در گوشــــــــي
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!

:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد

.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد


تعداد صفحات 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 صفحه [ 45 ]
ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود دوست من!
بگذار عشق خاصیت تو باشه ...





اگه عاشق باشیم بخشنده می‌شویم... پس دیگه دلتنگی چه مفهومی‌ داره؟
کسی که عاشق ِ همه چیز رو مانند کیمیاگر به چیزی ناب تبدیل می‌کنه، از کاستی‌ها غنا می‌سازه. از خوشی‌ها به عظمت روح خود و خدا پی می‌بره، دیگه فنا شدن رو نمی‌بینه. همه چیز رو رها شدن و کمال می‌بینه. حسی جدید رو تجربه می‌کنه، بیدار ِ و هوشیار.

چه فایده داره که به چیز یا چیزهای بد فکر کنیم؟ آیا واقعا با این کار بهای اونو دریافت میکنیم؟ چقدر خوبه که به جای اون به اعتماد کردن فکر کنیم، به صداقت، به هنر و فن حرفه و کار، به امروزی که در پیشه!

ما به راحتی میتونیم آدم موفقی باشیم و شاید هم هستیم و خودمون باور نکردیم. همه انسان‌ها دارای نقاطی هستن که چندان خوشایند برای خودشون نیست. اما این تعداد نقاط محدودن در کنار اون همه نقاط قوتی که در ما وجود داره. و اینگونه نگاه کردن یعنی سلامتی و آرامش درونی.

ما هر روز دنیای قشنگ‌تری رو تجربه خواهیم کرد اگه و تنها اگه خودمون بخوایم.

دوست آفتابی و زیبا و مهربون روزتون شاد!

فرستاده شده در تاریخ: 2/2/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اگه علاقمند به دنیای زیر آب هستین، افراد با ذوقی هستن که تعدادی آكواريوم رويايي با مناظري مانند روي زمين تدارک دیدن که میتونیم به همراه هم در زیر مشاهده کنیم.












































فرستاده شده در تاریخ: 2/1/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

این شما و این "سیل جکسون"!!





اگه کلیپ بالا براتون قابل دسترسی نیست، به اینجا کلیک کنین!


فرستاده شده در تاریخ: 1/31/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

طی سالها زندگی بر روی كره خاكی و مابین مخلوقات مختلف، شاید به این نتیجه رسیده باشیم كه؛ عشق خالص و یا علاقه شدید قلبی خاص آدمهاست و تازه اونهم كسانیكه با ابراز عواطف و احساساتشون تونستن این گوهر رو در خودشون بارور كنن. اما عجایب دنیا درست جاهائی برای ما عجیب میشن كه تصورشون روهم نمیكنیم، وگرنه وجود دارن و ما از وجودشون بیخبریم!





درست مانند حكایت فوق العاده زیبا و حیرت آور عشقی كه بین یك انسان و یكی از خشن ترین و مخوف ترین جانداران كره زمین رقم خورده و دركمال تعجب باید بهتون بگم: بله، این عشق وجود داره!





نشستن در یک قایق 3.8 متری و تماشای یک سفیدی بزرگ 4 متری که بهت نزدیک میشه واقعا هیجان آوره!





"آرنولد پوینتر" ماهیگیر حرفه ای از جنوب استرالیا، یک کوسه سفید بزرگ رو که در تور ماهیگیریش گیر کرده بود از مرگ حتمی نجات داد. حالا اون یک مشکلی داره:





آرنولد میگه که: "2 ساله که اون من رو تنها نمیذاره. هرجا میرم دنبالم میاد و حضورش تمام ماهیها رو می ترسونه. نمی دونم چیکار باید بکنم."





خیلی سخته که از دست یک کوسه 17 فوتی خلاص بشی وقتی که کوسه های سفید تحت حمایت کنسرواسیون حیوانات وحشی قرار دارن، اما یک علاقه دوطرفه بین "آرنولد" و "سیندی" ایجاد شده.





آرنولد ادامه میده: "هروقت قایق رو نگه میدارم اون میاد به طرفم، اون به پشتش می چرخه و میذاره شکم و گردنش رو نوازش کنم، خرخر میکنه، چشماش و می گردونه و باله هاش رو بالا و پایین میکنه و با خوشحالی به آب ضربه میزنه..."






"رادیو ایران آن ایر"

فرستاده شده در تاریخ: 1/31/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



Kalaaghaa - Manoochehr Sakhaei



امروز داشتم به آرشیو عکسهای خبری نگاه میکردم، توجهم جلب شد به عکسهایی از بازگشت سربازان عراقی به کشورشون بعد از جنگ.

تصویری که همیشه در فیلم های جنگی ایرانی از عراقی ها میدیدم، هیولاهای سبز پوشی رو نشان میداد که نفرت انگیز بودن.

اما امروز فهمیدم که میشه از یک دیدگاه دیگه هم نگاه کرد.

محمد اسیر جنگی که ۲۲ سال در ایران زندانی بوده پس از آزادی بادخترانش شاهن سرگل و همسرش عطیه نزدیک خانه شون در روستایی در عراق دیدار میکنه. محمد در جنگ هشت ساله ایران و عراق اسیر شد. خانواده اش آزادی و بازگشتش رو به خانه پس از دو دهه باور نمی کردن. ۳۱ مارس ۲۰۰۳ عراق.




















فرستاده شده در تاریخ: 1/30/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

حالا که همه نانای نانای، باید بگم که یک مهمون عزیز دیگه هم داریم! اونم آناهید بسیار خوبمون. امروز آناهید عزیز عکسهای زیبای همراه خودشون آوردن که علاوه بر لبخند، اشک رو هم مهمون گوشه چشمها میکنه.

اگه خاطرتون باشه دو هفته ی پیش در مورد حمایت از حیوانات بی پناه در این روزهای سرد زمستونی صحبتی داشتیم و قرار بر این بود که هر کدوم به جای به دور ریختن غذاهای سفره مون، احساس سیری رو به دلهای این آفریده های ایزد هدیه بدیم. و کوچکترین کاریه که اگه دریغش کنیم، شکر نعمت بجا نیاوردیم.

آناهید عزیزمون هم عکسهایی از این بخشش زیبا برامون آوردن که به اتفاق میبینیم.

«anahid_espin»:
درود دوستان، عکسها رو با موبایل گرفتم، اینها، گربه هاي کنار ساحل هستن که مهمون من بودن






















«anahid_espin»:
ضمنا خانمهاي مالاگا، در اين شبهاي سرد زمستاني تصميم گرفتند که به افراد گرسنه کمک کنند اون هم شبانه، به اين افراد گروه angels por la noche مي گويند يعني فرشتگان شبانه، فرشتگان شب.


