در گوشــــــــي  |
|
|
|
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست
اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار
دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!
:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد
.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|

 پاسارگاد - نوروز هشتاد و هشت
چک چک ناودان خانه ما خبر از ابر و باد و باران داد بوی گل، بوی سبزه، بوی گیاه نیمه شب مژده بهاران داد. چک چک ناودان خانه ما نیمه شب میچکد به مژگانم نغمه سر میدهد بهار بهار من به فکر بهار ایرانم.
تا عروس بهار میبینم با دل خود بگو مگو دارم باز عاشق شدی دل غافل پیش مردم من آبرو دارم.
فصل گل با طبیب میگویم: کم بگو روزگار پرهیز است گر چه پاییز در تنم جاریست سینه ام از بهار لبریز است.
پیک خورشید از دیار کهن خبر آورده ماه نوروز است دامن کوه سبز و سرخ و سپید یاد یک پرچم دل افروز است.
نیمه شبها میان بستر ماه من به فکر طلوع خورشیدم همه جا میروم به بال خیال میرسم تا به تخت جمشیدم. میزنم بوسه بر سراپایش شهر نوروز باوران اینجاست میگذارم به خاک پیشانی خاک پاک دلآوران اینجاست.
چک چک ناودان خانه ما نم نمک میچکد به مژگانم نغمه سر میدهد بهار بهار من به فکر بهار ایرانم!
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/27/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
امروز رو با هم به جشن مینشینیم امروز خرداد روز از فروردین ماه برابر با 6 فروردین در گاهشماری ایرانی
«روز امید»

ششم فروردین ماه به نام های «روز امید»، روز «اسپیدا نوشت» یا روز «نوروز بزرگ» خوانده می شود و از روزهای خجسته ی ایرانیان است، که همراه با شادی و مراسم آب پاشی برگزار می شود، و در تقویم سُغدی و خوارزمی روز آغاز سال نو می باشد.
در متن پهلوی «ماهِ فروردین، روزِ خرداد» رویدادهای بسیاری به این روز منسوب شده است؛ از جمله :
¤. پیدایی کیومرث و هوشنگ ¤. روییدن مشی و مشیانه ¤. تیراندازی آرش شیواتیر ¤. غلبه ی سام نریمان بر اژدهاک ¤. پیدایی دوباره ی شاه کیخسرو (از جاودانان در باورهای ایرانی) ¤. همپُرسگی زرتشت با اهورامزدا
و نام «روز امید» به خاطر انتظار پیدایی دوباره ی کیخسرو و دیگر جاودانان و نجات بخشان (سوشیانت ها)، به این روز داده شده است.
نام «اسپیدا نوشت»، از آیین نامه نویسی در این روز گرفته شده است که آگاهی بیشتری از آن در دست نیست. گمان می رود با پیام های شادباش نوروزی در پیوند باشد.
از این روز به نام «هودرو» یا «هفدورو» یعنی روزی که هفتاد و دو رویداد سرنوشت ساز در زندگی و تاریخ ایرانیان روی داده است نیز نام برده شده است.
در منابع کهنی از دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی، فردوسی بزرگ، ابن ندیم و غیره نیز اختراع خط به دست جمشید و بر تخت نشستن وی گزارش شده است بدینگونه که: «... روزی که جمشید خط نوشت و به مردم مژده داد که روش او خدای را خوش آمده و به پاداش کارهایش، گرما، سرما، پیری و رشک را از مردمان دور می کند، روز ششم فروردین ماه بود ...»
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/26/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
دو خبر جالب!
«فروش گرانترين فرش جهان با تاروپودی از جواهر و مروارید!»

