در گوشــــــــي
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!

:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد

.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد


تعداد صفحات 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 صفحه [ 47 ]
ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

خبر رسیده که آناهید عزیزمون سرمای شدیدی خوردن و امروز نمیتونن در کنارمون باشن، برای این دوست نازنینمون آرزوی بهبودی کامل داریم.

اما اسپانیا انقدر دیدنی و شنیدنی داره، که حیف دیدم امروز دور از این گفتنیهای زیبا باشیم. به همین خاطر سری میزنیم به یکی از هنرمندان خوش صدای این سرزمین.

«زندگینامه خولیو ایگلسیاس»




Julio Iglesiasخولیو ایگلسیاس ساعت 2 بعد از ظهر، 23 سپتامبر 1943 در یک زایشگاه قدیمی واقع در خیابان Meson de Paredes در مادرید اسپانیا بدنیا آمد. وی بزرگترین پسر دکتر خولیو ایگلسیاس پوگا (Dr. Julio Iglesias Puga) و همسرش ماریا دل رساریو دلاکوا یی پریگنات (Maria Del Rosario de la Cueva y Perignat) می باشد. دوران کودکی وی با برادرش کارلوس Carlos سپری شد.
اجداد پدری وی اهل Galicia بودند. پدرش دکترایگلسیاس پوگا در Orense به دنیا آمد و پدر و مادر بزرگش Manuela و Ulpiano نام داشتند.
اجداد مادری وی، پدر بزرگ :Jose de la Cueva و مادر بزرگ :Dolores de Perignat Orejuela de Camporedondo نام داشتند. پدر بزرگش یک خبرنگار معروف اندولسی بود.






خولیو ایگلسیاس یک ورزشکار ماهر بود، وی دروازه بان تیم فوتبال رئال مادرید بود. خولیو می خواست یک فوتبالیست حرفه ای شود اما هیچگاه مطالعه و دانش پژوهی را متوقف نکرد. او در دانشگاه Complutense شهر مادرید به تحصیل در رشته حقوق پرداخت.

زمانی که 20 ساله بود، حدود ساعت 2 نیمه شب 22 سپتامبر، هنگام بازگشت از شهر Majadahonda به مادرید با تعدادی از دوستانش از جمله : Enrique Clemente Criado, Tito Arroyo و Pedro Luis Iglesias دچار تصادف سختی با اتومبیل شد که وی را به مدت یک سال و نیم به صورت نیمه فلج رها کرد. امید برای راه رفتن مجدد وی بسیار کم بود. پرستاری که از وی مراقبت میکرد به نام Eladio Magdaleno ، به او یک گیتار داد. خولیو ساعتها را به نوشتن شعر و گوش دادن به رادیو سپری می کرد. آنها اشعار غمگین و رمانتیکی بودند که در مورد ماموریت بشر و هدف زندگی سراییده شده بودند.

خولیو شروع به خواندن کرد تا دلتنگی و غربت ورزشکاری که حال در تخت بیمارستان رها شده بود را تسکین دهد در همین حال شروع به یادگیری نواختن گیتار کرد تا ترانه هایش را به موسیقی آذین بخشد.

خواست خولیو ، امیدش به زندگی و حمایتهای بی پایان خانواده وی به خصوص پدرش که برای کمک به توانبخشی وی، بیش از یکسال از کار خود فاصله گرفته بود، یک معجزه را پدید آورد: خولیو مجددا شروع به راه رفتن کرد. ماههای زیادی در کنار ساحل La Carihuela در مالاگا و Benidorm از صبح خیلی زود به همراه پدرش شروع به تجدید قوا کرد.

وی زمانی که بهبود یافت به ادامه تحصیل پرداخت و برای تحصیل زبان انگلیسی به کشور انگلیس رفت. ابتدا وارد Ramsgate شد سپس به مدرسه زبان بل Bells Language School در کمبریج رفت. گهگاه در تعطیلات آخر هفته در کافه Airport Pub ترانه های معروفی از Tom Jones, Engelbert Humperdinck, The Beatles... را اجرا می کرد و آنجا بود که با دوست دختر خود Gwendolyne Bollore آشنا شد. او کسی بود که الهام بخش ترانه بسیار معروف Gwendolyne بود.

خولیو به نوشتن ترانه ادامه داد و یک روز به شرکت ضبط موسیقی رفت تا یکی از ترانه های خود را برای اجرا به یکی از خوانندگان بسپارد. مدیر برنامه بعد از گوش دادن به موسیقی که توسط خولیو با گیتار نواخته و خوانده شده بود از وی پرسید: " چرا خود تو نمی خوانی؟" خولیو جواب داد : " برای اینکه من خواننده نیستم." سرانجام آنها خولیو را متقاعد کردند و او در جشنواره Benidorm Music Festival آهنگ را اجرا کرد. در 17 جولای 1968، وی با آهنگ معروف song La vida sigue igual برنده مسابقه شد و یک قرارداد همکاری با شرکت کلمبیا رکوردز Columbia Discos امضا کرد.

در فوریه 1969 او در جشنواره گوزن طلایی در رومانی شرکت کرد. در همین سال، او اولین تور آمریکایی خود را با اجرای ترانه در جشنواره Festival de Vina del Mar انجام داد و اولین موزیک ویدیوی خود به نام La vida sigue igual را ضبط کرد.

خولیو در بیستم جولای سال 1971 در تولدو Toledo اسپانیا با ایزابل Isabel Preysler Arrastria متولد 18 فوریه 1951 ازدواج کرد و ماه عسل را در جزایر قناریGran Canaria (Canary Islands) سپری کردند. آنها سه فرزند به نامهای : Chabeli Maria Isabel متولد 1 آگوست 1971 در استرویل ،Julio Jose متولد 25 فوریه 1973 در مادرید و Enrique Miguel متولد 8 می 1975 در مادرید دارند. در سال 1978 خولیو و همسرش از هم جدا شدند و یک سال بعد طلاق گرفتند.



ی در جشنواره موسیقی اروپا EUROVISION Song Festival و چندین جشنواره دیگر شرکت کرد، در این دوران او به عنوان خواننده تراز اول (number one) در کل دنیا از مکزیک تا آرژانتین و از اسپانیا تا ژاپن مطرح بود.

