در گوشــــــــي  |
|
|
|
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست
اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار
دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!
:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد
.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد
|
|
|
|
|
به شب زیبای چهارشنبه سوری زمان زیادی نمونده امسال در خونه ی کی میخواین قاشق بزنین؟!
«آیین قاشق زنی در چهارشنبه سوری - بخش نخست»

آتش بازى و جشن چهارشنبه سورى از قرنها پیش بین ایرانیان باب بوده و یكى از اعیاد مهم ملى محسوب مىشده كه پس از اسلام نیز به خاطر ملیت و فراگیرى این رسم در تمام مرز و بوم ایران به خاطر وجهه ملى دوام و قوامش برجا ماند. زمان گذشت و ساعت بارها نواخت تا چهارشنبه سورى نسل به نسل رنگ و لعاب ظاهرى اش را تغییر دهد. هجوم اقوام بیگانه و وضع قوانین جدیدشان جز در یكى دو برهه تاریخى مثل حمله اسكندر، اعراب و مغول نتوانست نقش آخرین سه شنبه سال را از خیال ایرانیان مسرور و سپاسگزار بزداید. مراسم ویژه این روز براى همه ایرانیان آشناست. همگام با تاریخ مراسم دیگرى به آن افزوده شد و بنا به همان مقتضیات زمانه كاهش یافت یا از بین رفت. نفس چهارشنبه سورى براى ایرانىها شناخته شده و همان آتش بازى و شادمانى و سپاسگزارى از خداوند بخشنده است. از رسمهایى كه در گذر زمان ضمیمه سنت چهارشنبه سورى شد و عمرى پاینده یافت، قاشق زنى و فالگوشى است. این مراسم بنا به روایات متعدد در برهههاى زمانى ویژه اى متولد شد. برخى این مراسم را از ابتدا همراه و بخشى از جشن آخرین سه شنبه سال مىدانند. عده اى دیگر علاوه بر آتش بازى رسم ویژه اى براى هر شهر و منتسب به آن مىدانند. آنها معتقدند، جشن چهارشنبه سورى یك جشن ملى بوده و هر محلى براى خودش سنتى خاص دارد. سنت قاشق زنى براى اغلب تهرانىها آشنا و ملموس است. البته این رسم در برخى شهرهاى دیگر ایران وجود دارد و بعضى شهرها فاقد این گونه رسومند. یكى از دلایلى كه براى پدید آمدن پدیده قاشق زنى عنوان شده، كمك به فقرا و نیازمندان در قالب ناشناس است. در روزهاى نزدیك نوروز شهرها و روستاها پیشاپیش بوى بهار مىگرفتند. مردم به خاطر جان سالم به در بردن از زمستان خرسند بودند. روزهاى جشن و پایكوبى بود. در این بین خیلىها نیازمند بوده و چیزى براى گستراندن سفره سرور نداشتند. عده اى كه معروف بود، سالى یك بار پلو مىخورند و شاید وسع خرید لباس نو نیز نداشتند. به هر حال شب جشن بود و تمام سفرههاى شهر رنگین بود. براى یك دست تر شدن خوانهاى شب عید، مراسم قاشق زنى به شكل خودجوش، شكل گرفت.در روزگاران قدیم كه تهران تازه لقب مركزیت یافته بود، قاشق زنى باب شد.
پس از مراسم آتش بازى و خواندن سرود «زردى من از تو، سرخى تو از من»، مردم كوچهها را خالى كرده و گرد كرسى و سفره خود مىنشستند. صداى كلون در به گوش مىرسید. نگاهها روى غذاى وسط سفره كه معمولاً سبزى پلو با ماهى بود لحظه اى به هم دوخته مىشد. تكه اى غذا، آجیل، شیرینى یا پول مىتوانست دلى را خرسند و خوشحال كند. پسر بزرگ خانه یا پدر به هواى اهداى خوراكى یا نقدینگى خود را پشت در حیاط مىرساند.قاشق زنها، پوششى بر صورت خود مىكشیدند تا شناخته نشوند. كسى اصرار در شناخت ایشان نداشت و هرچه از دستش برمىآمد در دستمال وى مىگذاشت. ترتیب رسم قاشق زنى به این شكل بود: قاشق زنها كه معمولاً براى ناشناس ماندن تك نفره اقدام به قاشق زنى مىكردند با قاشق بر پشت كاسه مسى مىكوبیدند. با شنیدن صداى قاشق لقمه در گلوى صاحب سفره گره مىخورد و پایین نمىرفت. كسى پشت در اعلام گرسنگى مىكند. پیش از رسیدن میزبان، قاشق زن دستمال اش را از زیر یا بالاى در داخل خانه مىفرستاد. وقتى نیم لاى در بازتر مىشد كه دستمال پر شده از خوراكى، قند یا پول در دستشان قرار مىگرفت. قاشق زن به سرعت از محل دور مىشد و تنها خواسته اش ناشناس ماندنش بود. از آنجا كه در هر محله آدم خیررسان پیدا مىشود، قاشق زن بى آنكه بداند تحت تعقیب آدم خیر قرار مىگرفت. و شاید روز و روزهاى بعد، دستمال یا كیسه اى از هدایاى گوناگون جلوى سكوى منزلش مىیافت و خوشحال تر سال نو را آغاز مىكرد.همیشه هم این اتفاقهاى خوشایند روى نمىداد. بعضى وقتها تعقیب و چرخش بیهوده زبان تعقیب كننده كار را خراب مىكرد و از سال آینده همه به چشم ترحم به قاشق زن مىنگریستند.
