در گوشــــــــي  |
|
|
|
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست
اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار
دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!
:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد
.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد
|
|
|
|
|
امروز دوشنبه (مه شید) هفدهم (سروش روز) فروردین ۱۳۸۸ خورشیدی و برابر است با ششم آوریل سال ۲۰۰۹ میلادی.
ایران در گذر تاریخ ...
«لشكركشي ايران به اروپا در سال 514 پيش از ميلاد و عبور از دانوب»
بوغابيش (بگابيش) ژنرال پارسي با 81 هزار سرباز درسال 514 پيش از ميلاد، 17 روز پس از نوروز، عبور از درياي مرمره را آغاز كرد تا در اروپاي جنوب شرقي اقوام غير متمدن را از نزديكي قلمرو ايران براند. داريوش در آن زمان در شمال شرقي ايران بود و بوغابيش را مامور آن سوي مرزهاي شمال غربي كشور كرده بود. مورخان يونان باستان در نوشته هاي خود به توصيف رسته هاي سپاه بوغابيش پرداخته و به تخصصي بودن واحدها كه برايشان تازگي داشت توجه ويژه كرده بودند. اين مورخان در شرح پيادگان نيزه دار ارتش وقت ايران نوشته اند كه سربازان پياده ايران داراي لباس بلند و متحدالشكل هستند و تيردان سربازان اين رسته در پشت شانه آنان قرار دارد. اين توصيف با مجسمه سربازان كه اوايل قرن 20 در اكتشافات باستانشناسي شوش به دست آمده است مطابقت كامل دارد و نشانه پيشرفته بودن ايران 25 قرن پيش است. ژنرال بوغابيش در اين لشكر كشي، در مدتي كمتر از دو سال مناطقي را در اروپا كه در شمال درياي اژه (اراضي ميان دریای سیاه و جمهوري مقدونيه امروز) واقع اند تصرف كرد و اقوام غيرمتمدن را به آن سوي دانوب راند و مناطقي را در دلتاي دانوب و شمال آن (روماني امروز) تصرف كرد و به پیشروی به سوی اوکراین امروز ادامه داد و ....
«كلنل محمد تقي خان پسيان مردی که می خواست ایران، ایران شود»
كلنل محمدتقي خان پسيان كه 13 فروردين سال 1300 (دوم ایپریل 1921) قوام السلطنه والي (استاندار) وقت خراسان را بازداشت كرده بود از دو روز بعد در سراسر خراسان بریاست خود حكومت نظامي اعلام داشت و به بازداشت و خلع سلاح هواداران قوام و عوامل لندن و عزل آنان از مقامات ایالت اقدام کرد که از خانها و فئودالهای خراسان بودند و لقب اشرافیت (الدوله، السلطنه، الملک، سالار و ...) داشتند ازجمله برکنار کردن فرمانداران قوچان و تربت. کلنل پسيان قوام را يک عامل انگلستان در ایران مي دانست و با او مخالفت داشت. کلنل برخی از خان های خراسان را متهم کرده بود که خود و یا پدرانشان در توطئه ازدست رفتن هرات به مساعی انگلستان کمک کرده بودند. کلنل که خود را حکمران نظامی خراسان اعلام کرده بود از روشنفکران، بازرگانان و میهندوستان خراسان دعوت کرده بود که اجتماع کنند و نظر خود را نسبت به ادامه حکومت او برخراسان تا زمانی که ایران از نفوذ خارجی پاک کشود و زمامدار ملّی و از آن خود به دست آورد اعلام دارند که آنان نظر وی را تایید و به ادامه حکومتش برخراسان بدون مجوز تهران (حکم نخست وزیر و فرمان شاه) رای موافق دادند که عملی دمکراتیک بود. وی سپس موسسات وابسته به انگلستان را در خراسان تعطیل و دستور بازبینی تلگرافهای انگلیسی ها را قبل از مخابره صادر کرد. پسيان پس از برکنارشدن سید ضیاء از نخست وزیری، به رضاخان پهلوی (مرد قدرتمند وقت) نوشت که رجالی را که سابقه وابستگی خارجی دارند و فاسد و خودخواه هستند از اطراف خود و سازمانهای دولتی دورسازد و در کارها با آنان مشورت نکند و حال که مسکو کمونیست شده و استعمار و مداخله را حرام می داند انگلستان نیز باید از مداخله در ایران دست بردارد. وی به موازات تقویت نیروهای مسلح خراسان و