــــــود
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/5/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
درود دوست بیتا روزتون خوش مهربون نازنین، پاییز هم داره میگذره. توی این برگهای رنگ رنگ زیبا، این روزها چی میبینین؟
امروز به مطلبی برخوردم در سایت "رادیو ایران آن ایر" که خیلی وقتها بهش فکر میکنم. از وقتی که 16 ساله بودم و یک جرقه ی زیبا توی زندگیم خورد و تمام روش فکریم رو تغییر داد، به عظمت زندگی در برابر مشکلات بیشتر دقیق شدم. امروز دیدن این عکس و مطلبی که در پی اون بود باعث شد که با هم یکبار دیگه این همه شگفتی و بزرگی رو مرود کنیم.
اين عکسي است که فضاپيماي «وويجر» از زمين گرفته است. عکسي که زمين را در فضاي بيکران نشان ميدهد.

«کارل ساگان»، ستارهشناس آمريکايي کتابي با همين عنوان نوشته است. در قسمتي از اين کتاب ميخوانيم: دوباره به اين نقطه نگاه کنيد. همين جاست. خانه اينجاست. ما اينجاييم. تمام کساني که دوستشان داريد، تمام کساني که ميشناسيد، تمام کساني که تا به حال چيزي در موردشان شنيدهايد، تمام کساني که وجود داشتهاند، زندگيشان را در اينجا سپري کردهاند. برآيند تمام خوشيها و رنجهاي ما در همين نقطه جمع شده است.
هزاران مذهب، ايدئولوژي و دکترين اقتصادي که آفرينندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بودهاند، تمامي شکارچيان و صيادان، تمامي قهرمانان و بزدلان، تمامي آفرينندگان و ويرانکنندگان تمدن، تمامي پادشاهان و رعايا، تمامي زوجهاي عاشق، تمامي پدران و مادران، کودکان اميدوار، مخترعان و مکتشفان، تمامي معلمان اخلاق، تمامي سياستمداران فاسد، تمامي «ابرستارهها» تمامي رهبران کبير، تمامي قديسان و گناهکاران در تاريخ گونه ما آنجا زيستهاند؛ در اين ذره غبار که در فضاي بيکران در مقابل اشعه خورشيد شناور است. زمين ذرهاي خرد در برابر عظمت جهان است. به رودهاي خون که توسط امپراتوران و ژنرالها بر زمين جاري شده، البته با عظمت و فاتحانه بينديشيد. اين خونريزان، اربابان لحظاتي از قسمت کوچکي از اين نقطه بودهاند. به بيرحميهاي بيپاياني که ساکنان گوشهاي از اين نقطه، توسط ساکنان گوشه ديگر (که از اين فاصله نميتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شدهاند.
بينديشيد چقدر اينان به کشتن يکديگر مشتاقند، چقدر با حرارت از يکديگر متنفرند. تمامي شکوه و جلال ما، تمامي حس خودمهمبيني بيپايان ما، توهم اينکه ما داراي موقعيت ممتاز در پهنه گيتي هستيم، به واسطه اين عکس به چالش کشيده ميشود. سياره ما لکهاي گمشده در تاريکي کهکشانهاست. در اين تيرگي عظمت بيپايان هيچ نشانهاي از اينکه کمکي از جايي ميرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد، ديده نميشود.
خوشتان بيايد يا نه، زمين تنها جايي است که ميتوانيم روي پايمان بايستيم. گفته شده که فضانوردي تجربهاي است شخصيتساز که فرد را فروتن ميسازد. شايد هيچ تصويري بهتر از اين، غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنياي کوچکش به نمايش نگذارد. براي من اين تصوير تأکيدي است بر مسئوليت ما در جهت برخورد مهربانانهتر با يکديگر و سعي در گراميداشتن و حفظ کردن اين نقطه آبي کمرگ؛ تنها خانهاي که تاکنون شناختهاي.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/5/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
حتما تا بحال عصبانیت رو تجربه کردین. تعریف شما از این حالت چیه؟ شاید بشه گفت عصبیبودن، واکنش فلجکنندهایه که هنگام برآورده نشدن توقعات شخصی پیدا میشه و میتونه بهشکل خشم و غضب، خصومت و یا سکوت ترشرویانه بروز کنه.
عصبیبودن، واکنشیه که بهسبب تکرار شدن، آموخته میشه تا فرد در برابر یاس و ناکامی، اونو ازخودش بروز بده.

ثابت شده که عصبیبودن هیچگونه بازده روانی نداره و تنها ضعف و ناتوانی بهدنبالش هست. از نظر جسمی، باعث انقباض شدید عضلات، زخم معده، تپش قلب، بیخوابی، خستگی و حتی بیماریهای قلبی میشه. در زمینههای روانی، عصبانیت موجب گسستهشدن روابط عاشقانه، ایجاد اختلال در ارتباط انسانی، پیدایش احساس تقصیر و افسردگی و بهطورکلی سد راه و مانع زندگی بارور میشه.