"آفتاب"
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/16/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«آداب و سنن مردم اردبيل در عيد نوروز»

اين عيد در ميان ترکان به «يئني گون» معروف بوده است. در اردبيل استقبال از مراسم عيد نوروز، معمولا پس از پايان چله کوچک زمستان و آغاز اسفند ماه «بايرامآيي» شروع ميشود. در گذشته نه چندان دور ظاهر شدن افرادي به نام «تکمچي» در کوي و برزن شهر و روستاهاي اردبيل در اين ماه پيامآور ورود سال جديد و آغاز مراسم عيد نوروز بود. «تکمچي»ها تقريباً يک ماه مانده به عيد به در خانهها آمده و با به حرکت درآوردن اسبابي به نام «تکم» و خواندن تصنيفهاي شاد رسيدن بهار را نويد ميدادند. اهالي نيز نسبت به آنها با مهرباني رفتار نموده و به قدر امکان هدايايي به آنها ميدادند.
تاريخ پيدايش «تکم» و وجه تسميه آن ناپيداست. برخي آن را کلمه «تکه» - که در بعضي از نقاط آذربايجان به معني بز نر به کار ميرود- و ضمير ملکي «م»، مرکب ميدانند.
«تکم» شيطانکي بود که به شکل حيوان چهاردست و پا از چوب ساخته ميشد. طول آن تقريبا 25 سانتيمتر و دستها و پاهايش متناسب با اين بدن و قابل حرکت بود. آن را با پارچههاي رنگارنگ و تکههاي آينه به طرز زيبايي ميآراستند و در زير شکم و انتهاي آن چوب نازکي متصل ميساختند. اين چوب از سوراخي که در وسط صفحه تختهاي تعبيه شده بود ميگذشت و به آساني بر روي تخته بالا و پايين ميرفت.
تکمچي يا صاحب تکم، صفحه تخته را به طور افقي در يک دست نگه ميداشت و با دست ديگر انتهاي چوبي را که تکم بر آن نصب شده بود بالا و پايين ميبرد و بدين طريق مجسمه چوبي در روي تخته به حرکت درميآمد و دستها و پاها با برخورد به آن تخته صدايي را به وجود ميآورد که چون ريتم و آهنگ مخصوصي داشت مثل صداي ضرب براي شنونده خوشايند مينمود. تکمچي با اين حرکت دست و آهنگ و صداي تخته، آوازها و تصنيفهايي نيز ميخواند. چون تکم مخصوص عيد نوروز بود تصانيف و آوازها نيز همواره درباره بهار و عيد سروده ميشد و جنبه بشاراتي براي به پايان رسيدن زمستان و آمدن بهار داشت. مطلع آنها غالباً چنين بود: بهار آمد بهار آمد خوش آمد سيزون بو تازه بايراموز مبارک
گفتني است که در گذشتههاي بسيار دور، مردم آذربايجان براي گذراندن زمستان سخت، آن را به چلههايي تقسيمبندي کرده و وجه تسميههايي براي هريک از تقسيمات زماني ساخته و پرداختهاند.
