در گوشــــــــي
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!

:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد

.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد


تعداد صفحات 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 صفحه [ 24 ]
ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

گل مريم وای گل سرخ و سپیدم کی میایی
بنفشه برگ بیدم کی میایی
تو گفتی گل درآید من میایم
وای گل عالم تموم شد کی میایی
جان مريم چشماتو واكن منو صدا كن چون هوا سفيد در اومد خورشيد وقت اون رسيد كه بريم به صحرا وای نازنین مریم ...



درود دوست من، صبح روز آدینه تون نیک، عطر گل مریم همراه امروزتون

فرستاده شده در تاریخ: 4/24/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و در آخر، میریم به سراغ خوش شانس ترین ها !




فرستاده شده در تاریخ: 4/23/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اما بریم سراغ ضرب المثل هایی که فقط در ایران به کار میره!!

«ضرب المثل هایی که فقط ایرانی ها در زبان انگلیسی به کار می برن - طنز »





اگر خارج از ایران باشید، با جملاتی این چنینی برخورد کردید، بدونید طرف مقابل ایرونیه
▪ He looks at me Left Left!
چپ چپ نگاه میکنه!

▪ I die for your height and top!
قربونه قد وبالات!

▪ Ate my head!
سرمو خورد!

▪ He has grown a tail!
دم در آورده!

▪ On my eyes!
به روی چشمم!

▪ Light up my homework!
تکلیف منو روشن کن!

▪ Don;t hit yourself into left Ali Street!
خودت رو به کوچه علی چپ نزن!

▪ To my death?!
مرگ من؟!

▪ I ate the ground and my father came out!
خوردم زمین، پدرم در اومد!

▪ Take away the person that washes your dead body!
مرده شورتو رو ببرن!

▪ Pull your carpet out of the water!
گلیمتو رو از آب بکش!

▪ I;ll hit you so hard that electricity will pop out of your eyes!
انقدر سفت بزنمت که برق از چشمات بپره!

▪ His/Her donkey passed over the bridge!
خرش از پل گذشته!

▪ What kind of dirt should I put on my head?!
چه خاکی به سرم بریزم؟!

▪ The neighbors chicken is a goose!
مرغ همسایه غازه!

▪ Marriage is an uncut watermelon!
ازدواج هندونه ای نبریده است!

▪ Happiness has been hitting you under the mag!
خوشی زده زیر دلت!

▪ Don;t drop worms!
کرم نریز


فرستاده شده در تاریخ: 4/23/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

بعد از پاسخ بسیار زیبای آناهید نازنین، قراره با هم یک «باربی» زنده ببینیم. بــــــــــــــــــــــــــله، باربی از قالب رویا در اومده و به دنیای واقعیت پا گذاشته، باور نمیکنین، متن زیر رو بخونین

«سیندی جکسون، باربی زنده»




:::.. زنی که بیشترین عمل زیبایی را انجام داده است !

سیندی جکسون ( Cindy Jackson ) در طی 50 عمل زیبایی بیش از 100,000 دلار پرداخت کرده ! او از سال 1988 تا کنون 9 عمل زیبایی تمام عیار داشته . این دختر کشاورز آمریکایی یک پیشگام در بیشترین تغییر چهره است و رسانه های جهان به او مقام " Living Barbie Doll " ( عروسک باربی زنده ) را داده اند .
درمان او شامل:

1- عمل جراحی روی صورت
2- بینی
3- ایمپلانت سینه
4- لیپوساکشن
5- پوست شیمیایی ( chemical peel )( یک نو عمل روی بدن است که جوش ها و ... پوست را از بین می برد و پوست را بهبود می بخشد)
6- اکسیژن درمانی
7- بوتکس
8- کوچک کردن استخوان چانه
9- تزریق پر کننده ( filler injection )
10- ایمپلانت لب
11- ( یک نوع عمل زیبایی روی پوست بدن )
12- تزریق ویتامین های غشایی و ماتیک لب و خط چشم به صورت خالکوبی !
این عکس هم متعلق به ایشون هست که همراه با دکتر جراحی زیبایی خودشون Jose Campo و دستیارهایش در بیمارستان Xanit در نزدیکی مالاگا در اسپانیا گرفته شده است.





خلاصه ای از اطلاعاتی که سیندی جکسون ( Cindy Jackson ) در مورد خودش در سایت شخصی اش ذکر کرده است :
در یک جامعه کوچک کشاورزی در اوهایو (Ohio) آمریکا به دنیا آمد ، پدرش دهقانی اهل ایندیانا (Indiana) و مادرش کارگر معدن و اهل کنتاکی (Kentucky) . او یک خواهر بزرگتر از خودش نیز دارد.. وقتی 6 ساله بوده ، پدر و مادرش برایش عروسک باربی ( Barbie doll ) می خرند ، او این عروسک را خیلی دوست داشته و در تخیل خود باربی را در یک دنیای پر زرق و برق و شاد می دیده ، بدین ترتیب ، باربی جایگزین سرنوشتی شد که او برای خود می دید .


شش سالگی




او و خواهر بزرگترش




موسیقی و مد در اوایل دهه 60 در رویاهای کودکی او اثر بزرگی گذاشت ، عروسک باربی در تاریخ ذهن او باقی ماند و در او بعدها به لندن رفت ، یعنی محل تولد باربی .
در نوجوانی علاقه شدیدی به هنر در او بوجود آمد و عکسهای آگهی های تبلیغاتی تأثیری عمیق به ارائه تصویری جدید از او شد.



سنین نوجوانی سیندی




پس از اتمام تحصیلات دبیرستان ، در دانشگاه در رشته عکاسی تحصیل کرد ( برای ادامه تحصیل به لندن رفت و هیچوقت هم به خانه بازنگشت ) در حین تحصیل حدود یک سال و نیم در یک کارخانه کار هم می کرد . ( 1977 )
به خاطر ظاهرش برای خواندن به یک گروه خوانندگی دوره گرد دعوت شد . در اوایل دهه 80 به یک گروه موسیقی راک پیوست .