يك تخته فرش كه در تاروپود آن از جواهر و مرواريد استفاده شده است، به بهاى سه ميليون و 800 هزار پوند در حراجى دوحه قطر به فروش رفت. اين فرش كه گرانترين فرش جهان لقب گرفته است 100 سال پيش در هند بافته شد. برگزار كنندگان اين حراجى انتظار داشتند اين فرش نفيس به بهاى 14 ميليون و 500 هزار پوند به فروش رود ولى تعداد كم خريداران مسئولان حراج را مجبور كرد قيمت پايه كاهش دهند. اين فرش در نهايت به بهاى 3 ميليون و 800 هزار پوند معادل 5 ميليون و 500 هزار دلار به فروش رفت. دربافت اين فرش دستكم دو ميليون قطعه مرواريد خليج فارس به كار رفته است. پيش از اين حراج، يك تخته فرش ابريشمى ايرانى به قيمت 4 ميليون و 450 هزار دلار؛ 3 ميليون و 100 هزار پوند به فروش رفته بود.
«قلب نوزادی در خارج از قفسه سينه»

قلب یک یک نوزاد سعودی در پدیده ای بسیار نادر در خارج از قفسه سینه وی قرار دارد. پزشکان علت این مشکل را، تکامل نیافتن قفسه سینه و دندهها میدانند. اطراف قلب این نوزاد چهار ده روزه تنها با یک غشای نازک احاطه شده است. از هر صد هزار نوزاد ممکن است یک مورد اینگونه متولد شود.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/25/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
و اما سری بزنیم به ایران باستان و مراسم نوروز در عهد ساسانیان ...
«نوروز در زمان ساسانیان - بخش نخست»

