در گوشــــــــي
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!

:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد

.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد


تعداد صفحات 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 صفحه [ 32 ]
ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



دریا اجتماع قطرهاست به وسعت نگاه، متولد ماه شیر در سال گربه هستم، و این سومین باریه که سال گاو رو تجربه میکنم، سال جدید رو به نام سال گاو در تقویم خاور دور نام گذاشتن که امیدوارم برکت و آرامش رو به زندگی هامون هدیه کنه.

فردا سال نو میشه و بهار از راه میرسه و عید میشه، عیدتون پرشگون.
سال ما عوض میشه، امیدوارم حالمون هم تغییر پیدا کنه. نو بشه، تازه بشه، جوونه بزنه! به سبزی بنشینه و انرژی قشنگ زیستن در لحظه لحظه هامون جاری باشه. درست مثل سبز کردن غلات در شب عید.
اگه شمام مثل من از تک تک لحظه های رویش گندمها لذت برده باشین و لحظه های بیشماری رو به تماشای رویش این سبزینه ها نشسته باشین، میدونین که چه حال و چه سالی رو براتون امید دارم.

یک آیین پسندیده داریم که در لحظه های پایانی هر سال باید نگاهی به پشت سر بندازیم، مسیری رو که اومدیم، نیروی که صرف اومدن کردیم، اون چیزهایی رو که به دست آوردیم و اون چیزهایی رو که بین راه جا گذاشتیم، ببینیم و بسنجیم و خودمون رو داوری کنیم...
شاید عبرت که نگیریم اما لااقل بدونیم که چه کردیم!

سالی که گذشت تغییرات و تحول بسیاری در زندگی من رویداد و قدم در راهی گذاشتم که سالها بود بهش فکر کرده بودم. تغییر، تحول، از نوع شروع کردن، از نو تقلا کردن برای اومدن از کلاف دونه بیرون، شروع به جوونه زدن، کردن و راه بسیاری در پیش برای به بار نشستن و خوشه ی گندم شدن ... امسال کمبود وقت و شاید تنبلی نذاشت که به یکی زا خواستهام که سال پیش با خودم برنامه ریزی کرده بودم که امسال بهش دست پیدا کنم، برسم، چرخوندن هم‌زمان سه توپ در هوا!
سال‌هاست که می‌خواهم این کار رو یاد بگیرم. غیر اون آرزویی نداشتم که برآورده نشده باشد، بقیه خواسته بوده که میدونم به جادوی فرشته‌ی مهربونی که به دوست دوران کودکیم، سیندرلا، کمک کرد نیاز دارم.

سال گذشته در ازای دوستانی که ازشون دور شدم، دوستان دیگه ای پیدا کردم، که جای عزیزان قبلی رو هرگز برام نمیگیرن اما اونها هم جایگاه خاص خودشون رو دارن و عزت و عزیزیشون به جای خودشون بالاست و برقرار ِ.

امسال ریچارد براتیگان، چارلز بوکوفسکی، مسعود بهنود و محمود دولت آبادی رو پیدا کردم. با ریچارد به صید قزل‌آلا در امریکا رفتم، از قدیم گفتن که دوست رو در سفر باید شناخت و در این سفر فهمیدم که چقدر با هم تفاهم داریم... چارلز برای روزهای دلتنگیم شعر سرود و کلی ماجراهای تاریخی و تعقیب و گریز فلسفی رو با مسعود تجربه کردم اما محمود رو کمی دیرتر و در آخرین ماه‌های سال گذشته شناختم و گمان می‌کنم که این دوستی تا مدتها طراوت و شیرینیش رو با خودش داشته باشه. توی این دوستی ها یاد گرفتم که:
«هنرمندان افرادی هستند که می‌گویند، من نمی‌توانم کشورم یا ایالتم یا شهرم یا حتی ازدواجم را اصلاح کنم. اما قسم می‌خورم که این بوم مربعی شکل یا این کاغذA4 یا این تکه گل رس یا دوازده گام موسیقی را دقیقا به همان شکلی دربیاورم که باید باشند.»

«طبق تعریف من قدیس کسی است که در یک جامعه‌ی مبتذل، با شرافت زندگی می‌کند»

وقتی که آخرین فصلهای کتاب خانوم رو در اتاقم میخوندم چنان فشاری بر شانه‌هام حس کردم که تا شدم، له شدم و بی‌اختیار و شاید بی هیچ دلیل موجهی گریه کردم، آب سلول‌هایم بود که با فشار از چشم‌هام بیرون می‌زد!

در سالی که گذشت لذت دیدن طبیعت و سفر با کشتی رو مدیون عزیزانی هستم که راهبان بهتر شدن، برام بودن.

بعد از چندسال دوری، دوباره درس و مشق رو شروع کردم و نشستن پشت میز و نیمکت و صندلی ... سفرهای شیرینی داشتم... و تازه عظمت تنهایی مادر رو حس کردم.

امسال باید تا دیر نشده سه تا توپ بخرم... امسال باید چرخوندن توپ‌ها رو یاد بگیرم...


فرستاده شده در تاریخ: 3/19/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

برای دیدن گزارش تصویری پارس پلانت از مراسم چهارشنبه سوری 87 خورشیدی در استکهلم، به اینجا کلیک کنین.






فرستاده شده در تاریخ: 3/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

صدای پای بهار ...
























فرستاده شده در تاریخ: 3/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«فلسفه و پیدایش نوروز ایرانیان»





نوروز و آیین های باشکوه آن، مسیری سه هزار ساله و پرپیچ و خم را پیموده تا به ما رسیده است. «نوروز» کهنسال ترین آیین ملی در جهان است که جاودانه مانده و یکی از عوامل تداوم فرهنگ ایرانیان (آرین های جنوبی) است.
آیین های برگزاری این جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پیش تفاوت چشمگیر نکرده و به همین دلیل عامل وحدت فرهنگی ساکنان ایران زمین به شمار می رود که آن را در هر گوشه از جهان که باشند، یکسان برگزار می کنند و بزرگ می دارند و به همین جهت است که اندیشمندان، «نوروز» را مظهر پایدار هویت و ناسیونالیسم ایرانی خوانده اند که مورخان در قوه محرکه این ناسیونالیسم تردید ندارند زیرا در طول تاریخ نیروی عظیم و کارایی های فراوان آن را درک و مشاهده کرده اند. نوروز ایرانی بر حسب سال مصادف است با یکی از این سه روز در تقویم تازه میلادی (گریگوری)؛ ۲۰ ، ۲۱ یا ۲۲ مارس (مارچ). جهان غرب هم تا چند قرن پیش سال تازه خود را با بهار آغاز می کرد که بعداً به یکم ژانویه انتقال یافته است.