وقتی در گروه راک می خواند





سیندی و مایکل جکسون در سال 2001




در سال 1988 شروع به انجام یک جراحی کوچک کرد و این شروع ، نقطه عطفی بود که در نهایت تحقق همه رویاهای کودکی او و تغییر زندگی او را تا ابد در بر گرفت . به گفته خودش ؛ شروع نسخه زندگی اش را همان عروسک دستور داد .
زندگی حالای او : هنوز در لندن زندگی می کند ، همراه با سه گربه که یکی از این گربه ها یک گربه وحشی است که تصویر این گربه مرتبا با او در مجلات دیده می شود .
کارهای روزانه او : غذا دادن به گربه هایش ، تحقیق و بررسی پرونده عمل های جراحی ؛ و حداقل کاری که او انجام می دهد این است که هر هفته با رسانه های مختلف مصاحبه داشته ، بنابراین حرفها و عکسهای او در سراسر جهان منتشر می شود ، همچنین شرکت در سخنرانی های کنفرانس های بین المللی پزشکی .. او علاوه بر نوشتن کتابهایی در مورد خودش ، در روزنامه ها و نشریات دیگر هم کار می کند ( نسخه زندگی نامه او که نوشته خودش است ، به قیمت 100 دلار به فروش رفته است ). او هنوز در حال نوشتن و خوانندگی است و این روزها عمدتا در اروپاست . طراحان لباس در اروپا از او به عنوان مانکن مدل های لباسهای خود استفاده می کنند .
جالب اینجاست که این خانم ، اهل کارهای خیر و خداپسندانه هم می باشد و در بسیاری از مؤسسات خیریه عضو بوده و فعالیت دارد (او حتی به فلسطینی ها هم کمک کرده!)

او می گوید ؛ هیچ کس تا به حال این کار را تا این حد و اندازه انجام نداده بود و به او گفته شده بود که در جراحی زیبایی سه قاعده کلی وجود دارد که نمی توان از این 3 قاعده فراتر رفت : 1- نمی شود یک شخص عادی را به یک شخص جذاب تبدیل کرد 2- ساختمان استخوانی را نمی توان تغییر داد 3- بیشتر از 10 سال نمی توان یک شخص را جوان نشان داد ، که البته این سه قاعده در جراحی او شکسته شد و به یک اتفاق جهانی تبدیل شد ، او می گوید که می خواسته بطور قانع کننده ای بعد از جراحی طبیعی به نظر برسد (یعنی زیبایی کاملا طبیعی به نظر بیاید نه عمل شده!)



سیندی جکسون دوران دبیرستان در سال 1973 و سیندی جکسون پس از 19 عمل جراحی در سال 2000 !









فرستاده شده در تاریخ: 4/23/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

¤. فکر میکنین در زندگی، چقدر خودتون هستین و آیا تغییر کردن در مقابل کسانی که دوستشون دارید، تا چه حدی شایسته است؟

یک مهمون عزیز داریم که اومدن درب این خونه رو زدن تا پاسخ سوال هفته ی پیش رو برامون بگن. anahid_spain عزیز مهمون امروزمون هستن. خوش اومدین دوست من!

anahid_spain: ممنونم

خب خانومی به گوشیم

anahid_spain: من فکر ميکنم درسته که تغيير اونم از ترک عادتهاي ناپسند به عادتهاي پسنديده خوشايند و زيباست؛
ولي وقتي صحبت از « من » هست ، اگر من « آناهيد » هستم و تو « تو هستي » دليلي نمي بينم که براي باب ميل تو شدن « بودنم » را خط بکشم ...

anahid_spain: حالا اگر من تو را « اينگونه » که هستي ، نمي پسندم آيا پسنديده است تو را باب « ميل خودم» تغيير دهم....
آيا بهتر نيست « يکديگر » را « همانگونه » که هستيم ، بپذيريم ، آداب ، رفتار کردار و اعتقاد هر شخصي ، شخصيت و « منيت » اون شخص رو تشکيل ميدهد...

anahid_spain: وقتي کسي رو دوست داريم هيچ وقت اونو باب ميلمون تغيير ندهيم« او » و « من» دو متفاوت هستيم که ميتونيم با قبول هرآنچه که هردو هستيم ، با احترام به يکديگر عشق بورزيم....
وقتي عشق باشه « مني » وجود نداره ....آنجا که عشق هست درياي بي کران يگانگيست....

anahid_spain: من کجا و دل کجاو عشق کجا.......

سپاس نازنین مهربونم بسیار شیوا پاسخ گفتین.

anahid_spain: دلتون هميشه عاشق

تقدیم به همه ی شما که دلتون پر از شهد شیرین عشقه





فرستاده شده در تاریخ: 4/23/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اون ابرهای که توی کارتون ها پر از علامت سوال بود رو به خاطر دارین؟ یکی از رویاهای کودکانه ی ما اون روزها این بود که «ای کاش می‌شد رفت توی دنیای کارتون‌ها» بعضی وقتها در دنیای خواب این اتفاق می‌افتاد. همون علامت سؤالهایی که ما رو روبروی تلویزیون به زمین میخکوب می‌کرد و به دنبال خودش می‌کشوند که بفهمیم چه چیزی توی سرش بی جواب مونده و به چی چیز فکر می‌کنه؟

حالا احساس می‌کنم بالای سر هر کدام از ما نه یکی، بلکه باید کلی از این علامت‌های سؤال باشه. علامت مفیدی که تاریخ مصرف آدمها رو تعیین می‌کنه. علامتی که مثل قلاب از زمین جدامون می‌کنه. می‌بردتمون بالاتر که از اونجا درست همه چیز رو ببینیم. هرچقدر تعداد این علامت سؤالها بیشتر باشه، بیشتر زنده می‌مونیم! تاریخ مصرف بالاتری داریم.

باید از علامتی به علامت دیگه ای بپریم. اگه به تیزی علامتی گیر کردیم، مثل ماهی بیچاره که صید قلاب ماهیگیر می‌شه، صید علامتی می‌شویم که همیشه روی هوا معلق نگه مون داشته.

زمانیکه هیچ علامت سؤالی نباشه، اون موقعه ای که چراغ سوال روشن نیست…؛ اون وقت کارتون هم تمام میشه!

