در گوشــــــــي  |
|
|
|
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست
اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار
دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!
:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد
.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد
|
|
|
|
|
«اتوبوسهای اعدام چین»

USA Today، به تازگی گزارش جالبی در مورد نحوه اعدام مجرمین در چین منتشر کرده است. به خلاصهای از این مطلب توجه کنید:
«ژانگ شیجیانگ»، ملقب به شیطان نه انگشتی است، نخستین بار در ۱۳ سالگی، پدرش او را در حین دزدی غافلگیر کرد و برای جریمه یکی از انگشتانش را برید. ۲۵ سال بعد و در سال ۲۰۰۴، ژانگ یک بار دیگر محکوم شد، اما این بار برای قتل و تجاوز. او یکی از نخستین افرادی بود که برای اعدامش از اتوبوسهای مرگ چینی استفاده شد!
گفته میشود که تعداد اعدامها در چین در هر سال، ۴ برابر باقی دنیاست. مدتی است که چین در حال موقوف کردن اعدام با جوخه آتش و جانشینی آن با تزریق داروهای مرگآور است. آمریکا و سنگاپور، پیش از این تنها کشورهایی بودند که در آنها اعدام با تزریق انجام میشد.
از آنجا که ساختن اتاقهای اعدام و یا انتقال محکومان به تشکیلات اعدام محدودی که در چین وجود دارد، گران از آب درمیآید، چینیها به این فکر افتادند که اتوبوسهایی مجهز به اتاقکهای اعدام بسازند که از شهری به شهر دیگر حرکت میکنند و کار اعدام را با سهولت انجام میدهند.
چینیها معتقدند که با این تدبیر، اعدامها را انسانیتر و متمدنانهتر انجام میدهند، گرچه هنوز بیشتر اعدامها در چین با شلیک گلوله انجام میشوند، اما میزان اعدام با تزریق، به گفته مقامات چینی به ۴۰ درصد رسیده است.
اما در این میان منتقدان، اتهام بزرگی به چینیها وارد آوردهاند، آنها اعتقاد دارند که اتوبوسهای مرگ چین، باعث آسان شدن کار تهیه پیوند از جسد اعدامشدگان میشود و کار کسانی را که به طور غیرقانونی مباردرت به این کار میکنند، نسبت به زمانی که اعدام با سلاح گرم انجام میشد، بسیار آسانتر میکند! آنها پلیس، تشکیلات قضایی و بیمارستانهای چین را متهم کردهاند که در این کار غیرقانونی مشارکت میکنند و به سود هنگفتی میرسند. ممانعت چینیها از نشان دادن اجساد اعدامشدگان به خانوادههایشان قبل از سوزانده شدن، این شک را بیشتر میکند.
اما چینیها می گویند که مراسم اعدام به صورت زنده و ویدئویی برای مقامات قانونی پخش میشود، تا از قانونی بودن اعدامها اطمینان حاصل شود. به علاوه در ماه مارس، وزرات بهداشت چین، قانونی تصویب کرد که بر اساس آن خرید و فروش بافتهای پیوندی ممنوع شده است و قوانین پیوند عضو، تشدید شده است.
اتوبوسهای مرگ چین، از بیرون شبیه وسایل نقلیه معمول پلیس هستند. هزینه ساخت هر یکی از آنها ۳۷ هزار تا ۷۵ هزار دلار است. تا به حال ۴۰ عدد از این اتوبوسها ساخته شدهاند.
ترکیب داروهای مرگآور: جالب است بدانید که دارویی که برای اعدام استفاده میشود، ۳ جزء دارد: سدیم تیوپنتال، محکوم را بیهوش میکند، پانکرونیوم، تنفس او را متوقف میکند و کلرید پتاسیم، قلب محکوم را از کار میاندازد.
در چین ۶۸ جرم مختلف از جمله فرار از پرداخت مالیات و قاچاق دارو، مجازات اعدام دارند. خود محکومان نمی توانند وسیله اعدام خود را انتخاب کنند، با این وجود، تردیدهایی وجود دارد که محکومان ثروتمند برای تحمل نکردن درد، شیوه تزریق دارو را با تحتتأثیر قرار دادن مقامات قضایی انتخاب میکنند.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/16/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
جك لندن (1916 - 1876) یكی از پرطرفدارترین نویسندگان و قهرمانان محبوب بود. مشاغل گوناگونی رو امتحان كرد و هرگز از ماجراجویی روی گردان نبود. با وجود اینكه متاهل بود، خیلی زود با آنا استرونسكی كه او هم نویسنده بود رابطه عاشقانه برقرار كرد. این ماجرا نهایتا به طلاق او از همسرش ختم شد. شگفت اینكه لندن مصرانه چنین ابراز میكرد كه به عشق اعتقادی نداره؛ اما این نامه نشانه هایی از عشق رو در وجودش آشكار میکنه.
