در گوشــــــــي  |
|
|
|
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست
اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار
دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!
:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد
.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
این شما و این "سیل جکسون"!! 
اگه کلیپ بالا براتون قابل دسترسی نیست، به اینجا کلیک کنین!
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 1/31/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
و اما از تکنولوژی روز براتون بگم ...

شايد دیگر وقت اون رسيده که تکنولوژی رو به بشقابهای غذا خورییمون هم دعوت کنيم تا شايد کمی در مصرف برق و يا گاز صرفه جويي کنیم.
ممکنه برای شما هم بارها اتفاق افتاده باشه که مايکروفرتونو تنها براي گرم کردن غذای يک نفر روشن کنین و علاوه بر مواجه شدن با يک قبض برق نجومی در پايان ماه، با استهلاک روز به روز وسایلی نظير مايکروفر مواجه بشین.
در این شرايط بهترین راه، داشتن يک بشقاب رساناست که بتونه غذا رو پس از سرو شدن، کمی گرم کرده و اونو براي خوردن لذيذتر نگه داره. در
برای اینکار باید میز غذا خوریمونو به سيمها و کابلهای لازم جهت استفاده از این بشقابها مجهز کنيم. در بدنه هر بشقاب تعدادی المنت رسانا تعبیه شده، سپس هر بشقاب بر روی پنل معينی که بر روی ميز تنظیم شده، قرار میگیره. در واقع تنها کاری که بايد انجام بديم سرو غذا در بشقاب ِ.
در مراحل پیشرفته اين طرح شايد قادر به گرم کردن غذا در يک بشقاب رسانا باشیم، که بتواند به صورت بيسيم گرما رو از منبعی تامین کنه. اونوقت میتونين با خيال راحت سرويس قابلمه های خودتونو بيرون بندازین (جهت اطلاع دوستانی که در سوئد زندگی میکنن و خرید قابلمه هزینه ی سرسام آوری داره) و غذا رو در بشقاب طبخ کرده و نوش جان کنین.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|

«ویژه نامه "سده" جشن باستانی و پایدار ایرانیان - بخش دوم»

روشنایی و نور از مقولات پایه ای و مبنایی ِ پندار نیاکانمان، در آغاز تاریخ بوده است. به همین منظور حرکت زندگی آفرینشان از طلوع سحر که با آغاز برآمدن خورشید روشنایی بخش همراه است، شروع می شد و با شروع تاریکی، پایان می پذیرفت.
شب همواره، نماد مرگ و اهریمن را در باور پدران باستانی ما نشانده بود و پیدایش آتش، پیروزی روشنایی را بر تاریکی، جهالت و تیرگی آواز داده بود. از پس ِ پیدایش آتش بود که نیاکانمان توانستند دل تاریکی را بدرند و در کنار آتش، ساغر را از باده پر کنند و در اوج شادی و شادمانی، خون رگ ِ تاک را در کام خود بریزند و شب مستان را با فروغ آتش، جلوه ای از شور و شیدایی، طراوتی از عشق و رعنایی و لطافتی به زلالی نور ِ نقره فام ِ ماه ِ تابان بر گونه های ارغوانی ِ شفق گون ببخشند.
آتش نماد روشنایی، گرمایی و انرژی، همواره مورد احترام نیاکانمان بوده است به حدّی که هرباره در کمال خضوع در برابر آتش به احترام، سرو وار می ایستادند و نیایشی نمادین به جای می آوردند.
از این جهت بود که نیاکانمان، سر ِ تعظیم به پیشگاه آتش خم میکردند و آن را در جان ودلشان گرامی می داشتند.
احترام به آتش بقدری فراگیر است که مرز انسانی را در می نوردد و اجرام آسمانی را به طواف دور ِ خورشیدها می کشاند. و ما انسانهای ِ کره ی خاکی به طور مداوم، خورشید روشنایی بخش و انرژی گستر را، چرخشی مستانه می زنیم بدون اینکه لحظه این چرخش عاشقانه را وا نهیم.