می‌بینین دوست من! میبینین چقدر این علامت‌های سؤال عزیزن؟ علامت‌هایی که باید هر کدومشان رو برای یک نفر باز کنیم. علامت‌هایی که ای کاش آسون لوشون ندیم. به حراجشون نذاریم. انسان بدون این علامت سؤال دیگه هیچ نگاهی رو به دنبال نمیکنن. دیگه هیچ چیزی رو کشف نمیکنن. اگه کشف نشیم؟ اگه نتوانیم حرف بزنیم؟ اگه راه رو گم کنیم؟ اگه ...






فرستاده شده در تاریخ: 4/23/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز قراره با هم تمام دنیا رو در 24 ساعت بگردیم. رمان ژول ورن به نام «دور دنيا در 80 روز» رو به خاطر دارین، همون رمانی که باعث به شهرت رسیدن این رمان نویس برجسته شد؟! اما ما امروز قرار نیست که این همه وقت صرف کنیم ما برای این سفر تنها به 24 ساعت زمان نیاز داریم.

در واقع وقتي در لندن ساعت 6 بامدادِ، در توكيو ساعت ...

«دور دنیا در 24 ساعت»



ساعت 6 بامداد به وقت لندن است.خورشید تازه طلوع كرده است. پایتخت بریتانیا دارد بیدار می شود، در حالی كه در همین زمان در نقاط دیگری از جهان برخی مشغول صرف نهار هستند، برخی پس از پایان كار روزانه آماده خوابیدن می شوند و برخی دیگر در خواب عمیق فرو رفته اند





در نروژ ساعت 7 صبح است. خورشید طلوع كرده و مه بامدادی را به روی دریاچه ای در نزدیكی استاوانگر شكافته است. برخی افراد سحرخیز از این هوای خوب صبحگاهی استفاده كرده و به تنهایی از این سكوت و آرامش لذت می برند






در قلب براید رایور كانیون در آفریقای جنوبی ساعت 8 صبح است. طبیعت برای نشان دادن تمام زیبایی ها و عظمتش تردیدی نمی كند. بدون شك توریست های اندكی تنبل بهترین لحظه روز را از دست داده اند





در جزیره نوسی بی در فاصله نزدیكی سواحل ماداگاسكار ساعت 9 صبح است. خورشید گرم كردن سواحل این بهشت ماداسكار را آغاز كرده است.





در یكی از خیابان های مدرن شیخ نشین دبی در امارات متحده عربی ساعت 10 صبح است و زندگی روزمره به ویژه كسب و كار اندك اندك آغاز شده است.





در حالی كسب و كار در دبی آغاز شده ، در یكی از جزایر رویایی مجمع الجزایر مالدیو ساعت 11 صبح است و صبح در یكی از زیباترین دكورهای طبیعی : آب های فیروزه ای ، شن های سفید رنگ و درختان سرسبز نارگیل در حال خاتمه یافتن است.




در معبد بودایی باستانی آیوتهایا در تایلند ساعت 13 بعد از ظهر است. این معبد كه متعلق به قرن پانزدهم میلادی است نمایانگر ظرافت هنر بودایی است.





در دشت های بیكران مغولستان ساعت 14 بعد از ظهر است. در این دشت های وسیع ، بكر و ساكت تا كیلومترها هیچ انسانی به چشم نمی خورد.






در اوزاكا در كشور ژاپن زنگ ساعت 15 بعد از ظهر نواخته شده است. دو راهب از گذرگاه خنك معبدی در این شهر عبور می كنند.






در كالدونیای جدید ساعت 17 است. این ماهیگیر در تلاش برای یافتن ماهی در آب های اقیانوس آرام در حال دور شدن از ساحل جزیره پن است.





در این مزرعه پرورش گوسفند در نیوزیلند در منتهی الیه جنوبی جزیره در نزدیك شهرك اینوركارگیل ساعت 18 است. در این منطقه در سراسر سال هوا خنك و بارانی است.





ساعت 19 است اما در این ناحیه دورافتاده در قلب اقیانوس آرام فقط چند جزیره كوچك و كم جمعیت قرار دارد. نكته مهم این است كه در این ناحیه ما از خط تغییر روز گذشته ایم. به عبارت دیگر اگر در لندن روز دوشنبه و ساعت 6 بامداد باشد در این ناحیه از اقیانوس آرام روز یكشنبه و ساعت 19 است.





در مجمع الجزایر هاوایی ایالات متحده كه از 122 جزیره تشكیل شده ، ساعت 20 است. در این ابتدای شب خورشید پایین رفتن به سوی افق و غروبش را آغاز كرده است و نور گرم مسی رنگی فضا را در بر گرفته است.





در ایالت آلاسكا در شمال غرب قاره آمریكای شمالی ساعت 21 است. بازتاب آخرین انوار خورشید بر سطح دریاچه های پیرامون شهر آنكوریج مشاهده می شود. منطقه‌ای با طبیعت بكر و سكوتی كامل و دلپذیر.





شهر سانفرانسیسكو در ایالت كالیفرنیا در ساعت 22 لباس خواب نورانی اش را به تن كرده اما قصد خواب ندارد. منظره فریسكو و پل اوكلند بی بریج در این هنگام مانند یك كارت پستال است.





در حالی كه زندگی شبانه سانفرانسیسكو آغاز شده در این شهرك كوچك ایالت نوادا و در این شب بارانی زنگ ساعت 23 نواخته شده است. شاید مسافران اندك این متل ازهم اكنون خوابیده باشند.





در جزیره كوزومل در مقابل شبه جزیره یوكاتان مكزیك و در این شب مهتابی زنگ ساعت 12 بار نواخته شده تا فرا رسیدن ساعت 24 یا نیمه شب را اطلاع دهد. توریست ها در زیر نور نقره فام این شب مهتابی زمان خوشی را در جزیره كوزمل سپری می كنند.





در نیویورك ، شهری كه هرگز نمی خوابد ساعت یك بامداد است. به ویژه تایمز اسكوار در قلب منهتن و خیابان‌های منتهی به آن مملو از شب زنده داران، توریست ها و افراد شب كار است.





در نزدیكی قطب شمال در شرق كانادا ساعت 2 بامداد است. شبی با آسمانی صاف و بدون ابر كه می توان شاهد پدیده شگفت انگیز شفق قطبی بود.





در شهر ریودوژانیرو برزیل ساعت 3 بامداد است و سایه صخره كوركووادو كه به روی آن مجسمه حضرت مسیح ، محافظ شهر قرار دارد در دور دست دیده می شود.