قراردادن آنان تحت یک فرماندهی و نوسازی ادارات و سازمانهای دولتی و دقّت در گرفتن مالیات یک توصیه نامه شامل هفت شرط برای سلطان احمدشاه فرستاد که پس از تعارفات معمول، اصل مطلب با این جمله شروع شده بود: اگر بخواهید ایران ـ ایران شود .... کلنل با اینکه نسبت به دولت تهران، رجال پایتخت و بسیاری از نمایندگان مجلس که عمدتا از فئودالها و دارندگان القاب اشرافیت بودند تردید و ناباوری داشت اصرار همکاران، دوستان و هوادارانش را رد کرد که در خراسان اعلام جمهوریت کند (جمهوری ایران) و به تهران لشکر بکشد ـ به همانگونه که طاهر ذوالیمینین عمل کرده بود: حرکت به سوی بغداد. وی چاپ اسکناس های رایج در خراسان را از دست بانک انگلستان خارج ساخت ولی حاضر به چاپ اسکناس مستقل با تصویر و یا نام خود نشد؛ اوراق قرضه دولتی چاپ کرد و از بازرگانان وام گرفت. تنها رقابتش با تهران این بود که همزمان با رژه واحدهای دیویزیون (لشکر) قزاق در پایتخت (دروازه دولت)، او نیز نیروهای خراسان را که عنوان ژاندارم (پلیس، نیروی انتظامی) بر آنان نهاده شده بود در خیابانهای مشهد به حرکت درآورد و چون باعث جلب توجه مردم شد به این کار در هفته های بعد ادامه داد. کلنل که کسری بودجه خراسان را با قرض گرفتن از بازرگانان تامین می کرد حتی زیر بار ضرب سکه جداگانه نرفت. عمر حکومت کلنل که می خواست ایران ـ ایران شود شش ماه طول کشید و دهم مهرماه به دام انبوه توطئه گران (داخلی و خارجی) افتاد و کشته شد. مردم وفادار به او با تشریفات ویژه جنازه اش را در آرامگاه نادرشاه دفن کردند که بعدا دولت (شبانه و به دور از چشم مردم) نبش قبر کرد و جنازه کلنل به زادگاهش منتقل و مدفون شد. کلنل پسیان در جریان جنگ جهانی اول که روس ها در مسیر خود به عراق برای جنگ با عثمانی (احیانا تصرف عراق پیش از آنکه به دست انگلیسی ها افتد) ساوه و همدان را تصرف کرده بودند در شهر همدان با آنان وارد یک نبرد خونین خیابانی شد. کلنل که نیروهایش فاقد سلاح سنگین بودند روس ها را در همدان درهم کوبید و از شهر اخراج کرد. اتهامات وارده به قوام السلطنه و عوامل لندن از سوی کلنل، در دهه هاي 1320 و 1330 بارها به تفصيل و با ارائه سند توسط دکتر مصدق نقل شد. در خاندان کلنل، رشادت منحصر به او نبود. برادر وی (نجفقلی) نیز هنگامی که سردبیر کل روزنامه اطلاعات بود زیر بار خودسانسوری نرفت و با زدن سیلی بر صورت سناتور مسعودی ناشر اطلاعات از آنجا رفت و بعدا سردبیر روزنامه ای کوچکتر شد و تا سنین کهولت پیشه روزنامه نگاری را ترک نکرد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 4/6/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
درود دوست خوب و بیتای من! به لطف ایزد امروز این موهبت نصیبم شده که خدمت برسم و عرض ادبی داشته باشم و خدمتتون درودی عرض کنم و بگم که چقدر دلم براتون تنگ شده بود. خوشبختانه مشکل کامپیوترم رفع شد و میتونم که در خدمتتون باشم. خب این روزها شما چه کردین؟ برای سال جدید و روزهایی که در پیش رو دارین، برنامه ریزی داشتین؟ به نظر من برنامه درحقيقت برج مراقبت زندگي است و انسان رو به سه افق مسلح میکنه: «باز»، «روشن» و «دور»

امروزه مردمی که بدون برنامه و افقهای سهگانه هستند، تماشاگر و مصرفكننده باقي ميمونن. از جهتي هم داشتن برنامه در راحتتر شدن زندگی و تفكيك امور ضروری، متوسط و معمولی بسيار كارساز و راهگشاست. برنامهريزي صحيح و دقيق 7 ارمغان رو به همراه داره كه ازجمله شامل ايجاد اعتماد و ايمان، تسهيل ارتباطات، جلب همكاری و تعهد، ايجاد همبستگی بين عوامل مختلف و جلوگيری از كارهای جزيرهای، عامل استمرار تلاش مضاعف و مهمتر از همه جهتدهنده به سمت خلاقيت و در نهايت عامل يادگيری و آموزش مستمر میشه.