همیشه شنیدیم که ابراز عصبانیت، بهتر و سالمتر از خفهکردن اونه اما راه سالمتری هم وجود دارد و اون، عصبانی نشدن ِ. در اینصورت بر سر دوراهی ابراز خشم یا خفهکردن اون قرار نمیگیریم.
هر بار که ما بهخاطر شخصی یا چیزی که دوست نداریم، عصبانیت رو انتخاب میکنیم، تصمیم میگیریم که در برابر واقعیت، آزردهخاطر بشیم یا به نحوی دیگه روحیهی خودمونو فلج کنیم. این واکنش، بهکلی اشتباه ِ چون عصبیبودن و عصبانیت، هیچچیزی رو تغییر نمیده. این واکنش ما، فقط دیگران رو تشویق میکنه که روش خودشونو ادامه بدن و در این بین، تمام فشارها، ناراحتیها و عذابهای جسمی و فکری، نصیب ما میشه. انتخاب درحقیقت حق ماست اما یک طرز فکر نو، ما رو یاری میکنه تا نیاز به عصبانیت رو از بین ببریم.
خشم، در بین افراد، از درجات مختلفی برخوردار ِ. خشم رو میشه نوعی سرطان زیرک دونست که روان انسانها رو تحتالشعاع قرار میده.
اولین و مهمترین کاری که میشه در لحظهی خشم انجام داد، اینه که از اون فکری که در ذهنمون میگذره، آگاهی پیدا کنیم. یاد بگیرید که به دیگران هم حق انتخاب بدیم، همون جور که خودمون بر این حق اصرار داریم. یک یادداشت روزانهی عصبانیت تهیه کنیم و زمان و مکان و واقعهای که در اون، یا اونها عصبانیت رو انتخاب کردیم، دقیقا یادداشت کنیم. پس از بروز خشم، اعلام کنیم که خطاکردیم. سعیکنیم هنگام عصبانیت، نزد شخصی بریم که دوستش داریم. خودمونو دوست داشته باشیم، در اینصورت هرگز خودمونو گرفتار خشمهای مخرب و نابودکنندهی شخصیتی نخواهیم کرد. بهجای اینکه در برابر شرایط دشوار و یأسآور، بردهی عطوفت و احساس باشیم، موقعیتهای دشوار رو بهعنوان یک نوع مبارزهطلبی برای تغییر دادن اون تلقی کنیم.
ما میتونیم از همین امروز شروع کنیم.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/4/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
به نظر من من زندگی مجموعهی از اتفاقهای کوچیک و بزرگه که ناغافل به سراغمون میاد و گاهی هم تلنگرهای اساسی بهمون میزنه تا به قول دوستی مثل کتلتهای توی ماهیتابه از هردو طرف خوب سرخ بشیم... همهی کتلتها تا وقتی که آمادهی خورده شدن بشن بارها و بارها این پشت و رو شدن رو تجریه میکنن.

فرق انسان با کتلت در اینه که آدمها صبر نمیکنن تا اتفاق بسراغشون بیاد، خودشون به سراغ اتفاق میرن، اون دسته که اهل خطر هستن با چتر از هواپیما میپرن یا موتورسواری میکنن یا دور دنیا رو با جیب خالی و پای پیاده طی میکنن و اون دسته که محافظهکار هستن سر جاشون آروم مینشینن و از هیچ برای خودشون یک اتفاق هیجانانگیز میسازن.
من افراد زیادی رو دیدم که جدا می خواستن تغییر و تحولی در زندگیشون ایجاد کنن اما حتی گام کوچیکی هم به پیش بر نداشتن. و این یعنی خواستن لزوما به معنای توانستن نیست.
خواستن فقط "نقطه شروع" به حساب میاد؛ همین و بس. از این به بعد باید بدونیم که از چه "راهی" و با چه "ابزار یا ابزارهایی" می تونیم به خواسته خود برسیم. اما اون چیزی که به ویژه اهمیت داره اینه که ما بتونیم "موانع" رسیدن به خواسته خودمون رو بشناسیم و برطرف کنیم.
یکی از بزرگ ترین و شاید خطرناک ترین مانع ها، خود ما هستیم. در واقع "ذهنیت" ما، دشمن رسیدن به خیلی از خواسته هامونه. فرد فقیری که می خواد ثروتمند شود اول باید ذهنیت فقر رو کنار بذاره. کارمندی که میخواد یک کارآفرین بشه باید ذهنیت کارمندی رو رها کنه؛ و به همین ترتیب فرد دیپلمه ای که می خواد دکترا بگیره و یک دانشمند بشه باید ذهنیت دیپلمه بودن رو به فراموشی بسپاره.