«نامه عاشقانه جک لندن به آنا استرونسكی»
 آنای عزیزم! آیا من گفتم كه میتوان انسان ها را در گروه هایی طبقه بندی كرد؟ خب اگر من هم گفته باشم بگذار آن را اصلاح كنم. این گفته در مورد همه انسان ها صدق نمیكند. تو را از خاطر برده بودم برای تو نمیتوانم جایگاهی در این طبقه بندی پیدا كنم. تو را نمیتوانم درك كنم. ممكن است لاف بزنم كه از هر ده نفر، در شرایط خاص، میتوانم واكنش نه نفر را پیش بینی كنم یا اینكه از هر ده نفر از روی گفتارها و رفتارها تپش قلب نه نفر را تشخیص دهم. اما به دهمین نفر كه میرسم ناامید میشوم. فهم واكنش و احساس او فراتر از توان من است. تو آن نفر دهم هستی.
آیا هرگز دو روح گنگ، ناهمگون تر از ما به هم پیوند خورده اند؟! البته شاید احساس كنیم نقاط مشتركی داریم. اغلب چنین احساسی داری و هنگامی كه نقطه مشتركی با هم نداریم باز هم یكدیگر را میفهمیم و در عین حال زبان مشتركی نداریم. كلمات مناسب به ذهن ما نمیرسد و زبان ما نامعلوم است. خدا حتما به لال بازی ما میخندد...
تنها پرتو عقلی كه در كل این ماجرا دیده میشود این است كه هر دوی ما طبعی عالی داریم. اینقدر عالی كه همدیگر را درك كنیم. آری، اغلب همدیگر را درك میكنیم اما بسیار مبهم و تاریك. مانند ارواح كه هرگاه در وجودشان شك كنیم، پیش چشم ما نمایان میشوند و حقیقت خود را بر ما نمایان میسازند. با این وجود خودم به آنچه گفتم اعتقاد ندارم (!) چرا كه تو همان دهمین نفری كه نمیتوانم حركات یا احساساتش را پیش بینی كنم.
آیا نامفهوم حرف میزنم؟ نمیدانم. به گمانم كه این طور است. نمیتوانم آن زبان مشترك را پیدا كنم. آری ما طبیعتا عالی هستیم. این همان چیزی است كه ارتباط ما را اصولا امكان پذیر ساخته است. در هر دوی ما جرقه ای از حقایق جهانی وجود دارد كه ما را به سوی هم میكشاند با این وجود بسیار با هم فرق داریم.
میپرسی چرا وقتی به شوق میآیی به تو لبخند میزنم؟ این لبخند قابل چشم پوشی است... نه؟ بیشتر از سر حسادت لبخند میزنم. من بیست و پنج سال امیالم را سركوب كرده ام. یاد گرفته ام به شوق نیایم و این درسی است كه به سختی فراموش میشود. دارم این درس را فراموش میكنم اما این كار به كندی صورت میگیرد. خیلی كه خوشبین باشم فكر نمیكنم تا دم مرگ تمام یا قسمت اعظم آن را به فراموشی بسپارم.
اكنون كه در حال آموختن درس جدیدی هستم، میتوانم به خاطر چیزهای كوچك به وجد بیایم اما به خاطر آنچه از من است و چیزهای پنهانی كه فقط و فقط مال من است نمیتوانم به شوق بیایم، میتوانم. آیا میتوانم منظورم را به طور قابل فهم بیان كنم؟ آیا صدای مرا میشونی؟ گمان نمیكنم. بعضی آدم ها خودنما هستند. من سرآمد آنها هستم.
جك اوكلئو، 3 آوریل 1901
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/16/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
و اما بریم به پیشواز جشن دلداگی و سپندارمذگان. محققان بر این عقیده هستند که در انسان چهار منطقه بسیار کوچیک مغزی وجود داره که اونها رو مدار عشق مینامند.