«نوروز» روز ملی و جشن همه کسانی است که در فلات ایران (ایران زمین) خود یا نیاکان شان به دنیا آمده اند و تاریخ و فرهنگ مشترک دارند، از جمله تاجیکیان، افغان ها، کردها و... و ساکنان سرزمین هایی که در طول قرون و اعصار، امپراتوری ایران را تشکیل داده بودند غکه بیشترشان اینک در یک سازمان اقتصادی منطقه یی به نام اختصاری «اکو» گرد آمده اندف.در قرن نوزدهم امپراتوری ایران بر اثر توطئه های استعمارگران اروپایی تجزیه شده، اما فرهنگ مشترک و مدنیت غنی قوم ایرانی باقی مانده و نوروز همچنان روز ملی همه مردمی است که از کوه های پامیر و بدخشان تا انتهای کوه های کردستان سوریه و از شمال قفقاز تا دره سند و منطقه خلیج فارس سکونت دارند.

از آغاز سده ۲۱ تلاش های چشمگیر و تازه یی به منظور تحکیم ریشه های فرهنگی و خویشاوندی (مهر، همدلی، انس و الفت) ساکنان ایران زمین و به ویژه میان کشور ایران و کشورهای منطقه فرارود و آسیای جنوبی صورت می گیرد که اصحاب نظر آن را یک پدیده تازه جهانی دانسته اند زیرا مناسبات کشورها تاکنون در زمینه های اقتصادی، سیاسی و نظامی (مادی) بوده که باعث برانگیخته شدن رقابت دیگران، یارگیری سیاسی- نظامی و مسابقه های نامطلوب شده است.نوروز هدف از گرامیداشت آن و وقایعی که در طول قرون و اعصار در این روز روی داده است، درخور توجه فراوان است.

در بسیاری از آثار گذشته نگاران از جمله در تاریخ طبری، شاهنامه فردوسی و آثار بیرونی، نوروز به جمشید، شاه افسانه یی و در پاره یی دیگر به کیومرث نسبت داده شده و آن را به دلیل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشید و اعتدال طبیعت، بهترین روز در سال دانسته اند.کوروش بزرگ موسس امپراتوری ایران که از مادر، «ماد» و از پدر، «پارس» بود، نخستین حکمران ایرانی بود که نوروز را عید رسمی اعلام داشت و در سال ۵۳۴ پیش از میلاد دستورالعملی برای اجرای مراسم دولتی آن تدوین کرد که شامل ترفیع نظامیان، ابلاغ انتصابات تازه، سان دیدن از سربازان، عفو مجرمان پشیمان، ایجاد فضای سبز و پاکسازی محیط زیست- از منازل شخصی گرفته تا اماکن عمومی- بود. چهار سال پیش از آن، کوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آنجا جشن گرفته بود و به این سبب برخی از مورخان، زمان اعلام رسمی و عمومی شدن نوروز به عنوان عید ملی را سال ۵۳۸ قبل از میلاد نوشته اند.

بابل در ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد به تصرف ایران درآمده بود. در دوران هخامنشیان، ۱۱ روز اول فروردین (فرورتیشن) ویژه انجام مراسم نوروز بود. شاه در نخستین روز سال نو روحانیون، بزرگان، مقامات دولتی و فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان و نمایندگان سرزمین های دیگر را می پذیرفت و ضمن سپاسگزاری از عنایات خداوند، گزارش کارهای سال کهنه و برنامه های دولت برای سال نو و نظر خویش را بیان می کرد که نصب العین قرار گیرد. این آیین تا همین اواخر با جزیی تفاوت رعایت می شد که دوباره دارد به تدریج ازسرگرفته می شود. شاه سپس پیشکش ها را دریافت می کرد که نمونه آن در کنده کاری های تخت جمشید دیده می شود.

آنگاه مراسم سان و رژه برگزار می شد و افسرانی که قهرمان دفاع از وطن شده بودند، ترفیع و پاداش می گرفتند و مقامات تازه و قضات نو معرفی می شدند. در نوروز مردم نخست به دیدن سالخوردگان خانواده، بیماران و ازکارافتادگان می رفتند و ادای احترام می کردند (احترام و رعایت احوال سالخوردگان و نسل بازنشسته، در میان ایرانیان همواره نهایت اهمیت را داشته است). سپس عیددیدنی آغاز می شد. پیش از دید و بازدیدها، در لحظه تحویل سال هر فرد از خدا می خواست در سال نو روان او را پاک و آرام نگه دارد. این مراسم پس از ۲۵ قرن به همین صورت ادامه دارد و باعث اعجاب ملل دیگر شده است. پس از تکمیل ساختمان عظیم و زیبای تخت جمشید در پارس و گشایش آن، آیین های رسمی نوروز، باشکوه بی مانندی در آنجا برگزار می شد. مراسم نخستین نوروز در تخت جمشید دو هفته طول کشید. مردم عادی در تالار صدستون و سران ایالات و مقامات طراز اول در تالارهای دیگر این کاخ حضور می یافتند...


فرستاده شده در تاریخ: 3/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

کلیپ زیبای رقص آذری ...



در صورتی که کلیپ فوق قابل رویت نیست به اینجا کلیک کنین.


فرستاده شده در تاریخ: 3/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اما بریم سراغ نوروز خودمون، با نماد های سفره ی هفت سین که آشنایی دارین:

سبزه :
نماد خرمي و نو زيستي

سرکه :
جايگزين شراب و نماد شادي (ميوه درخت تاک در ايران ميوه شادي خوانده ميشد)

سمنو :
نماد خير و برکت

سیب :
نماد مهر و مهرورزي

سیر :
نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ هاي آريائي براي سير نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)

سماق :
نماد مزه زندگي

سنجد :
نماد حيات و بزر حيات

نکته ی جالب توجه اینکه سفره نوروزی در دوران باستان "هفت شين" (شهد ، شکر ، شيريني ، شراب ، شببو ، شالين ، شبدر) بوده، اما در پي ممنوعيت شراب در ايران در قرن 3 هجري این هفت «سین» بود که جاي هفت شين را گرفت، در اصل هفت شين ثابت بود اما هفت سين تقريبا هر چيزي که از نظر مردم خوش يمين باشد و با سين شروع شود می‌تواند باشد. اين سفره اجزائي ديگر هم دارد مانند آينه که نماد نور و راستي است، ماهي که نماد زندگي نيک بختي است، شمع که نماينده آتش است، گل که نماد دوستي است و کتاب که نماد دانائي است.

اما چرا از عدد هفت در چیدمان سفره ی نوروزی استفاده میشه؟؟؟

«چرا هفت سین؟»




می‌دانیم عدد هفت در بسیاری از تمدن‌ها مقدس است. حتی در بین جادوگران هفت عدد قدرتمندی است .در ایران باستان، جشن‌هایی به مناسبت‌های گوناگون ملی و مذهبی برگزار می‌شد. اما از آن میان، هفت جشن جزء جشن‌های واجب به شمار می‌آمد كه شش جشن، جشن‌های گاهانبار یا سالگرد آفرینش‌های شش گانه بود. این جشن‌ها به ترتیب عبارت‌اند از:
«مید یوزرم گاه»،‌ جشن میانه بهار كه از 11 تا 15 اردیبهشت به مناسبت سالگرد آفرینش آسمان برگزار می‌شد.
«میذ یوشم گاه» جشن نیمه تابستان از 11 تا 15 تیر به مناسبت سالگرد آفرینش آب.
«پیتی شهیم گاه»، به معنی «دانه آور»، سالگرد آفرینش زمین و فصل گردآوری غله است كه از 26 تا 30 شهریور برگزار می‌شد.
«ایا سرم گاه»، از 26 تا 30 مهر است و سالگرد آفرینش گیاه و «برگشت» معنی می‌دهد، چون چوپان با گله بر می‌گردد و آغاز زمستان است.
«مید یاریم گاه» به معنی «میان سال» كه سالگرد آفرینش چارپای مفید است و جشن میان زمستان، زمانی است كه برای دام انبار زمستانی می‌شود.
«همسپد میدم گاه» به معنی «با هم بودن و با هم گرد آمدن‌» كه سالگرد آفرینش انسان است و پنج روز آخر سال برگزار می‌شود.