ذهنیت یعنی طرز فکر، باورها و اعتقاداتی که نسبت به خودمون و نسبت به مسایل مختلف داریم. فرد فقیری که قبول کرده هیچ وقت نمیتونه انسان ثروتمندی باشه، دارای ذهنیت فقیرانه است. کارمندی که فکر می کنه همیشه باید "حقوق بگیر" باشه نمیتونه هرگز صاحب یک شرکت بزرگ بشه. کسی که به همکاران خودش بدبینه و اونها رو دشمن میدونه، هرگز نمی تونه از اونها دوستان صمیمی بسازه.
اگه خواسته بزرگی دارین و می خواین طعم شیرین "بزرگ شدن" رو بچشین، گام اول را باید از همین امروز برداشت و سعی کرد که ذهنیت رو تغییر داد.
تغییر ذهنیت مثل "پوست انداختن" میمونه. مثل تبدیل شدن کرم ابریشم به یک پروانه زیبا و آزاد. این فرایند رنج آوره اما نتیجه ی اون زیباست و همینه که هیجان زندگی رو میسازه.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/3/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«پیشینه جشن هالووین»

گستردگی بیش از حد رسانهها، سهولت دسترسی و نفوذ آنها به زندگی مردم سراسر جهان، برای انسان امروزی فرصت شناخت خصوصیات فرهنگی مردم سایر نقاط جهان را فراهم کرده است. به هر صورت ضمن تاکید به حفظ و نگهداری از سنتهای زیبا و پر معنای تمدن و کشورعزیز خودمان توجه شما را به مطلبی که درباره هالووین، یکی از این رسوم تهیه شده است، جلب میکنیم. طی چند سال اخیر اجرای بعضی از آداب و رسوم شادی آور کشورهای دیگر جهان در ایران باب شده است و این ماجرا از طرفی خوب است چون اجرای این رسوم - هر چند در اندازه ای بسیار کوچک و در حد خانه، مدرسه و مهد کودک - به هرحال میتواند بهانه ای برای شادمانی مردم باشد و از طرفی بد است، چون ما معمولا بدون اطلاع از اصل و ریشه آن که لطف این مراسم را صد چندان میکند، فقط ظاهر ماجرا را از روی فیلمها یا کانالهای ماهواره کپی میکنیم و کم کم مصداق ضرب المثل "کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد" میشویم.
:: تاریخچه و آداب هالووین آیا میدانید این شب سراسر خنده و شوخی که کوچک و بزرگ در انتظار آن هستند چه ماجرایی دارد؟ تاریخ این روز به بیش از 2000 سال گذشته بازمیگردد و آغاز آن درواقع بسیار جدی بوده است. شب 31 اکتبر که بههالووین (Halloween ترکیب دو کلمه Hallow مقدس و E’en که همان Evening به لهجه ایرلندی است، به معنای سر شب) شهرت دارد، ریشه در رسوم سلتیک (ساکنان اولیه جزایر بریتانیا) دارد و آداب آن بیشتر از ایرلند و اسکاتلند آمده است. این شب در اصل از جشنی مذهبی پایه گرفته است که از قرن نهم بعد از میلاد مرسوم بوده و "روز تمام مقدسین" یا All Hallows Day نام داشته است. مسیحیان در این روز که مطابق با اول نوامبر است، به افتخار تمام قدیسین جشنی برپا میکنند که امروز به نام All Saints Day شهرت دارد و هالووین، شب قبل این جشن است. اما رسوم این شب، تاریخچه ای بسیار دورتر دارد و به یکی از تعطیلات سلتیک برمیگردد. بیش از 2000 سال پیش، راهبان سلت که Druid نامیده میشدند، جشنواره ای را پایه گذاری کردند که سمهین (Samhain) نام داشت و اعتقاد داشتند که در این شب دروازه بین دو دنیا گشوده میشود و خدای جهان مردگان همراه با ارواح، اجنه و دیوها به روی زمین میآید. مردم سلت در این شب لباسهایی از پوست حیوانات میپوشیدند و سر آنها را هم مانند کلاه خودی بر سر میگذاشتند تا از ارواح خبیث پنهان شوند و با کوبیدن بر طبل و اشیایی مانند دیگ و بشقابهای فلزی، صداهایی ایجاد میکردند تا اجنه و دیوها را فراری دهند. در این میان راهبان آتشی میافروختند و قربانی میکردند تا ارواح را آرام کنند. امروزه رنگهای محبوب هالووین یعنی نارنجی و سیاه، نشانه ای از رنگ آتش راهبان در آسمان تیره شب است. پوشیدن لباس مبدل هم، از پوشیدن پوست حیوانات به لباسهایی مانند جادوگران، هیولاها، شخصیتهای مشهور و هر چه تصور کنید، درآمده است. از طرفی، علاوه بر تاثیر این مراسم، جشنواره روز برداشت محصول رومیان نیز، که از قرن اول میلادی آغاز شد، به خصوص جشنی که در ستایش پومونا (Pomona) الهه میوه جات بوده است، بر جشن هالووین تاثیر فراوانی گذاشته است. گرفتن سیب از آب و دویدن در هزارتوهای مزارع ذرت و البته استفادههای مختلفی که از کدو میشود، همه نشانی از جشن رومیان دارند که در طی آن برداشت محصولی خوب را جشن میگرفتند.