در سال 1971 او آهنگ Como el alamo al camino را به زبان ژاپنی و یک سال بعد اولین آلبوم خود به زبان آلمانی را ضبط کرد . سپس در سال 1975 او اولین آهنگ خود به زبان پرتغالی را عرضه کرد. در سال 1978 قراردادی را با CBS International امضا کرد و اولین آلبوم خود به زبان فرانسوی و ایتالیایی را عرضه کرد. در سال 1979 برای داوری مسابقه دختر شایسته به استرالیا دعوت شد.




Viens membrasser - Julio Iglesias



در سال 1983 در پاریس، خولیو اولین و تنها جایزه Guinness Book of World Records را برای فروش آهنگ هایش به زبانهای مختلف در مقایسه با سایر خوانندگان در تاریخ (اسپانیایی، آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، پرتغالی و ژاپنی) دریافت کرد.





در سال 1985 او یکی از معدود هنرمندان اسپانیایی بود با اهدای ستاره در Hollywood Walk of Fame مورد ستایش قرار گرفت. این ستاره در قسمت جنوبی بلوار هالیوود بین خیابانهای Orange Street و Sycamore Street مستقر است.

وی همچنین توسط ساکنین میامی، شهری که در آن مستقر بود با اهدای مکانی در Walk of Latin Stars ، خیابان هشتم میامی مورد تقدیر قرار گرفت.

Star in Scheveningen ستاره اهدا شده به خولیو ایگلسیاس در 28 ژانویه 1991 در هلند.

در سال1988، به عنوان بهترین خواننده لاتین سال 1987 با آلبوم Un hombre solo برنده جایزه گرمی Grammy Award و همچنین جایزه خواننده سال از Aplauso 92 شد.





در سال 1992 در فلوریدا عنوان "اسپانیایی جهانی" "Universal Spaniard" و در اسپانیا با عنوان "سفیر گالیسیا" "Ambassador of Galicia" به دنیا معرفی شد. در سال 1997 جایزه جهانی موسیقی در موناکو Monaco World Music Award را برای بهترین خواننده لاتین دریافت کرد. او اولین خواننده خارجی در تاریخ چین بود که موفق به دریافت جایزه معتبر Golden Record Award در سال 1995 گردید.

خولیو ایگلسیاس معروفترین خواننده پر فروش در دنیاست. او بیش از 250 میلیون آلبوم فروخته است و بیش از 2600 جایزه طلا و پلاتین به خاطر مهارتش در موسیقی دریافت کرده ، افتخاراتی که هیچ خواننده ای در تاریخ موسیقی موفق به بدست آوردن آن نشده است.

خولیو در کار حرفه ای خود کوچکترین جزئیات کار را به دقت موشکافی می کند. در استودیوی ضبط خولیو هر آهنگ را نت به نت و هر ترانه را کلمه به کلمه بررسی می کند تا آنچه که مطلوب وی باشد، تحقق یابد. تا زمانیکه وی چیزی را می شنود که همگان آن را حس می کنند : صدای لرزان روح همراه با تمام احساس، صدایی که تنها نظم کاری و وسواس زیاد آن را به ارمغان می آورد.

در هفتم سپتامبر سال 1997، پسر سوم وی Miguel Alejandro در حالیکه هفت پوند وزن داشت، در ساحل میامی به دنیا آمد. . او ثمره ازدواجش با Miranda Johanna Maria Rijnsburger (متولد 5 اکتبر 1965 در Leimuiden) و اولین پسر آنها بود. میراندا یک مدل زیبای هلندی بود که با خولیو در 5 دسامبر 1990 در جاکارتا ملاقات کردند.





خولیو 8 سپتامبر 1997 را نمی تواند فراموش کند. شب "ASCAP Awards". شبی که ترانه سرا و تهیه کننده لاتین به نام امیلیو استفان Emilio Estefan جایزه ASCAP Pied Piper Award را به وی اهدا کرد. جایزه ای بسیار معتبر . وی به عنوان اولین خواننده لاتین موفق به دریافت این جایزه شد و نامش به دیگر نامداران مثل Frank Sinatra, Ella Fitzgerald and Barbara Streisand پیوست.به علاوه شهردار میامی Joe Carollo آن روز را در میامی "روز خولیو ایگلسیاس" نامید.



Jai Besoin De Toi - Julio Iglesias




میراندا دومین فرزند پسرشان را در سوم آوریل 1999 در حالیکه هفت پوند وزن داشت، به دنیا آورد. کودک ردریگو Rodrigo نام گذاری شد. میراندا دو سال بعد در اول ماه می، دو قلو های دوست داشتنی ویکتوریا و کریستینا را به دنیا آورد.

مادر خولیو Rosario de la Cueva که همیشه به نیازمندان کورپس کریستی Corpus Christi واقع در میامی کمک می کرد، در چهاردهم مارچ 2002 بعد از یک بیماری طولانی مدت درگذشت. یک ماه بعد خولیو و برادرش کارلوس ، اقدام به راه اندازی یک مرکز خیریه به یاد مادرشان کردند. در چهارم نوامبر همان سال مرکز خیریه Rosario de la Cueva Assistance Center برای کمک به مستضعفین در میامی در کنار کورپس کریستی گشایش یافت.

در 18 می سال 2004، زمانی که خولیو 61 ساله بود، دومین برادرش جیمی ایگلسیاس که ثمره ازدواج پدرش با رنا کیت Ronna Keitt بود، به دنیا آمد.

بعد از متولد شدن جیمی ایگلسیاس در 19 دسامبر 2005، پدر خولیو در 90 سالگی به طور ناگهانی فوت کرد. مردی بسیار شاداب که همگان دوستش داشتند و در نشریات از وی به عنوان Papuchi یاد میشد.

در 26 جولای سال 2006، خواهر کوچک خولیو Ruth بدنیا آمد. در صورت حیات، پدرش دکتر ایگلسیاس در آن زمان 91 ساله می شد.