زمانیکه ما این نکات رو در زندگی بکار بگیریم، در حقیقت برنامههامونو جهت دادیم و به ديگران اجازه نمیدیم که آشفته مون کنن يا وقتمونو به بطالت بكشونن، پس وقت بيشتری برای داشتن آرامش پیدا میکنیم. آرومبودن و شاد زندگی کردن، با ريسككردن منافات نداره. بنظر من آغاز راه و تصميم و نقطه شروع بسيار مهم و تعيينكننده ست بههمين خاطر اگه آغاز كارها صحيح و روشن باشه ما به بهشت متعادل رفتار و به سمت نتيجه گام بر میداریم.
قلم و رنگ در اختيار ماست تا بهشت رو نقاشي كنيم و بعد وارد اون بشیم.
در اصل ما انسانها مجموعهای از انتخابها و فرصتها هستيم و برنده بودن و بازنده بودن ما رو مشه از نحوه تعامل با فرصتها و انتخابها تشخيص داد؛ گاهی يك انتخاب درست يا غنیمت شمردن فرصتها ما رو صدها گام به جلو ميبره و گاهی غفلت و بیبرنامگی در کامل شدن تكوين شخصيت ما خصوصا در دوران جووني عامل مهمي بهشمار ميآد. نظم پذیری یکی از اصول مهم ساختن فرصتهاست.
در جایی خوندم که آدمی، محصول فرصتهاست، انسانها در سنين «شدن» بايد در پي سه چيز باشن؛ راهی براي يافتن آينده، راهی برای شناختن آينده و راهی براي برنامهريزی آينده.
امروزه اعتقاد بر اينه كه سريعترين راه از بينبردن نشاط و نيروي رشد و آيندهسازي انسانها اینه كه از اونها بخوایم فقط كارهای از پيش تعيينشده انجام بدن و درصدد كشف آينده نباشن. با برنامه ریزی باید از وقت محافظت کنیم، لحظات زندگی رو تقسیم کرده و چشم انداز دور نسبت به وضع موجود و فراسو نگری داشته باشیم.
وقت و زمان يك سمبل بين انسانها بهشمار ميآد و درخصوص اتلاف وقت بايد بدونيم كه اگه روزانه 10 دقيقه وقت تلف كنيم در سال حدود 60 ساعت وقت تلف كردیم... 
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 4/6/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
:::.. تاریخچه ی سیزده بدر همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که : «... جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ...» اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد. همانطور که پیش از این گفته آمد، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است. همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.
:::.. شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر همانگونه که اشاره شد شیوه های برگزاری این جشن و همچنین مراسم و آداب این روز بسیار متفاوت و گسترده می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت، اما همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند. بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است. برای نمونه فال گوش ایستادن، فال گیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزی و گشودن آن، بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است) و نمونه های پرشمار دیگر ... علاوه بر این ها آیین های سیزده بدر مانند چهارشنبه سوری و نوروز، پر شمار، زیبا و دوست داشتنی است، بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 4/2/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
درود نازنین دوست بهاری من ! دریابانو بدقول نیست که دیر بیاد خدمت دوستانش اونم در روز سبزی و طبیعت، سیزدهمین روز فروردین ماه و آخرین روز از جشن نوروزی! اما باز هم بازی کامیپوتر و ذهن مغشوش باعث شد که از صبح بجای فکر کردن به این همه زیبایی و سرور، امواج منفی از دلتنگی برای حضور در کنار شما، تا این لحظه من رو گرفتار خودش کنه!
