در گوشــــــــي  |
|
|
|
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست
اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار
دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!
:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد
.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد
|
|
|
|
|
امروز سه شنبه (بهرام شید) بیستم (ورهرام روز) ۱۳۸۷ خورشیدی و برابر است با دهم مارس سال ۲۰۰۹ میلادی.
ایران در گذر تاریخ ...
«كشتار راونديه در بغداد»
بسياري از مورخان، روز كشتار راونديه در بغداد را «دهم مارس» درسال 758 ميلادي (141 قمري) نوشته اند. عده مقتولان 600 تن ذكر شده است. اين گروه در باطن براي گرفتن انتقام خون ابومسلم خراساني از منصور خليفه عباسي، از ايران به بغداد كه هنوز كاملا ساخته نشده بود رفته بودند. آنان پس از ورود به بغداد خود را جان نثار خليفه وانمود و درخواست ملاقات با وي را کرده بودند. راونديه پيش از ورود به اقامتگاه خليفه، شمشير ها را در زير لباس پنهان كرده بودند. درجريان ملاقات و هنگام حمله، به خليفه آسيب نرسيد ولي همه اين جماعت به دست عمال او كشته شدند. بسياري از مورخان، راونديه را اهل «تناسخ» نوشته اند. ابومسلم كه به حكومت امويان پايان داده و عباسيان را روي كار آورده بود بسال 754 ميلادي به تصميم منصور خليفه عباسي كشته شد. پس از رسيدن اين خبر به ايران، هواداران او به صورت گروههاي جدا ازهم بپاخاستند كه يكي از آنها «سندباد» نيشابوري بود. منصور بغداد را كه يك روستا در كنار دجله بود به عنوان مركز خلافت انتخاب و از سال 755 ميلادي كار ساختن آن را آغاز كرده بود و مقداري از مصالح ساختماني مورد نياز را از تخريب ابنيه تيسفون كه حدود هشت قرن پايتخت ايران بود و در همان نزديكي قرارداشت آورده بود.
تقویم تاریخ ...
«قدر شناسي يونانيان از "ملينا مركوري" بانويي كه عاشق ميهنش بود»
دهم مارس سال 1994 در تشييع جنازه و مراسم تدفين بانو ملينا مركوري وزير فرهنگ يونان كه از بيماري سرطان در گذشته بود بيش از يك ميليون يوناني شركت كردند كه با توجه به جمعيت شهر آتن كاري بي سابقه و يك تشويق و دلگرمي براي همه كساني بود كه براي خدمت صادقانه به وطن خود كمر همت مي بندند. اين تشييع جنازه در رديف رويدادهاي تاريخي اروپا مهم ثبت شده است.«ملينا» لقب قهرمان ملي يونان را به دست آورده بود. وي كه يك بازيگر فيلم بود از نوجواني به وطن خود يونان عشق مي ورزيد و با اين كه با شوهرش در آمريكا زندگي مي كرد از سال 1967 كه سرهنگها با كودتا بر يونان مسلط شدند در سطح جهان دست به يك مبارزه پيگير بر ضد آنان زد كه هفت سال طول كشيد. وي از شهري به شهر ديگر مي رفت و ضمن برگزاري مصاحبه و جلسات سخنراني، با گريه و اشك از مقامات و مردم مي خواست كه اجازه ندهند گهواره دمكراسي جهان و زادگاه فلسفه و حق درچنگ چند سرهنگ فرومايه اسير باشد. پس از بازگشت دمكراسي به يونان از جانب حزب سوسياليست نامزد نمايندگي پارلمان شد و انتخاب گرديد. وي پس از هشت سال عضويت پارلمان تصدي وزارت فرهنگ يونان را برعهده و تلاش بسيار كرد كه آتن به عنوان پايتخت فرهنگي اروپا شناخته شود. ملينا سپس مبارزه وسيعي را براي بازگرداندن آثار باستاني؛ مجسمه ها، سنگهاي مرمر يونان و... يونان باستان از موزه هاي ساير كشورها به ويژه انگلستان آغاز كرد و در جلسات يونسكو همه مساعي خود را بكار برد تا سرقت و تخريب و حتي بي اعتنايي به ميراث فرهنگي يك ملت كه هويت ملي است به عنوان جرم بين المللي در آيد. ملينا كه 18 اكتبر 1923 در آتن متولد و در 6 مارس 1994 در يك بيمارستان نيويورك در گذشت در زندگي هنري خود هم كه پيش از ورود به سياست بهآن اشتغال داشت موفق بود و ستاره فيلمهاي معروفي چون «يكشنبه ها، هرگز» و «اتوبوسي به نام هوس» بود.