هفتمین جشن از اعیاد هفتگانه واجب «نوروز» است. رسم‌های بسیاری هم در حاشیه این جشن رواج داشت كه با عدد هفت پیوند خورده بود. به عنوان مثال، در میز سیمین مقابل شاه وقت، هفت گونه غله و شاخه‌های هفت نوع درخت را می‌نهادند، روی همان میز هفت بشقاب كاشی سفید و هفت درهم سفید از سكه‌های ضرب شده در عرض سال.

رسم دیگری كه هنوز در برخی روستاهای زرتشتی نشین رعایت می‌شود، كشت هفت نوع بذر در ظرف‌های كوچك است تا اینكه برای نوروز سبزی و طراوت فراهم باشد.

در قدیم، هفت «سینی» از دانه‌هایی كه بركت به سفره‌ها می‌آورد، می‌رویاندند و بر خوان نوروزی می‌نهادند. «سینی» معرب «چینی» است كه در قدیم به طبق‌های بزرگی كه از چین آورده بودند، گفته می‌شد. احتمالا هفت «سین» بازمانده همین هفت «سینی» است و یا نمادی از «سبزه» و «سرسبزی» با گذشت زمان، هفت «سینی» با هفت میوه یا گل یا سبزی كه با «سین» آغاز می‌شوند و هر یك نشانه ای از باروری و تندرستی هستند، تلفیق شده است.

این هفت «سین» كدام اند و هر یك نماد چیست؟ «سبزه» نودمیده است، «سنبل» خوش بر و خوشبو، «سیب» میوه بهشتی و نمادی از زایش، «سمنو» مائده تهیه شده از جوانه گندم كه یادآور بخشی از آیین‌های باستانی ایران است، «سنجد» كه بوی برگ و شكوفه درخت آن محرك عشق و دلباختگی است، «سیر» دارویی برای تندرستی، «سپند» به معنی «مقدس» كه دوركننده بیماری‌ها و دافع چشم بد است.

امروزه، برخی اقلام سفره هفت «سین» فراموش گشته و یا «سین»‌های آن در برخی خانواده جا به جا گشته است. مثلا گذاشتن «سركه» نماد ترشی و «سماق» نماد بیكاری و سماق مكیدن روی سفره هفت «سین» مناسبت ندارد.

علاوه بر «سین‌ها» بر این سفره آینه نیز می‌گذاریم كه نور و روشنایی می‌تاباند، شمع می‌افروزیم كه روشنایی و تابش آتش را به یاد می‌آورد و شاید بازمانده جشن سوری و جشن‌های آتش باشد؛ تخم مرغ كه تمثیلی از نطفه و باروری است. كاسه آب زلال به نشانه همه آب‌های خوب جهان و ماهی زنده در آب، به نشانه تازگی و شادابی؛ عسل و نقل و شیرینی و دیگر چیزهایی كه بنا به رسم خاص هر شهر و روستا و خانواده ای بر این سفر می‌افزودند. گذاشتن چند شاخه بیدمشك روح افزا نیز بر زیبایی سفره می‌افزاید.

وجود كتاب‌های دینی بر سر سفره هفت «سین» برای راندن دیوان و شیطان از محیط خانه است. گذاشتن نمونه ای از غلات (معمولا نان و برنج) و حبوبات و همچنین در برخی خانواده‌ها گذاشتن شیر و فرآورده‌های شیری به نشانه تضمین بركت خانه متداول است.

در برخی خانواده‌ها، به ویژه در میان هم میهنان زرتشتی، هفت «شین» نیز معمول است كه باید ناشی از شبیه سازی «شین» با «سین» باشد و نیز شاید به این دلیل كه شهد و شكر از دیرباز از بنیادی‌ترین مائده‌های این خوان بوده اند.

حتی از هفت «میم» نیز سخن گفته اند كه برخی مرغ، ماهی، ماست، مویز و ... بر خوان نوروزی می‌گذاشتند.

روی هم رفته، هفت سین نوروزی در جاهای متفاوت به شكل‌های متفاوت برگزار می‌شده است كه برخی نمونه‌های آن در نوروزنامه آمده است.

این اقلام و مراسم هیچ گاه در طول تاریخ ثابت نبوده اند. بستگی به شرایط، قومیت‌ها، باورها و اعتقادات دارد حتی برگزاری این مراسم در هر خانواده متفاوت است. اصولا چرا باید این مراسم در نقاط مختلف ثابت باشد؟ هر كسی به شكلی برگزار می‌كرده، گاهی هدف‌های سیاسی پشت قضیه بوده است و گاهی اهداف دیگر. نمی‌توان گفت مراسم سال نو و هفت سین از اصلی آمده و دگرگون شده‌اند. بلکه در طول تاریخ شكل گرفته اند و مردم هم به دلایل مختلف آنها را سال‌ها حفظ و برگزار كرده اند.

تنها چیزی كه شاید در این مراسم ثابت مانده است، عدد «هفت» آن باشند كه با هفتم بودن جشن نوروز در اعیاد هفتگانه واجب توجیه می‌شود. به نظر زنده یاد دكتر «مهرداد بهار» اسطوره شناس فقید، شاید این عدد «هفت» با هفت سیاره نیز ارتباط داشته باشد كه تصور می‌شد سرنوشت بشر در دست آنها است و این امر در تقدس عدد هفت موثر بود. شاید تصور می‌شد كه اگر كسی هر هفت تا را در اختیار داشته باشد و نظر لطف هر هفت سیاره را به خود جلب كند، خوشبخت خواهد بود.


فرستاده شده در تاریخ: 3/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

توی این هوای خوش عطر که بوی بهار رو به ارمغان آورده، میخوایم با هم از نگاه دوربین آقای سعید کرمی، سفری داشته باشیم به روستای سنگ تراشان و روزی رو با کودکان این مرز و بوم بگذرونیم.
حسين- امير- ميثم - مريم - فاطمه - فروزان و ..........بچه هاي روستای سنگ تراشان از توابع شهرستان خرم آباد هستن که در يک روز تعطيل در دل کوهاي سلسله جبال زاگرس در کنار کوه تاف بدون توقع وبدور از امکانات بچه هاي شهري زندگي روزمره خود را ميگذرونن.