:: trick-or-treat یا همان قاشق زنی! یکی از آداب بسیار رایج در هالووین trick-or-treat نام دارد و بسیار شبیه به قاشق زنی خودمان است، به این ترتیب که افراد- به خصوص کودکان - در گروههایی کوچک به در خانهها رفته و میگویند trick-or-treat به این معنی که: "چیزی بده تا اذیتت نکنیم" و صاحبخانه که به همین مناسبت خوراکیهایی تهیه کرده، چیزهایی در سبد آنها میگذارد. این رسم در واقع بازسازی اتفاقی است که در دوران گذشته و در روز "تمام مقدسین" روی میداد و در طی آن فقرا به درب منزل ثروتمندان میرفتند و از آنها پول یا غذا میگرفتند و اگر کسی از کمک به آنها سرباز میزد، ارواح خبیث به سراغش میآمدند و خانه اش را ویران میکردند.
:: کدوی نارنجی رنگ، جاودگر سوار بر جارو و ... جک فانوسی یا Jack-o-lantern: کدوهای نارنجی رنگی که به اشکال مختلف بریده میشوند و با شمعی در داخلشان، به عنوان فانوسهای شب هالووین در همه جا دیده میشوند، جک فانوسی نام داشته و پیشینه ای سلتی دارند.
:: صندوقهای کوچک یونیسف برای هالووین بنا بر این داستان، مردی به نام جک، محکوم شده بود تا پس از مرگ در دنیا سرگردان باشد. او فانوسی را که با کنده کاری بر روی ترب در دست داشت و به جک فانوسی معروف بود. هنوز هم در ایرلند و اسکاتلند این فانوسها از ترب ساخته میشود اما مهاجرین ایرلندی، پس از رسیدن به آمریکا، کدو را برای این منظور مناسبتر و زیباتر دیدند و پس از مدتی، کدو تنبلهای بزرگ و زیبا جای ترب را گرفت.
جادوگرانی با جاروهای پرنده و گربه سیاه: در قرون وسطا، ترس فراوانی از جادوگران وجود داشت. به خصوص که مردم اعتقاد داشتند جادوگران میتوانند با جاروهای پرنده خود به همه جا بروند و با ارواح خبیث ملاقات کنند. عده ای هم گربه سیاه را جادوگری میدانستند که تغییر شکل داده یا حتا مرده ای است که به زندگی بازگشته است.
هالووین و عطسه! در اعتقادات سلتی، باید به کسی که عطسه میکند بگویند: خدا حفظت کند! "God bless you". زیرا آنها اعتقاد دارند که هنگام عطسه، روح از بدن به بیرون پرتاب میشود و در شب هالووین، باید حتما مراقب بود تا اگر کسی عطسه کرد به او بگویند "خدا حفظت کند" تا مبادا شیطان روح آنها را تسخیر کند.
"فریا"
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/2/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«نکاتی برای شستشوی لباس ها در ماشین لباسشویی!»

میدانید لباسهایتان با چه جنس و بافتی را باید داخل ماشین لباس شویی قرار دهید و چه لباسهایی را باید با دست بشویید ؟ تا کنون برایتان پیش آمده است لباسی را که خیلی دوست دارید در داخل ماشین لباس شویی قرار میدهید ، بعد از شست و شوی ، اتمام کار ماشین لباس شویی لباستان را که کاملا فرق کرده است و حالت اولیه خود ار از دست داده است مشاهده میکنید ، با خود میگویید : ای کاش از اول این لباس را با دست میشستم و داحل ماشین قرار نمیدادم گه به این روز نیوفتد . برای اینکه دوباره چنین اتفاقی برایتان پیش نیاید ، و لباسهایتان را همواره همانند روز اول داشته باشید ، در این مقاله با ما همراه باشید تا شما را راهنمایی کنیم : برای شستن لباسهای یک سری قوانین وجود دارد که باید به این قانونها توجه داشته باشید : 1- قبل از شستن لباسهایتان به نکاتی که بر روی اتیکت آن لباس درج شده است دقت کنید ; اگر نحوه ی صحیح خواندن اتیکتهایی بر روی لباسهای را نمیدانید اصلا نگران نباشید زیرا پورتال سیمرغ در مقاله ی دیگری با نام آیا میدانیدبرچسبهای و اتیکتهای بر روی لباسها را چطور باید خواند ؟ به همین بحث پرداخته است ، شما میتوانید برای اطلاع بیشتر به این مقاله نیز مراجعه بفرمایید . 