«انتشار "دلار كاغذي"»
دهم مارس 1862 به تصميم دولت فدرال آمريكا براي نخستين بار در اين كشور دلار كاغذي رايج شد. در آن زمان آمريكا داراي دو دولت بود كه با هم در جنگ و ستيز بودند. دلارهاي كاغذي كه به صورت اسكناسهاي 5، 10، 20، 50، 100، 500 و 1000 دلاري انتشار يافته بود در ايالات شمالي (فدراسيون آمريكا) در اختيار مردم قرارگرفت و چون جنگ داخلي در جريان و حالت فوق العاده برقرار بود؛ مخالفت زيادي در برابر اين اقدام دولت كه براي تامين هزينه جنگ نياز به پول فراوان داشت و طلاي كافي موجود نبود ابراز نشد. ايالات جنوبي (كنفدراسيون آمريكا) هم براي خود به انتشار دلار كاغذي دست زدند كه از 50 دلاري شروع مي شد. دلار كاغذي پس از جنگ داخلي امريكا كه در 1965 پايان يافت اعتبار خود را از دست نداد و ادامه يافت كه با پايه محاسبات مالي قرار گرفتن آن پس از جنگ جهاني دوم، عامل قدرت آمريكا شده است.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/10/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
هر صبح که میآد، یک قدم به آغاز سال نو نزدیک میشیم. به بهار سبز، به زندگی دوباره ی طبیعت. چشمها رو باید بست و یک نفس عمیق کشید، گوشها رو باید به روی آواز گنجشک ها گشود، صدای تپش قلب رو احساس کرد و آغوش رو بار دیگه به روی طبیعت زیبا گشود. در استکهلم امروز هوا برفیست، اما برفی زیبا که زمین رو از خاک پاک میکنه و به استقبال بهار و تحویل سال میره. باید به بهار سلام کرد. بهار زیبا درود! و درود به همه ی شمایی که دلهاتون بهاریه!
دیروز اینترنت خونه ی دریابانو قطع شد و این امکان رو نداشت که خدمت شما عزیزانش باشه. امروز هم امکان گذاشتن عکس توی این بخش رو نداره اما با دلی مملو از عشق و عطر بهار با شماست، چون از شماست.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/10/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|

مي گن: اگر كسي را دوست داري، حتماً به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته ميمانند، ميشكنند.
دوستان خوبم دوستتون دارم
*********
سال هاي سال بود كه دو برادر در مزرعه اي که از پدرشان به ارث رسيده بود با هم زندگي ميکردند.
يک روز به خاطر يک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زياد شد و كار به جايي رسيد كه از هم جدا شدند.
از دست بر قضا يک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتي در را باز کرد، مرد نجـاري را ديد.
نجـار گفت: من چند روزي است که دنبال کار مي گردم، فکرکردم شايد شما کمي خرده کاري در خانه و مزرعه داشته باشيد، آيا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من يک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسايه در حقيقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و اين نهر آب بين مزرعه ما افتاد. او حتماً اين کار را بخاطر کينه اي که از من به دل دارد، انجام داده است .
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداري الوار دارم، از تو مي خواهم تا بين مزرعه من و برادرم حصار بکشي تا ديگر او را نبينم. نجار پذيرفت و شروع کرد به اندازه گيري و اره کردن الوار.
برادر بزرگ تر به نجار گفت: من براي خريد به شهر مي روم، آيا وسيله اي نياز داري تا برايت بخرم؟ نجار در حالي که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چيزي لازم ندارم ! هنگام غروب وقتي کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاري در کارنبود. نجار به جاي حصار يک پل روي نهر ساخته بود !!!
کشاورز با عصبانيت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برايم حصار بسازي؟ در همين لحظه برادر کوچک تر از راه رسيد و با ديدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روي پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او براي کندن نهر معذرت خواست. وقتي برادر بزرگ تر برگشت، نجار را ديد که جعبه ابزارش را روي دوشش گذاشته و در حال رفتن است... کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزي مهمان او و برادرش باشد. نجار گفت: دوست دارم بمانم ولي پل هاي زيادي هست که بايد آنها را بسازم.... ... .. .
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/9/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|

خانوم هاي گل دهكده دوستي
8 مارس روز جهاني « آزادي زن » بر همه شما مبارك
*****
حاتم را پرسيدند كه :« هرگز از خود كريمتر ديدي؟»
گفت : بلي، روزي در خانه غلامي يتيم فرودآمدم و وي ده گوسفند داشت.
في الحال يك گوسفند بكشت و بپخت وپيش من آورد و مرا قطعه اي از آن خوش آمد ، بخوردم .
گفتم : « والله اين بسي خوش بود.»
غلام بيرون رفت ويك يك گوسفند را مي كشت وآن موضع (قسمت) را مي پخت وپيش من مي آورد. و من ازاين موضوع آگاهي نداشتم.
چون بيرون آمدم كه سوار شوم ديدم كه بيرون خانه خون بسيار ريخته است پرسيدم كه اين چيست؟
گفتند : وي (غلام) همه گوسفندان خود را بكشت (سر بريد) .
وي را ملامت كردم كه : چرا چنين كردي؟
گفت : سبحان الله ترا که مهمان من بودی چيزي خوش آيد كه من مالك آن باشم و در آن بخيلي كنم؟
پس حاتم را پرسيدندكه :« تو در مقابله آن چه دادي؟»
گفت : « سيصد شتر سرخ موي و پانصد گوسفند.»
گفتند : « پس تو كريمتر از او باشي! »
گفت : « هيهات ! وي هرچه داشت داده است و من آز آن چه داشتم و از بسياري ؛ اندكي بيش ندادم.»