از بزرگترين و با شكوهترين جشن هاي آتش در ايران باستان كه داراي تار و پودي آنچنان ژرف و منسجم و پر دوام و ملی بوده است، كه تا به امروز ادامه يافته، جشن با شكوه سده است، جشني كه به يادگار پيدايي آتش برگزار مي شود. جشن سده را كه جشن ملي ايرانيان است در دهمين روز از ماه بهمن به شب هنگام برگزار مي كنند.
برگزراي جشن سده چند مناسبت دارد كه از ديد ديني، طبيعي و تاريخي درخور بازنگريست.
:::.. جنبه آیینی نزد ايرانيان روشني، آتش و آفتاب، نماد اهورامزدا است. اهورامزدا به وسيله نور تجلي مي يابد. نور مايه زندگي و خورشيد افزار زندگي است. ايرانيان از دورترين زمانها هنگامي كه مي خواستند ستايش خداوند را انجام داده و نماز بگزارند به سوي خورشيد و نور مي ايستادند. هرگاه شب هنگام بود و يا در جايي سربسته (آتشكده) نماز مي گزاردند و ستايش پروردگار مي نمودند رو به آتش فروزان كه بوي خوش نيك منشي را در در پيرامون رها مي ساخت، مي ايستادند و به نيايش مي پرداختند.
در اوستا، همه جا، آتش داراي مقامي والاست. گوهر زندگي است، عشق است و تجلي گاه خداوند. تاريكي نماد اهريمن به شمار مي رود و چون آتش و چراغ افروخته مي شد تاريكي و اهريمن نيز فرصت كاركردي نمي يافت و نيروهاي اهريمني مي گريختند. به اين دليل است كه آتش، در فرهنگ ايراني از اهميت ويژه اي برخوردار بود و به همين سبب چندين جشن آتش در درازاي سال برگزار مي شده است.
جشن هاي نوروز، مهرگان و سده از جشن هاي ملي ايرانيان بوده اند و هيچگاه برگرفته از هيچيك از اقوام و دين هاي باستان نمي باشند. قدمت برگزاري آنها حتا گمان مي رود كه به ساكنان نخستين فلات ايران، پيش از مهاجرت آريايي ها بازگردد كه به دليل اهميت بسيار زياد آتش در نزد ايرانيان بوده است.
حكيم عمر خيام در كتاب نورزنامه مينويسد: هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نيك عهد در ايران و توران به جاي ميآوردند، بعد از آن به امروز، زمان اين جشن به دست فراموشي سپرده شد و فقط زرتشتيان كه نگهبان سنن باستاني بوده و هستند اين جشن باستاني را برپا ميداشتند.
:::.. جنبه طبيعي از ديد طبيعي، چنانكه مي دانيم در روزگاران كهن، سال دو فصل داشته است يكي تابستان بزرگ و ديگري زمستان بزرگ كه تابستان هفت ماه و از فروردين تا پايان مهر و زمستان پنج ماه از آبان تا پايان اسفند به درازا مي كشيده است. بنابر روايت چون سد روز از زمستان بزرگ سپري مي شد ايرانيان جشن سده را برپا مي كردند چون بر آن بودند كه اوج و شدت سرما سپري شده و اين پديده نابساماني و سكون كه از كردار اهريمن است توان و نيرويش رو به زوال و كاستي است. پس همگان در دشت و صحرا گرد آمده و تلي بزرگ از خار و خس، خاشاك و هيزم فراهم آورده و با فرا رسيدن تاريكي شب مي افروختند. شادي و پايكوبي مي كردند و سرود ويژه آتش را دسته جمعي مي خواندند. آنها بر اين باور بودند، كه اين پرتو و روشنايي و گرما و فروزندگي و فروغ اهورايي بازمانده هاي سرما را نابود ساخته و مي ميراند.