در عهد ساسانیان، نوروز را در میان ملت ایران و نیز در دربار مراسم مخصوص و تشریفات فراوان در كار بوده است و به تحقیق میتوان گفت كه در هیچ زمان مراسم نوروز را با این همه تكلفات به جا نمیآوردند و خوشبختانه از اغلب این مراسم اطلاعات كافی در دست است. از جمله كارهایی كه در ایام نوروز درعهد ساسانیان انجام میگرفت این بود كه در نوروز شاهان ساسانی سان سپاه میدیدند و به عزل و نصب حكام میپرداختند.
دكتر «اردشیر خدادایان» كارشناس تاریخ باستان و استاد دانشگاه شهید بهشتی معتقد است كه: «آیین ساسانیان در این ایام چنین بود كه پادشاه به روزنوروز بار عام را شروع میكرد و حقهای حشم و لشكر را میگزارد و حاجت آن را روا میكرد و بعد از آن زندانیان را آزاد و مجرمان را عفو مینمود، به عنوان نمونه شاپور دوم به دانیال نامی كه سردار نظامی او بود در روز نوروز خلعت داد و انوشیروان و بقیه پادشاهان در نوروز متهمان را میبخشیدند و به كسانی كه در جنگ پیروز میشدند جایزه میدادند و حتی به كشاورزان و دامپروان نمونه نیز هدایا و خلعت میدادند.»
ساسانیان نوروز را «نوك روژ» میگفتند: «به موجب روایت دینكرد، هر پادشاهی در این روز فرخنده رعیت ممالك خویش را قرین شادی و خرمی میكرد و در این عید كسانی كه كارمیكردند، دست از كار كشیده و به استراحت و شادمانی میپرداختند. نوروز عید بهاری است. در این روز مالیاتهای وصول شده را به حضور شاه عرضه میداشتند و شاه به عزل و نصب حكام میپرداخت. عید نوروز شش روز متوالی دوام داشت. و در این شش روز سلاطین ساسانی بار میدادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتیب منظم میپذیرفتند و به حضار عیدی میدادند.»
روز ششم را سلاطین برای خود و محرومان درگاه جشن میگرفتند. در روز اول و روز ششم نوروز، همه نوع مراسم متداول ملی اجرا میشد. در روز اول مردم صبح بسیار زود برخاسته، به كنار نهرها و قناتها رفته شست و شو میكردند و به یكدیگر آب میپاشیدند و شیرینی تعارف میكردند. صبح پیش از آن كه كلامی ادا كنند شكر میخورند یا سه مرتبه عسل میلیسیدند و برای حفظ بدن از ناخوشیها و بدبختیها روغن به تن میمالیدند و خود را با سه قطعه موم دود میدادند. در این روز سكه نو میزدند و آتشكدهها را پاك و طاهر میكردند.
ادامه داره ...
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/25/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
مــــژده ای دل که دگــــرباره بهـــار آمده است خوش خراميده و با حسن و وقــــار آمده است به تـــو ای باد صبــــــــــا می دهمت پيغامی اين پيامی است که از دوست به يار آمده است شاد باشيد در اين عيد و در اين ســــال جديد آرزويی است که از دوست به يار آمده است
امروز چهارشنبه (تیرشید) پنجم (سپندارمذ روز) فروردین ماه ۱۳۸۸ خورشیدی و برابر است با 25 مارس 2009
ایران در گذر تاریخ ...
«يزدگرد دوم و اعلان جنگ به امپراتوري روم»
25 مارس سال 441 ميلادي يزدگرد دوم شاه ساساني ايران و پسر بهرام پنجم (بهرام گور) به امپراتوري روم که پس از ناپديد شدن بهرام، در مرزهاي شمال غربي ايران دست به تمرکز نيرو زده بود و مرزنشينان را تحريک به نافرماني مي کرد اعلان جنگ داد. بهرام پنجم در جريان شکار گور ناپديد شده بود و مدتي، ايران بدون رئيس کشور بود. ظاهرا بهرام هنگام تعقيب گور در باتلاق فرو رفته و ناپديد شده بود. پس از بي نتيجه ماندن جستجو براي يافتن او و يا جسدش، بزرگان ايران پسرش را به نام يزدگرد دوم که يک متعصب مذهبي بود جانشين او کردند که اندرزهاي موبد موبدان (روحاني ارشد آيين زرتشت) را بي چون و چرا به اجرا در مي آورد. تعصب مذهبي يزدگرد دوم باعث درگيري هايي در ارمنستان شد که ايالت خودمختار ايران بود و اين درگيري ها چند سال ادامه داشت. سختگيري يزدگرد دوم نسبت به پيروان مسيحيت سبب شد که لئون، پاپ وقت، برضد آيين هايي که از ايران برخاسته و در اروپا گسترش يافته بودند مخصوصا انديشه مانوي دست به اقدام بزند. در پي اعلان جنگ يزدگرد دوم به روميان و بسيج نيرو، امپراتور روم از در سازش وارد شد و يزدگرد دوم فرصت يافت به عقب راندن هپتالها در مرزهاي شمالي فرارود همت بگمارد. به خواست موبد موبدان که عقيده داشت هپتالها بايد از مرزهاي ايران فاصله زياد داشته باشند، يزدگرد سالها در نواحي شمال شرقي سرگرم جنگ با اين قوم بود.
«قرارداد ترکمن چاي و تلخ شدن نوروز به کام ايرانيان در آن سال»
يک ماه و چند روز پس از امضاي قرارداد پايان جنگ دوم ايران و روسيه، مردم ايران در جريان ديد و بازديد هاي نوروزي آن سال، تازه از مفاد آن آگاه شدند و نوروزشان تلخ شد. اين قرارداد 22 فوريه 1828 با ميانجيگري انگلستان که نمي خواست روسها به مرزهاي هند نزديک شوند در ترکمن چاي منعقد شده بود و به موجب آن، ايران مناطق ديگري از جمله ايروان و نخجوان را از دست داد و از آن زمان مرز شمال غربي ايران تغيير نيافته است. دومين جنگ ايران و روسيه دوسال طول کشيد و ايران بازنده آن بود.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/25/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
نوروز نُماد جاودان نوشدن است تجديد جوانی جهان كهن است زينها همه خوبتر كه هر نو شدنش باز آور ِ نام پاك ايران من است
خوش آمد بهار، گل از شاخه تابید خورشیدوار بیاین امید رو مهمون دلها و لبخند رو خوش نشین لبها کنیم. درود دوست من! بهاران شاد!
مشق کنیم باهم بر کاغذ کاهی زیر نور شمع، که نوروز آمد. در آغاز هیچ نبود، کلمه بود، "خدا بود" و در آن دم، نوروز شد. حرفها شکفت. کلام زیبا و اهورایی شد. پاره های وجود و هست شدن آدمی و فهمیدن و زاده شدنها و آفریدنها حادث گردید. عدم، رخت بر بست. نشان از نشان دهنده ای و آفرینش از آفریننده ای تجلی یافت. روز نو شد و نوروز آممد و همی با خوبیها پای در راه گذاشت. در دست آب زلال برای تشنه دلی از عشق، مهربانی و حیات، زیستن و زندگی و برخواستن و بیدار شدن دوباره.
نوروز این گنج مجهول از غیب پنهانتر با طلوع حیات آدم آغاز شد. با آن روشنایی بامداد بر ساحل اقیانوس جانها لنگر انداخت و جوانه دلها آرام آرام سجده بر خاک عبودیت زدند و اهریمن، آتش و سیاهی رفت.
و این نوروز نخست روز خلقت، ادامه یافت، حیات بخشید و فروتن ماند تا "عشق" را در رستن آغاز به شکوفه بنشاند.
نوروز، حرف و الفبای هر روز نو و بلکه نمایش هر حقیقت دوران در اشتیاق سوزان انسانها با دیدگاه تولد معراج، زادن و تولد آنچنان آفریده ی آفریننده، برای هدف دادن به رمزی ژرف که جسم زوال است و روح فنا ناپذیر، پس هستیم و همیشه هستیم تا آشتی این دو، که رستاخیزیست.
نوروز سفیر خبر از روز نو پس بخوان که آغاز آدم، ختم روزهای کهنه قبل از آدم، دمیدن روح در اولین مشت خاک، شروعی نو برای انسان. پس بخوان به نام آفریننده ی هستی که انسان را از مشتی خاک و آدم رستن آغاز کرد و نهال سبز حقیقت شد.
سبزه ها در دامن های پر چین و شکن دلها با صدها پرده، ناز عشق آفرینند تا هر کی با معجره هنر به ذوق و زیبایی یزدانی، آنچنان مهد تماشایی شوند که این باز خالق خوبیها را نه در رویا و خیال بلکه برخاک هم آشکارتر بینند.
نوروز یعنی پامال نکردن جوانه بذر شقایقی که از بی رحمی کویر، توسط مور و یا موریانه، نه بر کف خاک شهر، جاده و سنگ، اما به سینه دل دشتها رفت تا عشق را در بلبلی و زیبایی را در چشم مردمانی با رنگ خونگون خود بکارد.
نوروز یعنی بیاغازیم حرکت دل را به سمت هرم خوییها که ذره ای از آن طبیعیت بکر بهار زینت رویت خالق یکتا است.