«anahid_espin»:
اين فرشتگان هر شب در ساعت معيني راس ساعت 8:30 شب تا 10:30 شب ساندويج هاي را که قبلا آماده کردند همراه با يک کافي داغ در ظرفهاي يکبار مصرف در شهر بين افرادي که در خيابان خوابيده اند کمک مي رسانند.


آفرین به این همت و به این روح لطیف و به این شکر گذاری از آسایشی که در اختیار داریم!



فرستاده شده در تاریخ: 1/30/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

نمیدونم شمام مثل من به قدرت باورها توی زندگی ایمان دارین یا نه اما بررسیهای اخیر اینطور نشون داده که 80 مرد مسن و 80 خانوم مسن رو انتخاب كردن. به یك شهرك بردن که به دور از هیاهو و برابر با 40 سال پیش ساخته شده. غذاهای 40 سال پیش در این شهرك پخته میشد. خط روی شیشه های مغازه ها، فرم مبلمان، آهنگها، فیلم های قدیمی، اخباری كه از رادیو و تلویزیون پخش میشد، رو مطابق با 40 سال قبل ساختن. بعد این 160 نفر رو از هر نظر آزمایش كردند.

تعداد موی سر، رنگ موی سر، نوع استخوان، خمیدگی بدن، لرزش دستها، لرزش صدا، میزان فشار خون...

این 160 نفر رو بعد از گذشت 5 الی 6 ماه مورد بررسی قرار دادن! كم كم پشتشون صاف شد، راست می ایستادن، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت، لرزش صدا خوب شد، ضربان قلب مثل افراد جوان، رنگ موهای سر شروع به مشكی شدن كرد، چین و چروكهای دست و صورت از بین رفت.

علت چه بود ؟ خیلی ساده است. اونا چون مطابق با 40 سال پیش زندگی میكردند، باور كرده بودند 40 سال جوانتر شدن.

انسانها همان گونه كه باور داشته باشن می توانن بیندیشن. باورهای آدمیه كه در هر لحظه به او القا میكنه كه چطور فکر کنه!

اصولا فرق بین انسانها، فرق بین باورهای اونهاست. انسانهای موفق با باورهای عالی، موفقیت رو برای خودشون خلق میكنن. انسانهای ثروتمند، باورهای عالی و ثروت آفرین دارن كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت میرن و به لحاظ باورهای مثبتشون به ثروت مطلوب خود میرسن.

قانون زندگی قانون باورهاست. باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگه. توانمندی یك انسان رو باورهاش تعیین میكنه. دستاورد ما توی زندگی ریشه در باورهامون داره، زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشه ها، اندیشه ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستن.

پس نیک باور باشیم!

این روزها همه نانای نانای، شما چطور؟! شمام نانای نانای؟!

اگه شمام میخواین بگین نانای نانای به اینجا کلیک کنین! موزیکی شاد از اهورا!


فرستاده شده در تاریخ: 1/30/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

چنین حکایت کنند که:
مردی به استخدام یك شركت بزرگ چندملیتی دراومد. در اولین روز كاری، باكافه تریا تماس گرفت و فریاد زد:
«یك فنجان قهوه برای من بیاورید."

صدایی از اون طرف پاسخ داد:
"شماره داخلی رو اشتباه گرفته ای. می دونی تو با كی داری حرف میزنی؟"

كارمند تازه وارد گفت: "نه"
صدای اون طرف گفت:
"من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق"

مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت:
"و تو میدونی با كی حرف میزنی، بیچاره."

مدیر اجرایی گفت: "نه"
كارمند تازه وارد گفت: "خوبه" و سریع گوشی رو گذاشت!!



"به نقل از رادیو ایران آن ایر"


- دق دق دق

بفرمایین!


صبح بخیر!

درود «SOGAND33» عزیز، چقدر دلم براتون تنگ شده بود!

دل به دل راه داره! صبح اول وقت بعد از اعتراض صبحگاهی گفتم براتون یک کلیپ شاد بیارم تا لبخند به لبهای همه ی دوستانمون بشینه!

امیدوارم دلتون همیشه شاد باشه! خوب پس تا شما این کلیپ رو به دوستانمون نشون میدین منم برم یک چای نعنای تازه دم درست کنم و بیارم!

امیدوارم که دوستان خوب براتون تازگی داشته باشه!





خب اینم یک چایی خوش عطر و نشاط آور! ضمنا دوستانی که کلیپ بالا براشون قابل دسترسی نیست، میتونن به اینجا کلیک کنن.


فرستاده شده در تاریخ: 1/30/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

:::.. آن فرهنگ نورزد به چه ارزد؟ ..:::



درود دوست رها از بند خیال بافی!
این روزها فکر میکنم، برای درد کلمه داریم، برای لذت، برای عشق،‌ برای مرگ!

برای همه‌شون کلمه ساختیم. کتاب نوشتیم. شعر گفتیم.
خودمونو تعریف کردیم. شناسوندیم. هرکس کلمه بیشتر می‌دونه، شناخته‌شده‌‌تر ِ.

کلمات سخت، سنگین، پرطمطراق
از بی‌کلامی ترسیدیم. از سکوت ترسیدیم. سکوت وحشت شد. سکوت رو کشتیم و در مرگش بازهم مرثیه سرودیم. تلخ‌ترین طنز قرن اینه که در سوگ سکوت کلمه بافتیم.

کلمه می‌بافم. کلمه می‌ بافی. کلمه می‌بافد.
کلمه می‌بافیم، کلمه می‌بافید، کلمه می‌بافند.

لبخندت گم شده‌. لبانمون زیر کلمات دفن شدن. ای کاش کمی ساکت باشیم. فقط ساکت.






میان پنجره و دیدن
همیشه فاصله ایست.


فرستاده شده در تاریخ: 1/30/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اما بشنویم از یک ایرانی به نام «عماد مخبری» نامزد اسکار بهترین انیمیشن کوتاه در سال ۲۰۰۹





در مورد عماد مخبری جوان، اطلاعات محدودی در اینترنت وجود داره. عماد در سال ۱۹۷۸ آمریکا به دنیا اومد و به همین خاطر شهروندی آمریکا رو دریافت کرد. چند ماه بعد از تولد او، تحصیلات پدرش در آمریکا تمام شد و عماد همراه والدینش به ایران برگشت. در سال ۱۹۹۳، عماد و خانواده‌اش به سوئد رفتن. هنگامی که او، سال دوم دبیرستان بود، آنها مجددا مهاجرت کردن، این بار به کارولینای جنوبی.