سَدَه در زبان اوستایی به معنای برآمدن و طلوع کردن است و ارتباطی با عدد 100 ندارد. عدد سد به شکل صد معرب شده است در حالیکه واژه سده به شکل سذق معرب شده است. بنابراين روایت هایی که جشن سده را به صد روز گذشتن از زمستان و یا پنجاه شب و پنجاه روز مانده به نوروز تعبیر می کنند، همگی از ساخته های جدیدتر است و در متون قدیمی نیامده اند و كم اهميت هستند.
با نگاهى به طبيعت ايران مى بينيم كه زايش بسيارى از جانوران سودمند اهلى و وحشى پس از جشن سده (جشن سوختن آتش) روى مىدهد. جشن سده كه به نظر مى رسد جشن آغاز سال نو كشاورزى بوده باشد در مهر روز از بهمن ماه برگزار مى شود. درگذشته نخستين كار براى آغاز كشاورزى، كندن بوته هاى بيابانى و سوزاندن آنها بود. زيرا با اين كار تمامي آفات و بيماري هاي گياهان كه از كشت قبل در زمين باقي مانده از بين رفته و زمين آماده كشت مجدد مي شود.امروزه نيز بسيارى از كارهاى كشاورزى و باغبانى پس از سده آغاز مى شود.
آتش جشن سده، آتش مهر وطن است كاندرين ملك نخــــــواهد كه شب تار بود
در چنين جشن طرب، آري خورشيد دگر گــــــر بتابد ز دل خاك، ســــــزاوار بـــود
ادامه داره ...
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
و اما امروز پنجشنبه (برجیس شید) دهم (آبان روز) بهمن ماه سال ۱۳۸۷ خورشدی و برابر است با بیست و نهم ژانویه سال ۲۰۰۹ میلادی.
«ویژه نامه "سده" جشن باستانی و پایدار ایرانیان - بخش نخست»

سده جشن ملوک نامدار است ز افریدون و از جم یادگار است
شامگاه چهلمین روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه و در چلهی زمستان، جشن «سَدَه» یا «سَت» یا «سده سوزی» برگزار میشود.
از نظر نجومی نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن، سال را به دو پاره تقسیم می کردند. ا- تابستان بزرگ 2- زمستان بزرگ تابستان بزرگ شامل بهار و تابستان فعلی باضافه ماه مهر از فصل پائیز را شامل می شد. اما زمستان بزرگ در برگیرنده ماههای آبان و آذر و فصل زمستان امروزی بود.
نیاکانمان این جشن را که صد روز از زمستان گذشته بود و صد شب و روز مانده به نوروز یعنی روز دهم بهمن ماه، ماه خرد یا منش ِ نیک، برگزار می کردند. این جشن در ردیف جشن های نوروز و مهرگان از کهن ترین اعیاد ایرانی است که پدران و مادران ما با شکوه هر چه تمامتر آن را در سراسر ِ پهن دشت ِ بیکران سرای ِ ایرانزمین با رقص و پایکوبی جلوه ای از شادی و سرور آتش گون می بخشیدند.
از نگاه و نظر تاریخی، پیدایش آتش و جشن "سده" را به هوشنگ شاه از پادشاهان پیشدادی نسبت می دهند. بطوری که حکیم طوس -فردوسی نامدار- در اثر جاودانی و ماندگارش شاهنامه، نقل می کند: روزی هوشنگ شاه با همراهانش به سمت کوهی روان بودند که ناگهان موجودی دراز، تیره تن و سیاه رنگ دید که در بالای سرش دوچشم ِ پر از چشمه ی خون داشت و از دهانش نحوست و تیرگی فضای جهان پیرامون را تیره و تار کرده بود و تنوره می کشید تا با دندانی از زهر کشنده، در جان خرد فرو برد.