در حال حاضر هم از یک کامپیوتر دیگه دارم استفاده میکنم که متعلق به من نیست و خیلی از امکاناتی که در فایلهای مخصوص از قبل تنظیم شده در کامپیوتر خودم دارم، محرومم و شاید نتونم به درستی انجام وظیفه کنم، اما خوشحالم که در این روز زیبا هم میتونم در کنارتون باشم.
سیزده به درتون خوش! طبیعت زیبا رو فراموش نکنین؟! سبزه ها رو امروز باید به آب روان بدین تا سبزی رو در خونه تون بجا بگذاره و این روزها که رو به زردی گذاشته، زردی و بیماری و ناراحتی ها رو از خونه تون بیرون ببره و با آب روان از محل زندگیتون دور بشه!
منم امروز عصر سبزه ها رو میبرم کنار رودخونه تا این سنت دیرینه رو با شادی به سرانجام برسونم و با عدسها و گندمهایی که روزی تنها یک دونه بودن و در طی یک ماه شاهد رشد لحظه به لحظه اش بودم و به پاش نشستم تا شادابیش رو حفظ کنه، باهاش خداحافظی کنم تا سال دیگه!
امروز سفره ی هفت سین خونه ی ما برداشته میشه، برنجش رو که نماد برکت بوده قاطی برنج سال میکنم تا همیشه پر برکت باقی بمونه! سفره ی هفت سین خونه ما، امسال یک دنیا حکایت داشت، حکایت از لحظه های شاد و غیر قابل برگشت، حکایت از تازگی و شادابی، حکایت از دلتنگی و دوری، حکایت از شروع و باور به زندگی زیبا، حکایت از روزهای چشم انتظاری، حکایت از اندیشه های نو، حکایت از ماهی های قرمز هفت سین که الان با شکمی سیر دارن از اکسیژن لذت میبرن...
سفره ی هفت سین ما شاهد شاخه های گل زیبایی بود که اومدن و رفتن و خاطره ی زیباییشون بجا موند. خاطره ی شمع های روشن، سنبل و نرگس، بنفشه و پامچال. سکه های براق و تخم مرغهای رنگارنگ که خود حکایتی شیرین داشت از نبود وسائل برای رنگ کردن این زینت بخش سفره ی هفت سین!
امسال هفت سین خونه ی ما، خود حکایتی شیرین داشت!
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 4/2/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
مبارک، یک ... دو ...
«مبارک، غمگینی که می خنداند»
حالا هم همین جور است. چه درست، چه نادرست، اغلب ما از شنیدن لهجه خارجیانی که به زبان فارسی حرف می زنند، هم خوشحال می شویم، هم خنده مان می گیرد. حالا برگردیم به دوره صفویه، زندیه، قاجاریه و ببینیم، آیا فارسی حرف زدن غلام ها و کنیزها و برده هایی که برای خدمت در خانه اعیان و اشراف به کار می گرفتند، شنونده را از خنده بیهوش نمی کرده است؟ بی تردید.
 به روی عکس کلیک کنین و تا فیلم مرتبط با این بخش رو نظاره گر باشین
و اگر این غلام ها و کنیزها هندی تبار بوده باشند، میزان خنده بسیار بیشتر از همین ها می شده و در بساط تقلید و مسخره و تخت حوضی چنین موجودی تکمیل کننده یک دسته نمایش می توانسته باشد. این یک سر ماجراست:
آنها فارسی حرف می زده اند و تماشاگران می خندیده اند، اما روی دیگر ماجرا به ریشخند گرفتن کلام، معنا و آداب و اخلاق و باورهاست. غلام سیاه یا مبارک به تدریج از این ظرفیت آگاهانه برخوردار می شود که به دلیل عدم تسلطش به زبان فارسی حق دارد که به جای "به روی چشم" بگوید "به روی چسم"، به جای آنکه بگوید سلام و علیکم، بگوید "سلام و عرعر کن" و این نادانی صوری آرام آرام به اعمال او هم سرایت کند و تخت سلطنت را به مبال تشبیه کند. رابطه زناشویی و حلال و حرام را دست بیاندازد و آنجا که قرار است راز نگه دار باشد، افشاگر راز باشد و آنجا که باید افشا کند، حق و حسابی بگیرد و کتمان کند. مبارک در طول تاریخ نمایش ایرانی به نماد این شعر پرمعنا بدل می شود:
رو مسخرگی پیشه کن و دلقکی آموز تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی
اما این داد ستاندن از نوع انقلاب اجتماعی و دگرگونی عمیق رفتار و کردار نیست و به همین دلیل هم او مظهر خنداندن و شادمانی می شود. نیش زبانش برای هرکه باشد، شیرین است. چراکه به سرعت همان نوکر گوش به فرمان می شود و حتا به طور موقت هم که شده، فرمان ارباب را اطاعت می کند. ویژگی های مبارک را می توانم این طور جدا کنم:
قرار است که دیر بفهمد و با این تاخیر فهم همه چیز را به ریشخند بگیرد. قرار است که هر چیز را غلط و به گونه ای خلاف منظور ارباب یا شاه انجام دهد، تا سرانجامی که مبارک مد نظر دارد، حاصل شود.