«بهارستان جامي»
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/8/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
و در پایان امروز ...
«گل نیلوفر در جهان باستان - بخش نخست»

گل نیلوفر و نماد آن در دنیای باستان شرق نقش بارزی داشته است، از حجاریهای تخت جمشید تا کنده کاریهای طاق بستان ارتباط شگفت انگیزی با این گل دیده میشود. نام گل نیلوفر در زبان سانسکریت پادما در زبان چینی لی ین هوا به زبان ژاپنی رنگه و در زبان انگلیسی لوتوس است نیلوفر درشرق باستان همان قدر اهمیت دارد که گل رز در غرب.
درسده هشتم پیش از میلاد تصویر نیلوفر احتمالا از مصر به فینیقیه و از آنجا به سرزمین آشور و ایران انتقال یافت و در این سرزمینها گاهی جانشین درخت مقدس بوده است. الهههای فینیقی به عنوان قدرت آفریننده خود گل نیلوفر در دست دارند. این گیاه درمصر باستان و در بسیاری از بخشهای آسیا مورد پرستش بود. جنبه تقدس نیلوفر به محیط آبی آن بر میگردد. زیرا آب نماد باستانی اقیانوس کهنی بود که کیهان از آن آفریده شده است. نیلوفر که بر روی سطح آب در حرکت بود به مثابه زهدان آن به شمار میرفت. از آنجا که گل نیلوفر در سپیده دم باز و در هنگام غروب بسته میشود به خورشید شباهت دارد. خورشید خود منبع الهی حیات است و از این رو گل نیلوفر مظهر تجدید حیات شمسی به شمار میرفت. پس مظهر همه روشنگریها آفرینش باروری تجدید حیات و بیمرگی است.
نیلوفر نماد کمال است. زیرا برگها گلها و میوه اش دایره ای شکلند. ود ایره خود از این جهت که کاملترین شکل است نماد کمال به شمار میآید. نیلوفر یعنی شکفتن معنوی. زیرا ریشههایش در لجن است و با این حال به سمت بالا و آسمان میروید از آبهای تیره خارج میشود و گلهایش زیر نور خورشید و روشنایی آسمان رشد میکنند. نیلوفر کمال زیبایی نیز به شمار میرود. ریشههای نیلوفر مظهر ماندگاری و ساقه اش نماد بند ناف است که انسان را به اصلش پیوند میدهد و گلش پرتو خورشید را تداعی میکند. نیلوفر نماد انسان فوق العاده یا تولد الهی است زیرا بدون هیچ ناپاکی از آبهای گل الود خارج میشود.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/5/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
بارون بارونه زمینا تر میشه گل نسا جونم کارا بهتر میشه بارون بارونه زمینا تر میشه گل نسا جونم کارا بهتر میشه
گل نسا جونم تو شالیزاره برنج میکاره میترسم بچاد طاقت نداره طاقت نداره طاقت نداره طاقت نداره
بارون بارونه زمینا تر میشه گل نسا جونم کارا بهتر میشه دونای بارون ببارین آرومتر بارای نارنج داره میشه پر پر گل نسای منو میدند به شوهر خدای مهربون تو این زمستون یا منو بکش یا اونو نستون یا منو بکش یا اونو نستون
بارون بارونه زمینا تر میشه گل نسا جونم کارا بهتر میشه بارون میباره زمینا تر میشه گل نسا جونم کارا بهتر میشه
گل نسا جونم غصه نداره زمستون میره پشتش بهاره زمستون میره پشتش بهاره
برای شنیدن این ترانه به یاد موندنی به اینجا کلیک کنین.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/5/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
درود دوست خب و بیتای من! امروز نغمه های زیبای زندگیتونو خوندین؟ امروز حس دوست داشتن رو زمزمه کردین؟ امروز نوازشی دلانگیز بر گونه هاتون داشتین؟ امروز از حضورتون در زندگی لذت بریدین؟

زیباترین صدای هستی رو میشه از آن خود کرد، نغمه های خوشایندی که ذهن و افکار رو به نوازش میگیرن. این نغمه ها به کسانی تعلق دارن که واژه هاشون سرشار از کلمات پرمحبت ِ.
خاطره ها همیشه جاوید میمونن و هر از گاهی از نهان خانه ی ذهن بیرون میان و سرکی میکشن و خودی نشون میدن، پس چرا با نغمه ای شاد در زندگی همه ی لحظه هامونو طرب انگیز، نسازیم تا در جملات محبت آمیز به خاطره ای جاوید بدل بشن؟
زیباترین نغمه گیتی از آن ما خواهد بود، به شرط اینکه این نکته رو باور کنیم، صدای ما، نغمه ایست که از درون ما برمیآد، اگه ایمان بیاریم که این نعمت به همه ارزانی شده، اونوقت میتونیم زیباترین صدا رو از آن خودمون کنیم؛ صدایی که همواره در یادها خواهد موند.
درود دوست من! روزتون خوش! لحظه هاتون شاد و ناب و طرب انگیز!
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 3/4/2009
|
|
|
|