خود او در مورد این مهاجرت‌ها اینطور میگه که تطبیق پیدا کردن با محیط جدید براش دشوار بوده. در اون زمان با لهجه مخلوط انگلیسی و فارسی صحبت می‌کرد، لهجه‌ای که حرف زدنشو بیشتر شبیه آرنولد شوارتزنگر می‌کرد!

یکی از علایق او، بازی فوتبال بود، اما استعداد عمده عماد در علوم کامپیوتری بود، استعدادی که سرانجام به گرفتن لیسانس و فوق لیسانس علوم کامپیوتری از دانشگاه UCLA منتهی شد. بعد از فارغ‌التحصیلی از UCLA، عماد به مدرسه فیلم‌سازی Gobelins در پاریس رفت. او که در کار با نرم‌افزاری مایا مهارت داشت با شش نفر دیگه، یک گروه تشکیل دادن و کار روی پروژه فارغ‌التحصیلی‌شون که یک انیمیشن مفرح ۲ دقیقه و ۲۷ ثانیه‌ای بود رو آغاز کردن. نام این انیمیشن که عماد و همکارانش به خاطر اون نامزد اسکار شدن، اختاپوس یا Oktapodi گذاشته شد.




اونا مدت زمان زیادی رو صرف ساخته و پرداخته کردن کاراکترها و لوکیشن انیمیشن‌شون کردن: دو اختاپوس عاشق‌پیشه، یک جزیره یونانی، مرد ماهیگیر، خیابون‌های باریک و …

انیمیشن کوتاه اونها در جولای سال قبل تکمیل شد و تونست جوایز متعددی رو از آن خودش کنه، جوایزی در فیلم‌های انیمیشن زاگرب، فستیوال بین‌المللی انیمیشن‌های هیروشیما، فستیوال بین‌المللی فیلم‌های دانشجویی کازابلانکا یا جایزه Canal Award.

عماد علاقه داره که یک کارگردان تکنیکی بشه. او در حال حاضر به آمریکا بازگشته و در صدد یافتن حرفه‌ای مرتبط با انیمیشن‌سازی و جلوه‌های بصری در سانفرانسیسکو و لوس‌آنجلس ِ.


برای دوستانی که کلیپ بالا قابل دسترسی نیست میتونن به اینجا کلیک کنن.


فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما از تکنولوژی روز براتون بگم ...




شايد دیگر وقت اون رسيده که تکنولوژی رو به بشقابهای غذا خورییمون هم دعوت کنيم تا شايد کمی در مصرف برق و يا گاز صرفه جويي کنیم.

ممکنه برای شما هم بارها اتفاق افتاده باشه که مايکروفرتونو تنها براي گرم کردن غذای يک نفر روشن کنین و علاوه بر مواجه شدن با يک قبض برق نجومی در پايان ماه، با استهلاک روز به روز وسایلی نظير مايکروفر مواجه بشین.

در این شرايط بهترین راه، داشتن يک بشقاب رساناست که بتونه غذا رو پس از سرو شدن، کمی گرم کرده و اونو براي خوردن لذيذتر نگه داره. در

برای اینکار باید میز غذا خوریمونو به سيمها و کابلهای لازم جهت استفاده از این بشقابها مجهز کنيم. در بدنه هر بشقاب تعدادی المنت رسانا تعبیه شده، سپس هر بشقاب بر روی پنل معينی که بر روی ميز تنظیم شده، قرار میگیره. در واقع تنها کاری که بايد انجام بديم سرو غذا در بشقاب ِ.

در مراحل پیشرفته اين طرح شايد قادر به گرم کردن غذا در يک بشقاب رسانا باشیم، که بتواند به صورت بيسيم گرما رو از منبعی تامین کنه. اونوقت میتونين با خيال راحت سرويس قابلمه های خودتونو بيرون بندازین (جهت اطلاع دوستانی که در سوئد زندگی میکنن و خرید قابلمه هزینه ی سرسام آوری داره) و غذا رو در بشقاب طبخ کرده و نوش جان کنین.

فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«anahid_espin»:
کسی خونه هست؟

خوش اومدین آناهید عزیز. خوشحالم که بهبودیتونو به دست آوردین.

«anahid_espin»:
درود دریا جان به شما و به اهالی خوب تریبون آزاد.

«anahid_espin»:
اگه مایل باشین امروز میخوام شهر آلیکانته در اسپانیا رو خدمتتون معرفی کنم.

بله با کمال میل آناهید جان، عکس هم همراهتون آوردین؟

«anahid_espin»:
چندتایی عکس هم تهیه کردم که در لا به لای توضیحات به دوستان نشون میدم.


«شهر آلیکانته (Alicante)»





شهر آلیکانته در 182 کیلومتری والنسیا واقع شده است و شهری مدرن با تنوع جمعیتی می باشد. این شهر دارای جمعیت زیادی از دانشجویان می باشد و همین امر باعث گشته تا آلیکانته (آلکانته) شهری پویا و رو به رشد باشد. مردمان بومی ساکن این منطقه و همچنین توریست ها به راحتی به انواع خدمات رفاهی و تفریحی دسترسی دارند.



El Barrio یکی از مناطق محبوب در شهر آلیکانته محسوب می شود که محل تفریح اکثر مردم در شب هاست. در این منطقه انواع رستوران ها، بارها و کافه ها وجود دارند. در این منطقه تاریخی شهر، هنوز آثار تاریخی قدیمی اسپانیا قابل مشاهده هستند. علاوه بر این منطقه که حال و هوای سنتی و تاریخی دارد، آلیکانته دارای مناطق مدرنی نیز می باشد که جذابیت های زیادی در انها هست. El Puerto یکی از مناطق است که در مجتمع city Marine واقع شده و در آنجا تمامی خدمات رفاهی، ورزشی و فرهنگی مانند مراکز خرید، رستوران، موزه ها، آکواریوم های زیبا و ... به شما عرضه می شود.



در تمام طول نوار ساحلی کاستابلانکا و به خصوص در اطراف آلیکانته و بنی دورم (Benidorm) و ترو وخا (Terrovieja)، مسافران همه گونه امکانات رفاهی و استراحتی را خواهند یافت. از کلوپ های شگفت انگیز موزیک و شادی تا باربیکیو و صرف شام در فضای آزاد به همراه مشاهده مراسم سنتی محلی، همگی در دسترس است. ساحل، دریا، ورزش، پارک های جنگلی، پارک های آبی، کلوپ های بازی، کلوپ های تفریح، موزیک زنده، همه و همه باعث خواهند شد تا شما اقامت خوشی را در این منطقه داشته باشید.