هوشنگ شاه ابتدا نگاهی به این موجود بدخیم که نماینده ِ تیره گی و اهریمن شب است، می اندازد و بعد با هوش و هنگ و خردمندی، سنگی از زمین بر می گیرد و آن را در چنگ خود مهار می کند و سپس با زور کیانی و خرد ِ بیدار به سوی مار رها می کند. تا بلکه آن را نابود کند. اما مار می جهد و سنگ به سنگ دیگری برخورد می کند و چون هردو سنگ از جنس سنگ ِ چخماق بودند، فروغ ( جرقه ای ) از دل سنگ پدیدار می شود. جرقه ی آتش به بوته های پیرامون سرایت می کند و فروغ ِ آذرگون را به جان و دل و دیده و خرد می تاباند.
مار فرار می کند اما آتش فروزان می شود و نور می گستراند و انرژی می بخشد. از این رویداد هوشنگ شاه شادمان می شود و خداوند را نیایش می کند که راز ِ آتش را به او آشکار کرده است. شادمان و پیروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام کعبه خرد قرار می دهد و به میمنت، آن روز را جشن می گیرد و این سنت تا به امروز برجا مانده است. سپس با تعظیم به نور جاودانی ِ ایزد، نیایشی در نهایت خرد به جای می آورد. از اینکه ایزد چنین فروغی را به او نمایاند.
شب فرا می رسد و تیرگی غلبه می کند. اما هوشنگ شاه اینبار با آتش، بوته ها و خس و خاشاک را به بلندای کوهی، شعله ور می کند و با یاران خود در گرداگرد ِ شعله های شفق گون آتش حلقه می زنند.
در پرتو ِ نور آتش به جشن و پایکوبی می پردازند و ساغرها را از باده پر می کنند و لبی به میمنت و این هدیه بزرگ طبیعت، تر می کنند و گونه ها را ارغوان نقش می زنند. این جشن و پایکوبی فرخنده را از پی تهنیت ِ فروغ آتش "سده" نامگذاری می کنند.
این یادگار جشن آتش گون ِ "سده"، از هوشنگ شاه تا به امروز در سینه و وجدانهای تاریخی ایرانیان ثبت شده است و هرسال ایرانیان این جشن بزرگ شادمانی گستر را در پهن دشت ِ بیکران سرایِ ِ ایران زمین جلوه هایی از نور و روشنایی و گرما و انرژی می بخشند.
این یادگار ِ پایدار، هرساله نام هوشنگ شاه را بر تارک ِ یاد و اندیشه و خرد و وجدان های بیدار، آوازی دلکش را در فضای مطهر و معطر دیار ِ یاران، سرزمین ایران، ترنم می کند.
با چنین کشفی و یا پیدا کردنی، هوشنگ شاه توانست جهان تاریک و تیرگی را روشن و آباد کند و جهانی از مردمان را شاد و شادمان گرداند. جهانی که از پس چنین آباد کردنی از هوشتگ شاه به نیکی یاد کرد و به نیکویی یاد می کنند.
کشف آتش که سر چشمه انرژی است، تحولی شگرف را در زندگی بشریت سبب شد. بطوریکه با فروغ ِ آتش دل تاریکی را دریدند و فرهنگ و تمدن بشریت را از پس ِ آن، پایه گزاری کردند.
با به چنگ آوردن ِ گوهر آتش و انرژی حاصل از آن، بشر توانست، ذرات ِ آهن ِ مخلوط با خاک و سنگ را با حرارت آتش، ذوب کند و از دل سنگ خارا، آهن را بیرون کشد.
با شناختن این راه کار ِ جدا سازی آهن از سنگ معدن و خاک، بشر تکنیک آهنگری و یا چلنگری را پیشه خود کرد و از طریق این حرفه و شغل و تکنیک توانست از آهن تولید کرده ارّه و تیشه و...بسازد. با ساختن چنین ابزاری، بشر توانست با آن، جانوران را شکار کند و از گیاه خواری، توامان به گوشت خواری روی آورد. همچنین توانست با این ابزار درمقابل جانوران وحشی از خود دفاع کند. تا زمان کشف آتش، خوراک مردمان آن زمان، میوه درختان و لباسشان از برگ گیاهان بود.