در شب يلدا چله که مدت آن چهل روز ميباشد و پس از چله بزرگ آغاز ميشود، سوز و سردي هوا در آن به ميزان چله کوچک که مدت آن 20 روز ميباشد و پس از چله بزرگ آغاز ميشود نيست. به طوريکه در باورهاي عاميانه مردم گفته ميشود که چله کوچک به چله بزرگ طعنه زده و به او ميگويد: حيف عمروم آزيدي، منيم داليم يازيدي، گليني گرده کده، اوشاغي بلکده بوغاردم.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/16/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«جشن فروردگان»

اشتاد روز از اسفندماه برابر با 26 اسفند در گاهشماری ایرانی
جشنی در یادكرد و بزرگداشت روان و فروهر (فَروَهَر) درگذشتگان ِدر این روز و تا پایان سال.
این نام به گونه های «فرورگان» و «فرودگان» نیز آمده است.
جشن فروردگان جشن پايين آمدن فروهرهاست. هنگام جشن فروردگان پنج روز کبيسه است. جشن فروردگان همزمان است با گاهنبار همس پت مدم. اين ششمين گاهنبار از جشن هاي ساليانه ايرانيان خاوري که پيش از اشو زرتشت نيز معمول بوده و بر پايه گاهشماري و تعيين و حساب کردن فصل ها قرار داشته. برابر رواياتي که گذشت آفرينش هستي در شش هنگام سال انجام گرفت که ششمين آن آفرينش انسان بود. انگيزه اين آفرينش چنان است که خداوند در آغاز جهاني مينوي يا فروهري آفريد که قالب و شکل مثالي و مينوي يعني غير مادي همه نباتات و جمادات و جانداران در آن جهان سه هزار با سکون به سر بردند. ولي اهريمن در روي زمين نشيمن داشت و زشتي ها و بديها مي آفريد.
اهورامزدا به فروشيان فرمود: هرگاه بخواهند مي توانند از قالب مينوي و مثالي به در آيند و به وسيله وي به شکل و قالب مادي در روي زمين پيدا شوند و با بدي و زشتي پيکار نمايند تا از بيخ و بن برانداخته شود. فروهرها پذيرفتند. پس در ششمين گاه آفرينش يعني گاهنبار همس پت مدم به خواست خداوند بر زمين فرود آمدند و شکل و قالب مادي يافتند
اين فرود آمدن و شکل گيري در پنج روز پايان سال انجام يافت. آنگاه بنا بر اين روايت در استوره آفرينش بعد ها مردم اين روزها را به نام جشن فروهر عيد گرفتند که فروهرها هر سال ميان خان و مان خود فرود ميآيند تا از خوش و شادماني، راستي و درستي، دينداري و پهلواني، نيکي و برکت، فر وشکوه بازماندگان خود شادي کنند و آنان را پاکيزه نمايند.
بازماندگان خانه و کاشانه را پاکيزه مي کردند و نبات و شيريني و سبزه و گونه هاي خوراکي و پوشاک در اتاق و بر بام مي نهادند. دشمني و بد خواهي را به دوستي و دوستکامي دگرگون مي کردند و همگان از هم خشنودي مي خواستند تا فروهرها شادمان شوند و برايشان دعاي نيک کنند و ياريشان دهند.
يکي از برجسته ترين مراسم اين جشن افروختن آتش بود. در بيشتر جشن ها افروختن آتش پاک و ستايش ويزه آن در آتشکده ها و خانه ها از مراسم اصلي بود. در شب نخست پنجه بر بام ها و گذرگاهها با افروختن آتش جشن فروردگان را آغاز مي کردند و بر آن بودند که فروهر ها از جاي آسماني خود که در حال فرود آمدن بودند شادمان مي شوند آتش پاک که جلوه گاه ذات اهورامزدا و نشان گرمي و شادماني و مهرباني و نگاهبان پيوند تيره هاي آريايي و پاکي و دينداري است. ميان خانه هايشان روشن و فروزان است. از سويي ديگر آتش از بين برنده پليديها و زشتي ها و ناپاکي ها و بيماريها و گرفتاري ها است که همه ناشي از اهريمن است.
اين جشن پنجه يا فروردگان با افروختن آتش که پس از اسلام به چهارشنبه سوري دگرگون شد. چون عرب هاي مسلمان چهارشنبه را نامبارک مي دانستند به جاي شب آغاز پنجه يا جشن فرود آمدن فروهرها شب چهارشنبه آخر سال را برگزيدند.شايد بتوان گفت سالي که ايرانيان بنا بر روش ديرينه پس از ساسانيان شب نخست پنجه را با آتش افروختن جشن گرفتند . برخورد با شب چهارشنبه آخر سال بوده و از آن پس آن را با نام جشن چهارشنبه يا جشن سوري برقرار مي کردند
از جمله فروهر بسياري از بزرگان پارسيان، شاهان و پهلوانان ستوده شده است و فروهر همه نياکان و بزرگاني که هستند و خواهند بود.