سنگتراشان یکی از روستاهای شهرستان ساری در استان مازندران ایران ِ. این روستا در دهستان کلیجان رستاق سفلی در بخش مرکزی شهرستان ساری واقع شده. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت این روستا ۱۷۱۸ نفر (۴۳۷ خانوار) بوده.

نام روستاي سنگ‏تراشان برگرفته از ناحيه‏اي است که مصالح سنگي مورد نياز جهت ساخت راه‏آهن از آن ناحيه تأمين مي‏شده.

این روستا از توابع بخش پايي شهرستان خرم‏آباد است که با مختصات جغرافيايي 48 درجه و 33 دقيقه طول شرقي و 33 درجه و 15 دقيقه عرض شمالي، در 55 کيلومتري شهر خرم‏آباد قرار داره. اين روستا از شرق و جنوب شرقي به کوه تاف و از جنوب و جنوب غربي به کوه هشتاد پهلو محدود مي‏شود.

ارتفاع اين روستا از سطح دريا 1250 متر است و اقليمي معتدل و نيمه خشک داره. آب و هواي آن در بهار و تابستان معتدل و در زمستان‏ها سرد و خشک ِ.

مردم روستاي سنگ‏تراشان به زبان لري سخن مي‏گن، درآمد اکثر مردم روستاي سنگ‏تراشان از فعاليت‏هاي زراعي، دامداري و امور خدماتي و صنايع دستي تأمين مي‏شه.

گندم، جو، صيفي‏جات و حبوبات از عمده‏ترين محصولات زراعي اين روستاست. گوشت قرمز و فرآورده‏هاي لبني مانند شير، ماست، کره، دوغ، کشک و روغن حيواني نيز از مهم‏ترين محصولات دامي آن به شمار مي‏ره. محصولات صنايع دستي اين روستا شامل انواع قالي، گليم و جاجيم ِ.

اغلب خانه‏های روستاييان در يک طبقه، با سقف مسطح و در کنار يکديگر ساخته شدن. مصالح عمده به کار رفته در خانه‏هاي قديمي شامل خشت، گل، کاهگل، آجر و سنگ مي‏باشد که به راحتي از نواحي اطراف روستا فراهم مي‏شه.

روستاي سنگ‏تراشان، مناظر بکر و زيبا و چشم‏اندازهاي طبيعي بسيار شگفت‏انگيز و جالب توجهي دارد. اين روستا از اطراف به وسيله ارتفاعات تاف و هشتاد پهلو محصور گرديده است.

در اراضي داخل و پيرامون روستا انواع گياهان گل زرد، گل بنفشه، گل ختمي، بابونه، آويشن، شنگ و کنگر مي‏رويند. اين گياهان کاربرد دارويي دارند و در درمان برخي بيماري‏ها مؤثرند. انواع جانوران و پرندگان مانند شغال، گرگ، روباه، خرگوش، گراز، کبک تيهو، شاهين و با قرقره از جاذبه‏هاي طبيعي کم‏نظير روستاي سنگ‏تراشان هستند.

نواحي اطراف اين روستا به خصوص دامنه کوه از جنگل‏هاي بلوط، گلابي وحشي و زالزالک پوشيده شده است. اين مناطق جنگلي در فصل بهار و تابستان محيط مناسبي براي تفريح و تفرج مي‏باشند. «تاف» و «هشتاد پهلو» مهم‏ترين ارتفاعات اطراف هستند که روستا را در برگرفته‏اند. اين کوه‏ها در فصل زمستان از برف پوشيده مي‏شوند و چشم‏انداز بسيار زيبايي را ايجاد مي‏کنند.

آبشار وارک يکي از جاذبه‏هاي طبيعي و شگفت‏انگيز اين روستا است. فضاي اطراف اين آبشار در بهار و تابستان از گل‏ها و گياهان خودرو و رنگارنگ سرشار مي‏شود و محيط دلپذيري براي تفريح و تفرج پديد مي‏آورد.

سايت باستاني سنگ‏تراشان که در محدوده بقاياي قلاع باستاني و تاريخي واقع شده، از مهم‏ترين جاذبه‏هاي باستاني روستا است. آثار به دست آمده در اين محدوده علاوه بر بقاياي قلاع قديم، سفالينه‏هاي باستاني متعلق به تمدن کاسي‏ها است.

این روستا میان روستاهای ترم و شکتا و بالادزا قرار داره. عکسها خود گویای همه چیز است و کلام ناچیز ...


«بچه های روستای سنگ تراشان»





























"جام جم"

فرستاده شده در تاریخ: 3/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز چهارشنبه (تیرشید) بیست و هشتم (زامیاد روز) اسفندماه ۱۳۸۷ خورشیدی و برابر است با هجدهم مارس سال ۲۰۰۹ میلادی.

ایران در گذر تاریخ ...

« بازي مجلس با فروغي و فروغي با مجلس!»


18 مارس 1942 مجلس شوراي ملّي قانون منع احتكار را كه نخستين پيشنهاد كابينه وقت بود و با قيد فوريت تسليم شده بود از تصويب گذراند. پس از اشغال نظامي كشور در شهريور ماه 1320 و آغاز خريد غلاّت محصول ايران با اسكناسهايي كه اشغالگران خودشان آنها را چاپ كرده بودند و حمل اين غلاّت به شوروي، ايران با كمبود خوار و بار و اجناس ضروري ديگر رو به رو شده بود و چون تورّم پول به دليل ورود اسكناسهاي تازه رو به افزايش بود مغازه دارها و ديگران دست به احتكار زده بودند و بر مشكل كمبوده افزوده بودند كه كابينه تازه لايحه منع احتكار را به مجلس داد و مجلس كه قبلا در آن ماه با بحران كابينه رو به رو شده بود آن را سريعا تصويب كرد تا نخست وزير سمت حود را ترك نكند.
بحران كابينه از هفتم اسفند با كناره گيري فروغي از نخست وزيري آغاز شده بود. فروغي كه دوباره مامور تشكيل كابينه شده بود پس از معرفي وزيران تازه نتوانست آراء مورد نظر را به دست بياورد و كنار رفت. مجلس دوباره به او ابراز تمايل كرد و اين بارنوبت فروغي بود كه ناز كند و چون زير فشار قرار گرفت خود را پنهان ساخت. به ناچار علي سهيلي مامور تشكيل كابينه شد و مجلس در 18 اسفند كابينه او را تاييد كرد. آنگاه فروغي هم كه زماني رضاشاه او را از وزارت دربار برداشته بود وزير دربار پسر وي شد!




«قانون اعزام محصل به اروپا»


در سال 1929 میلادی، قانون اعزام محصل به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد كه به موجب آن بايد هر سال يكصد ديپلمه ايراني براي تحصيل به اروپا اعزام مي شد. پنج سال بعد دارالمعلمين عالي (دانشسراي تربيت دبير دبيرستان) در تهران تاسيس شد.


تقویم تاریخ ...

«زادروز مارکوس اورلیوس الکساندر»


در سال235 میلادی بعضي از مورخان زادروز ماركوس اورليوس الكساندر امپراتورروم را در اين روز نوشته اند.