خولیو حرکت شادی بخش و همیشگی خود در سرتاسر دنیا را ادامه می دهد. هر 30 ثانیه یکی از ترانه هایش در اقصی نقاط جهان پخش می شود. او همه جای دنیا به اجرای کنسرت می پردازد و آلبومهایش همچنان فروش موفقی دارند. او همراه با میراندا و فرزندانش لحظات را در خانه هایش واقع در میامی، پانتاکانا و ماربلا سپری می کند.

در 5 می 2007 چهارمین فرزند وی به نام Guillermo در حالیکه 8 پوند وزن داشت، در میامی به دنیا آمد.


"رادیو ایران آن ایر"



Manuela - Julio Iglesias



فرستاده شده در تاریخ: 1/23/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

همه‌ی ما گاهی حرف‌هایی می‌زنیم که خیال می‌کنیم- تأکید می‌کنم، فقط خیال می‌کنیم- به اون اعتقاد داریم اما پای عمل که می‌رسه، خلاف اون رفتار می‌کنیم و دنبال منفعت‌ خودمون میریم.

چند روز پیش به همراه بزرگمرد دهکده برای دیدار از برج کاک نس رفتیم، در این برج با ارتفاع 155 متر، یکی از سریعترین آسانسورهای اروپا قرار داره که با سرعت 5 متر در هر ثانیه شما رو به بالای برج میبره. در بالای این برج میتونین تمام شهر استکهلم رو ببینین. جای واقعا دیدنی و زیباییه!





با دیدن اون همه زیبایی و آرامش حاکم بر شهر، صحبت به غزه کشید! کشته شدن مردم بی پناه بدور از بار سیاسی، دردآور بود اما، ما به راحتی در ارتفاع 155 متری ایستاده بودیم و شهر رو تماشا میکردیم و تنها صحبتی رد و بدل میشد و گاهی هم چهره برای چند ثانیه ای در هم کشیده میشد و مجدد محو زیبایی شهر و آرامش موجود در اون میشدیم.

بزرگمرد دهکده گفتن: انسان موجود عجیبیه! یک نفر در یک گوشه ی دنیا، برای از دست دادن عزیز یا عزیزانش دنیا رو تیره و تار میبینه و ما تنها با گفتن چند کلمه، گذرا از کنارش میگذریم. اما اگه همین حادثه برای ما پیش بیاد، چطور برخورد میکنیم؟ آیا بازم به همین آرومی میتونیم از کنار عبور کنیم؟!

گفتم: بستگی داره به پدیده ی مرگ به چه دیدی نگاه کنیم؟! اگه از غزه میگیم، ناراحت از کشتارها هستیم، نه تحت این عنوان که مرگی رخ داده، بلکه بخاطر ظلم و ستمی هست که بر عده ای روا میشه! اون ظلم هست که دردناک و سخته!

همه ی ما یک روزی پا به این دنیا گذاشتیم، و یک روزی هم از این دنیا میریم. چه خودمون و چه اطرافیان و عزیزانمون! حتی خود من! ما ایرانی ها یک ضرب المثل خوبی داریم که میگه: این شتریه که در خونه ی همه میخوابه. پدیده ی مرگ چیزی نیست که بشه ازش گریزی داشت و یا تنها برای عده ای خاص پیش بیاد.

جالبه که گاهی که در شرایط از دست دادن عزیزی قرار میگیریم، میگیم: آخه خدایا چرا برای من؟!
در حالیکه غافلیم از اینکه همه عزیزان ما روزی ما رو ترک میکنن و روزی هم ما اونهایی که دوستمون دارن رو ترک میکنیم و به سفر دیگه ای میریم.
سفری که سخت نیست، تلخ نیست. زیباست. رهاییه از بند جسمه! رهایی از پایبندیها و نیازهاست. درست همانند شیشه ی عطری که دربش باز میشه و عطر مشام نوازش در همه جا گسترش پیدا میکنه.

عمر ما میگذره از یک سال به 20 سال رسیدیم، احساس سرخوش وجودمون رو گرفت از 20 گذشتیم و یک دهه ی دیگه هم به پشت سر رفت، و ما پر تلاش برای دوران میانسالی خودمون رو آماده میکنیم تا برسیم به همه ی اون چیزهایی که از صمیم قلب دوست داریم که ببینیم، تجربه کنیم و درک کنیم. اما همه ی ما هم به خوبی میدونیم که یک جایی باید این سفر رو به پایان رسوند و سفری دیگه آغاز کرد. پس به فکر تدارک ملزومات اون سفر هم باشیم، شاید سر راهمون توی مسیر سوپر مارکت یا پمپ بنزینی نباشه و در راه به مشکل بر بخوریم!


فرستاده شده در تاریخ: 1/23/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود هموطن ایرونی من!
امروز آدینه (ناهیدشید) چهارم (شهریور روز) بهمن سال ۱۳۸۷ خورشیدی و برابر است با بیست و سوم ژانویه سال ۲۰۰۹ میلادی.


اگر ایران بجز ویران سرا نیست، من این ویران سرا را دوست دارم!





اگه کلیپ بالا براتون قابل رویت نیست،به اینجا کلیک کنین.


فرستاده شده در تاریخ: 1/23/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اما وقتی که یک گربه ی بازیگوش ساب ووفر سوار میشه! با هم میبینیم!




توی دنیایی که ما زندگی میکنیم، افراد خوش ذوق کم نیستن، میگید نه؟! خب مطلب زیر رو بخونین!



«تبدیل مانیتور قدیمی به تخت استراحت گربه!»




یک فرد خوش فکر که به گفته ی خودش به بازیافت وسایل فرسوده علاقمند بوده یک مانیتور قدیمی را تبدیل به خانه ای برای استراحت گربه ی خانگی اش نموده. و همانطور که در عکس می بینید در این کار موفق هم بوده است. به گفته ی وی گربه اش عاشق این خانه ی جدید شده. البته اگر دقت کنید وی برای تزیین این خانه ی مانیتوری زحمت زیادی کشید. در قسمت بالای خانه هم با دکمه های یک صفحه کلید قدیمی لغت Kitty را نوشته و یک موس قدیمی را هم به عنوان اسباب بازی ویژه گربه تغییر داده است.