«عشق رمانتیک یک نوع اعتیاد است»

یک توصیف و توجیه غیر شاعرانه این است که عشق اصولا توسط تصویر ذهنی، هورمونها و ژنتیک درک و دریافت میشود. حساس ترین این مدار نقطه به تگمنت شکمی است که در رابطه با فردی که عاشق شده، قابلیت بازسازی تصویر معشوق را میسر میکند. سلولهای این منطقه دوپامین ساخته و به نقاط مختلف مغز مخابره میکنند. محققان معتقدند که عشق مانند ماده شیمیای در مغز عمل میکند، مثل ماده مخدر.
عشق رمانتیک یک نوع اعتیاد است، اعتیادی جالب و جذاب وقتی که همه چیز به خوبی اتفاق میافتد و اعتیادی وحشتناک زمانی که عشق ناکام میماند. مردم برای عشق میمیرند و دست به قتل میزنند. ارتباط عشق به ماده مخدر تشبیه چندان جالبی نیست. عشق چیزی شگفت و متعالی است که دلایل مخصوص به خود دارد. عشق ما را در کنار یکدیگر قرار میدهد. اما همیشه هم این طور نیست. محققان مغز افرادی که در عشق نا موفق بودهاند و به عبارتی دل شکسته را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادهاند. این بار نقطه ای دیگر از مدار چهار گوشه عشق که بیشتر در ارتباط با اعتیاد است نقش داشته. این افراد شواهدی از میل و عطش شدید را نشان میدادند، عطش و میلی مشابه به کوکائین.
طبق این گزارش، تیم تحقیقاتی دانشمندان با تحلیل و اسکن مغز زوجهایی که حتی بعد از 20 سال از زندگی مشترک همچنان روابط عاشقانه خود را حفظ نمودند متوجه شدند که دو منطقه مدار عشق این افراد فعال است. مناطقی که تولید هورمون کاهنده استرس میکنند (سروتونین). این مناطق تولید احساس ارامش میکنند.
دانشمندان با این مطالعه خواستهاند عملکرد مغز را در این ارتباطات بهتر درک کنند و حتی با تولید موادی مشابه آنچه در هنگام عاشقی تولید میشود به بهبود روابط کمک کنند.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/16/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«ویروس خوب شادی»

همنشینی با افراد شاد، باعث سرایت خوشحالی می شود. انسان ها تحت تأثیر محیط اطراف و وقایعی هستند که پیرامون آنها رخ می دهد تحقیقات نشان می دهد احساس شادی به سرعت از فردی به فرد دیگر انتقال پیدا می کند. تحقیقی که در دانشگاه کالیفرنیا روی ۵۰ هزار نفر انجام شد، نشان داد شادی مانند ویروسی از فردی به فرد دیگر و از یک گروه به گروه دیگر انتقال پیدا می کند. محققان معتقدند شادی ویروسی واگیردار است که فقط کافی است در یک جمع چند صد نفری، یک نفر شاد باشد، در این صورت احساس خوشحالی از نخستین فرد به همه افراد منتقل می شود. مطابق با آخرین مطالعاتی که در رابطه با احساس شاد بودن انجام شده است، کلید شادی معاشرت با افراد شادمان است. برخی کارشناسان حوزه علوم اجتماعی بر این باورند که شادی از همسایگان نیز قابل انتقال است و افرادی که همسایگان آنها شادتر هستند و افراد خوشحال در فاصله چند متری آنها زندگی می کنند، میزان خوشحالی شان تا ۷۰ درصد افزایش پیدا می کند. تحقیقات اخیر نشان می دهد خندیدن و شادی در پیشگیری از ابتلا به انواع بیماری ها مانند سرطان یا بیماری های قلبی و عروقی مؤثر است.