قرار است که اندازه نگه دارد و تا آنجا پیش برود که به رغم افشاگری ها و دست رو کردن هایش جایگاه ها تغییر نکند و به مرز تلخکامی نرسد.
عجیب این است که چنین شخصیتی در تمتـم نمایش های کمیک عامیانه و مردمی جهان وجود دارد. مبارک همان کاری را می کند که آرلکینو (آشناترین شخصیت ِابله درکمدی یا دلقکی با لباس چهل تکه) باید بکند.
زندگی بشر در یک تشریک مساعی اعلام نشده قرار دارد که یکی باید باشد که این نظم و قرار و اخلاق روزمره را به هم بریزد، تا همه برای لحظاتی که نمایش در جریان است، به خودشان، رفتارشان، کردارشان و در یک کلام زندگی روزمره شان بخندند و این بار امانت بر دوش مبارک یا غلام سیاهی است که نام غم و تنهایی را دارد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 4/1/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
حتما میدونین که ریشه ی شطرنج در هندوستان بوده اما امروز میخوایم کمی بیشتر در باره ی این بازی بسیار جذاب بدونیم.
«شطرنج را چه کسی اختراع کرد؟»

شکلهای ابتدایی شطرنج در حدود قرن ششم میلادی در هند به وجود آمد. یکی از نیاکان شطرنج امروزی، بازی چاتورانگا بود؛ بازی چهارنفرهای که چندین جنبه اصلی شطرنج نوین را دارا بود.
شکلی از چاتورانگا به ایران آورده شد، و در آنجا بود که نام مهره "راجا" در این بازی به مهره "شاه" تغییر یافت.
همه نامهای بازی شطرنج در زبانهای اروپایی از همین کلمه "شاه" گرفته شدهاند. کلمات انگلیسی chess (شطرنج) و check (کیش) از کلمه فرانسوی اچک (echec) گرفته شده است.
نام انگلیسی مهره "رخ" -که به معنای ارابه یا قایق است - نیز گرفته شده از این کلمه و rook است.
همچنین بد نیست بدانید ایرانیان بودند که مفاهیم "کیش" و "کیش مات" را وارد بازی شطرنج کردند.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 4/1/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
امروز چهارشنبه (تیرشید) دوازدهم (ماه روز) فروردین ماه ۱۳۸۸خورشیدی و برابر است با یکم آوریل سال ۲۰۰۹ میلادی.
ایران از روزنه تاریخ ...