خوش به حال خانوم گربه!


فرستاده شده در تاریخ: 1/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

این روزها عده ای از افراد خوش ذوق با استفاده از تغییراتی جدیدی که در ساکنین کاخ سفید روی میده، دست به ابتکار جالبی زدند که در زیر با هم میبینیم.


«ماکت کاخ سفيد با استفاده از آجر های کوچک Lego »




عده ای که واقعا بايد آنها را خوش فکر و خوش ذوق بناميم دست به کار شدند و ماکت جدید کاخ سفید را برای رئيس جمهور جديد با استفاده از آجر هاي کوچک Lego ساختند.





در این ماکت نه تنها قسمت های مختلف کاخ سفید بلکه نیروهای گارد و همچنين ساکنین اصلي کاخ که خانواده او با ما مي باشند ديده می شود.فقط به ظاهر ماکت نگاه نکنید. به قدرت تخیل و نیروی فکری که اين مجموعه عظيم را خلق کرده بیندیشید.





فرستاده شده در تاریخ: 1/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

خب صحبت از قلم شد و مداد، جا داره همینجا شادباشی بگیم به تمام ایرانیان عزیز به جهت افتخار آفرینی بانوی شیرین کلام ایران، خانم «سیمین بهبهانی» به نمایندگی از کمپین تغییر برای برابری، و دریافت جایزه سیمون دوبووار برای اولین بار در تاریخ ایران، طی مراسمی در پاریس، روز گذشته اهدا شد.





امیدوارم در تمام دنیا حقوق انسانی انسانها، در نظر گرفته بشه. و کشور عزیزمون پیشتاز در رسوندن حق به محقان باشه. اما برگردیم سر بحث مداد خودمون. خوبه کمی عمیقتر در این مورد فکر کنیم و بیندیشیم.

چقدر در برابر رویدادها و حوادثی که در زندگیمون رخ میده، خودمون رو آماده کردیم و پذیرا هستیم؟! محک سنجش باور هر شخص به نیروی ماورایی که به عنوان هدایت گر و آفریدگار میشناسه، در لحظه های سخت زندگیست که عیارش مشخص میشه.

گاهی اتفاقات فرا بر تصور ما انسانهاست، با اینکه ماهیتی طبیعی و عادی دارن، در این مرحله از زندگیست که اتکا به نفس، منطق و استقامت سازندگی انسانیمون سنجیده میشه.

چقدر تسلیم هستیم؟!

در مورد حمایت از حیوانات و موجودات بی سرپرست، که استقبال چشمگیری از دوستانمون نبود، اما امیدوارم که در این مورد گفت و شنود بیشتر و بهتری با هم داشته باشیم.

بگیم و بشنویم و بخونیم از سختی هایی که توی زندگی برامون پیش اومده و راهکارهایی که در برابراش پیش گرفتیم یا ناراحتیها و بیتابیهایی که انجام دادیم و در پی اون زیانهایی که نسبت به خودمون و عزیزانمون وارد کردیم، جبران پذیر و گاه غیر قابل جبران.

گاهی این گفت و شنودها، درسهای بزرگی برای زندگی بعضی دیگمون مانند دریابانو میشه! پس دوست من امروز یک حرکتی داشته باشین و دست به روی کیبورد ببرین و چند خطی بنویسین.

از شکستها، از غمها، از ازدست دادنها، از قلمهایی که رنگ سیاه به بخشی از زندگی کشیدن، از عکس العملهایی که در مورد این شرایط نشون دادیم و درستی و نادرستی اون. از تصمیم گیریهایی که با عجله انجام دادیم و یا در مورد نتیجه گیری و عکس العمل، صبورانه عمل کردیم.


فرستاده شده در تاریخ: 1/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده


تو که دستت به نوشتن آشناست
دلت از جنس دل خسته ي ماست
دل دريا رو نوشتي همه دنيا رو نوشتي
دل ما رو بنويس



Get this widget | Track details | eSnips Social DNA



درود دوست من!
دیشب داشتم متن یک کارت رو مینوشتم، با روان نویس بنفشی که دارم. روان و راحت بود. کمی نگاهش کردم. احساس خوبی بود اما همیشه نوشتن با مداد، احساس بهتری بهم میداد. مدادی که بشه اونو تراشید.
این روزها کمتر توی بازار لوازم التحریر میشه از مدادهای قدیمی سوسمار نشان خبری گرفت!

اگه به کتاب مثل رودخانه‌یی جاری اثر "پائلو کوئلیو" سری زده باشین، شما هم با من هم عقیده میشین، که نوشتن با مداد احساس متفاوتی داره.

درک ویژگیهای مداد، انسان رو به آرامش میرسونه. این ویژگیها عبارتند از:

یک- به راحتی میشه کارهای بزرگ انجام داد، اما نباید هرگز فراموش کرد که همیشه دستی تمام این حرکات رو هدایت میکنه که شاید بهش نام تقدیر و خواست یزدان گذاشت، نباید فراموش کنیم که اگه باوری عمیق نسبت به بزرگی آفریدگاری داریم، که هستی رو به آنی خلق کرده، پس باید سربرزیر به اراده ی او باشیم.

دو - گاهی باید از اون چیزی که مینویسیم دست بکشیم و از مداد تراش استفاده کنیم. این کار باعث درد کشیدن مداد میشه، اما آخر کار نوکش تیزتر میشه و نوشتن روانتر و زیباتر. پس باید دونست که گاهی رنجها و دردهایی توی زندگی پیش میان که باعث ساخته شدن و پوست اندازی و تازه شدن ما میشن. باید صبور بود تا انسان بهتری شد.

سه - مداد همیشه اجازه میده برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. فراموش نکنیم که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای این که خودمون رو در مسیر درست نگه داریم مهم ِ که انتقاد پذیر باشیم و در پی جبران اشتباه یا اشتباهاتمون بر بیایم.

چهار - چوب یا شکل خارجی مداد ارزشی به اون اضافه نمیکنه بلکه نرمی و سختی اون وابسته به ذغالی هست که درون چوب قرار گرفته. پس همیشه باید مراقب درونمون باشیم.