"گروه روزنه"

فرستاده شده در تاریخ: 4/23/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود دوست همراه آزاد و پر انرژی! امروز درب این خونه رو khorshidkhanoom عزیز گشودن، پس چه روز دلانگیزی با این قدم خوش، در پیش داریم.

صبح پیش از اینکه بیام خدمت شما داشتم به روزنامه ها نگاهی میکردم. توی روزنامه همشهری، در بخش «دوچرخه» که مال گروه سنی 10 تا 15 سال هست، معمولا نوشته های ناب و خالصی پیدا میشه که میتونه ما رو از این دنیای پر هیاهوی بزرگانه بیرون بکشه و به پاکی کودکی سوقمون بده. امروز اینطور نوشته شده بود:
از بهشت که رانده شد پر از علامت سوال بود که مثل زنبورهای عسل بالای سرش پرسه می‌زدند. مثل زنبورهای عسل که نیششان گزنده است و عسلشان شیرین. علامت‌ها مثل قلاب انسان را نگاه داشته بودند. برای یافتن راه و بازگشتن باید آنها را نگه دارد. هر سوال مثل چراغی است که راه را روشن می‌کند.





به یاد میارین که اون موقعه ها، چقدر سؤال در کار بود! هر لحظه یکی. گاهی «جواب» پابه‌پای سؤال پیش نرفت و جا ‌موند. سؤال اما از نفس نمی‌افتاد و مثل بچه‌های بازیگوش تک و تنها می‌دوید. بدون اینکه بایسته و نفسی تازه کنه. بدون اینکه تنها دلش بگیره. گاهی جواب سوال یک سؤال تازه بود: «چقدر سؤال می‌پرسی؟» شما هم به تلافی بی‌جوابی موندن سوالتون، سؤال اونها رو بی‌پاسخ میذاشتین.

شاید انتظار داشتن از همون لحظه اول همه چیز رو بدونین. گاهی حوصله‌ای برای همراهی سؤال نبود. گاهی دست انسان از قلاب علامت سوال کوتاه می‌شد و تا می‌اومد بیفته، دستشو به قلاب دیگه ای می‌گرفت. حالا نوبت من و شماست. باید به سؤال تازه واردها پاسخ بدیم. ما که اون همه سؤال بی‌جواب داشتیم و داریم.

دلم براشون می‌سوزه. برای سؤال! نمی‌دونم چه سرنوشتی پیدا میکنه. کاش همیشه باقی بمونه. دارم به این فکر می‌کنم که اگه سؤال نباشه چطور باید متوجه بشیم که بقال محل چی می‌فروشه؟ چطور باید از نونوایی نون بخریم‌؟ چطور باید نشونی خونه‌ها رو پیدا کنیم.

باید جستجو کنم. باید میون اینهمه راه بگردم تا پیدایش کنم. هر راه یک علامت ِ. یک علامت سوال بزرگ. پیدا کردن راه درست زندگی از لابه‌لای علامتهای سوال بیرون میاد.

انسان با سؤال‌هایی که توی ذهنشون این پا و آن پا می‌شه، راحت کنار نمیآن. گاهی پشیمون میشن و بر میگردن از راه. اما علامت سوال با اون چرخ گردی که داره، به دنبالشون راه می‌افته. انقدر سماجت می‌کنه که دوباره توی راه بندازدتشون.

اگه روزی سؤالهای ما رو بی‌جواب می‌گذاشتن، حالا خودمون این کار رو می‌کنیم. حالا دیگه خودمون بزرگ شدیم و می‌تونیم خودمونو دعوا کنیم که «آخه این چه سؤالیه که می‌پرسی؟»

حالا خودمون انقدر بزرگ شدیم که قید همه سؤال‌هامون رو بزنیم و به روی خودمون هم نیاوریم که آیا اصلا سؤالی درکار بوده یا نه؟! حالا می‌توانیم ژست آدم‌های همه‌چیز دون رو بگیریم و…
و شاید دیگه رومون نمی‌شه سؤال کنیم. «تظاهر به دونستن رو به خود دونستن ترجیح می‌دیم»

جای همه چیز عوض شده. وقتی بیشتر می‌پرسیم، می‌گن چیزی نمی‌دونه. وفتی نمی‌پرسیم و ژست آدمهای همه‌چیزدون رو می‌گیرم، می‌گن: همه چیز رو می‌دوند که سراغی از سؤال نمی‌گیره!

گاهی علامت سوال رو محکم توی دستهام می‌گیرم و میدوم بین کلاس. بعضی‌ها با من کلنجار می‌رن که «چرا وقت کلاس رو می‌گیری؟ چرا؟» چه جالب شده این روزها، بازار پرسش و سوال!

این روزها احساس میکنم که حتما کسی هست که سوسوی چراغ من رو ببینه و به همه ی سوالهای بدونم جوابم، پاسخ بده. من نشونه‌های اونو می‌بینم. نشونه‌هایی روشن مثل ماه، خورشید و گاهی نشانه‌هایی روشنتر از اونها.

مهربون من کلی سوال دارم، برای سوالهای من، پاسخی هست؟! ...

فرستاده شده در تاریخ: 4/23/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده





کوچه ها را بلد شدم
خیابان ها را بلد شدم
ماشین ها را
مغازه هارا
رنگ های چراغ قرمز را
جدول ضرب را حتی
دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمی شوم


ولی هنوز گاهی میان آدمها گم می شوم
آدمها را بلد نیستم !



فرستاده شده در تاریخ: 4/23/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

مراقب زمین باشیم!




لحظه هاتون شاد!


فرستاده شده در تاریخ: 4/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

هنر عکاسی به طور مداوم زیبایی‌ها و شگفتی‌های جهانی که در اون زندگی می‌کنیم رو به ما یادآوری می‌کنه و در حالیکه زیبایی کامل بی‌اهمیت‌ترین اجزاء این جهان رو آشکار می‌سازه، به ما کمک می‌کنه تا با نگاهی متفاوت و دقیق‌تر به دنیای پیرامونمون نگاه کنیم. یکی از شیوه‌های عکاسی شیوه عکاسی با دود ِ که می‌شه زیبایی شبح گونه دود و بخار رو که اغلب برامون بی‌اهمیت بوده، جلوه‌ای تازه ‌بخشه.
در زیر بهترین نمونه‌هایی از هنر عکاسی با دود رو برایتون در نظر گرفتم.