:::.. ساحل های آلکانته



آلیکانته دارای تفرجگاه های ساحلی متعددی می باشد که شما اوقات بسیار شاد و لذت بخشی را در آنها سپری خواهید نمود. تمامی ساحل ها از طریق اتومبیل و یا وسائل حمل و نقل عمومی قابل دسترسی هستند. اکثر سواحل دارای استاندارد کیفیت از اتحادیه اروپا می باشند و خدمات تفریحی، توریستی و بهداشتی با بالاترین کیفیت در آنها عرضه می شود.
جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد سواحل زیبای آلیکانته و اطلاع از موقعیت جغرافیایی آنها و خدماتی که ارائه می کنند، اینجا کلیک کنید.




:::.. هتل های آلیکانته



آلیکانته دارای هتل های زیبا و مدرنی است که با هر سلیقه و بودجه ای می توانند تامین کننده نظر شما باشند. تنوع هتل ها با توجه به تنوع و تعدد توریست ها در این منطقه قدرت انتخاب مناسبی را به شما می دهد تا بتوانید نسبه به انتخاب هتل دلخواه اقدام کنید. توجه داشته باشید چنانچه از طریق تور تفریحی شرکت OLE و به منظور بازدبد از پروژه های ساختمانی به اسپانیا سفر کنید، شرکت OLE می تواند پکیج های مسافرتی خود را به شما معرفی کند که دارای خدمات عالی و قیمت های مناسبی هستند. البته به خاطر داشته باشید که در صورت خرید یکی از املاک OLE در اسپانیا کل هزینه های سفر و اقامت خود را میهمان شرکت OLE خواهید بود.
جهت اطلاع از هزینه های سفر تفریحی اینجا کلیک کنید.
جهت کسب اطلاعات بیشتر از هتل ها و خدمات آنها در شهر آلیکانته اینجا کلیک کنید.



:::.. باشگاه های گلف آلیکانته



گلف یک ورزش محبوب و مورد توجه در اسپانیاست. اسپانیا دارای بیشترین، زیباترین و مجهزترین باشگاه های بازی گلف در جهان می باشد. اگر قصد اقامت موقت یا دائم در اسپانیا را داشته باشید، رفتن به زمین های گلف و بازی در آنها شادی و لذت مضاعفی را برای شما به ارمغان خواهد آورد. تجربه ای که هرگز آن را فراموش نخواهید کرد.
جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد موقعیت جغرافیایی این باشگاه در شهر آلیکانته و اطلاع از امکانات آنها اینجاکلیک کنید.




:::.. پارک ها و فضاهای سبز



این شهر پوشیده از انواع درختان و فضای های سبز زیباست. که به برخی از آنها مانند Quijano، Elche، Gabriel Miro، Calvo Sotelo، La Ereta می توان اشاره نمود. پارک های متعددی در شهر وجود دارند که البته بسیاری از آنها نیز پیشینه تاریخی هم دارندو در داخل اکثر این پارک ها امکانات متنوعی مانند مسیرهای ویژه پیاده روی، اسکیت سواری، زمین های مینی گلف، زمین بازی کودکان و سایر خدمات ورزشی وجود دارد. برخی از پارک ها دارای دریاچه های بسیار زیبا و همچنین استخر شنا هم هستند که می توان به برخی از آنها مانند Canalejas، Explanada de España، Ereta، El Palmeral، El Tossal اشاره کرد.




:::.. بارها و کافه ها



تفریح گاه El Barrio که در یک محیط زیبا و سنتی با انواع غذاها و نوشیدنی ها پذیرای شماست. کلوپ های موزیک زنده و بارهای متعددی نیز در خیابان های اطراف این محوطه وجود دارند. مجموعه La zona که در آن انواع قهوه ها و رستوران های شیک یافت می شود. مجتمع Ruta de la Madera که در آن انواع بارها و رستورانهای اروپایی و آمریکایی یافت می شود. محله Puetro de Alicante که تازه تاسیس بوده و دارای تراس های متعدد در فضای آزاد می باشد. در این منطقه انواع کافه تریاها و رستورانهای مدرن وجود دارند.



:::.. برخی اماکن دیدنی آلیکانته



ساختمان فرماندهی قدیمی شهر (The Town Hall)، قلعه سانتا باربارا (Santa Barbara Castle)، صومعه سانتافاز (Santa Faz Monastery)، کلیسای جامع سان نیکولاس (San Nicolas de Bari Co-Cathedral)، کلیسای سانتا ماریا (Santa Maria Church)، ساختمان تئاتر مرکزی (Main Theatre)، زیستگاه قدیمی ایبری ها (Tossal de Manises Settlement)، کاخ گراوینا (Gravina Palace)، ساختمان قدیمی مجلس (The House of the Provincial Delegation)، ساختمان قدیمی حکومتی والنسیا (House of Witches)




:::.. موزه های آلیکانته



موزه هنر معاصر اسپانیا The CAPA Collection، موزه باستان شناسی MARQ ، موزه هنرهای معاصر La Asegurada، تالار Lonja del Pescade ، موزه هنر Gravina Fine Arts (MUBAG)، موزه تولد مسیح (Nativity Scene)، موزه آب Pozos de Garrigós، موزه آرشیو اسناد (Municipal Archives)، موزه سنتی Bullfighting، موزه دانشگاهی آلکانته (Museum of the University of Alicante)، موزه مراسم و آئین های سنتی(The Hogueras)


خانوم با این توصیفات شما دیگه حتما لازم شد قلکم رو بشکنم و یک سری به دیار زیبای اسپانیا بزنم

«anahid_espin»:
پیشنهاد میکنم حتما توی برنامه های سفرتون، اسپانیا رو از یاد نبرین!




فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



«ویژه نامه "سده" جشن باستانی و پایدار ایرانیان - بخش سوم»





:::.. آیین های جشن سده
روستاییان خراسانی به مدت سه روز یعنی از یازدهم تا سیزدهم بهمن به مناسبت جشن سده به شادی و شادمانی می پردازند. چرا که سده بلندای سال شماریست که از سویی، نشان می دهد به نوروز جمشیدی پنجاه روز بیش نمانده و بزودی زمستان سیاه، جای به بهار خواهد داد و از سویی، دورنمای سد روزه ی برداشت خرمن را نمایان می سازد. به همین دلیل پیش از فرا رسیدن جشن، از کوچک و بزرگ، پیاده و سوار به کوه و صحرا می روند و پشته هایی از خار و خاشاک به روستا آورده و پسینگاه روز دهم بهمن، بر بلندترین بام خانه گرد آمده و بوته ها را روی هم انباشته کرده، و وقتی که خورشید غروب می کند و شب روستا را زیر چادر خود می کشد، بزرگ خانواده، آتش به خرمن بوته ها می زند. همینکه تابش ِ آتش دل ِ تاریکی را می درد، فریاد ِ شادی و شادمانی که همراه با نیایشی ساده و پاک است با پایکوبی و دست افشانی، خواندن سرود سده را آغاز می کنند:




آی سده، سده، سده
سد به غَله، پنجَه به نوروز
آی سده، سده، سده
سد به غله، پنجَه به نوروز
زنُون بی شُو، چَله به دَر شُو ( زنان بی شوهر، عمر سرما تمام شد )
زنُون شُودار، به غم گرفتار ( زنان شوهردار ِ غم دار آغاز کار هستند )
سد به غَله، پنجَه بَه نوروز
دُختَرون دِخَنه، د ِ فکر ِ جَمَئه، نوروز بی یمَه ( دختران در خانه به فکر رخت نوروزی هستند، نوروز آمد )
سد به غله، پنجه به نوروز
دُختَرون دِخَنه بَرَ شُو مثلَه ( دختران در خانه برای شوهر می نالند )
سد به غله، پنجه به نوروز
سَده در پشت دالُو، بِمیرَن غِله دارو
(سده در پشت دالان کمین کرده است، محتکرین از غصه بمیرین، چون دیگر نمی توانند احتکار کنند )
سَده، سَده ما، می شود گلهء ما ( جشن سده مال ماست و تعداد گوسفندان و گله ما به سد می رسد )





پس از آنکه تابش ِ آتش در پشت بام ها فروکش کرد، صحرا، میدان ِ بروز شور و هیجان جوانان می شود. می خوانند و بوته های فروزان ِ آتش ِ به طناب بسته را به دور سر می چرخانند. سالمندان به گرد آنان نشسته و تماشاگر شادی و شادمانی می شوند. چون باور دارند که تماشای سده سوزی و آتش سده موجب تندرستی و بهروزی است. با آتش سده به روی زمین، سختی های زمستانی کاهش پیدا می کند و زمین نفس می کشد و زندگی بهاری آغاز می شود. این جشن سه روزه با شادی و امید پایان می یابد و خاکستر آتش سده بر پشت بام ها باقی می ماند. چرا که باور هست اگر باران ببارد و آب، خاکستر آتش سده را بشوید، سال خوبی در پیش است.





بنابراین در ایران ِ باستان، این جشن نزدیک غروب آفتاب با آتش افروزی آغاز می شد و امروز هم با همان سنت، کوپه هایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم آورده و درحالی که موبدان لاله به دست اوستا زمزمه می کنند، بوته ها را روشن کرده و مردمی که در آن جا جمع شده اند، نماز ِ آتش ِ نیایش خوانده و سپس دست یکدیگر را گرفته به دور آتش می چرخند و شادی و پایکوبی می کنند.

برگزاری ِ آیین ِ این فروغ ِ جاودانه، در فرهنگ ایران زمین از روزگار هوشنگ شاه تاکنون باقی مانده است و آتش ِ فروزان، در دل شب های سیاه زمستانی آنچنان جلوه گر است که به گفته عنصری:

گر از فصل زمستان است بهمن
چرا امشب جهان چون لاله زار است





فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بی زیان و پس از آن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان، کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیک کردار، آزادی بخش و جوانمرد، که خانه مراوده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند.

راستی بهترین نیکی است، خرسندی است.
خرسندی برای کسی که راستی را برای بهترین راستی بخواهد.

در پایان ِ این جشن شادی آفرین که جان و خرد هر ایرانی را از گرمای آتش به هم نزدیک می کند، دلهامان را از کینه و خشم کور پاک کنیم و نهال دشمنی برکنیم و درخت گرما بخش دوستی و صفا را در دلها بنشانیم. باشد که در پرتو این فروغ ِ گرما بخش، از واگرایی در آییم و به همگرایی برسیم. تا در پرتو ِ این یگانگی، بتوانیم اهریمن را از ریشه بخشکانیم.

در هم چو روزی محترم،
در هم چو جشنی محتشم
باید شمردن مغتنم،
بر خیز ما را " می " بده
روزی خوش ِ دلکش بود،
چون گفتگو ز " آتش " بود





بر گرفته از مقاله "جشن آتش ِ " آقای دکتر تورج پارسی، که ایشان هم از کتاب آقای ابراهیم شکورزاده ( عقاید مردم خراسان رویه 111 ) بهره جسته اند.


"رادیو ایران آن ایر"

فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



«ویژه نامه "سده" جشن باستانی و پایدار ایرانیان - بخش دوم»





روشنایی و نور از مقولات پایه ای و مبنایی ِ پندار نیاکانمان، در آغاز تاریخ بوده است. به همین منظور حرکت زندگی آفرینشان از طلوع سحر که با آغاز برآمدن خورشید روشنایی بخش همراه است، شروع می شد و با شروع تاریکی، پایان می پذیرفت.

شب همواره، نماد مرگ و اهریمن را در باور پدران باستانی ما نشانده بود و پیدایش آتش، پیروزی روشنایی را بر تاریکی، جهالت و تیرگی آواز داده بود. از پس ِ پیدایش آتش بود که نیاکانمان توانستند دل تاریکی را بدرند و در کنار آتش، ساغر را از باده پر کنند و در اوج شادی و شادمانی، خون رگ ِ تاک را در کام خود بریزند و شب مستان را با فروغ آتش، جلوه ای از شور و شیدایی، طراوتی از عشق و رعنایی و لطافتی به زلالی نور ِ نقره فام ِ ماه ِ تابان بر گونه های ارغوانی ِ شفق گون ببخشند.

آتش نماد روشنایی، گرمایی و انرژی، همواره مورد احترام نیاکانمان بوده است به حدّی که هرباره در کمال خضوع در برابر آتش به احترام، سرو وار می ایستادند و نیایشی نمادین به جای می آوردند.

از این جهت بود که نیاکانمان، سر ِ تعظیم به پیشگاه آتش خم میکردند و آن را در جان ودلشان گرامی می داشتند.

احترام به آتش بقدری فراگیر است که مرز انسانی را در می نوردد و اجرام آسمانی را به طواف دور ِ خورشیدها می کشاند. و ما انسانهای ِ کره ی خاکی به طور مداوم، خورشید روشنایی بخش و انرژی گستر را، چرخشی مستانه می زنیم بدون اینکه لحظه این چرخش عاشقانه را وا نهیم.

از بزرگترين و با شكوهترين جشن هاي آتش در ايران باستان كه داراي تار و پودي آنچنان ژرف و منسجم و پر دوام و ملی بوده است، كه تا به امروز ادامه يافته، جشن با شكوه سده است، جشني كه به يادگار پيدايي آتش برگزار مي شود. جشن سده را كه جشن ملي ايرانيان است در دهمين روز از ماه بهمن به شب هنگام برگزار مي كنند.