پنج - و سرانجام، مداد همیشه اثری از خودش به جا میذاره. به خاطر داشته باشیم که هر کاری که در زندگی صورت میدیم، ردی به جا میذاره، پس سعی کنیم هوشیارانه قدم برداریم و بدونیم که چه کار انجام میدیم و با چه منطقی پیش میریم و تبعات اینگونه قدم برداشتن ما چی میتونه باشه؟!


حالا دوست من فکر میکنین ما چقدر میتونیم مدادوار زندگی کنیم؟



فرستاده شده در تاریخ: 1/22/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

جو گیر شدن!



فرستاده شده در تاریخ: 1/21/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



«بوگاتی ویرون گرانترین . پرسرعت ترین و اسپورتترین اتومبیل در جهان»





ماشینی تک و با قیمتی فضایی که امروز تصمیم گرفتیم در مورد این ماشین امروز صحبت کنیم.
در حال حاضر بوگاتی ویرون گرانترین، پرسرعت ترین و اسپورتترین اتومبیل در جهان به حساب می‌آید که انسان تابحال توانسته بسازد. و این اتومبیل رکورد قوی ترین موتور اتومبیل را داراست.





این ماشین خارق‌العاده دونفره دارای موتوری با حجم 8000 لیتر می‌باشد که توسط 4 توربو شارژ تقویت می‌شود و در ضمن این موتور حجیم و فوق العاده بیشرفته دارای 16 سیلندر است که قادر است توانی برابر با 1001 اسب بخار تولید کند. و این به این معنا است شتاب 0 تا 100 کیلومتر این اتومبیل 2.9 ثانیه می‌باشد.





ارزش این اتومبیل فرانسوی که توسط طراحان شرکت فولکس واگون طراحی و ساخته شده است 1.5 میلیون دلار است.این اتومبیل فوق العاده دارای سیستم ( 4WD (4 WEEL DRIVE می‌باشد به این معنی که گیر بوکس این اتومبیل قادر به تقسیم نیروی موتور به هر چهار چرخ است که این عمل باعث ایجاد تعادل بیشتر در اتومبیل در پیچها با سرعت بالا میشود.





از لحاظ امنیت این اتومبیل میتوان به تعداد و سیستم پیشرفته ایربگ آن اشاره کرد که دارای ۶ ایربگ هوشمند است که بسته به شدت برخورد بمقدار لازم هوا در درون کیسه تزریق میکند تا از صدمه دیدن گردن راننده جلوگیری شود.

فرستاده شده در تاریخ: 1/21/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما بریم به سراغ خبرهای «Sam-Dj» عزیز

«فرود اضطراری هواپیمای امریكایی در رودخانه هادسون نیویورك»






تقدیر از خلبان نیویوركی كه جان 155 مسافر را نجات داد

خبرگزاری فارس: خلبانی كه توانست با فرود ماهرانه روی رودخانه‌ای در نیویورك جان 155 مسافر را نجات دهد، از سوی شهردار و فرماندار نیویورك تجلیل شد. بنا بر این گزارش، این هواپیما حامل 155 سرنشین بود كه "چسلی سولنبرگر" خلبان این پرواز زیر فشار شدید موقعیتی بین مرگ و زندگی موفق به فرود اضطراری ماهرانه بر رودخانه هودسون بین نیوورك و نیوجرسی شد حادثه‌ای كه دیوید پترسون فرماندار نیویورك آن را "معجزه ای بر روی هودسون" خواند. خلبان پرواز ایرباس A320 آمریكایی كه موفق شد با فرود ماهرانه اضطراری روی رودخانه‌ای در نیویورك جان همه مسافران پرواز را نجات دهد برای مردم این شهر به یك قهرمان تبدیل شده است. مایكل بلومبرگ، شهردار نیویورك نیز اعلام كرد كه این خلبان تا پایان تحقیقات و بازجویی‌های فدرال نمی‌تواند با مردم صحبت كند. هیئت ملی امنیت حمل و نقل آمریكا در حال تحقیق بر روی گزارش‌هایی در مورد از كار افتادن هر دو موتور این هواپیما پس از برخورد با گروهی از پرندگان تنها دقایقی پس از برخاستن از فرودگاه لاگاردیای نیویورك است.





به گزارش رویترز، هواپیما پس از فرود روی رودخانه دو موتور خود را از دست داد كه احتمالاً در كف رودخانه آسیب دیده است و البته بال چپ آن از آب بیرون مانده بوده است. غواصان در حال جست‌وجو برای برخی قطعات هواپیما از جمله موتورهای آن هستند و مقامات نیز قصد خارج كردن هواپیما برای بازیابی اطلاعات پروازی آن را دارند. سولنبرگر 57 ساله، خلبان این پرواز و مشاور ایمنی هوایی و خلبان سابق نیروی هوایی آمریكا با كنترل هواپیما بر روی منطقه منهتن با تراكم جمعیتی بسیار بالا موفق به فرود آوردن هواپیما بر روی رودخانه شده بود. بلومبرگ، شهردار نیویورك كه قصد تقدیر از خدمه پرواز را نیز دارد گفت: همینگوی به درستی شجاعت و قهرمانی را در مواقع سخت درست می داند و من فكر می‌كنم باید به درستی اعلام كنیم كه كاپیتان سولنبرگر این امر را به وضوح نشان داد. این داستانی از شجاعت است كه جزئی از یك فیلم سینمایی نیست.