فرستاده شده در تاریخ: 3/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی‌ دودی وسط سفره‌ء نو
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده‌ء لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی مو در می‌کنم

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور
برق کفش جفت‌شده تو گنجه‌ها

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم






چه فرقی می کنه بیرون از خونه دل ما، برگهای زرد روی زمین رو پرکرده باشن یا نه، چه فرقی میکنه بیرون از خونه دل ما توفان در راه باشه یا نه، چه فرقی میکنه که هوای سرد در هجوم باشه یا نه، وقتی که چراغ قلب ما روشن باشه.

اگه چراغ دلمون رو روشن کنیم، اگه روبه روی آینه بشینیمو به جای مرور خاطرات گذشته و فکر کردن به برگ های زرد و سردی هوا به انعکاس نور چراغ فکر کنیم، اونوقت میتونیم به گرم شدن هوای بیرون و جوانه زدن بر شاخه ی درختان امیدوار باشیم.

بهار رو ما خودمون به همراه داریم، تنها باید فرصتی داشته باشیم تا جوونه های اونو روی شاخسار، وجودمون سبز کنیم. اگه این فرصت رو به خودمون بدیم، کسی که در پائیز میون برگ های زرد ایستاده و یا در هجوم توفان یخبندون زندگی از حرکت مونده، از دیدن پنجره ای پرنور به زندگی لبخند میزنه و با امیـــــــــد قدم بر میداره.

چهارشنبه سوری امسال هم گذشت، با همه ی زیبایی ها و فراز و نشیب ها، کلی عکس از مراسم چهارشنبه سوری در استکهلم برای شما دوستان خوب تهیه شده که در دست آماده سازی و مرتب کردن هست، به محض آماده شدن براتون نصب میکنم. جای همه ی شما نازنینان خالی بود کنار آتش چهارشنبه سوری و گفتنی های بسیار در وقت خودش خودمتتون عرض میکنم.


فرستاده شده در تاریخ: 3/18/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

میدونستین که آتش بازی در شب چهارشنبه سوری در زمان ناصرالدين شاه و به وسيله ی فرانسوی ها در ايران رواج پيدا کرد. در ابتدا فقط براي سرگرمی شاه اين نمايش انجام ميشد اما پس از گذشت مدتی، مردم هم در اين سرگرمی سهيم شدن و دستور نمايش اون در ميدان توپ خونه تهران صادر شد و مردم در اونجا به تماشاي آتش بازی می ايستادند و کم کم به شکلي که امروزه اجرا میشه در اومد، اما بریم سراغ ادامه ی بخش قاشق زنی.


«آیین قاشق زنی در چهارشنبه سوری - بخش آخر»




ایرانى‌ها مردمى‌شوخ مزاجند. شاید براى همین مراسم مهجور و پرالتهاب قاشق زنى خیلى زود رسمى ‌نشاط انگیز شد كه حكایات زیادى از قبلش به وجود آمد. قاشق زن‌ها زیاد شدند و برخى‌ها در قالب گروه‌هاى سه -چهار نفره قاشق زنى مى‌كردند. وارد كوچه اى مى‌شدند و قاشق بر كاسه مى‌كوفتند. پس از اتمام كار و باز كردن دستمال‌هایشان پشت كوچه، هر یك شانس خود را با دیگرى مقایسه مى‌كرد. یكى آجیل برده بود و دیگرى سكه اى پول، یكى هم با دستمال خالى كه مى‌شد از این طریق به خست صاحبخانه پى برد.

شوخى در قاشق زنى بالا گرفت و قاشق زن‌ها دو دسته شدند. كسانى از روى فقر و عده اى براى مزاح سروصداى قاشق و كاسه درمى‌آوردند. حكایت شوخى‌هاى قاشق زنى براى هر كس خاطره اى ماندنى ساخت و شاید خاص بودن این شب در احیاى خاطراتش نقش داشته است. زمان گذشت و قاشق زنى مراسمى‌جالب توجه شد. به ویژه براى نوجوانان و جوانان. در سایه گذر زمان اعتقاداتى نیز پیدا شد. آنكه انعام و اطعام مى‌داد، نذر مى‌كرد تا حاجتش برآورده شود. در مقابل، دستمال قاشق زن را پر و پیمان مى‌كرد. همین دست اعتقادات گریبان قاشق زن‌ها را هم گرفت. آنها هم نذر مى‌كردند و دریافت پاسخ به منزله برآورده شدن حاجتشان تلقى مى‌شد.حركت قاشق زن را مى‌توان این گونه بیان كرد: جوانى تند و تیز كه سر و بدنش را مى‌پوشاند تا حتى جنسیتش نیز معلوم نشود. دستمال را مى‌انداخت داخل حیاط و با محتواى پول، شیرینى، نخودچى و كشمش كه در گره دستمال جا خوش كرده بود، كوچه را مانند دونده در حال فرار ترك مى‌كرد.

یكى از اهداف قاشق زن‌ها، ناشناس ماندنشان طى آخرین ساعات آخرین سه شنبه سال بود. حتى قاشق زن‌هاى جوان و شوخ طبع نیز هرازگاهى جلوى خانه ثروتمندان و متمكنین شهر قاشق زنى مى‌كردند تا بلكه پولى، چیزى عایدشان شود و چند روز عید را خوش تر باشند. فالگوشى نیز پدیده اى بود كه در آخرین سه شنبه سال جان گرفت و به وجود آمد. روزگارى كه تمام بام‌هاى خانه‌هاى یك كوچه به هم راه داشت و حیاط‌هاى گسترده با درخت‌هاى زیادش، انتظار بهار را مى‌كشید فالگوشى نیز به رسم‌ها اضافه شد.


فرستاده شده در تاریخ: 3/17/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

سری هم به تکنولوژی روز بزنیم ...

«چقدر زمان میبرد تا نامه به مقصد برسد؟ از پاکت نامه بپرسید»





این یک طرح است که ایده فوق العاده ای دارد اما برای ساخت آن کمی دیر شده است. این پاکت نامه به یک نمایشگر کوچک ارزان قیمت دارای زمان سنج مجهز شده است. از زمان انداختن آن به صندوق پست آن را فعال می کنید و تایمر آن مدت زمانی که طول می کشد نامه به مقصد برسد را محاسبه می کند.

به نظر من این یکی از بهترین روش ها برای وارد کردن استرس به پستچی است تا نامه را سریع تر به مقصد برساند. البته با استفاده از چنین پاکت نامه ای باید انتظار این را هم داشته باشید که پستچی پاکت را با نمایشگر خرد شده به شما تحویل بدهد و بگوید که برای پاکت یک حادثه رخ داده!


فرستاده شده در تاریخ: 3/17/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده


«گزیده ای از مراسم ویژه ی چهارشنبه سوری»






مراسم قاشق زنی که تقریبا در همه ی سرزمین های ایرانی برگزار می شود بدین گونه است که مردم و بعضا کودکان کاسه و قاشق را به هم کوبیده و در پشت در پنهان می شوند و صاحبخانه نیز تخم مرغ یا تنقلاتی داخل کاسه می گذارد. قاشق زنان چه مرد چه زن اغلب خود را با چادر می پوشانند.