2- لباسهایتان را دسته بندی کنید ، این جمله بدین معنی میباشد که لباسهای رنگی را از لباسهای سفید و مشکی جدا کنید ، لباسهای سفید را با هم بریزید ، لباسهای مشکی را با هم ، لباسهایی را نیز که رنکی هستند با هم بریزید ، لباسهایی که دارای رنگهای مشترک هستند را با هم داخل ماشین لباس شویی قرار دهید تا رنگ لباسهای به یکدیگر پس ندهد . 3- لباسهایی را که رنگ میدهند از هم جدا کنید . از کجا متوجه شویم که یک لباس رنگ میدهد ؟؟ یک قسمت لباسی را که مطمئن نیستید ، رنگ میدهد یا نه را بشویید ، بعد لباس مورد نظر را بر روی یک حوله سفید قرار دهید چون لباستان خیس است اگر لباس رنگ پس بدهد ، حوله سفید شما تغییر رنگ میدهد . حال چه لباسهایی را باید با ماشین لباس شویی یا دست بشویید ؟
1- لباسهایی با جنس ابریشم را باید با دست بشوید مگر این که بر روی اتیکت درج شده بر روی لباستان به شما این امکان را داده باشد که لباس را در ماشین لباس شویی قرار دهید ، برنامه ی ماشین لباس شویی را باید در 30 درجه ی و بر روی لباسهای ظریف قرار دهید ، اگر لباسی با جنس ابریشم را میخواهید با دست بشوید بهتر است لباستان را در داخل یک ظرف آب قرار دهید ، کمی پودر در آب بریزید و اجازه دهید که ظرف کف کند و بعد لباستان را داخل ظرف بگذارید . نکته ی مهم و قابل توجهی در رابطه با لباسهای ابریشم وجود دارد،: برای اینکه لباستان با جنس ابریشم خشک شود ، هرگز لباستان را در معرض مستقیم نور خورشید قرار ندهید ، در فضای معمولی خانه قرار دهید تا لباستان خشک شود . 2- لباسهایی با جنس کتان را باید به چه نحوی شست ؟ لباسهایی با جنس کتان را میتوانید با کمک ماشین لباس شویی بشوید و در دمای 50 درجه ی نه بیشتر . برای خشک شدن لباسهای کتان نیز توصیه میشود که این لباسهای را نیز در معرض مستقیم نور خورشید قرار ندهید . 3- نحوه ی شست و شوی لباسهایی با جنس نخ نیز همانند شست و شوی لباسهایی با جنس کتان میباشد فقط در تنها موضوعی که تفاوت دارند این است که لباسهایی با جنس نح را میتوانید در معرض مستقیم نور خورشید قرار دهید در صورتی که در لباسهایی با حنس کتان ، شما چنین اقدامی را نمیتوانستید انجام دهید . 4- لباسهایی با جنس پشم را باید به چه نحوی شست ؟ لباسهایی با جنس پشم را میتوانید در داخل ماشین لباس شویی قرار دهید اما نه با برنامه ی شست و شوی بلند مدت بلکه با برنامه ی شست و شوی کوتاه ، نیز بر روی لباسهای ضخیم برنامه را تنطیم کنید . برای شستن لباسهای با جنس پشم نیز بر روی اتیکتی که بر روی لباس درج شده است دقت بفرمایید، ممکن است شما این امکان را نداشته باشید که لباس را در داحل ماشین لباس شویی بشویید و فقط باید لباس را با استفاده از دست بشویید. 5- لباسهایی که دارای کرک، پرز هستند را بهتر است به تنهایی داخل ماشین لباس شویی قرار دهید تا به لباسهایی دیگر کرک را پس ندهند . لباسهای زیر خود را حتما با دست بشویید و هرگز لباس زیرتان را داخل ماشین قرار ندهید.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/2/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
بعضی وقتها وقتی جلوی آینه دقیق به پوستمون نگاه میکنیم به دانه های سر سیاه ریزی بر روی بینی وگاهی گونه ها بر میخوریم که پوستمون رو از شفافیت وصافی خارج کرده و کدر نشون میدهد. میشه با یک پاکسازی ساده این دانه های سیاه وجوشهای زیر پوستی مرده رو پاک کرد و به پوست شادابی بخشید.
«پلینگ یا پاکسازی پوست در منزل»

:::.. مراحل پاکسازی یا پلینگ پوست
1- بخور دادن : اولین مرحله برای پاکسازی پوست بخور دادن و آماده سازی پوست برای پاکیزگی است.به این ترتیب که داخل ظرفی 2 لیوان آب را با یک قاشق غذا خوری بابونه مخلوط کرده وروی شعله گاز بگذارید تا کاملا به جوش بیاید.سپس از روی شعله برداشته وبه وسیله ی یک حوله که روی سر می اندازید صورتتان را 20 دقیقه بخور دهید تا کاملا منفذ های پوستی باز شده و دانه های سر سیاه برای بیرون آمدن از زیر پوست آماده شوند.