وی همچنین از پلیس آتش نشانی امدادگران و قایق‌های امدادی كه به سرعت خود را برای امداد رسانی به هواپیما رساندند تقدیر كرد. در این حادثه تنها پای یكی از خدمه پرواز شكسته است و اكثر سرنشینان به جز افرادی كه بر اثر سرمای شدید كمی مشكل دارند سالم هستند. قایق‌ها موفق به نجات مسافرانی شدند كه در دمای 6درجه سانتیگراد زیر صفر و در حالی‌كه پاهای آنها در آبی به دمای 5 درجه سانتیگراد بود در انتظار كمك بودند. امدادگران می‌گویند، پس از نجات مسافران، وی در یكی از قایق‌های نجات در حالی كه كلاهش را به سر داشت و در حال نوشیدن قهوه بود نشسته بوده درست مانند اینكه هیچ اتفاقی نیفتاده است. این در حالی است كه پترسون اعلام كرده كه شخص گمنامی برای ساختن تندیس این خلبان پیشنهاد 10 هزار دلاری داده است. لاری سولنبرگر همسر این خلبان روز جمعه به خبرنگاران گفت: او مردی بسیار مسلط به اعصاب و حوادث است. او بسیار حرفه‌ای و یك خلبان به تمام معناست. "او عاشق هنر پرواز با هواپیماست"


فرستاده شده در تاریخ: 1/21/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

نکات بهداشتی روز :


«بادگرفتگی گوش‌ها»




تغییرات در ارتفاع،‌ مانند آنچه هنگام پرواز تجربه می‌کنید‌ می‌تواند باعث احساس ناراحت ‌کننده "بادگرفتگی" در گوش شود.
اگر در این حالت سعی کنید که با خارج کردن شدید هوا از بینی، احساس فشار‌تان را برطرف کنید، ممکن است پرده‌ گوش‌تان سوراخ شود یا باکتری‌ها از درون حلق‌تان به درون عمیق‌ترین بخش‌های گوش‌تان کشیده شوند.
عمل به این توصیه‌ها به شما کمک می‌کند که به نحوی بی‌‌خطر هنگام پرواز فشار درون گوش‌های‌تان را کاهش دهید:
حدود یک ساعت پیش از زمانی که قرار است هواپیما پرواز کند، از خانه خارج شوید،‌ و یک داروی ضداحتقان (مانند سودوافدرین)‌ مصرف کنید.
سعی کنید که به آرامی فشار درون گوش‌تان را همگام با تغییرات ارتفاع با خمیازه کشیدن کاهش دهید.
به بلعیدن آب دهان‌تان ادامه دهید تا به رفع بادگرفتگی گوش‌های‌تان کمک شود.
هنگامی که هواپیما در حال بلندشدن و فرودآمدن است، آدامس بجوید.
اگر هنوز در گوش‌‌های‌تان احساس بادگرفتگی می‌کنید،‌ هوا را به درون ریه‌های‌تان بکشید،‌ بینی‌تان را بسته نگهدارید،‌ و بعد در حالیکه دهان‌تان را بسته نگهداشته‌اید، به آرامی هوا را ازبینی‌تان بیرون بفرستید، تا زمانی که احساس راحتی کنید. بسیار مراقب باشید که این کار با شدت بیش از حد انجام ندهید.





«اعتياد از نوع شكري»




آيا شما به مصرف شكر اعتياد داريد؟ تازه‌ترين تحقيقات نشان مي‌دهد كه شكر مي‌تواند به اندازه نيكوتين موجود در سيگار براي افراد اعتياد‌آور باشد.
به گفته محققان، شكر روي همان قسمت‌هايي از مغز اثر مي‌گذارد كه نيكوتين و دارو‌هاي ديگر، آن قسمت ها را تحريك مي‌كنند. به اين ترتيب همانگونه كه مصرف سيگار به اعتياد تبديل مي‌شود، افراد به مصرف شكر هم معتاد مي‌شوند.
پزشكان توصيه مي‌كنند براي ترك اين عادت به مدت دست كم 3 هفته، مصرف شكر متوقف شود. در بسياري از موارد پس از اين مدت، تمايل زياد براي مصرف زياد شكر از بين مي‌رود و پس از آن مي‌توان به مقدار متناسبي شكر مصرف كرد؛
البته توصيه متخصصان بر اين است كه حتي‌المقدور از مصرف شكر پرهيز شود؛ زيرا در بسياري از مواد غذايي كه در طول روز مصرف مي‌شود، مقاديري شكر وجود دارد. از سوي ديگر پزشكان تاكيد دارند كه شكر روي مغز تاثير گذاشته و بازدهي ذهن را كاهش مي‌دهد.





«چاي خود را ليمويي كنيد»




همواره بحث بر سر اينكه بالاخره نوشيدن چاي به همراه ليمو براي بدن مفيد است يا نه، وجود داشته است.
اما دانشمندان در تازه‌ترين تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده‌اند كه مصرف چاي به همراه ليمو مي‌تواند شانس ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و سرطان را كاهش دهد.
به گفته آنها چاي سبز و سياه به طور طبيعي خاصيت ضد سرطاني دارند و البته اين خاصيت در چاي سبز بيشتر است.
اما مقدار كمي از عناصر ضد سرطاني چاي پس از دم كشيدن در آن باقي مي‌ماند. اين در حالي است كه افزودن ليمو به چاي كمك مي‌كند كه تا 80 درصد اين عناصر در چاي حفظ شود.
در واقع ويتامين C موجود در ليمو از شكسته شدن اين عناصر جلوگيري مي‌كند. البته بايد گفت كه اين اثر تا كنون در مورد چاي سبز به اثبات رسيده و تحقيقات بيشتر در مورد تاثير مشابه آن در چاي سياه ادامه دارد.

فرستاده شده در تاریخ: 1/21/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده








برای کیک میل کردن عجله نکنین، حالا حالاها کیک داریم.




میدونین ماجرا از چه قراره؟ بزرگمرد دهکده امسال دو روز تولد دارن! بـــــــــــــله به همین خاطر جشن و سرور ما تا فردا ادامه داره. امسال ساله کبیسه است. میلاد کدخدای عزیز به سال خورشیدی برابره با 2 بهمن ماه و به سال میلادی برابر هست با 22 ژانویه به همین مناسبت فردا رو هم جشن میگیریم


اینم کیکی که آشپزباشی خوبمون به زیبایی چهارفصل برای امروز پختن!