«ماسک جوان کننده پوست»

:::.. مواد لازم ¤.۱۰ قطره عصاره چوب صندل ¤. یک قاشق چای خوری عسل ¤. یک عدد گوجه فرنگی ¤. یک چهارم فنجان آووکادو ¤. یک چهارم فنجان گل همیشه بهار ¤. یک قاشق غذاخوری روغن بادام ¤. یک فنجان آب ¤. یک قاشق غذاخوری گلیسیرین ¤. یک چهارم فنجان موم
:::.. طرز تهیه آب را در ظرف شیشه ای ریخته و آن را بجوشانید، گل همیشه بهار را در ظرف ریخته و به مدت پنج دقیقه روی حرارت ملایم اجاق گاز قرار دهید. موم را با حرارت غیرمستقیم بخار آب جوش ذوب کنید. عسل، گلیسیرین و روغن بادام را به آن اضافه کرده و مخلوط کنید. آووکادو را به همراه عصاره چوب صندل و گوجه فرنگی در مخلوط کن ریخته و تا به دست آمدن ترکیبی یکنواخت صبر کنید. سایر مواد را به آن اضافه کرده و به مدت سه دقیقه صبر کنید تا مواد با یکدیگر مخلوط شوند.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/16/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«افسانه چشمه جوانی»

چشمه جوانی چشمه آبی افسانه است که گفته شده هر کسی از آب آن بنوشد، جوانی اش برخواهد گشت. فلوریدا در ایالات متحده جایی است که اغلب از آن به عنوان محل چشمه یاد می شود و داستانهایی که درباره چشمه گفته می شود همراهی و نزدیکی زیادی با این شهر دارد.
یک داستان قدیمی هست که می گوید کاشفی اسپانیایی به نام ژان پل دلئون اولین حکمران پورتوریکو، به دنبال چشمه جوانی می گشت که به محل کنونی فلوریدا رسید که تصور می کرد جزیره است. او در سال 1513 فلوریدا را کشف کرد. اما این داستان مربوط به زمان او نیست و او اولین نفر نبود.
هرودت تاریخ دان یونانی به چشمه ای اشاره می کند که نوع خاصی از آب در ان است و در اتیوپی قرار دارد و طول عمر مردم اتیوپی به این آب مربوط می شود.
افسانه های همانندی نیز درباره چشمه جوانی گفته شده مانند جوانی ابدی که در افسانه ها و بخصوص اسطوره ها به اشخاصی هدیه داده می شود و داستانهایی همچون سنگ جادو، اکسیر زندگی و غیره.
شهر سنت اگوستین در فلوریدا که گفته شده د.لئون برای اولین بار در جستجوی چشمه جوانی به آنجا پا گذاشته شده، امروزه به نام پارک ملی باستان شناسی چشمه جوانی نامگذاری شده و برای د.لئون یادبود قرار داده شده است و به دلیل تاریخچه اش جذابیت های توریستی زیادی دارد و با اینکه محل واقعی چشمه نیست توریست ها از آب آن می نوشند.
مفهوم دیگری که در کنار این افسانه مطرح است، جوانی ابدی است که با زندگی ابدی متفاوت است و سرچشمه در اسطوره های یونان و روم دارد. درباره زندگی ابدی، یکی از افسانه های موجود تیتونوس است.
او عاشق خدای تیتان بود. وقتی تیتان از زئوس می خواهد تا تیتونوس عمر ابدی داشته باشد، فراموش میکند که جوانی ابدی را نیز بخواهد ولی تیتونوس تا ابد زنده میماند اما زمانی که پیر میشود بسیار فرتوت و ناتوان میگردد طوری که تمام اعضای بدنش نرم شده و نمیتواند حرکت کند و حرفهای بیهوده زیادی میزد.
اکسیر زندگی، که در فارسی به آب حیات مشهور است و گاهی هم طراز سنگ جادو (فیلسوف) شناخته می شود، نوعی نوشیدنی است که به شخص زندگی ابدی یا جوانی ابدی اعطا میکند.
این مایع در مکانی وجود دارد که آن را ظلمات مینامند. در افسانهها آمده که خضر نبی به همراه ذوالقرنین سالها در ظلمات به دنبال آب حیات گشت. خضر به آب دست پیدا کرد و از آن نوشید و جاویدان گشت.
اما هنگامی که ذوالقرنین خواست از آب حیات بنوشد، ناگهان چشمه ناپدید شد و دیگر نتوانست آن را بیابد. بعضی ذوالقرنین را همان کوروش کبیر دانستهاند.
جوانی ابدی مفهومی است که علم هیچگاه به آن دست نیافته است اما جالب است بدانید که علم مطالعاتش را در اینباره ادامه داده است تا شاید روزی با دستکاری ژنها بتواند سالخوردگی را به تاخیر بیندازد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/16/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
امروز دوشنبه (مه شید) بیست و هشتم (زامیاد روز) بهمن ماه ۱۳۸۷ خورشیدی و برابر است با شانزدهم فوریه سال ۲۰۰۹ میلادی.