«هنر عکاسی با دود و بخار»















































فرستاده شده در تاریخ: 4/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

با مراسم برف چال آشنایی دارین؟ در این مراسم قرار نیست که برف چال کنن، بلکه یک آیین سنتی است که در دامنه های دماوند در هفته ی اول اردیبهشت برگزار میشه. با هم همراه میشیم برای آشنایی بیشتر با این مراسم زیبا

«آیین برف چال در دامنه دماوند»




یکی از آیین‌های کهن ایران‌شهر، مراسمی است به نام برف چال. مراسمی که تاریخش به ۶ قرن می‌رسد. مراسمی که پس از گذشت قرن‌ها هنوز بر جاست و بسیاری را از گوشه و کنار ایران به این منطقه سر سبز شمال جذب می‌کند. امسال نيز به همت شورای شهر روستای آب اسك و اهالي اين روستا این مراسم در هفته اول ارديبهشت ماه برگزارمي‌شود.





محل اصلی برگزاری این آیین دیرین، روستایی است به نام "آب اسک" لاریجان، واقع در دامنه چکاد دماوند. روستایی واقع در ۹۰ کیلومتری تهران، واقع در مسیر تهران به آمل.

مراسم برف چال چنین است: روزی از بهار، روزی از هفته اول اردیبهشت، مردان روستای آب‌اسک به منطقه برف چال می‌روند. برف چال، در واقع چاله‌ای است که مردان در آن برف می‌انبارند. و طبق رسمی دیرین، چاهی حفر می‌شود به قطر ۵ متر و عمق ۱۲ متر. آنگاه مردان آب‌اسک، برف‌ها را قطعه قطعه کرده و در این چاه انبار می‌کنند. مراد از این کار در سده‌های پیشین انبار آب بوده است برای گله و انسان، در آن هنگام که طبیعت از عرضه آب به دام و دامدار در این منطقه تن می‌زده است.





جالب اینجاست که در چنین روزی، روستا کاملا در اختیار زنان قرار دارد و هیچ مردی را به آن راهی نیست. زنان ضمن پاسداری از روستا در غیاب همسران، پدران و پسران خود، مراسم زن شاهی یا مادرشاهی را برگزار می‌کنند.

این آیین پس از گذشته ۶۰۰ سال هنوز همچون آیینی متبرک جشن گرفته می‌شود و بسیاری از مشتاقان آیین‌های کهن را از گوشه و کنار کشور به خود جلب می‌کند. این مشتاقان در این روز برای دیدن این آیین دیرین، به دامنه قله دماوند می‌آیند و با مردان روستای آب‌اسک در برف چال و با زنان این روستا در دامنه چکاد دماوند این آیین کهن را ارج می‌نهند.





این مراسم داستانی به این شرح داره که در همان 600 سال پیش اهالی روستا برای ذخیره سازی آب به منظور کشاورزی و استفاده دام در طول تابستان، قصد کندن چاهی داشتند که هرجا را میکردند به سنگ های صخره ای برمیخوردند تا اینکه سیدی که از آنجا میگذشت و «سید حسن ولی» نام داشت و از اهالی روستای نیاک لاریجان بود، ماجرا را جویا شد و سپس به آنها گفت: من با نوک عصایم روی زمین خطی می کشم و شما هم آنجا را بکنید، به سنگ برخورد نمیکنید ولی شرطی میگذارم که هرساله هنگام اجرای مراسم اهالی روستای اسک، با قربانی کردن ذبح، به شرکت کنندگان در مراسم غذا داده و اهالی روستای نیاک میهمانان را با نان و پنیر و عسل، صبحانه بدهند. ابتدا مردم اسک حرف سید حسن را جدی نگرفتند ولی بعد از اینکه محل مورد نظر وی را کندند به شرطش عمل کرده و از آن زمان تا به حال هرساله این مراسم با شکوه هرچه تمامتر برگزار می گردد.





از آن سو هم زنان روستای اسک به منظور اینکه همه مردان در این مراسم مشارکت داشته باشند، آن روز را شهر زنان نامیده و از حضور مردان در روستا جلوگیری کرده و در صورت دیدن مردی در روستا او را یا در طویله زندانی میکنند یا با چوب و چماق کتک زده و در جمع زنان به تمسخر وی می پردازند. تا جائی که کمتر پیش آمده در چنین روزی مردی جرات حضور در اسک را داشته باشد. در این روز زنان در روستا به جشن و پایکوبی پرداخته نذری میدهند و درب خانه ها باز بوده و هر کسی می تواند ناهار یا صبحانه را در هرخانه ای که دلش خواست میل کند. از آن طرف نیز مردان در ورف چال بعد از اینکه گودال از برف پر شد به نماز جماعت ایستاده سپس سفره ها پهن شده و هرکس که نذری دارد طعام میدهد.



"شمال نیوز" و "خبرگزاری میراث فرهنگی"

فرستاده شده در تاریخ: 4/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

لوگوهای Google به مناسبت روز جهانی زمین




و بالاخره لوگوی امسال گوگل


2009



فرستاده شده در تاریخ: 4/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اصطلاح قوز بالا قوز رو حتما شما هم شنیدین و بارها بکار بردین، این مثل معمولا زمانی بکار میره که یك نفر گرفتار مصیبتی شده باشه و روی ندونم كاری، مصیبت تازه ای هم برای خودش فراهم کنه. اما ریشه ی این ضرب المثل بر میگرده به داستانی که در زیر با هم میخونیم ...


«ضرب المثل های پارسی - قوز بالا قوز»





یك قوزی بود كه خیلی غصه می خورد كه چرا قوز دارد؟ یك شب مهتابی از خواب بیدار شد خیال كرد سحر شده، بلند شد رفت حمام. از سر تون حمام كه رد شد صدای ساز و آواز به گوشش خورد. اعتنا نكرد و رفت تو. سر بینه كه داشت لخت می شد حمامی را خوب نگاه نكرد و ملتفت نشد كه سر بینه نشسته. وارد گرم خانه كه شد دید جماعتی بزن و بكوب دارند و مثل اینكه عروسی داشته باشند می زنند و می رقصند. او هم بنا كرد به آواز خواندن و رقصیدن و خوشحالی كردن.