دریابانو، بزرگترین ماهی که تونسته صید کرده و به عنوان هدیه آورده، تا کدخدامون میل کنن و فسفرافشان بشن!! حالا اگه بعــــــــــــــــــــضی ها از بوی اون ناراضین، به بزرگی خودتون ببخشین





بشتابید، بشتابید که کدخدا به مرز 80 سالگی رسیدن

فرستاده شده در تاریخ: 1/21/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«آشنايي با کاخ موزه باغچه جوق»






روستای باغچه جوق (در زبان ارمني يعني ده) در فاصله 6 کیلومتری شهر ماکو و حدود 2 کیلومتری از سمت غرب جاده اصلی بازرگان قرار دارد.
اين روستا از غرب و جنوب به دامنه کوه چرکین و چشمه‌ای به نام کلیسه منتهی می‌شود. در بخش جنوب شرقی روستای باغچه جوق، ساختمان مجلل و تاریخی قصر باغچه جوق قرار دارد که مربوط به اواخر دوره قاجاریه است.
بانی آن تیمور تیموری معروف به اقبال السلطنه ماکوئی یکی از حکام مقتدر وقت و از سرداران مظفرالدین شاه است.
این قصر به علت ویژگی‌های ممتاز معماری و هنری در سال 1353 توسط دولت خریداری شد و بعد از انجام تعمیرات ضروری و رفع خطر از آن به علت علاقه مردم منطقه و جاذبه‌های قوی فرهنگی با موافقت سازمان میراث فرهنگی و تهیه مقدمات لازم، برای بازدید عموم آماده شد و عنوان کاخ موزه باغچه جوق ماکو موردبهره برداری قرار گرفت.





قصر تاريخی باغچه جوق که از يک ساختمان دو طبقه تشکيل شده در داخل محوطه باغی به مساحت 11 هکتار قراردارد. مرمت و الحاقات بعدی ساختمان نيز به پسر ماکويی نسبت داده شده است.
معماری کاخ تلفيقی است از معماری سنتی ايرانی و غربی، به ويژه معماری روسيه اواخر سده نوزدهم.
خانواده سردار ماکويی تا سال ۱۳۵۳ در اين کاخ زندگی مي‌کردند و پس از مرمت و بازسازی محوطه و ساختمان آن از سال ۱۳۵۸ به منظور بازديد عموم افتتاح شد. اين کاخ موزه در سال ۱۳۶۶ در اختيار ميراث فرهنگی کشور قرار گرفت.
گچبري ساختمان توسط اساتيد ايراني انجام گرفت و آئينه‌كاري و گچبري ساختمان در سطح عالي است در بالاي عمارت دور تا دور گلدان‌ها و مجسمه‌ها وجود دارد كه اغلب جاي گل و چراغ است.





پايه ستون‌ها و گلدان‌ها از سنگ خارا است و خوب حجاري شده است. اولين گرامافوني كه به ايران وارد شده در اين عمارت به چشم مي‌خورد كه طول بوق آن 60 سانتيمتر و ارتفاع پايه‌اش بيش از يك متر است.
پرده‌هاي زربفت، مبل‌هاي بي نظير، تخت‌خواب‌هاي متعدد با تشك‌هاي پر قو، كاغذ ديواري‌ها و رنگ‌آميزي سالن‌ها و نقاشي سقف اتاق‌ها، ظروف چيني اعلا و لوسترهاي كريستال، فضاي حياط با گلكاري و درختان ميوه و اشجار زينتي و حوض‌هاي وسيع بازديد كنندگان را به ياد كاخ‌هاي افسانه‌اي مي‌اندازد.





بخشي از باغ در پيرامون كاخ اصلي داراي طرحي از پيش انديشيده و تقريبا منظم و محصور است. اين محوطه توسط نرده‌هاي چدني زيبايي از ساير بخش‌هاي باغ جدا شده كه تقريبا نقشي همچون اندروني ايفا مي‌كند. در بخش‌هايي از محوطه، آثاري از كف‌سازي سنگي باقي مانده است و در سمت غربي كاخ نيز نماي اصلي ساختمان حوض بيضي شكل ديده مي‌شود.
نماي خارجي بنا با مجسمه‌هاي گچي كه سردرها و نرده‌هاي گچي لبه بام را زينت داده‌اند، ساختمان سنگي يا آشپزخانه كاخ كه با سنگ‌هاي صيقلي و تراش خورده ساخته شده است و استخر بزرگ باغ كه جوي آبي از آن به قسمت‌هاي مختلف باغ جاري است از ديگر ديدني‌هاي باغچه جوق به حساب می‌آید.


فرستاده شده در تاریخ: 1/21/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما امروز، بهمن روز از بهمن ماه برابر با 2 بهمن در گاهشماری ایرانی




فرخش باد و خداوند فرخنده کناد ‎
عید فرخنده و بهمنجه و بهمن مه را
«فرخی سیستانی»

اي خداوند جان و خرد هنگامي که در انديشه خود تو را سر آغاز و سرانجام هستي شناختم .آنگاه با ديده دل دريافتم که تویی آفريننده راستي و داور دادگري که کردار مردم جهان را داوري مي کنی.


روز دوم ماه و ماه يازدهم سال نام بهمن را بر خود دارند." بهمن به معناي منش نيك است، منش نيك يعنى خير خواه انسان و طبيعت بودن، يعنى به خاك، آب، انسان و... با چشم پاك نگريستن و گام در ره آبادانى جهان گذاشتن. منش نيك يا وهومن از اعتبارات تاريخ انديشه ي آدمى است، در برابر بهمن يا وهو مننگه يا منش نيك، منش بد يا شرآفرين است كه به نام اك منه akamanah ياakamanagah خوانده مي شود كه از نيروهاي اهريمنى است. برخي از پژوهندگان اك منه را همان اكوان ديو مي دانند كه در شاهنامه هست. بندهش اكومن راچنين مينماياند: بدانديشي و ناآشتى به آفريدگان دهد "

جشن بهمنگان، جشنی است در ستایش و گرامیداشت بهمن به معنی «اندیشه ی نیک» یا «بهترین اندیشه».

پاسبانی چهارپایان سودمند در عالم جسمانی به این امشاسپند واگذار می شود. از این رو در جشن بهمنگان یا بهمنجه که در روز بهمن از ماه بهمن واقع می شود از کشتار حیوانات سودمند و گوشت آنان خودداری می کنند.