«روزي كه رضاشاه روابط ايران با آمريكا را قطع كرد»

رضاشاه پس از دريافت گزارش رئيس هيات سياسي ايران در واشنگتن در فوريه 1936 دستور داد كه روابط سياسي با ايالات متحده آمريكا قطع شود. غفار جلال علاء رئيس نمايندگي ايران در آمريكا گزارش كرده بود كه پليس شهر واشنگتن اتومبيل وي را متوقف و با اين كه خود را معرفي كرده بود به او ورقه جريمه داد. وي نوشته بود كه به علت امتناع از دريافت ورقه جريمه، مامور پليس او را به ايستگاه پليس منتقل مي كند و در آنجا چند ساعت بازداشت مي شود كه اين عمل مغاير مصونيّت ديپلماتيك است. در روز مورد بحث، «غفارجلال علاء» خود رانندگي اتومبيل سفارت را برعهده داشت. پليس واشنگتن او را متهم به رانندگي بيش از سرعت مجاز كرده بود. وزارت خارجه ايران گزارش را عينا براي رضا شاه ارسال ميدارد و وي اين عمل را بي احترامي نسبت به كشور ايران تلقي كرده و دستور قطع روابط و احضار كاركنان سفارت ايران از واشنگتن و اخراج هيات سياسي آمريكا از تهران را مي دهد. قطع روابط از نيمه فروردين 1315 عملي ميشود، ولي غفار جلال علاء در بهمن ماه به تهران احضار مي گردد. مقام ديپلماتيك وي در واشنگتن، «وزير مختار» بود. روابط ايران و آمريكا پس از اين رويداد مدتها قطع بود.
«زادروز صادق هدايت»

امروز زادروز داستان نگار معروف ايران «صادق هدايت» است كه در ۱۹۰۲ متولد شد و 49 سال زندگي كرد. داستان نويسي ايران با آثار صادق هدايت و معروفترين شان «بوف كور» وارد عصر تازه اي شده بود كه در نيم قرن گذشته در اين زمينه نتوانسته است پا به پاي ساير ملل پيش برود.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/16/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
:::.. بهترين چيز رسيدن به نگاهي است که از حادثه عشق تر است. ..:::

درود دوست مهربون!
بزرگترين دزد شادماني و رضايتمندی انسان، ناسپاسی و زيادهخواهی ِ. اين جمله رو در يك مقاله خوندم. از اون جملههايه كه باید بارها تکرار کرد.
دقيقا در اين جمله ميشه اهميت دسترسي به دايره وسيعي از واژه ها رو به خوبی ديد و احساس كرد. در واقع در این يك جمله، عميقترين ارتباط قابل لمس بين ناسپاسي و احساس خوب رضايت از خود و شادی نسبتا پايدار، بيان شده.
فردي كه نسبت به داشته هاش بی انگیزه و ناسپاس ِ و طالب بیشتر و بیشتر ِ؛ درعمل، اجازه بروز شادمانی و احساس رضايت رو به خودش نمیده و به معنای دیگه، هرگونه شادی رو از وجود خودش حذف میکنه.
احساس كمبود درموارد مختلف، به لحاظ مالی، جسمانی و روحی، در روابط فردی و اجتماعی، زمينهساز ايجاد احساس ناسپاسي و قدرنشناسیه. به عبارت ديگه وقتي ما صرفا به روی كمبودهامون درزندگی متمركز ميشیم، به افزایش این احساس کمک میکنیم. درحالی كه يك سپاسگزاری ساده برای همه ی اون چیزهایی که داریم، انعكاسی زیبا در زندگیمون به وجود میاره و حداقل کاری که انجام میده، اینه که باعث توقف تمرکز بر احساس ناخوشایند از نداشته ها میشه.
اگه بتونیم با اين روش، زندگي خودمونو تغيير بديم؛ به دگرگوني مثبت و تحولی زیبا خواهيم رسيد. به گونهاي كه از سلول سلول بدنمون احساس رضايتمندی و سپاسگزاری منعكس میشه و شادی مهمون ماندگار قلبهامون.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/16/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه برابر با 25 بهمن جشن گرفته ميشه، امروز به تاریخچه ی این روز و مراسم و آیینهای این جشن در سراسر دنیا میپردازیم.