2- خارج سازی دانه های سر سیاه : در این مرحله بعضی از دانه های سر سیاه بزرگ را می توانید جلوی آینه با فشار دادن بین دو انگشت خارج کنید و حتما تا ریشه ای که به رنگ سفید است ادامه داده تا کاملا تخلیه شود و سپس با پنبه ی آغشته به الکل سفید آن را ضد عفونی کنید ،اما دانه های بسیار ریز تر و کوچکتر را با وسیله ای که مخصو ص پلینگ است ودر فروشگا ههای لوازم آرایشی یافت می شود، خارج سازید .این وسیله به شکل میله ای است که سر آن حلقه ای شکل بوده وشما می توانید پس از ضد عفونی کردن آن با الکل سفید با کشیدن این حلقه بر روی پوست از پایین به بالا چه ناحیه ی بینی و چه بقیه ی قسمتهای دیگر صورت ،تمام جوشها ی ریز سر سیاه را که توسط بخور برای بیرون آمدن آماده شده اند را خارج سازید .هر بار که این وسیله ی حلقه ای شکل را روی پوست می کشید حتما با یک پنبه ی آغشته به الکل سفید آن را ضد غفونی کرده و دوباره کار را ادامه دهید.(خودتان نیز می توانید این وسیله ی ساده را با یک مفتول سیمی که خیلی هم نرم نباشد به شکل یک میله ی ساده با سری حلقه ای شکل درست کنید و از آن استفاده نمایید.)
3- زدن ماسک سفید : پس از خارج سازی جوشهای سر سیاه و زیر پوستی و جرمهای روی پوست که حتما بلا فاصله پس از بخور انجام شود ،از ماسکهای ماست و جوانه ی گندم (یک قاشق غذا خوری ماست کم چرب را با یک قاشق چایخوری آرد جوانه ی گندم یا آرد نان سنگک مخلوط کنید) ویا ماسک نشاسته (یک قاشق ماست کم چرب را با یک قاشق چایخوری نشاسته مخلوط کنید )و به آرامی بر روی پوستتان به حالت دورانی و ماساژ بمالید و پس از ربع ساعت با آب سرد و خنک بشویید.
4- زدن ماسک خیار وگلاب: برای طراوت و شادابی وشفافیت پوست ،یک عدد خیار با پوست را ریز رنده کرده ،یک قاشق مربا خوری گلاب به آن اضافه کرده وبه حالت خوابیده ،به آرامی روی پوست بمالید و پس از 10 دقیقه با آب سرد و خنک بشویید.
:::.. توصیه های مهم
1- اگر نتوانستید از این وسیله برای در آوردن جوشها استفاده کنید ،می توانید کمی روشور یا سفیداب پودر شده بلا فاصله بعد از بخور، روی پوست مالیده و پس از اینکه کمی جذب شد پوست را از پایین به بالا ماساژ دهید تا جوشهای ریز و سر سیاه و همینطور جرمهای پوستیتان پاک شوند .به خصوص در نا حیه ی بینی این کار را بیشتر انجام دهید. 2- 3الی 4 ساعت بعد از پلینگ هیچ کرم ویا کرم پودری بر روی پوست نزنید تا کاملا قرمزی و تورم آن بخوابد و پس از 3 ساعت نیز اگر لازم بود تنها از کرمهای مرطوب کننده و یا کمی روغن بادام استفاده نمایید. 3-بهترین زمان برای پاکسازی پوست زمانی است که برنامه ای برای خارج شدن از منزل نداشته باشید که اگر بتوانید قبل از خواب این کار را انجام دهید و پس از آن به پوست کاملا استراحت دهید نتیجه ی مطلوب تری خواهید گرفت.
4- اگر تنها و تنها از بخور و روشور به مدت سه بار در هفته مثلا در سوناهای بخار پس از 20 دقیقه بخور و به کار بردن سفیداب یا روشور استفاده کنید و پس از آن هم بلا فاصله با آب سرد و خنک بشویید، بعد از یک ماه پوستی شفاف و روشن و بسیار پاکیزه خواهید داشت.
5- پلینگ و پاکسازی پوست را حتما دو تا سه ماهی یک بار انجام دهید و خیلی زود به زود انجام ندهید چرا که با فاصله زمانهای کوتاه و پشت سر هم باعث شل شدن و چروک پوست خواهد شد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/2/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
یک پیام خیلی زیبا از داداش رضا خوبمون به دستم رسید که جا داره ضمن تشکر از این همراه خوب، یکبار با هم این نوشته ی آموزنده رو مرور کنیم.