درضمن اینكه می رقصید دید پاهای آنها سم دارد. آن وقت بود فهمید كه آنها از ما بهتران هستند. اگرچه خیلی ترسید اما خودش را به خدا سپرد و به روی آنها هم نیاورد.

از ما بهتران هم كه داشتند می زدند و می رقصیدند فهمیدند كه او از خودشان نیست ولی از رفتارش خوششان آمد و قوزش را برداشتند. فردا رفیقش كه او هم قوزی بود از او پرسید : «تو چكار كردی كه قوزت صاف شد؟» او هم ماجرای آن شب را تعریف كرد. چند شب بعد رفیقش رفت حمام. دید باز حضرات آنجا جمع شده اند خیال كرد كه همین كه برقصد از ما بهتران خوششان می آید.

وقتی كه او شروع كرد به رقصیدن و آواز خواندن و خوشحالی كردن، از ما بهتران كه آن شب عزادار بودند اوقاتشان تلخ شد. قوز آن بابا را آوردند گذاشتند بالای قوزش آن وقت بود كه فهمید كار بی مورد كرده، گفت : «ای وای دیدی كه چه به روزم شد، قوزی بالای قوزم شد !»


فرستاده شده در تاریخ: 4/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

یک خبر خوش برای دوستانی که اهل سیر و سفر هستن!


«نماد فروهر در خليج‌فارس جزيره مي‌شود»




به نوشته ی روزنامه همشهری: يكي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي خبر از ساخته شدن جزيره‌اي تفريحي – پژوهشي در خليج‌فارس با نماد فروهر داد.

اسفنديار اختياري نماينده ايرانيان زرتشتي در مجلس شوراي اسلامي به همشهري گفت: طرح ساخت جزيره مصنوعي به شكل نماد فروهر در خليج‌فارس در حال تكميل است و مجوزهاي اوليه و موافقت اصولي اين پروژه نيز دريافت شده است.





اين جزيره با مساحتي بالغ بر 6 ميليون و 200 هزار متر مربع در محدوده‌اي به ابعاد 3 در 5 كيلومتر، این جزیره ی مصنوعی در کناره ی منطقه ی پارس جنوبی و در حاشیه ی بندر تاریخی سیراف ساخته خواهد شد. سیراف یکی از شهرهای قدیمی استان بوشهر است. بازمانده‌های آن در نزدیکی بندر طاهری فعلی دیده می‌شود، زمانی از بندرهای اصلی ایران و خاورمیانه و محل پهلوگیری کشتی‌های بزرگ بود. ولی طی یک زلزله و سونامی حاصله از آن در بهار سال 398 قمری قسمت عمده این بندر پر رونق به زیر آب رفته و فقط مسجد جامع سیراف و قلعه نصوری و دخمه و بازار از آن باقیمانده است.






اين جزيره شامل منطقه مسكوني، هتل، دانشگاه، پارك انرژي خورشيدي، زمين ورزش، فرهنگسراي بزرگ ملل و گفت‌وگوي تمدن‌ها، رصدخانه عمومي و... خواهد بود.

بر اساس باور ایرانیان، فروهر یکی از اجزای وجود هر آدمی است که او را به سمت پیشرفت و راستی رهنمون خواهد بود و هر کدام از قسمتهای این نماد مفهومی در بردارد.

فرستاده شده در تاریخ: 4/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اگه خدای نکرده، خدای نکرده، خدای نکرده شمام مثل دریابانو دچار اضافه وزن شدین و هر چقدر هم که پرهیز میکنین، وزن اضافه تون پایین نمیاد و فقط باید شکر گذار باشین که بالاتر نرفته، امروز یک خبر براتون دارم!

«کاهش وزن با خوردن»





رژیم غذایی و لاغر شدن مسئله ای است که امروزه همه جهانیان را گرفتار خود کرده است، بیشتر افراد تصور می کنند برای لاغر شدن باید دست از غذا خوردن بکشند، اما می توانید با صرف نوشیدنی ها و غذاهای مناسب، متابولیسم بدن خود را بالا برده و کالری بسوزانید، زیرا میزان کالری مواد غذایی اهمیت دارد، بنابراین با مصرف موادغذایی چربی سوز و یک برنامه ورزشی متعادل و منظم وزن دلخواه خود را داشته باشید.

¤. آب ها

مطالعات نشان می دهد، نوشیدن آب موجب کاهش وزن می شود. متابولیسم بدن با نوشیدن هشت لیوان آب در روز ۳۰ درصد افزایش پیدا می کند، علاوه بر این موجب کاهش اشتها و دفع سدیم و سموم بدن و از بین رفتن نفخ و باد شکم می شود.



¤. سیب و گلابی

مطالعات نشان می دهد، افراد چاقی که در رژیم غذایی خود سیب و گلابی را گنجانده اند، نسبت به افراد دیگر بیشتر وزن کم می کنند. این دو میوه سرشار از فیبر است و چون کم کالری بوده، موجب برطرف شدن احساس گرسنگی می شود.



¤. گریپ فروت

این میوه سرشار از ویتامین C است و موجب پائین آمدن سطح انسولین خون و در نتیجه کاهش وزن می شود، بنابراین سعی کنید با هر وعده غذایی نصف گریپ فروت بخورید.


¤. محصولات لبنی کم چرب

مطالعات نشان می دهد، محصولات لبنی به کاهش وزن کمک می کند. به عنوان مثال ماست کم چرب منبع غنی از کلسیم است که می تواند به کاهش وزن کمک کند، بنابراین مواد لبنی کم چرب را سه تا چهار وعده در رژیم غذایی خود بگنجانید.



¤. کلم بروکلی

این سبزی سرشار از کلسیم و ویتامین C است، علاوه بر این دارای مقادیر زیادی ویتامین A و فیبر است. این سبزی نه فقط با چربی ها مقابله می کند بلکه حاوی موادی است که سیستم ایمنی بدن را تقویت و از شما در برابر بیماری ها محافظت می کند.



¤. آرد جو

جو از بهترین انواع کربوهیدرات ها، منبع غنی از فیبر و حلال چربی و مقابله کننده با کلسترول است. این ماده غذایی معده را به خوبی پر نگه می دارد و انرژی لازم را برای انجام فعالیت های بدن تأمین می کند.