درباره روز ولنتاین و چگونگی به وجود آمدن این روز افسانه های متفاوتی وجود دارد. عده ای این روز را متعلق به یونان باستان و عده ای آن را حادثه ای می دانند که در قرن سوم میلادی (همزمان با اوایل امپراتوری ساسانی در ایران) رخ داد.
¤. روایت نخست جشنواره اي به نام LUPERCALIA كه 15 فوريه در رم باستان ميان كافران متداول بوده است. لوپركاليا جشن تطهير و زمان خانه تكاني بوده است. در اين جشن مشركين از خداي LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هايشان از گزند گرگها قدرداني ميكردند. در اين فستيوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خداي حاصلخيزي، باروري و جنگلها روميان يك سگ و دو بز نر را قرباني كرده و از پوست آنها شلاق ميساختند. مردان با اين شلاقها به ميان مردم رفته و به هر كسي كه ميرسيدند ضربه اي با شلاق به آنها ميزدند. دختران داوطلبانه براي شلاق خوردن صف ميكشيدند. آنها اعتقاد داشتند كه شلاق خوردن با تازيانه هاي ساخته شده از پوست بز باروري آنها را تضمين ميكند. همچنين در اين جشن طي بزرگداشت الهه اي بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه هاي عاشقانه مينوشتند و درون گلدانهايي مي انداختند. (و يا تنها نام خود را روي برگه اي مينوشتند) مردان مجرد روم نيز هر كدام يكي از اين يادداشتها را از درون گلدانها بيرون كشيده و مشتاقانه بدنبال دختر نويسنده نامه ميرفتند. (نوعي دوست يابي) اين آشنايي ها اغلب به ازدواج مي انجاميد. اين رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجيح دادند پيش از آشنايي زن را ببينند! كليساي كاتوليك حداقل 3 قديس بنام VALENTINE و يا VALENTINUS شناسايي كرده كه هر سه در روز 14 فوريه به شهادت رسيده اند. ولنتاين مقدس يك كشيش مسيحي بوده كه در قرن سوم خدمت ميكرده است. زماني كه امپراطور CLADIUS دوم بر روم حكمراني ميكرده. كلاديوس دريافت كه مردان مجرد از آنجايي كه همسر و خانواده اي ندارند (مردان متاهل حاضر به ترك همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بيشتر به سربازي روي آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تري نيز ميباشند. از همين رو ازدواج را براي مردان جوان غير قانوني و ممنوع اعلام كرد. ولنتاين كه اين حكم را ناعادلانه و ظالمانه ميپنداشت از فرمان كلاديوس سرباز زد. ولنتاين مخفيانه عشاق جوان را به عقد يكديگر در مي آورد. هنگامي كه اين عمل ولنتاين بر ملا گشت كلوديوس حكم اعدام وي را صادر كرد. خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت. وي هنگامي كه در زندان بسر ميبرد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود. اين دختر جوان زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر ميبرد به ملاقات وي مي آمد. در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: "از طرف ولنتاين تو." اين عبارت كماكان در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود. ولنتاين در روز 14 فوريه اعدام شد. تقريبا در سال 269 پس از ميلاد. به گراميداشت وي كليسايي در سال 350 پس از ميلاد بنا گرديد كه پيكر وي نيز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاين سالروز مرگ و خاك سپاري ولنتاين ميباشد. پاپ اعظم GLASIUS فردي بود كه روز 14 فوريه را، در سال 498 پس از ميلاد، روز ولنتاين (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وي اين روز را جايگزين آيين كفرآميز لوپركاليا كه مختص كافران بود كرد. وي در گلدانها عوض نام دختران اسامي مقدسين مسيحي را نهاد. و با اين كار به لوپركاليا تقدس بخشيد. در اين آيين مرد و زن هر دو يك نام قديس را از گلدان بيرون ميكشيدند كه ميبايست تا آخر سال خصوصيات اخلاقي آن قديس را الگو قرار داده و در خود متجلي مي ساختند.