زمان خوشدلی دریاب و دریاب که دایم در صدف گوهر نباشد
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/25/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«كريمخان زند: شادبودن حق مردم است»

247 سال پيش، سلام نوروزي در شيراز و نه چندان دور از تخت جمشيد برگزار شد. پس از اردشير يكم (ساساني)، اين نخستين باري نبود كه يك فرمانروا در مركز پارس چنين مراسمي را برپا مي داشت. پيش از كريمخان، عضدالدوله ديلمي اين آيين ها را در شيراز برگزار كرده بود.
كريمخان زند (كه به جاي عنوان شاه، لقب وكيل برخود نهاده بود) پس از اعلام شهر شيراز به پايتختي ايران، از سال 1761 ميلادي سلام نوروزي را در عمارتي كه اينك موزه پارس ناميده مي شود، برگزار مي كرد و سپس به ديدن مردم معمولي (توده ها) به كوچه و خيابان مي رفت.
وي در سال 1761 در ايام نوروز، از جيب خود چند نوازنده را اجير كرده بود كه در ميدان هاي شيراز بنوازند و مردم را شاد كنند كه بعداً اين رسم شامل روزهاي ديگر هم شد.
كريمخان براي شاد كردن مردم و زدودن غمهايشان هر اقدامي را كه مي توانست، مي كرد. به نظر وي، كه مورخان از اظهاراتش بيرون كشيده اند؛ كريمخان شاد بودن و شادي كردن را حق مردم مي دانست.
وي براي ديدن توده ها و آگاه شدن از مشكلاتشان، حتي به قهوه خانه ها مي رفت و با آنان در همانجا آبگوشت (ديزي) مي خورد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/24/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|