¤. فلفل

خوردن فلفل تند متابولیسم بدن را افزایش می دهد و موجب کاهش اشتها می شود. «کپسای سین» که ماده موجود در فلفل است، بدن را برای ترشح بیشتر هورمون های استرس تحریک می کند و این عمل متابولیسم را بالا می برد و در نتیجه کالری بیشتری می سوزانید.



¤. سوپ و چای سبز

اگر قبل از غذا، به عنوان پیش غذا یک کاسه سوپ بخورید، هم کمتر غذا می خورید و هم سریع تر چربی می سوزانید. سوپ در کاهش اشتها نقش بسیار مؤثری ایفا و گرسنگی را برطرف می کند. چای سبز هم متابولیسم بدن را افزایش می دهد و موجب کاهش وزن می شود، علاوه بر این در روحیه هم تأثیر مثبت دارد و از بروز بیماری های قلبی و سرطان جلوگیری می کند.


فرستاده شده در تاریخ: 4/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

همونطور که در تقویم تاریخ مشاهده کردین، امروز روز جهانی «زمین» نامگذاری شده، مطمئنم که شمام علاقمند به حفظ محیط زندگی و زمین زیبا هستین. زمینی که مادر زندگیست! با هم شرح کامل چگونگی و هدف از نامگذاری این روز رو به نام روز زمین میخونیم.

«روز زمین»





روز زمین در بیشتر کشورها جشن گرفته میشود و روز آن در نیمکره شمالی روز اول فروردین یعنی روز اعتدال بهاری و در نیمکره جنوبی برابر آغاز پاییز است. در این دقایق جهانی، ساعات روز و شب در تمام جهان برابرند و خورشید در قطب جنوب غروب کرده و در قطب شمال طلوع میکند. اگر شخصی ظهر این روز بر روی خط استوا بایستد، سایه ای نخواهد داشت. روز زمین روز تعادل و توازن است، روزی است که تفاوتها فراموش میشوند وتمام موجودات نو شدن طبیعت را جشن میگیرند.

این واقعه سالانه، آغاز روز جهانی زمین را در هر سال مشخص میکند و بنا به رسم معمول با نواختن زنگها و ناقوسها اعلام میشود.

روز زمین با این هدف مشخص شده است که سهم هریک از ما را در حفظ و نگهداری از زمین، یادآور شود. سازمان ملل متحد هر سال روز جهانی زمین را روز اعتدال بهاری (حدود 21 مارس) جشن میگیرد. در روز 26 فوریه سال 1971، یو تانت U. Tant دبیر کل وقت سازمان ملل، بیانیه ای را در این خصوص امضا کرد و هر سال در زمان اعتدال بهاری ناقوسهای صلح در اداره مرکزی سازمان در نیویورک به صدا در می آیند.



Find more photos like this on Earth Day



:::.. ایده اولیه و استقبال سازمان ملل متحد
ایده اختصاص روزی جهانی به این عنوان، اولین بار در سال 1969 توسط جان مک کانل (John McConnell) در یک کنفرانس یونسکو (UNESCO) در باره محیط زیست، عنوان شد. او در همین سال پرچم زمین را هم طراحی کرده بود. اولین اعلامیه روز جهانی زمین توسط شهردار وقت سان فرانسیسکو، جوزف آلیوتو Joseph Alioto در 21 مارس سال 1970، صادر شد. یو تانت دبیر کل UN، از پیشنهاد جان مک کانل بسیار استقبال کرد و در بیانیه خود در سال 1971 گفت : " امیدوارم که همیشه روز جهانی زمین با صلح و شادی همراه باشد و سفینه زیبای ما، زمین، با محموله گرم و شکننده حیات، همچنان به گردش و چرخش خود در فضای سرد ادامه دهد . " کورت والدهایم (Kurt Waldheim)، دبیر کل بعد از یو تان نیز با دیدگاهی مشابه روز جهانی زمین را جشن گرفت. نشانه روز جهانی زمین، حرف یونانی تتا (Θ) به رنگ سبز در زمینه ای سفید رنگ است.





:::.. وقایع مهم این روز
وقایع این روز شامل دهها هزار مسابقه، کلاسهای مختلف، کنسرتها و بازارهای مکاره است که تمام آنها در مسیر حمایت و به سازی محیط زیست تشکیل میشوند و معمولا درآمد این برنامه ها برای انجام برنامه های زیست محیطی به مصرف میرسد.
در میان مهمترین وقایع این روز میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

آب برای زندگی : این برنامه دو ساله که از سال 2004 آغاز شده است، پروژه ای است در باره دسترسی به منابع آب، سلامتی و شیوه های صحیح حفظ و استفاده از آب که در غالب کلاسها، برنامه های تحقیقی و مانند آن برگزار میشود تا آگاهی عموم را نسبت به این مسئله مهم جهانی بالا ببرد.





درخت کاری : جشن درخت کاری که در طی سالیان دراز در میان ملل مختلف از جمله ایران، وجود داشته است در این روز شکل سازمان یافته تر و فعالتری به خود گرفته است. به خصوص در کشورهای صنعتی به کاشت و توسعه منابع سبز اهمیت فراوانی داده شده است.

به سازی محیط زیست : در این روز از وب سایتهای معتبر گرفته تا معلمان و اشخاص مشهور و محبوب به آموزش روشهای به سازی محیط زیست مشغولند. آموزشها و پیشنهادات شامل کارهایی مانند استفاده از مواد بازیافتی، عدم استفاده بی رویه از ظروف یک بار مصرف و پلاستیکی، پاکیزگی فردی و محیط کار و زندگی و هزاران مورد مفید دیگر میشوند.


فرستاده شده در تاریخ: 4/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز چهارشنبه (تیرشید) دوم (بهمن روز) اردیبهشت ۱۳۸۸ خورشیدی و برابر است با بیست‌ودوم آوریل سال ۲۰۰۹ میلادی.

ایران در گذر تاریخ ...