¤. در تاجیکستان و ازبکستان، در بخارا و سمرقند و شهر سبز
در شب چهارشنبه سوری همه ی مردم شستشو می کنند و مردان پس از تراشیدن موی سر خود از روی بوته ی آتش فروزان می پرند و می گویند : «روی پاک از تو، دامن پاک از ما»



¤. در بدخشان و شمال افغانستان
نیز دختران موی سر خود را به چهل رشته تقسیم کرده و آن را می بافند و در انتهای رشته ی موها تـَرکه ی ظریفی می بندند تا تمام چهل رشته به ترتیب در کنار یکدیگر قرار گیرند و هنگام پریدن از روی آتش می گویند : «به روی مبارکت گردم. زردی مرا گیر و سرخی ات را بده». در بعضی از دهات درواز بدخشان از شب تا بامداد نوروز برگرد آتش می نشینند و می رقصند.



¤. در غرب چین در شهرهای یارکند و تاشغورقان و نیز در کاشغر
مردم در اطراف درخت کهنسالی که آن را یادگار آرش تیرانداز و آن جا را مرز ایران می دانند، آتش می افروزند و می گویند «زیان و زحمتمان را افشاندیم و سوزاندیم».



¤. در آذربایجان
جعبه های کوچکی با کاغذهای رنگین به شکل کجاوه درست کرده و ریسمانی به آن می بندند و از روزن سقف خانه یا پنجره به داخل آویزان می کنند، صاحب خانه نیز شیرینی و خوراکی های را که از پیش آماده کرده درون این کجاوه ها می ریزد.



¤.در روستای هشترود مراغه
هفت سنگ بر پیرامون بام خانه می چینند و در میان بام، آتش را در کنار کاسه ی آبی برمی افروزند و پس از پایان مراسم، کاسه ی آب را بر سر خانواده یا همسایگان خالی می کنند و برای آنان با گفتن «زندگی تان به روشنی درآید» زندگی خوب و روشنایی آرزو می کنند.



¤. در بسیاری از روستاهای استان مرکزی ایران
جوانانی که نامزد دارند از روی بام خانه ی دختر، شال خود را پایین می کنند و دختران در گوشه ی آن شال شیرینی و تخمه می پیچند. این رسم را «شال اندازی» می گویند.



¤. در کرمانشاه
زنان آبستن با آوردن هیزم برای آتش چهارشنبه سوری، باور دارند که هر چوبی که در آتش می گذارند پلیدی ها و وقایع ناگوار را از فرزندشان دور می کنند.



¤. مردم شاه آباد (اسلام آباد) استان کرمانشاه
چهارشنبه سوری را جشن پیروزی کاوه ی آهنگر بر ضحاک می دانند و هر ساله به پاس این پیروزی در کوه های پیرامون شهر و روستا آتشی بزرگ برافروخته و با خواندن آوازهای گروهی و جشن و پایکوبی تا نیمه های شب بر گرد آتش می چرخند.



¤. زرتشتیان روستای مریم آباد یزد
بر این باورند که آتش چهارشنبه سوری، آتشی است که «منیژه» به هنگام کوشش برای رهایی «بیژن» از چاه، بر سر دهانه ی چاه روشن کرده است.



¤. در خراسان
هر خانواده چهارشنبه سوری را با سه یا هفت بوته ی آتش آغاز کرده و همه ی اعضا خانواده از روی آتش می پرند و می خوانند : «آل به در، بلا به در، دزد به در و حیز از دهات به در» و پس از پایان مراسم آتش را به حال خود می گذارند تا خاموش شود و آب ریختن و دمیدن بر آتش را گناهی بزرگ می دانند.



¤. در روستای آزادور در دشت جوین خراسان
سبزه ی نوروزی را در بین بوته های آتش قرار داده و از روی آن هم می پرند در حالیکه آیینه و کاسه ی آبی نیز در کنار آتش به چشم می خورد.



¤. در بین ترکمنان بجنورد
از این شب به نام «چارشنبه ی سنگین» یاد می شود و در این شب بین همسایگان و آشنایان، آش رشته و نان روغنی و آبگوشت پخش می کنند.



¤. در هرات و بلخ دیگر شهرهای افغانستان
خاکستر چارشنبه سوری را دختری جمع کرده و در کنار روستا می ریزد و هنگام بازگشت در می زند و اهل خانه می پرسند کیست ؟
دخترک می گوید منم.
می پرسند از کجا می آیی ؟
می گوید : از عروسی.
می پرسند چه آورده ای ؟
می گوید : تندرستی.



¤. در روستای زرتشتی نشین قاسم آباد یزد
پس از مراسم چهارشنبه سوری مراسم «چک و دوله» برگزار می شود. به این ترتیب که یک دولچه ی (سطل) کوچک را برمی دارند و درون آن کمی آب همرا با آویشن و برگ سبز می ریزند. هرکس آن جا هست چیزی از خودش مانند انگشتر و ... را درون آن می اندازد، پس از آن روی دولچه را با پارچه ی سبزی می پوشانند و یک دختر نابالغ را در میان جمع خود نشانده و این دولچه را به دستش می دهند. دخترک اشیا را یکی یکی در مشت خود پنهان می کند و بیرون می آورد و یک نفر دیگر دو بیتی هایی را می خواند و پس از خواندن دو بیتی دخترک شیئ را نشان می دهد و صاحب آن با توجه به شعر خوانده شده به نیت و تعبیر خود می رسد.



¤. در تهران
زنان با حبوباتی که از راه قاشق زنی گردآوری کرده اند، آشی می پزند با نام «ابودرد» و باور دارند که این آش علاج همه ی بیماری ها است. همچنین در این شب دختران گوشه ی روسری یا چادر خود را گره میزنند و در بیرون خانه به نخستین کسی که برسند می خواهند که این گره را بگشاید تا گره های سال آینده باز شود.


فرستاده شده در تاریخ: 3/17/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

از دیرباز تاکنون، آتیش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتیش داشته و داره. همانند شمع روشن کردن بر سر میز شام در زمان حال. اینطور به نظر میرسه که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال در ایران باستانِ.

بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده و واژه ی "همس پت میدیم" روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرماست و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه که دیروز در اینباره با هم صحبت کردیم، برگزار میشده.

این جشن با «آب» نیز در پیوند ِ و در برخی نقاط، پریدن از روی نهر یا آوردن آب از چشمه توسط دختران و شکستن کوزه های آب دیده شده. در شیراز دختران و زنان از بامداد چهارشنبه سوری تا پایان روز به آب تنی در چشمه ی کنار آرامگاه سعدی میپردازن و پس از آنها پسران و مردان آن رو ادامه میدهن.