از این پس ارابه تکامل را قرار و آرام، شایسته نبود و اسب چابک سوار ِ تکامل، با سرعت ِ متناسب با زمان و مکان، راه ِ ناهموار ِ تاریخ را پیمودنی سزاوار کرد و قله های رفیع پیشرفت و دانش بشری را یکی بعد از دیگری فتحی ظفر پیما طی کردند. چاره اندیشیدند که چگونه می توانند دل دریاها را بشکافند و رودها جاری نمایند و زمین ها را آبیاری کنند.
زمین نشیمنگاهشان را وسعت دادند. باغ و مزارع را به آن افزودند. کشاورزی را آغاز کردند و تخم و بذر را برای تولید نان و قوت ِ روزانه در چراگاه ها پاشیدند...
ادامه داره ...
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
درود به دختان آریایی، به شما که از تبار پوران دخت و ایران دختید. درود به شیرمردان سرزمین ایران، به شما دلیران از تبار کوروش. درود به رود آراز و سرزمین آذرآبادگان درود به سرسبزی گیلان و مازندران درود به بلندای دماوند و الوند، تفتان و دنا و زردکوه درود به خروشندگی زاینده رود، کارون و هراز و سفید رود درود به جلگه های پارسه و تاکستان و کرمان درود به پهن دشت کویر لوت و دشت کویر درود به دلاوری کرمانشاه و سنندج، به مهد هنر اصفهان، به قدمت شوش و همدان درود به خراسان و زاهدان، به یزد و به سرزمین همیشه تب دار اهواز و آبادان درود به دریای کاسپین و خلیج همیشه فارس
درود به شما هموطن ایرونی درود به این روز و به این لحظه و به این آن
pas az in zari nakon - Vigen
عبور از موانع، عبور از سختی ها و عبور از لحظه ها وقتی به یادماندنیست که در برابر اون با اراده ای محکم و پایدار زندگی کنیم. اگه بدونیم قرار گرفتن در سختی ها باعث پایداری ما میشه و اگه ایمان بیاریم، صبوری در حدی که به مرگ منتهی نشه، ما رو مقاومتر میکنه، اون وقت موانع و سختی ها در نگاه ما به گونه ای دیگه قلمداد خواهد شد و پله هایی که ما رو به اهداف مون نزدیک خواهند ساخت؛ در این صورت زندگی هر کسی نردبونی میشه که پله های اونو سختیها و رویدادهای دشوار تشکیل میدن، هر چه بیشتر این پله ها ساخته بشن و هر چه که سعی کنیم با قوت بیشتر از اون بالا بریم، زودتر به اوج خواهیم رسید.
وقت بخیر دوست ایرونی من!
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|

کلیپ سرگشته با صدای استاد حسین قوامی (فاخته)
دوستانی که این کلیپ براشون قابل رویت نیست،میتونن به اینجا کلیک کنن.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 1/28/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|

«آسمانخراشی که هیچ سایه ای تولید نمیکند»

پاریس تا کمتر از دو سال دیگر شاهد افتتاح نخستین آسمانخراش بدون سایه جهان خواهد بود. به گزارش خبرگزاری مهر، این آسمانخراش از سوی طراحان سوئیسی استادیوم "لانه پرنده" پکن ارائه شده است و در 50 طبقه ساخته خواهد شد.
بیش از سه دهه گذشته اجازه هیچ گونه ساخت ساز بیشتر از 37 متر در پاریس داده نمیشده است و اکنون این آسمانخراش در حالی ساخته میشود که بدون ایجاد سایه در سطح شهر نه تنها موجب دلتنگی مردم و ایجاد تاریکی در شهر نمیشود بلکه به جهت انعکاس نور خورشید در آن بر درخشندگی پاریس نیز می افزاید.
این آسمانخراش تنها از فولاد و شیشه ساخته میشود و پیش بینی میگردد در آینده ای نه چندان دور از حیث جذب گردشگر دسته کمی از برج تاریخی ایفل نداشته باشد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 1/27/2009
|
|
|
|