«زن ايتاليايي شاه اشكاني ايران»
مورخان رويدادهاي قرون قديم مرگ فرهاد چهارم شاه ايران از دودمان اشكانيان را سال دوم پيش از ميلاد نوشته اند. وي به دست همسر ايتاليايي خود ترموزا Thermusa (ترموسا) مسموم شده بود. در مسموم كردن فرهاد چهارم، فرهادك پسر فرهاد چهارم با مادرش همدست بود. شماري از مورخان، مرگ فرهاد چهارم را دوم و يا سوم آوريل (13 فروردين) نوشته و افزوده اند كه اين مادر و فرزند به بزرگان ايران گفته بودند كه نحوست 13 باعث مرگ فرهاد چهارم شده است. استناد بيشتر مورخان، نوشته هاي Josephusژوزفوس (يوسف بن ماتيتياهو) مورخ يهود (متولد سال 37 و متوفا در سال 102 ميلادي) بوده است. داستان ازدواج فرهاد چهارم با ترموزا از اين قرار گزارش شده است: درپي شكست كراسوس فرمانده و كنسول (عضو شوراي رياست جمهوري روم) در جنگ حرّان در سال 53 پيش از ميلاد از «سورنا» اسپهبد نامدار ايران و كشته شدنش، پرچمهاي روم به دست ايران افتاد و باعث اندوهي ديرپا در ايتاليا شد. اگوستوس امپراتور روم (از سال 27 پيش از ميلاد به مدت 31 سال) پس از احراز مقام رياست روم (با راي سنا كه اين راي گيري هر چند سال يك بار تكرار مي شد و دوران امپراتوري محدود نبود) براي پايان دادن به اين اندوه روميان كه روحيه خود را از دست داده بودند با دولت ايران وارد معامله شد و قرار شد كه پرچمها را از ايران بخرد و پول را به اقساط بپردازد. وي براي خرسند ساختن فرهاد چهارم كه با اين معامله موافقت كرده بود يك دختر ايتاليايي را هم براي وي فرستاد. فرهاد فريفته اين دختر شد و با او ازدواج كرد و نامش را ترموزا گذارد (برخي از مورخان نوشته اند كه اين دختر از ايتاليا داراي اين نام بوده كه اسم يك الهه زن است). به نوشته پاره اي از مورخان، ترموزا (ترموسا) درعين حال جاسوس دولت روم بود و ماموريت تلقين كردن (خط دادن) به فرهاد چهارم را داشت. اين زن از فرهاد چهارم داراي پسري شد كه نامش را «فرهادك» گذاردند. فرهاد از زن قبلي خود پسران ديگري داشت. ترموزا براي اينكه پادشاهي به پسر خودش برسد و در عين حال خدمتي هم به وطن اصلي كرده باشد به شوهر تلقين كرد كه پسران بزرگتر را كه بيم كودتا كردنشان مي رود به شهر رم بفرستد تا در عين حال با طرز زندگي روميان و فنون نظامي آنان آشنا شوند. فرهاد پذيرفت، ولي پسران او از آن پس عملا گروگان دولت روم بودند. در اين ميان ترموزا از فرصت استفاده كرد و با كمك پسرش شوهر را مسموم ساخت و بزرگان ايران مجبور شدند كه فرهادك را كه تنها فرزند در دسترس بود به نام «فرهاد پنجم» به شاهي منصوب كنند. امپراتور روم پس از شنيدن اين خبر، نوه خود «كايوس» را براي گفتن تبريك روانه تيسفون كرد. فرهاد پنجم به توصيه مادر تا كنار رود فرات (تيسفون در ساحل شرقي دجله است) به استقبال كايوس رفت و در اينجا از دعاوي ايران بر ارمنستان گذشت. ترموزا و كايوس به فرهاد پنجم تلقين كرده بودند كه ارمنستان عامل اختلاف دو امپراتوري روم و ايران است و تا زمانيكه تحت قيمومت ايران باشد و شاه آن را سناي ايران (مهستان) انتخاب و اعزام دارد اين اختلاف وجود خواهد داشت و صلح و صفا دوام نخواهد آورد و فرهاد پنجم پذيرفته بود. اين اشتباه فرهاد پنجم موجب افسردگي و رنجش بزرگان ايران شد و ضرب سكه با تصوير مادر و پسر كه قبلا در ايران رسم نبود (و حكايت داشت كه مادر شريك سلطنت فرزند است)، اين افسردگي را به خشم مبدل ساخت. سران ايران از طرز تفكر فرهاد پنجم هم كه (تحت تاثير مادر) به يوناني ها نزديكتر از ايراني ها بود ناخرسند بودند طرح بركناري او را به مهستان بردند و كارهايي را كه مادر او ترموزا به سود روميان انجام داده بود ضميمه طرح كردند كه تصويب شد و يك شاهزاده اشكاني ديگر را به نام «ارد دوم» به شاهي ايران برگزيدند كه يك نظامي خشن و سختگير و قانونگريز بود. فرهاد پنجم نزديك به چهار سال سلطنت كرده بود. مورخان آن عصر و از جمله ژوزفوس اشاره ديگري به ترموزا نكرده اند و احتمالا به رم بازگشته بود زيرا كه چهار سال پس از بركناري فرهاد پنجم، پسران فرهاد چهارم كه در شهر رم بودند به ايران بازگشتند و بعدا يكي از آنان شاه ايران شد. ژوزفوس كه درجواني يك افسر يهود بود، پس از اين كه در جريان محاصره اورشليم به دست روميان افتاد و مدتي در رم زنداني بود به مطالعه و تاريخ نگاري پرداخت و پنج كتاب تاريخ درباره رويدادهاي وقت از او باقي مانده است كه اشارات فراوان به ايران دارد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 4/1/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«جشن گل سرخ نوروزی»

نوروز در بلخ، جشن "گل سرخ" نامیده می شود و بر مبنای یک سنت قدیمی تا چهل روز شادمانی های وابسته به آن ادامه می یابد.