برگزراي جشن سده چند مناسبت دارد كه از ديد ديني، طبيعي و تاريخي درخور بازنگريست.





:::.. جنبه آیینی
نزد ايرانيان روشني، آتش و آفتاب، نماد اهورامزدا است. اهورامزدا به وسيله نور تجلي مي يابد. نور مايه زندگي و خورشيد افزار زندگي است. ايرانيان از دورترين زمانها هنگامي كه مي خواستند ستايش خداوند را انجام داده و نماز بگزارند به سوي خورشيد و نور مي ايستادند. هرگاه شب هنگام بود و يا در جايي سربسته (آتشكده) نماز مي گزاردند و ستايش پروردگار مي نمودند رو به آتش فروزان كه بوي خوش نيك منشي را در در پيرامون رها مي ساخت، مي ايستادند و به نيايش مي پرداختند.

در اوستا، همه جا، آتش داراي مقامي والاست. گوهر زندگي است، عشق است و تجلي گاه خداوند. تاريكي نماد اهريمن به شمار مي رود و چون آتش و چراغ افروخته مي شد تاريكي و اهريمن نيز فرصت كاركردي نمي يافت و نيروهاي اهريمني مي گريختند. به اين دليل است كه آتش، در فرهنگ ايراني از اهميت ويژه اي برخوردار بود و به همين سبب چندين جشن آتش در درازاي سال برگزار مي شده است.

جشن هاي نوروز، مهرگان و سده از جشن هاي ملي ايرانيان بوده اند و هيچگاه برگرفته از هيچيك از اقوام و دين هاي باستان نمي باشند. قدمت برگزاري آنها حتا گمان مي رود كه به ساكنان نخستين فلات ايران، پيش از مهاجرت آريايي ها بازگردد كه به دليل اهميت بسيار زياد آتش در نزد ايرانيان بوده است.

حكيم عمر خيام در كتاب نورزنامه مي‌نويسد:
هرسال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نيك عهد در ايران و توران به جاي مي‌آوردند، بعد از آن به امروز، زمان اين جشن به دست فراموشي سپرده شد و فقط زرتشتيان كه نگهبان سنن باستاني بوده و هستند اين جشن باستاني را برپا مي‌داشتند.


:::.. جنبه طبيعي
از ديد طبيعي، چنانكه مي دانيم در روزگاران كهن، سال دو فصل داشته است يكي تابستان بزرگ و ديگري زمستان بزرگ كه تابستان هفت ماه و از فروردين تا پايان مهر و زمستان پنج ماه از آبان تا پايان اسفند به درازا مي كشيده است. بنابر روايت چون سد روز از زمستان بزرگ سپري مي شد ايرانيان جشن سده را برپا مي كردند چون بر آن بودند كه اوج و شدت سرما سپري شده و اين پديده نابساماني و سكون كه از كردار اهريمن است توان و نيرويش رو به زوال و كاستي است. پس همگان در دشت و صحرا گرد آمده و تلي بزرگ از خار و خس، خاشاك و هيزم فراهم آورده و با فرا رسيدن تاريكي شب مي افروختند. شادي و پايكوبي مي كردند و سرود ويژه آتش را دسته جمعي مي خواندند. آنها بر اين باور بودند، كه اين پرتو و روشنايي و گرما و فروزندگي و فروغ اهورايي بازمانده هاي سرما را نابود ساخته و مي ميراند.

سَدَه در زبان اوستایی به معنای برآمدن و طلوع کردن است و ارتباطی با عدد 100 ندارد. عدد سد به شکل صد معرب شده است در حالیکه واژه سده به شکل سذق معرب شده است. بنابراين روایت هایی که جشن سده را به صد روز گذشتن از زمستان و یا پنجاه شب و پنجاه روز مانده به نوروز تعبیر می کنند، همگی از ساخته های جدیدتر است و در متون قدیمی نیامده اند و كم اهميت هستند.

با نگاهى به طبيعت ايران مى بينيم كه زايش بسيارى از جانوران سودمند اهلى و وحشى پس از جشن سده (جشن سوختن آتش) روى مىدهد. جشن سده كه به نظر مى رسد جشن آغاز سال نو كشاورزى بوده باشد در مهر روز از بهمن ماه برگزار مى شود. درگذشته نخستين كار براى آغاز كشاورزى، كندن بوته هاى بيابانى و سوزاندن آنها بود. زيرا با اين كار تمامي آفات و بيماري هاي گياهان كه از كشت قبل در زمين باقي مانده از بين رفته و زمين آماده كشت مجدد مي شود.امروزه نيز بسيارى از كارهاى كشاورزى و باغبانى پس از سده آغاز مى شود.

آتش جشن سده، آتش مهر وطن است
كاندرين ملك نخــــــواهد كه شب تار بود

در چنين جشن طرب، آري خورشيد دگر
گــــــر بتابد ز دل خاك، ســــــزاوار بـــود


ادامه داره ...

فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما امروز پنجشنبه (برجیس شید) دهم (آبان روز) بهمن ماه سال ۱۳۸۷ خورشدی و برابر است با بیست و نهم ژانویه سال ۲۰۰۹ میلادی.


«ویژه نامه "سده" جشن باستانی و پایدار ایرانیان - بخش نخست»







سده جشن ملوک نامدار است
ز افریدون و از جم یادگار است


شامگاه چهلمین روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه و در چله­ی زمستان، جشن «سَدَه» یا «سَت» یا «سده سوزی» برگزار می­شود.

از نظر نجومی نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن، سال را به دو پاره تقسیم می کردند.
ا- تابستان بزرگ
2- زمستان بزرگ
تابستان بزرگ شامل بهار و تابستان فعلی باضافه ماه مهر از فصل پائیز را شامل می شد. اما زمستان بزرگ در برگیرنده ماههای آبان و آذر و فصل زمستان امروزی بود.

نیاکانمان این جشن را که صد روز از زمستان گذشته بود و صد شب و روز مانده به نوروز یعنی روز دهم بهمن ماه، ماه خرد یا منش ِ نیک، برگزار می کردند. این جشن در ردیف جشن های نوروز و مهرگان از کهن ترین اعیاد ایرانی است که پدران و مادران ما با شکوه هر چه تمامتر آن را در سراسر ِ پهن دشت ِ بیکران سرای ِ ایرانزمین با رقص و پایکوبی جلوه ای از شادی و سرور آتش گون می بخشیدند.