بسياري از فروهران همانگونه که گفته شد در وجهي گوهرهاي يگانه اي هستند که در ذات اهورامزدا و امشاسپندان نيز پديدار هستند و جهان با همکاري ايشان آفريده شده از اين رو بسياري از اين فروهرها با گوهرهاي يگانه نگهبانان آفرينش نيک هستند.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/16/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
امروز دوشنبه (مه شید) بیست و ششم (اشتاد روز) اسفند ماه ۱۳۸۷ خورشیدی و برابر است با شانزدهم مارس سال ۲۰۰۹ میلادی.
ایران در گذر تاریخ ...
« مراسم نوروز سال 401 پيش از ميلاد»
دربار هخامنشي ايران در مارس 401 پيش از ميلاد، يك هفته مانده به نوروز تصميم گرفت كه به دليل قرارداشتن كشور در لبه پرتگاه جنگ داخلي ناشي از مخالفت كوروش كوچك با شاه شدن برادرش اردشير دوم، مراسم نوروز آن سال به طور خصوصي برگزار شود و مراتب به بزرگان کشور اطلاع داده شود كه مراسم عمومي در دربار برگزار نخواهد شد. ساختمان تخت جمشيد هنوز تكميل نشده بود و دربار در گوشه اي از آن جاي داشت. كوروش كوچك (جونيور _ عنواني است در برابر كوروش بزرگ) فرمانرواي آناتولي و ايوني كه خود را شايسته تر از برادر مي دانست كه به پادشاهي انتخاب شده بود در همين سال با سپاهي از جمله ده هزار مرسنر (نظامي اجير) يوناني عازم جنگ با برادر شد كه در كاناكسا (عراق جنوب غربي) شكست خورد و جان باخت. گزنفون ژنرال يوناني كه سربازان خود را از اين جنگ از راه كردستان (عراق امروز) به وطن باز گردانيد كتابي در اين زمينه نوشته كه عنوان آن را «عقب نشيني ده هزارنفري» گذارده اند. تالار پذيرايي عمومي تخت جمشيد قبل از سال 401 پيش از ميلاد ساخته شده بود. اعضاي خاندان هخامنشي هر كجاي كشور كه بودند نوروز و بهار را در تخت جمشيد بسر مي بردند.
«نافرماني فرمانداران سيستان و کابل»
شانزدهم مارس 279 ميلادي بهرام دوم شاه ساساني ايران كه براي گوشمالي فرماندار سيستان به اين ايالت رفته بود به مناسبت نزديك بودن نوروز، پوزش فرماندار را كه سر به نافرماني برداشته بود پذيرفت، او را بخشيد و عنوان «سكان شاه» داد و سپس براي تنبيه فرماندار كابل رهسپار اين منطقه شد. فرماندار سيستان در سال 276 ميلادي پس از شنيدن خبر قتل بهرام يکم (پدر بهرام دوم) و آشفتگي اوضاع پايتخت (تيسفون) دست به نافرماني زده بود و فرماندار منطقه كابل را هم تشويق به اين كار كرده بود. پس از رسيدن بهرام دوم به کابل، نيروهاي فرماندار حاضر به جنگ با سربازان شاه و برادر كشي نشدند و براي فرماندار راهي جز تسليم شدن و عذرخواهي نمانده بود. بهرام دوم در كابل بود كه شنيد روميان از دوري او از پايتخت سوء استفاده و در صدد عبور از رود فرات برآمده اند كه باشتاب به غرب كشور بازگشت و روميان پس از شنيدن اين خبر دست به عقب نشيني زدند.
«رسميت يافتن تاريخ هجري خورشيدي»
از 16 مارس سال 1079 ميلادي به دستور شاه وقت ــ ملكشاه سلجوقي ــ مقرر شد كه در ايران، تاريخ اسناد به هر دو تقويم هجري قمري و هجري شمسي نوشته شود. اين روال از چهار قرن بعد به تدريج فراموش شد كه در دوران معاصر ازسرگرفته شده است. تقويم هجري شمسي را عمر خيام نيشابوري تنظيم كرده بود.