در آذربایجان (و نیز در جمهوری آذربایجان کنونی (اَران)) جشن چهارشنبه سوری در هر چهار چهارشنبه ی اسفندماه برگزار میشه. برخی جشن چارشنبه سوری رو به دلیل نبود روزهای هفته در ایران باستان، جشنی نوساخته قلمداد میکنن در حالی که این پندار درست به نظر نمیرسه. هرچند که از دلایل و دیرینگی چهارشنبه سوری آگاهی چندانی در دست نیست، اما شواهد متعددی در وجود نام روزهای هفته در ایران باستان در دست ِ از جمله در شاهنامه ی فردوسی هم به نام روزهای هفته و هم به جشن آتشی در «چهارشنبه روز» اشاره شده. با توجه به شواهد موجود، احتمال می روه که این جشن با جشن «فروردگان» در بیست و ششم اسفند و نیز با خانه تکونی پایان سال و پاکیزگی خانه در پیوند باشه. پریدن از روی آتش نیز بر خلاف برخی پندارها بهیچ وجه بی احترامی به آتش نیست، بلکه این کار بگونه ای نمادین برای سوزاندن و پاک کردن همه ی بدی ها و نادرستی ها و کدورت ها انجام میشه. سرودها و ترانه های معروف چهارشنبه سوری نیز به این نکته اشاره دارن.

در همه ی سرزمین های ایرانی در فاصله ی پنج هزار کیلومتری کردستان تا چین، آیین جشن چهارشنبه سوری به همراه مراسم جانبی بسیار متنوع و زیبای اون و سرایش ترانه های شادی بخش و جشن و پایکوبی برگزار میشه. گستره ی برگزاری این جشن حوزه ی حضور فرهنگ ایرانی را نشون میده. این گستره نه تنها کشور ایران بلکه از سرزمین های شرق عراق و شمال آن (کردستان غربی)، شمال سوریه، شرق ترکیه، جنوب روسیه (داغستان و چچنستان)، آذربایجان و قفقاز، ارمنستان، غرب پاکستان، افغانستان، جنوب ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، غرب و شمال هند وغرب چین تشکیل میشه.


فرستاده شده در تاریخ: 3/17/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز سه شنبه (بهرام شید) بیست و هفتم (آسمان روز) اسفند ۱۳۸۷ خورشیدی و برابر است با هفدهم مارس سال ۲۰۰۹ میلادی.

ایران در گذر تاریخ ...

«بوي ضديت با ايران»


17 مارس سال 568 ميلادي، امپراتور ژوستين دوم (جانشين ژوستي نيان كه در سال 565 درگذشته بود) برغم مفاد عهدنامه سال 561 دو امپراتوري ايران و روم (شرقي)، با سركرده طوايف شبه زرد آسياي ميانه (شمال سيردريا) معاهده دوستي و كمك متقابل امضاء كرد كه بوي ضديت با ايران از آن به مشام مي رسيد.
عهدنامه سال 561، دولت روم شرقي را خراجگزار ايران كرده بود و حق هم پيمان شدن با طرف ثالث بر ضد ايران را از آن دولت سلب كرده بود. ارتش ايران در سال 566 طوايف شبه زرد را از قلمرو ايران در آسياي ميانه بيرون رانده بود و خسرو انوشيروان شاه وقت ايران پيشنهاد سركرده اين طوايف براي عقد قرارداد را رد كرده و اعلام داشته بود كه ايران تنها با دولتها معاهده امضاء مي كند نه طوايف. سركرده اين طوايف پس از دريافت اين پاسخ، متوجه ژوستين دوم شده بود. خسرو انوشيروان بسال 579 در گذشت.




«زادروز پلیس تهران»


براي پايان يافتن ناامني در تهران كه در سه ماه آخر سال 1291 هجري خورشيدي به چشم مي خورد و از واحد كمكي 380 نفري نیروی ژاندارم هم كاري بر نيامده بود، دولت وقت براي رفع نگراني ساكنان پايتخت و برگزاري آيين هاي نوروزي بدون دلواپسي، 27 اسفند ماه اعلام کرده بود که از 29 اسفند (دو روز بعد) نظميه به سبك اروپا (پليس تهران) با هشت كلانتري (كميسيري) آغاز بكار خواهد كرد و 29 اسفند مقامات دولت در مراسم گشايش كلانتري هاي بهارستان و بازار حضور يافتند. سازمان پليس تهران توسط يك افسر سابق پليس شهر استكهلم سوئد تنظيم و كار پياده كردن اين سازمان هم به او واگذار شده بود. پليس تهران در نخستين روز گشايش داراي 479 پاسبان بود که در آن زمان «آژان» خوانده مي شدند بود و مقرر شده بود که مواجب ماهانه آنان به صورت پول نقد باشد. در آن زمان رسم بود كه اگر در خزانه دولت براي پرداخت مستمري كارمندان پول كافي موجود نبود معادل آن حواله جنس از جمله آجر داده مي شد.





«روسها اصفهان را اشغال نظامي كردند»


نيروهاي روسيه كه به بهانه بيرون راندن آلماني ها و عثماني ها، با نقض بي طرفي ايران در قبال دولتهاي متحارب در جنگ جهاني اول وارد ايران شده بودند 27 اسفند 1294 هجري خورشيدي شهر مركزي اصفهان را متصرف و آن را به اشغال خود در آوردند. اصفهان در منطقه نفوذ روسيه واقع شد.



فرستاده شده در تاریخ: 3/17/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

آی بته بته بته
بشنو دلم چی گفته
شب تا سحر به یادت
گل گفته گل شنفته

آتیش آتیش الو الو
دخترهای همسایه رو
سر کوچه فالگوش می شینند
یواش بیا یواش برو

بذار آتیش پرنور بشه
چشم حسودها کور بشه
از رو آتیش بپر بیا
برگرد برو از سر بیا
بگو بگو با من بگو
سرخی تو از من زردی من از تو



برای شنیدین این ترانه زیبا به اینجا کلیک کنین.





امشب میخوام مست بشم، عاشق یک دست بشم، بدون تو نیست بودم، امشب میخوام هست بشم.
بر آن شکرشکن قصه‌گو هزار درود
همان که گفت: یکی بود و هیچ چیز نبود
درود مهربون دوست من!

چهارشنبه سوری تون شاد و دلهاتون گرم و لبهاتون خندون
چشمهاتون تر از شوق زیستن و کلامتون پر از احساس ناب عاشقی.

امشب پر و بالها رو بگسترانین به پاس شور و شوق و حالی زیبا که در یک دور هم بودن ایرونی میتونیم داشته باشیم. بیا امشب ثابت کنیم که میتونیم در هر کجا که هستیم، ایرونی باقی بمونیم، یک ایرونی، با فرهنگی به گسترش تمدن ...


فرستاده شده در تاریخ: 3/17/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده




برای دوستانی که کلیپ فوق قابل رویت نیست، به اینجا کلیک کنین.


فرستاده شده در تاریخ: 3/17/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

بانوانی که جهت تغییر نام خود به اداره ی ثبت احوال از سال 70 خورشیدی تا سال 87 مراجعه کردند، اسامی آنها در آگهی زیر درج شده.
شاید بهتر باشه تیتر این آگهی رو بدون شرح بگذاریم.