:::.. پيمان امنيت مشترك ايران، افغانستان و تركيه ..:::


22 آوريل 1926 (دوم ارديبهشت 1305 هجري خورشيدي) ميان ايران، تركيه و افغانستان يك پيمان امنيت مشترك به امضاء رسيد كه مورخان نوشته اند سياست انگلستان پشت سر آن بود كه در آن زمان يك قدرت بزرگ جهاني و استعمارگر شماره يك بشمار مي رفت. اين پيمان در تهران و در خانه محمدعلي فروغي نخست وزير وقت توسط نمايندگان سه كشور امضاء شد. فروغي ماه بعد از نخست وزيري بركنار شد ولي در كابينه بعدي او را وزير جنگ كردند!. در اين فاصله رضا شاه سرگرم برگزاري مراسم تاجگذاري خود بود. به نظر مورخاني كه درباره پيمان امنيت مشترك سه كشور تحقيق كرده اند، هدف انگلستان از تشويق سه كشور به امضاي اين پيمان، ايجاد يك سد در برابر سرايت تفكر سوسياليسم روسيه شوروي به جنوب و در پي آن سلطه و نفوذ مسكو بود. همچنين دولت لندن كه همواره نظر خاص به افغانستان داشته است مي خواست كه از دعاوي احتمالي ايران نسبت به آن سرزمين پيشگيري كرده باشد. ايجاد افغانستان از تجزيه ايران، عمدتا با بازي هاي انگلستان صورت گرفته بود.



تقویم تاریخ ...


:::.. روز زمين = Earth Day ..:::




با اينكه سازمان ملل روز 20 مارس (نوروز ايرانيان) را كه آغاز بهار است و خورشيد نسبت به استواي زمين در وضعيت ويژه قرار مي گيرد «روز زمين» پيشنهاد كرده بود كه اتفاقا ايرانيان از هزاران سال پيش در اين روز به تميزكاري و نوكردن مي پرداخته اند22 آوريل 1970 به پيشنهاد يك سناتور آمريكايي در يك نشست محيط زيست تصميم گرفته شد كه همين روز (22 آوريل) روز زمين (Earth Day) تعيين شود. هدف از برگزاري روز زمين تشويق مردم (ساكنان آن) به حفظ كره زمين ازآلودگي ها و لزوم و اهميت اين كار است. در نيمكره جنوبي كه بهار آن برابر است با پاييز نيمكره شمالي، روز زمين را در همان بهار خودشان برگزار مي كنند.

فرستاده شده در تاریخ: 4/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

روزهای خاکستریتون دور، لحظه های آفتابیتون بیشمار. درود دوست من!
امروز حالتون چطوره؟!
من که کاملا سرحالم و از صبح زود مشغول کارهای روزانه، گاوها رو بردم به چراگاه، و خامه ی شیر رو گرفتم و گذاشتم تا کره بشه! تشک ها رو پهن کردم زیر آفتاب تا بادی بهشون بخوره و بوی نا نگیرن. به مرغها دون دادم و برای اردکها تشت پر آب گذاشتم که آبتنی کنن!

لوله ی شیشه ای چراغ نفتی رو تمیز کردمو سری به باغچه ی پشت خونه زدم. دیدم سبزی های تازه روییدن و حالا وقت اینه که یک سبد پر از این سبزیها بیارم به خونه! از صیفی جات چی بگم براتون؟! روزهایی که توی باغچه میکاشتمشون باورم نمیشد که به این خوبی سبز بشن و رشد کنن و محصول بدن.





راستش همه ی اینا بخاطر برنامه ریزی بود که برای زمان درست کاشتشون، هموار کردن بستر رشدشون، خط کشی برای آبیاریشون، نخ کشی برای راهنمایی ساقه هاشون که روی زمین نیافتن تا آسیب ببینن و یا به همه جا آفتاب کامل نتابه تدارک دیده شده بود.

توی زندگی هر کدوم از ما برای رسیدن به هدف، همه این مراحل باید در نظر گرفته بشه تا نتیجه ی خوبی حاصل بشه.

اینکه بدونیم: در حال حاضر، کجا هستیم؟ می‌خوایم به چه هدفی برسیم؟ برای رسیدن به هدف چه کاری باید انجام بدیم؟
این سه سوال، اصول پیشرفت و رسیدن به اون هدفیه که در زندگی داریم. اما باید دقت کنیم که هر هدفی ما رو به موفقیت نمی‌رسونه. یک هدف‌گذاری مناسب باید واضح و مشخص، واقع‌بینانه، نوشته شده، کمی‌ و قابل اندازه‌گیری، مقید به زمان، با قابلیت اجرا و دست یافتنی، انعطاف‌پذیر و مورد تایید باشه.

بله همه ی این آیتم ها لازمه تا به موفقیت رسید. انتخاب هدف، یکی از ضرورت‌های زندگیه که اگه آگاهانه انجام نشه، نا‌آگاهانه صورت میگیره و نتیجه ای جز شکست در پی نداره.

یکی از ضرورت‌های انتخاب هدف اینه که باید تمرکز ذهنی رو به همراه داشته باشه و داشتن ذهنی متمرکز، یکی از مهم‌ترین شرط‌های لازم برای رسیدن به موفقیته.
یک ذهن متمرکز قدرت تفکر و خلاقیت داره و پر از انرژیه بنابراین می‌شه در مسایل کنکاش کرد و عمق اونو دید.

آرزو یعنی رسیدن به چیزی که اونو نداریم ولی هدف یعنی آشکار کردن اون چیزی که داریم ولی هنوز ناپیداست. آرزوهای خوب صرفا نمی‌تونن فرد رو به موفقیت برسونن اما هدف‌های خوب و مناسب، این قدرت رو دارند.

شما توی زندگی برای رسیدن به موفقیت این گامها رو برداشتین؟ اگه نه، از همین امروز قدمهاتونو درست کنین.


فرستاده شده در تاریخ: 4/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

به گفته روزنامه هاي بريتانيا شاهين جعفر قلي پسر 12 ساله ايراني الاصل دومين كشف برنامه كشف استعدادهاي بريتانيا بعد از سوزان بويل است.





شاهين كه از طرف پدري ايرانيست تمام داوران اين برنامه را به تعجب واداشت به طوري كه هر سه داور بعد از اتمام برنامه شاهين از جاي خود بلند شده و ايستاده وي را تشويق كردند.


فرستاده شده در تاریخ: 4/21/2009