«اظهارات زيباي دومين نايب السلطنه»
ناصر الملك كه درست شش ماه پس از فوت عضدالملك نخستين نايب السلطنه سلطان احمد شاه قاجار كار خود را به عنوان نايب السلطنه تازه آغاز كرده بود در اين روز از اسفندماه 1289 خورشيدي ضمن نطقي تاكيد كرد كه از تاسيس حزب و انتشار روزنامه و استفاده مجلس از همه اختيارات قانوني خود حمايت خواهد كرد. وي كه مدتها در انگلستان بسر برده بود گفت كه به سود ايران است كه به معناي واقعي كلمه حكومت پارلماني داشته باشد. چون سلطان احمد شاه هنگام خلع پدرش خردسال بود، عضدالملك رئيس اسمي ايل قاجار را (كه ريشه مغولي داشته اند) به نيابت سلطنت انتخاب كرده بودند. وي كه مردي ناآگاه از امور سياست و اوضاع جهان بود در نيمه شهريور 1289 درگذشت و مجلس، يکم مهرماه راي به انتخاب ناصرالملك به عنوان نايب السلطنه داد كه در لندن بود و پنج ماه طول كشيد تا به ايران باز گرديد و در نيمه اسفند در مجلس حضور يافت و سوگند ياد كرد و به كار پرداخت. ناصرالملک كه در اروپا با اصول حكومت پارلماني آشنا شده بود پس از اداي سوگند در مجلس گفته بود كه وظيفه او تنها امضاي فرمان رئيس الوزراء است بقيه كارها را بايد مجلس و دولت انجام دهند و نشريات و احزاب ناظر بركارهايشان باشند. مجلس دستمزد ماهانه ناصر الملك را ده هزار تومان تعيين كرده بود كه تا آن زمان در ايران رقمي بي سابقه بود. با همه حمايتي كه ناصر الملك از نشريه مستقل و حزب واقعي در ايران بعمل آورد هنوز ما به اين مرحله نرسيده ايم كه يك معما است. ناصرالملك محمد ولي خان تنكابني (سپهسالار) را مامور تشكيل كابينه كرد و از او خواست چون ديگر خطري مشروطيت را تهديد نمي كند بايد مجاهدين پي كار خود بروند كه مشهور به ارتكاب تعدي و سوء استفاده شده اند.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/16/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
قورباغه ای در ساندویچ ...
اگر کلیپ فوق براتون قابل رویت نیست، به اینجا کلیک کنین.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/13/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
چاک از یک مزرعهدار در تکزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعهدار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعهدار سراغ چاک آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم. الاغه مرد.»
چاک جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»
مزرعهدار گفت: «نمیشه. آخه همه پول رو خرج کردم.»
چاک گفت: «باشه. پس همون الاغ مرده رو بهم بده.»
مزرعهدار گفت: «میخوای باهاش چی کار کنی؟»
چاک گفت: «میخوام باهاش قرعهکشی برگزار کنم.»
مزرعهدار گفت: «نمیشه که یه الاغ مرده رو به قرعهکشی گذاشت!»
چاک گفت: «معلومه که میتونم. حالا ببین. فقط به کسی نمیگم که الاغ مرده است.»
یک ماه بعد مزرعهدار چاک رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»
چاک گفت: «به قرعهکشی گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲ دلاری فروختم و ۸۹۸ دلار سود کردم.»
مزرعهدار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»
چاک گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/13/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
بعد از گذشت ماه ها، باز هم بازار خبرگزاری ها برای هنرپیشه هایی چون آنجلیا جولی و جنیفرلوپز و امثالهم داغ ِ. هر چند که این هنرمندان در جای خودشون واقعا قابل تقدیر هستن اما دنیا انقدر مسائل و معضلات داره که ای کاش کمی بیشتر به اونها پرداخته میشد و در عین حال هم به اندازه ی خبرهای خصوصی زندگی هنرمندان و شخصیتهای معروف و مشهور، خواننده و شنونده داشت...

دو قلوهای جنیفر لوپز که ماکس و امی نام گرفتن اولین فرزندان او و مارک آنتونی محسوب میشن.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/13/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
اینجا سربازی بیدار ِ. یکی از بهترین عکسهایی بود که در این چند وقت دیدم.

|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/13/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
اگه کلیپ فوق براتون قابل رویت نیست به اینجا کلیک کنین.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/13/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
و با رقص محلی و زیبا قاسم آبادی امروز رو به پایان میرسونیم.
دوستانی که دسترسی به کلیپ بالا ندارن میتوننبه اینجا کلیک کنن.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/12/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|