فرستاده شده در تاریخ: 3/16/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«نوروز و قاجارها»




مالکوم نخستین فرستاده ی حکومت انگلیسی هندوستان به ایران بود . وی دو بار به ایران آمد و اندوخته های خود را در کتابی ارزشمند به نام (تاریخ ایران) گرد آورد.وی در این کتاب بخشی نوروزی دارد که آداب ایرانیان را در آن زمان بیان کرده است :

:::.. دوران فتحعلی شاه
رسم در ایران این است که به جهت اجرای مراسم نوروز پادشاه از شهر بیرون میرود و از وزرا و امرا و اعیان سپاه نیز هر قدر حضور دارند مستلزم رکاب میشوند.

سراپرده ی پادشاهی را در فضای گسترده برپا میکنند و تخت پادشاه را در آن مینهند. در اول تحویل سال پیشکش های حکام بلاد و مالیات ولایات را میگذرانند و تا چند روز به عیش و عشرت میگذرانند. از جمله اسباب نشاط این ایام اسب دوانی است و اسبان پادشاه غالبا" بر سایر اسبان غالب می آیند و پادشاه چابک سواران را با انعام و احسان شاهانه مفتخر و مشکور می سازد...

پادشاه جمیع امرای درخانه (دربار) را به تشریفات شاهانه و خلاع ملوکانه مباهی و مفتخر میسازد و هریک از امرا نیز خدمتکاران خود را علی قدر مراتبهم به جایزه و انعام خرسند و خشنود میگردانند.

در جمیع اطراف مملکت این عید را میگیرند و غالبا" تا یک هفته طول می کشد اما اصل روز اول است. در این روز جمیع طبقات ناس(مردم) لباس نو میپوشند و با یکدیگر معانقه و مصاحفه میکنند و در خانه ها شیرینی میدهند...

یکی از مخصوصات سلاطین ایران این است که همیشه باید یک دسته مغنی و مطرب داشته باشند و در اعیاد و ایامی که در لشکر می باشند لوای مخصوص برپا کنند.


فرستاده شده در تاریخ: 3/16/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«عجیب ترین تورهای گردشگری دنیا»





تورهای عجیب را مطمئنا برای من و شما طراحی نکرد­ه­اند. این تورها مخصوص کسانی است که دیگر از دیدن دیوار چین و برج ایفل و رژه رفتن در جزایر قناری خسته شده­اند و با تکیه بر حساب بانکی­شان دنبال ماجراجویی­های پر خرج­تر هستند.
شمالی و جنوبی­ترین نقاط زمین، ارتفاعات هیمالیا، عمق اقیانوس­ها و چرخیدن در فضا هم در حال حاضر از گزینه­های پیش روی این مسافران ماجرا جوست که ویژه نامه نوروزی همشهری جوان به معرفی آن پرداخته است.


:::.. تورهای زیردریایی
مسافران این تورها بعد از ثبت نام در دوره­های فشرده­ای شرکت می­کنند که جنبه­شان را برای زندگی در عمق اقیانوس­ها بالا می‌برد. در حال حاضر معروف­ترین این تورها در سواحل هاوایی برگزار می­شود و شرکت کنندگان در آن زندگی در محیط‌های زیر آب و در کنار موجوادت ترسناک آب­های آزاد جهان را تجربه می­کنند.
اما این طور که معلوم است ساخت هتل عظیم زیر دریایی 5 ستاره در سواحل دوبی قرار است انقلابی در تاریخ این سفرها ایجاد کند.



:::.. تورهای فضایی
در سال 2000 میلادی گردشگری فضایی در دنیا مد شد و آژانس فضانوردی روسیه برای اولین بار تورهای تک نفره گردشگری در فضا را راه­انداخت که در آن، ماجراجوهای ثروتمند با پرداخت فقط 20 میلیون دلار برای 10 روز به فضا می­رفتند اما رقم بالای این سفر باعث شد فقط 6 نفر (از جمله انوشه انصاری از ایران) آن را تجربه کنند.
به همین دلیل ریچارد برانسون ـ مغز متفکر اکتشافات و ماجراجوهای فضایی ـ با تأسیس شرکت virgin calacti تورهای دسته جمعی را طراحی کرد که مسافران با پرداخت 2000 دلار ناقابل (قبول کنید که مفت است) به فضا می­رفتند. اگر همه به بالا بودن قیمت شک دارید، باید به اطلاع برسانم که در عرض یک سال، بیشتر از 100 هزار نفری برای شرکت در این تور 3 روزه ثبت نام کرده­اند و بی­صبرانه منتظرند تا نوبتشان بشود.



:::.. تورهای یخی
اما به غیر از عمق اقیانوس و فضا، روی همین زمین خودمان هم می­شود دنبال هیجان رفت. سفر به قطب­های یخ زده شمال و جنوب و دامنه­های هیمالیا هم از آن سفرهای پر خرج و عجیب است که این ساحل­ها حسابی طرفدار پیدا کرده.
مهم­ترین این تورها هم هر سال در ماه ژانویه و در هتل یخی کبک کانادا (نقطه­ای نزدیک قطب شمال) برگزار می­شود. مسافران این تورها هم دوره­های فشرده­ای می­بینند که کمکشان میکند در زندگی 4 روزه خود در هوای زیر 28 درجه سانتی­گراد به یکی از اشیای هتل یخی تبدیل نشوند.
معلوم است که پوشش این مسافرها تیره است و توریست­ها مجبورند در ازای پرداختن چندین هزار دلار، شب سرشان را روی بالش یخی بگذارند و شامشان را روی صندلی­های یخی میل کنند. یکی از برنامه‌های ویژه تور هم شنا کردن در آب­های در حال انجماد است.


فرستاده شده در تاریخ: 3/16/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«مدل آرایش در بهار سال جدید»




مدلهای آرایشی بسیار زیبایی برای چهره در بهار وجود دارند. طی مد هفته ای نیویورک، آرایش زیر برای بهار توصیه شده.

چهره ای آفتاب سوخته:
هر شخصی با آرایشی برنزه بهتر به نظر میرسد. با یک برس رژگونه، قسمتهایی از صورت که به طور طبیعی آفتاب سوخته میشوند را برنزه کنید: پیشانی، گونه، بینی و چانه. رنگ برنزه ای انتخاب کنید که حالت گرما را به صورت شما منتقل کند. اگر خیلی نارنجی باشد، تیره به نظر میرسد، پس کمی سایه ی آن را روشنتر کنید. سپس کمی صورتی یا سرخ درخشان به صورت خود اضافه کنید.

چشمان درخشان:
روشی که برای ایجاد درخشندگی به کار میرود این است که ترکیبی از رنگهای تند پیدا کنید که با آن صورت بین پلک های کرم روشن بهتر خودش را نشان بدهد و برای اینکه مات نشود رنگ روشن را روی روشن نزنید.

لب های طبیعی:
هر خانمی باید یک رژ لب خوش رنگ داشته باشد که حتی هنگامیکه آرایش دیگری هم ندار، عالی به نظر برسد. در این فصل رنگ طبیعی لب توصیه میشود. پس استفاده از یک رژ لب با رنگ کرم خط لب بکشید. با این روش نیازی نیست برای رژ زدن از پر استفاده کنید.


فرستاده شده در تاریخ: 3/16/2009