از نگاه و نظر تاریخی، پیدایش آتش و جشن "سده" را به هوشنگ شاه از پادشاهان پیشدادی نسبت می دهند. بطوری که حکیم طوس -فردوسی نامدار- در اثر جاودانی و ماندگارش شاهنامه، نقل می کند:
روزی هوشنگ شاه با همراهانش به سمت کوهی روان بودند که ناگهان موجودی دراز، تیره تن و سیاه رنگ دید که در بالای سرش دوچشم ِ پر از چشمه ی خون داشت و از دهانش نحوست و تیرگی فضای جهان پیرامون را تیره و تار کرده بود و تنوره می کشید تا با دندانی از زهر کشنده، در جان خرد فرو برد.

هوشنگ شاه ابتدا نگاهی به این موجود بدخیم که نماینده ِ تیره گی و اهریمن شب است، می اندازد و بعد با هوش و هنگ و خردمندی، سنگی از زمین بر می گیرد و آن را در چنگ خود مهار می کند و سپس با زور کیانی و خرد ِ بیدار به سوی مار رها می کند. تا بلکه آن را نابود کند. اما مار می جهد و سنگ به سنگ دیگری برخورد می کند و چون هردو سنگ از جنس سنگ ِ چخماق بودند، فروغ ( جرقه ای ) از دل سنگ پدیدار می شود. جرقه ی آتش به بوته های پیرامون سرایت می کند و فروغ ِ آذرگون را به جان و دل و دیده و خرد می تاباند.

مار فرار می کند اما آتش فروزان می شود و نور می گستراند و انرژی می بخشد. از این رویداد هوشنگ شاه شادمان می شود و خداوند را نیایش می کند که راز ِ آتش را به او آشکار کرده است. شادمان و پیروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام کعبه خرد قرار می دهد و به میمنت، آن روز را جشن می گیرد و این سنت تا به امروز برجا مانده است. سپس با تعظیم به نور جاودانی ِ ایزد، نیایشی در نهایت خرد به جای می آورد. از اینکه ایزد چنین فروغی را به او نمایاند.

شب فرا می رسد و تیرگی غلبه می کند. اما هوشنگ شاه اینبار با آتش، بوته ها و خس و خاشاک را به بلندای کوهی، شعله ور می کند و با یاران خود در گرداگرد ِ شعله های شفق گون آتش حلقه می زنند.

در پرتو ِ نور آتش به جشن و پایکوبی می پردازند و ساغرها را از باده پر می کنند و لبی به میمنت و این هدیه بزرگ طبیعت، تر می کنند و گونه ها را ارغوان نقش می زنند. این جشن و پایکوبی فرخنده را از پی تهنیت ِ فروغ آتش "سده" نامگذاری می کنند.

این یادگار جشن آتش گون ِ "سده"، از هوشنگ شاه تا به امروز در سینه و وجدانهای تاریخی ایرانیان ثبت شده است و هرسال ایرانیان این جشن بزرگ شادمانی گستر را در پهن دشت ِ بیکران سرایِ ِ ایران زمین جلوه هایی از نور و روشنایی و گرما و انرژی می بخشند.

این یادگار ِ پایدار، هرساله نام هوشنگ شاه را بر تارک ِ یاد و اندیشه و خرد و وجدان های بیدار، آوازی دلکش را در فضای مطهر و معطر دیار ِ یاران، سرزمین ایران، ترنم می کند.

با چنین کشفی و یا پیدا کردنی، هوشنگ شاه توانست جهان تاریک و تیرگی را روشن و آباد کند و جهانی از مردمان را شاد و شادمان گرداند. جهانی که از پس چنین آباد کردنی از هوشتگ شاه به نیکی یاد کرد و به نیکویی یاد می کنند.

کشف آتش که سر چشمه انرژی است، تحولی شگرف را در زندگی بشریت سبب شد. بطوریکه با فروغ ِ آتش دل تاریکی را دریدند و فرهنگ و تمدن بشریت را از پس ِ آن، پایه گزاری کردند.

با به چنگ آوردن ِ گوهر آتش و انرژی حاصل از آن، بشر توانست، ذرات ِ آهن ِ مخلوط با خاک و سنگ را با حرارت آتش، ذوب کند و از دل سنگ خارا، آهن را بیرون کشد.

با شناختن این راه کار ِ جدا سازی آهن از سنگ معدن و خاک، بشر تکنیک آهنگری و یا چلنگری را پیشه خود کرد و از طریق این حرفه و شغل و تکنیک توانست از آهن تولید کرده ارّه و تیشه و...بسازد.

با ساختن چنین ابزاری، بشر توانست با آن، جانوران را شکار کند و از گیاه خواری، توامان به گوشت خواری روی آورد. همچنین توانست با این ابزار درمقابل جانوران وحشی از خود دفاع کند. تا زمان کشف آتش، خوراک مردمان آن زمان، میوه درختان و لباسشان از برگ گیاهان بود.

از این پس ارابه تکامل را قرار و آرام، شایسته نبود و اسب چابک سوار ِ تکامل، با سرعت ِ متناسب با زمان و مکان، راه ِ ناهموار ِ تاریخ را پیمودنی سزاوار کرد و قله های رفیع پیشرفت و دانش بشری را یکی بعد از دیگری فتحی ظفر پیما طی کردند. چاره اندیشیدند که چگونه می توانند دل دریاها را بشکافند و رودها جاری نمایند و زمین ها را آبیاری کنند.

زمین نشیمنگاهشان را وسعت دادند. باغ و مزارع را به آن افزودند. کشاورزی را آغاز کردند و تخم و بذر را برای تولید نان و قوت ِ روزانه در چراگاه ها پاشیدند...



ادامه داره ...

فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

داشتم فکر میکردم، چقدر سخته وقتی احساس میکنیم، از زمان استفاده نکردیم!
این درست موقعه ای اتفاق میافته که دیگه خیلی دیر شده و فرصتی برای جبران نیست. اما وقتی این زمان دست میده و معجزه ای توی زندگیمون صورت میگیره، به خوبی قدر همه ی لحظه هامونو میدونیم و این معجزه رو با بند بند وجودمون قدر میگذاریم و ازش استفاده میکنیم.

به قول دوستی وقتی پرسیدم چطور شد که یک چنین عکس العملی انجام دادین در حالیکه امروز انقدر احساس ندامت میکنین، گفتن:
شیطون گولم زد.
گولم زد که سیب سرخو بخورم،
خوردم!
حالا ناراحت نیستم که چرا شیطون گولم زد؟
ناراحتیم از اینکه که چرا عزیزترینم کنارم نبود تا لذت خوردن سیب رو با هم بچشیم!