¤. روایت دوم در دوران كلاديوس مسيحيت به شدت سركوب ميشد. ولنتاين نه تنها كشيش و مبلغ مسيحيت بود بلكه رهبر جنبش زير زميني مسيحيان نيز بود. اغلب كشيشها در اين دوران زنداني و سپس اعدام گرديدند. ولنتاين پس از به زندان افتادن دختر نابيناي زندانبان خود را شفا ميدهد. كلاديوس پس از اينكه از اين خبر مطلع ميگردد به خشم آمده و دستور ميدهد سر وي را از تنش جدا سازند. کهن ترين نامه و شعر ولنتاين توسط چارلز، دوك اورلئان نگاشته شد. وي زماني كه در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر ميبرد اين نامه را براي همسر خود نوشت.
¤. روایت سوم حاكي از آن است كه ولنتاين يك مسيحي بوده كه عاشق كودكان بوده. اما از آنجايي كه وي از پرستش خدايان سر باز ميزده به زندان فرستاده ميشود. اما كودكان كه به وي علاقه مند بودند دلتنگ وي شده و براي وي پيامهاي مهر آميزي مينوشتند. اين كودكان نامه ها را از لابه لاي ميله هاي زندان به درون سلول ولنتاين مي انداختند. وي در سال 14 فوريه 269 پس از ميلاد اعدام شد. برخي هم روز ولنتاين را به باور مردمان انگليس و فرانسه قرون وسطي نسبت ميدهند. آنها اعتقاد داشتند كه پرندگان در روز 14 فوريه جفت خود را انتخاب ميكنند.

:::.. مراسم این جشن برگزاري جشن ولنتاين امروزي از دو كشور فرانسه و انگليس آغاز گرديده است. ابتدا كارتهاي تبريك ولنتاين را هر كس خودش تهيه ميكرد اما از سال 1800 كارتهاي تبريك ولنتاين تجاري به بازار عرضه گشت. البته اين كارتها نيز دست نوشته و داراي نمادهاي ولنتاين نقاشي شده بودند. سپس كارتهاي تبريك چاپي جايگزين آنها گرديد.
در گذشته دور در ايتاليا و انگليس رسم بر آن بود كه زنان مجرد پيش از طلوع آفتاب روز ولنتاين از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود مي ايستادند تا مردي از مقابل پنجره آنان عبور كند. اعتقاد بر آن بود كه با اولين مردي كه در آن روز ببينند، ظرف يكسال ازدواج خواهند كرد. شكسپير نيز در نمايشنامه هملت به اين باور اشاره كرده است.
در برخي كشورها رسم بر اين است كه مردان جوان روز ولنتاين لباس به زنان هديه ميدهند. چنانچه زن آن لباس را براي خود نگه دارد نشانه آنست كه زن خواهان ازدواج با آن مرد است.
در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستين لباسشان مینوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شويد.
در زمانهاي گذشته در ولز چنين مرسوم بود كه در سالروز ولنتاين قاشقهاي چوبي به يكديگر هديه بدهند. روي اين قاشقهاي چوبي معمولا نقش قلب و كليد و قفل كنده كاري شده بود. معني اين كنده كاريها چنين بود: "تو قلب مرا گشوده اي" يا "كليد دروازه قلب من دست توست."
برخي باورهاي آميخته با خرافات نيز در رابطه با روز ولنتاين وجود دارد. اگر در اين روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد كرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسيار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد.
كودكان انگليسي در صدها سال پيش در اين روز مانند بزرگترها لباس بتن ميكردند و خانه به خانه به ترانه سرايي و آواز خواني ميپرداختند.
اما در ژاپن روز ولنتاين به گونه اي ديگر مرسوم است. روز ولنتاين اين دختران هستند كه بايد به مردان شكلات هديه بدهند. زنان شاغل به اجبار بايد به تمام همكاران مرد خود بويژه رييس خود شكلات هديه بدهند. اما در روزي موسوم به "روز سفيد"(WHITE DAY) كه تاريخ آن 14 مارس ميباشد مردان براي جبران محبت خانمها به آنها هديه ميدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هديه مردان معمولا يك لباس زنانه سفيد رنگ است.
در چین هم افسانه ای وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چيني ها محسوب ميگردد. اين روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی است. اين روز فستيوال دختران نيز ناميده ميگردد. در اين روز مردم چين به ستاره ها خيره ميشوند. دختران نيز دعا ميكنند تا كدبانوهاي با كفايتي در آينده شوند و همچنين شوهر مناسبي نصيبشان گردد. پسران مجرد نيز دعا ميكنند تا هر چه زودتر معشوق خود را بيابند.