مطالعات زیست شناختی نشان داده اند که اگر قورباغه ای را در ظرفی بیندازیم و آن ظرف را با آب محیط زندگی اش پر کنیم و بعد آب را آرام آرام گرم کنیم قورباغه سرجایش می ماند و هیچ واکنشی نسبت به افزایش تدریجی حرارت (تغیر محیط) نشان نمی دهد.تا این که آب به جوش می آید و قورباغه می میرد.شاد و پخته می میرد!
از سوی دیگر اگر قورباغه ای را در ظرفی پر از آب جوش بیندازیم بی درنگ بیرون می پرد.سوخته اما زنده است !
گاهی ما هم مثل قورباغه ای آب پز می شویم.متوجه تغییرات نیستیم .فکر می کنیم که همه چیز روبراه است و یا شرایط نامطلوبی که در آنیم گذراست .به سوی مرگ می شتابیم اما همان طور آرام و بی تفاوت ، در آبی که مدام گرم تر می شود باقی می مانیم .سرانجام می میریم ،شاد و پخته ! بی آن که متوجه تغییرات اطرافمان شده باشیم.
قورباغه های آب پز نمی فهمند که همراه با "کارائی" (درست انجام دادن کارها) باید "موثر" باشند(کارهای درست انجام دهند).و به این منظور باید مدام رشد کنیم ،باید فضا را برای گفتگو ،برای ارتباط با دیگران ،مشارکت و برنامه ریزی و رابطه ی صحیح باز کنیم.مبارزه بزرگتر این است که بتوانیم به افکار دیگران احترام بگذاریم.
قورباغه های آب پزی وجود دارند که فکر می کنند هنوز اطاعت مهمترین عامل زندگی است و نه رقابت! به کسی که می توانیم دستور دهیم و از کسی که قدرت دارد اطاعت کنیم کجاست زندگی حقیقی ؟ بهتر است نیم سوخته از شرایطی بگریزیم ، اما زندگی کنیم و آماده ی واکنش باشیم
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/2/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«خالق خانه سبز، خانه ای دیگر ساخت!»

«مسعود رسام» كارگردان مجموعههايي نظير «خانه سبز»، «تولدي ديگر»، «هاچين و واچين» و « قطار ابدي» بر اثر سرطان خون درگذشت. «مسعود رسام» كارگردان نامدار تلويزيون ايران پس از سالها تحمل بيماري سرطان خون حدود يك ساعت پيش در بيمارستان لاله تهران درگذشت. بنابراين گزارش، آخرين فعاليت زنده ياد رسام، كارگرداني مجموعه تلويزيوني «غيرمحرمانه» بود كه سال گذشته از شبكه تهران به روي آنتن ميرفت.
مسعود رسام متولد 1336 تهران، فارغ التحصيل كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما (دانشكده صدا و سيما)بود. وي فعاليت هنري را سال 1358 در تلويزيون با تهيه كنندگي و كارگرداني فيلمهاي كوتاه، تئاتر و سريال آغاز كرد.
برنامه چاق و لاغر، دنياي شيرين دريا، دنياي شيرين، هاچين و واچين، محله بهداشت و … از جمله فعاليتهاي اين كارگردان و تهيه كننده در عرصه كودك و نوجوان است.
زنده ياد رسام كارگرداني، تهيهكنندگي و نويسندگي فيلمها و سريالهايي نظير غيرمحرمانه، مادر، بزرگ مرد کوچک، سريال مرواريد سرخ، درياييها، سيندرلا، تولدي ديگر، دنياي شيرين دريا، نوعي ديگر، سرزمين، قطار ابدي، دلبندم، سيب خنده، همسران، علي و غول جنگل، چاق و لاغر، دو مرغابي در مه، ماموريت، منبع موثق، در خانه، هاچين و واچين، از نو بسازيم، محله بهداشت، محله برو بيا، برده رقصان، کيف، شازده کوچولو و… را در پرونده كاري خود دارد.
همچنين مهران رسام در گفتگويي گفت: پيكر زنده ياد مسعود رسام روز سه شنبه 12 آبان ماه ساعت 9 صبح از روبهروي خانه سينما به سمت قطعه هنرمندان تشييع خواهد شد.
شوک بزرگی بود! با کارهای خوب آقای مسعود رسام زندگی کردیم و خاطره ساختیم و آموختیم که باید هر زندگی روح سبزی داشته باشه. یاد و خاطرشون شاد و گرامی.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/2/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
امروز سه شنبه (بهرام شید) پنجم (سپندارمذ روز) آبان ۱۳۸۸ خورشیدی با بیستوهفتم اکتبر سال ۲۰۰۹ میلادی
ایران در گذر تاریخ ...