Love Story - Richard Clayderman not Beethoven


دیشب دوباره همون کابوسهای شبانه به سراغم اومد، واضح تر از همیشه و ترسناکتر از همیشه! انقدر توی دلم رو خالی کرد، که یک مرتبه احساس بی وزنی کردم.

آسمون شب، هم زیباست و هم میتونه ترسناک باشه! ترسناک زمانی که نگرانی از دست دادن، توی تمام بند بند وجود انسان رخنه کنه! دیشب از شدت ترس دچار بی وزنی شدم، آروم و بی صدا، بدون اینکه حتی مورچه ها هم متوجه پرواز من بشن.

من، این ذره کوچیک، محو در بی انتهای فضای نامتنهای آسمون، تنها، بدون دستاویزیهای زمینی برای دلخوش کردنهای روزانه و شبانه در گریز از تنهایی ...

احساس رهایی بود، رهایی از دلواپسیها و دلنگرانیها، رفتن بدون فکر کردن. تنها دلتنگی برای کسی که دوستش دارم، منو دوباره به تخت چسبوند و نگاهم رو به عمق تاریکی غریبانه ی خودش کشوند.

صبح همه ی دلواپسیهامو توی کیسه زباله مخفی کردمو پنجره رو باز کردم تا نسیم برفآلود امروز، توی اتاق به رقص در بیاد. و مثل همیشه گفتم هوا خوبه، بهتر از این نمیشه!


فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده


درود به دختان آریایی، به شما که از تبار پوران دخت و ایران دختید.
درود به شیرمردان سرزمین ایران، به شما دلیران از تبار کوروش.
درود به رود آراز و سرزمین آذرآبادگان
درود به سرسبزی گیلان و مازندران
درود به بلندای دماوند و الوند، تفتان و دنا و زردکوه
درود به خروشندگی زاینده رود، کارون و هراز و سفید رود
درود به جلگه های پارسه و تاکستان و کرمان
درود به پهن دشت کویر لوت و دشت کویر
درود به دلاوری کرمانشاه و سنندج، به مهد هنر اصفهان، به قدمت شوش و همدان
درود به خراسان و زاهدان، به یزد و به سرزمین همیشه تب دار اهواز و آبادان
درود به دریای کاسپین و خلیج همیشه فارس

درود به شما هموطن ایرونی
درود به این روز و به این لحظه و به این آن




pas az in zari nakon - Vigen




عبور از موانع، عبور از سختی ها و عبور از لحظه ها وقتی به یادماندنیست که در برابر اون با اراده ای محکم و پایدار زندگی کنیم.
اگه بدونیم قرار گرفتن در سختی ها باعث پایداری ما میشه و اگه ایمان بیاریم، صبوری در حدی که به مرگ منتهی نشه، ما رو مقاومتر میکنه، اون وقت موانع و سختی ها در نگاه ما به گونه ای دیگه قلمداد خواهد شد و پله هایی که ما رو به اهداف مون نزدیک خواهند ساخت؛ در این صورت زندگی هر کسی نردبونی میشه که پله های اونو سختیها و رویدادهای دشوار تشکیل میدن، هر چه بیشتر این پله ها ساخته بشن و هر چه که سعی کنیم با قوت بیشتر از اون بالا بریم، زودتر به اوج خواهیم رسید.


وقت بخیر دوست ایرونی من!


فرستاده شده در تاریخ: 1/29/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



کلیپ سرگشته با صدای استاد حسین قوامی (فاخته)



دوستانی که این کلیپ براشون قابل رویت نیست،میتونن به اینجا کلیک کنن.


فرستاده شده در تاریخ: 1/28/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده




تعادل داشتن در زندگی انقدر اهمیت داره که از همون لحظه های آغاز حرکت، راه رفتن، دویدن و دوچرخه سواری و ‎.‎.‎. باید مورد توجه قرار بگیره. دیدن کسی که در حال دوچرخه سواریست، لذت بخش ِ و بی گمان به ذهن هر کسی این گونه خطور میکنه که دوچرخه سوار تا چه اندازه در حال انجام این تمرین احساس خوشایند و دلپذیری داره، اما توجه به این مسئله که دوچرخه سواری بدون حفظ تعادل و ایجاد اون هرگز میسر نیست، میشه مهمترین درس زندگی رو به ما آموزش بده؛ درسی که هیچگاه نباید اونو از یاد ببریم.

افراط و تفریط در حرکتهایی که در زندگی میکنیم، باعث میشه تا نه تنها از مسیر درست خارج بشیم، بلکه باعث میشه تا تعادل خودمونو از دست بدیم و سقوط کنیم.

به یاد داشته باشیم برای این که چرخ های حرکتمون از چرخیدن بازنایسته، برای این که همواره بتونیم در حرکت باشیم، باید تعادل داشتن رو در زندگی از یاد نبریم.





جا داره اینجا یکبار دیگه خدمت خورشید مهربون دهکده ی دوستی، «khorshidkhanoom» همدردی خودمون رو ابراز کنیم و بگیم که سنگینی این غم رو در دل خواهیم داشت و میدونیم که در کشاکش زندگی باید چون کوه صبور بود، امید داریم این قدرت، لحظه به لحظه در رگهای این اسطوره ی مهربونی و احساس، خورشید خانوم عزیز، ریشه دار بشه.

خورشید خانوم عزیز، ما رو در غم از دست دادن مادر بزرگوارتون، سهیم بدونین و همدری ما رو پذیرا باشین.


فرستاده شده در تاریخ: 1/28/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



«آسمانخراشی که هیچ سایه ای تولید نمیکند»



پاریس تا کمتر از دو سال دیگر شاهد افتتاح نخستین آسمانخراش بدون سایه جهان خواهد بود. به گزارش خبرگزاری مهر، این آسمانخراش از سوی طراحان سوئیسی استادیوم "لانه پرنده" پکن ارائه شده است و در 50 طبقه ساخته خواهد شد.

بیش از سه دهه گذشته اجازه هیچ گونه ساخت ساز بیشتر از 37 متر در پاریس داده نمیشده است و اکنون این آسمانخراش در حالی ساخته میشود که بدون ایجاد سایه در سطح شهر نه تنها موجب دلتنگی مردم و ایجاد تاریکی در شهر نمیشود بلکه به جهت انعکاس نور خورشید در آن بر درخشندگی پاریس نیز می افزاید.

این آسمانخراش تنها از فولاد و شیشه ساخته میشود و پیش بینی میگردد در آینده ای نه چندان دور از حیث جذب گردشگر دسته کمی از برج تاریخی ایفل نداشته باشد.


فرستاده شده در تاریخ: 1/27/2009