در صبح نخستین روز، مادر فرزندانش را یکی یکی فرا می خواند و کاسه ای از آب شیرین به آنها می نوشاند. این آب شیرین آمیزه ای از طعم پسته، بادام، چهارمغز (گردو) غولنگ (زردآلو خشک)، آلوبخارا، سنجد و کشمش را در خود دارد.
شب و روزی پیش از فرا رسیدن سال نو، میوه های خشک و مغزیات (آجیل)، میان آب گرمی قرار داده می شوند و نوشیدن آب حاصل از آن تا پایان روز ادامه می یابد و به هر مهمانی هم که وارد خانه کسی می شود، از همین آب که آب هفت میوه نام دارد، می چشانند.
گفته اند، دلیل تهیه کردن هفت میوه این آرزوست که در سراسر روزهای سال نو، دسترسی به میوه هایی که آب شان نوشیده شده، میسر باشد. پختن سمنک یا سمنو به شکل آش یا نان نیز در شب پیش از سال نو انجام می شود. دختران جوان در اطراف دیگ بزرگ سمنک حلقه می زنند و با دایره به آوازخوانی می پردازند.
یکی از آیین های نوروزی در اطراف دیگ سمنک این است که دختران جوان انگشتر خود را به یک چایجوش که ظرفی است مسین شبیه آفتابه، می اندازند و از یک کودک می خواهند دست خود را در چایجوش فرو کند و یک انگشتر برون بکشد.
بر اساس باورهای موجود در این باره، دختری که انگشتر او از آب بیرون آورده می شود، در این سال نو، عروس خواهد شد و به خانه بخت خواهد رفت.
صاحب انگشتر، در حالی که حیا می کند، به شور و هیجان اطرافیان، با تبسمی از سر شادی پاسخ می دهد. اما برخی آیین های نوروزی رفته رفته از رواج افتاده اند. آنچه اکنون بسیار برجسته است، آمیختگی آیین های نوروزی با آیین های مذهبی است.
مسگران بلخ چند روز پیش از نوروز قبه های مسین گنبدهای روضه شریف – آرامگاه منسوب به حضرت علی – را با قلعی سفید می کنند.
و در روز بردن این قبه ها از راسته مسگری تا روضه شریف، همهمه بزرگی برپا می شود و مردم زیادی برای تماشای جریان این مراسم جمع می آیند و به شادمانی می پردازند.
درصبح اول نوروز، پرچم نوروزی در محل خاصی در طرف قبله آرامگاه سخی برافراشته می شود. "حضرت سخی" و "سخی جان" لقب هایی است برای علی که اهل بلخ آن را به کار می برند.
ده ها هزار نفر برای تماشای جریان بر افرازی پرچم که آن را "جهنده سخی" می نامند، از شهرهای مختلف افغانستان در روضه شریف و ساختمان های اطراف جمع می آیند.
پرچم نوروزی تا چهل روز بر افراشته می ماند و جشن گل سرخ با کنسرت ها، نمایشگاه های آثار نقاشی و عکس همراه با مشاعره هایی که اغلب در لاله زارهای جنوب شهر برگزار می شوند، ادامه می یابد.
"جدید آنلاین"
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/31/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|