:::.. نگاهي به سیاستهای 24 قرن پیش ايران در منطقه مدیترانه ..:::
27اكتبر سال 398 پيش از ميلاد «كونون» ادميرال مشهور آتني با شماري از افسران دريايي آتن كه به ايران پناهنده شده بودند به استخدام نيروي دريايي ايران درآمدند و به تصميم اردشير دوم شاه وقت از دودمان هخامنشي دراختيار «فرنه باز» ژنرال معروف ايران و فرمانده نيروهاي مستقر در غرب و شمال غربي شامل مصر، قبرس، فنيقيه و آناتولی قرار گرفتند و به نوسازي ناوگان ايران در اژه و مديترانه كمك بسيار كردند. ژنرال «فرنه باز» با كمك اين ناوگان نوسازي شده اسپارت را در «سنيدوس» شكست داد و سپس چند شهر را در منطقه «لاكوني» در جنوب غربي شبه جزيره بالكان (نه چندان دور از شبه جزیره ایتالیا) تصرف كرد و به تاخت و تاز اسپارت كه با كمك ايران بر آتن فائق آمده بود در مديترانه و منطقه اژه پايان داد. طبق قرار محرمانه قبلی ميان ايران و اسپارت، بنا نبود كه اسپارتی ها پس از پيروزي بر آتن دست به تصرف «كشور ــ شهر» هاي يوناني بزنند و قلدري كنند. پس از شكست اسپارت از «فرنه باز»، ايران موفق شد پس از نزديك به يك قرن استراتژي خود در جهان هلنيك (يوناني زبانها) را به اجرا در آورد و آن، ايجاد موازنه قدرت ميان «كشور ــ شهر» هاي يوناني و جدا نگهداشتن آنها از هم و جلوگيري از تشكيل يك اتحاديه «دلوس» ديگر و نيز قطع تحريكات ضد ايراني یونانیان در مصر و قبرس بود. در اجراي اين سياست، دولت وقت ايران كمك مالي در اختيار پاره اي از اين «كشور ـ شهر» ها از جمله آتن قرار داد تا خرابيهاي ناشي از جنگ طولاني«پلوپونز» را مرمت كنند و به اقتصاد خود سر و سامان دهند. «فرنه باز» درعین حال از تامین آرامش در منطقه زیر فرمان خود غافل نبود و در سال 391 پيش از ميلاد يك شورش ضد ايران در قبرس را سركوب و سال بعد نیروی اضافی به کمک دو ژنرال ايراني فرستاد که مامور فرو نشاندن فتنه در ساتراپي مصر شده بودند. «فرنه باز» در عين حال داماد اردشير دوم شاه وقت بود.
:::.. رئيس قره قوينلو ها تبريز را گرفت ..:::
27 اكتبر سال 1406 ميلادي (785 خورشيدي) قراه يوسف رئيس تركمانان قره قوينلو تبريز را تصرف كرد. وي از آن پس ظرف 14 سال سراسر شمال غربي ايران از گرجستان تا ساوه را متصرف شد. تركمانان كه از بقاياي مهاجمان آن سوي فرارود (ماوراءالنهر) به ايران و آسياي غربي بوده اند اينك عمدتا در جنوب غربي تركيه امروز و مناطقي از عراق زندگي مي كنند.
:::.. توقيف روزنامه هاي تهران که از دولت انتقاد مي کردند ..:::
پنجم آبان 1291 خورشيدي (27 اكتبر 1912) صمصام السلطنه رئيس الوزراء وقت دستور داد روزنامه هايي را كه از او انتقاد كرده بودند و يا نوشته بودند كه به جاي كم سواد هاي نالايق از تحصيلكرده هاي فرنگ رفته براي احراز مقامات بالا استفاده شود توقيف و مديرانشان بازداشت شوند. به اين ترتيب بيشتر روزنامه هاي تهران توقيف شدند. دانستني است كه رئيس الوزراء بعدي نيز اين روش را كه مورد حمايت دولت تزاري روسيه هم بود دنبال كرد و حساسيت نسبت به جرايد و محدوديت نشر روزنامه در ايران از همان زمان وارد سياست داخلي وطن ما شده و عملا يكي از رديف هاي فهرست آن قرار گرفته و به باور برخي از اصحاب نظر مانع اصلي تكامل و پيشرفت ژورناليسم ايران بوده است و تا اين مسئله حل نشود، نمي توان انتظار حل مسائل ديگر را داشت.
:::.. آغاز تظاهرات ضد قاجاريه در ايران ..:::
در پي مخالفت دولت وقت (به نخست وزيري ژنرال رضاخان پهلوي) با بازگشت سلطان احمد شاه قاجار از اروپا به وطن، از پنجم آبان سال 1304 (27 اكتبر 1925) تظاهرات ضد قاجاريه - طبق يک برنامه از قبل تنظيم شده - نخست در تهران (ميدان توپخانه) و سپس شهرهاي ديگر بر پا شد و تظاهركنندگان خلع قاجاريه را از سلطنت درخواست داشتند. اين تظاهرات تا نهم آبان كه طرح نمايندگان مبني بر خلع قاجاريه به تصويب مجلس رسيد ادامه داشت.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 10/27/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|