بنابراين روز ولنتاين از روم به فرانسه و انگليس وسپس به آمريكا راه يافت و اكنون در تمام جهان جشن گرفته ميشود .
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/13/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
اما میخوایم بریم سراغ یک طنزنامه! البته پیشاپیش من از همه ی بانوان و آقایون عذرخواهی میکنم، پیشنهاد میکنم صرفا به جنبه ی طنز این نوشته توجه کنین و لاغیر!
«تفاوت زنان و مردان»

¤. پشت سر هر مرد بزرگ يك زن بزرگ است و پشت سر هر زن بزرگ يك مرد بيعرضه.
¤. زنان معمولاً در مورد شوهرشان فاشيستند، اما در مورد شوهر ديگران دموكراتند. البته مردان هم همينطورند.
¤. ده سال زندگي آرام پس از مرگ شوهر بزرگترين پاداش طبيعت به رنجهاي زنان در زندگي خانوادگي است.
¤. علت اینکه مردان به زنان نیاز دارند این است که نمی دانند بدون یک زن چطور می شود زندگی کرد. و علت اینکه زنان به مردان نیاز دارند این است که از جابجاکردن اشیاء سنگینی مثل یخچال و مبل و کمد خوششان نمی آید.
¤. فقط یک مرد وقتی زنی بداخلاق داشته باشد می تواند فیلسوف بزرگی شود، اما اگر زن خوش اخلاقی داشته باشد مثل آدم زندگی اش را می کند.
¤. اکثر شاعران مرد برای زنان اشعار عاشقانه می سرایند و اکثر شاعران زن از قول مردانی که برای زنان شعر عاشقانه می سرایند، شعرهایشان را می نویسند.
¤. يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.
¤. يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.
¤. يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند، ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.
¤. زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.
¤. وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: 'فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،' و 'ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم.'
¤. مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.
¤. مردها به خودشان اطمینان دارند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند، آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/13/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
امشب از آسمان دیده ی تو روی شعرم ستاره می بارد در زمستان دشت کاغذها پنجه هایم جرقه می کارد شعر دیوانه ی تب آلودم شرمگین از شیار خواهشها پیکرش را دو باره می سوزد عطش جاودان آتش ها آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا هراسیدن شب پر از قطره های الماس است آنچه از شب به جای می ماند عطر سکر آور گل یاس است آه بگذار گم شوم در تو کس نیابد دگر نشانه ی من روح سوزان و آه مرطوبت بوزد بر تن ترانه من آه بگذار زین دریچه باز خفته بر بال گرم رویاها همره روزها سفر گیرم بگریزم ز مرز دنیاها

دانی از زندگی چه می خواهم من تو باشم .. تو .. پای تا سر تو زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو .. بار دیگر تو آنچه در من نهفته دریایی ست کی توان نهفتنم باشد با تو زین سهمگین توفان کاش یارای گفتنم باشد بس که لبریزم از تو می خواهم بروم در میان صحراها سر بسایم به سنگ کوهستان تن بکوبم به موج دریاها بس که لبریزم از تو می خواهم چون غباری ز خود فرو ریزم زیر پای تو سر نهم آرام به سبک سایه به تو آویزم آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه نا پیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
"فروغ فرخزاد"
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/13/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
میدونین راز تداوم عشق در چیه؟!
یکدیگه رو مثل هم دوست نداشته باشین.
حداقل روزی یکبار، جمله دوستت دارم رو به همدیگه بگین.
با هم بودنتون رو به خاطره تبدیل کنین.
به او بگین که زندگی با عشق او براتون معنا گرفت.
هرگز فراموش نکنین که ساده ترین چیزها در زندگی میتونه با ارزشترین باشن.

زیباترین و با ارزشترین هدیه، هدیه ای است که از اعماق قلبتون اونو تقدیم میکنین و نه از اعماق جیبتون.
به خاطر داشته باشین که در اوج ناراحتی سکوت گاهی اوقات بهترین پاسخه.
به همدیگه احترام بذارین و مدافع و طرفدار هم باشین.
همیشه از او بپرسین که روزش رو چطور گذرونده و با دقت به حرف هاش گوش بدین!
زیباترین کلمات رو برای صدا کردن هم به کار ببرین.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/12/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|

اگه کلیپ بالا براتون قابل دیدن نیست به اینجا کلیک کنین.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 2/12/2009
|
|
|
|