این جشن حامی مردان درستکار می باشد. نام دیگر این جشن روز بزرگداشت مقام مرد (پدر) و همانند روز پدر ایرانیان باستان است.

جشن بهمنگان از زمان ساسانیان تا پیش از یورش مغول ها در ایران بوده است و آیینی همگانی و رایج بوده است در این روز در دیگی به نام" بهمنجه" آشی به نام "دانگو" از گندم ماش نخود عدس لوبیا و باقلا می پزند و مهمانی می دهند این آش را هفت دانه نیز می گویند.

یکی از ویژگی های این جشن حس همکاری و کار گروهی آن بوده است بدین گونه که هر یک از همسایه ها دانگ خود را به خانه ای که در آن آش پخته می شده می دادند و از این رو به آن "دانگو" می گویند آشی با چنین ویژگیهای همانندی در میان کوچ نشینان بختیاری نیز پخته میشده و میشود که به آن "دندورو" به چم رویش دهنده ی دندان میگویند و آن را از شامگاه تا بامداد روی آتش ملایم گذاشته و هفت دانه از آن را به سوزن و نخ می کنند و بر روی کلاه کودکی که هنوز دندان های آن رشد نکرده می زنند تا همچون باز شدن گندم از پوسته ی خود در هنگام پختن٬ دندان های بچه نیز در بیاید.



مردمان از دور دست تاريخ اين روز را جشن گرفته و خوراكى ويژه ى آن را فراهم آورده و به دور هم به شادى مي نشستند. بيرونى در التفهيم زير عنوان بهمنجه مى نگارد: بهمن روزست از بهمن ماه و به دين روز "بهمن سپيد" به شير خالص پاك خورند . و گويندكه حافظه فزايد مردم را و فرامشتى ببرد. اما به خراسان مهمانى كنند برديگى كه اندرو از هر دانه ا ى خوردنى كنند و گوشت هر حيوانى و مرغى كه حلا اند و آنچ اندر آن وقت بدان بقعه يافته شود از تره و نبات."

گمان بر آن دارد استفاده از گوشت در ديگ بهمنجه رسم پيش از اسلام نباشد ، چرا كه بهمن نه تنها نگهبان آدمى بلكه نگهبان دام ها و ستوران هم هست . امروزه هم نزد زرتشتيان وهمن يا بهمن روز جز روزهاى نبر است. چهار روز وهمن (دوم ماه) ماه (روز دوازدهم ماه) گوش (چهاردهم ماه) رام (روز بيست و يكم) روزهايي است كه از خوردن گوشت پرهيز مى شود به همين دليل به نبر (نبريدن گوشت) نامورند.

در جنوب به مناسبت بهمنگان ،- شايد هم همگان از نام بهمنگانيش آگاه نبودند - آشى پخته مى شد كه چند خانواده يا يك محله باهم آنرا راه مى انداختند به نام آش دنگو يا دانگى يا به تعبير پرويز رجبى آش تعاونى . برخى از خانواده ها يا محله ها كه كمتر در ديگ بهمنگانى گوشت مى ريختند رندان به جاى آش دنگو به شوخى و طنز مى گفتند اودنگو كه به معناى آب شريكى است !

گویا در این خوراک از گیاه بهمن سرخ و بهمن سفید نیز استفاده می شد که این گیاه دارای ویژگی دارویی بوده و در روزگار ایران باستان این باور بوده که خوردن آن به تقویت حافظه کمک می کند آن را به گونه ی تازه در خوراک می پختند و خشک شده ی آن را دم کرده و می نوشیدند یا به گونه ی گرد روی خوراک می ریختند و یا با گرد قند ونبات آمیخته و می خوردند این گیاه در فرانسه بهن خوانده می شده و در گذشته ریشه ی بهمن سرخ وسفید در داروخانه های اروپایی گویا استفاده میشده است یکی از دیگر آیین های این روز آن بوده که مردم در این روز به کوه می رفتند و گیاهان ویژه ای که ویژگی دارویی داشته را میکندند و در این یک سال استفاده می کردند گروهی از این آیین ها که در جشن بهمنگان انجام می شود را به جاماسپ وزیر خردمند ویشتاسب"گشتاسپ" پادشاه دوران زرتشت نسبت میدهند.


لباس سپيد، گل ياس سپيد و خروس كه آهنگ كار را به گوش میرساند.، ويژه ى بهمن يا انديشه ى نيك هستند. اميد كه انديشه نيك را به نیک منشی پيوند و پيوست بديم تا جهانى زايا و آباد بر پا سازيم.


فرستاده شده در تاریخ: 1/21/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده


آدما از جنس برگن.
گاهی سبزن، گاهی پائيزن و زردن.
زمستون ديده نميشن.
تابستون سايبون سبزن.
آدما خيلی قشنگن؛
حيف که هر لحظه يه رنگن!

درود دوست یک رنگ من!
روزتون سپید؛ دلتون گرم، لحظه هاتون شاد.

SmileyCentral.com



همونطور که میدونین امروز، چهارشنبه (تیرشید) دوم (بهمن روز) ماه بهمن سال ۱۳۸۷ خورشیدی و برابر است با زادروز بزرگمرد دهکده ی دوستی، خشایار عزیز.
به یمن این روز زیبا، شادیهامون رو با هم قسمت میکنیم و جشنی بزرگ از این تقسیم دلها برپا میکنیم.






چه احساس لطیفیست، حس آغازی دوباره، حس شروع تنفس، روز ابتدای بودن!
چه اندازه شیرین است امروز، روز میلاد ... روزی که آغاز شدین!




روزی که بزرگی وجودتون با کوچیکی شمعها روشن سنجیده نمیشه بلکه با زیبایی مسیری که طی کردین به محک آزمایش سپرده میشه. روزی که گلهای زیبای مهر، آذین بخش لحظه هاست.

روز شما! روز میلاد دوباره!

خشایار عزیز زادروزتون شاد و لحظه هاتون در این بهمنگان زیبا، لبریز از عشق و آرامش.

فرستاده شده در تاریخ: 1/21/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اگه شمام مایلین که بخندین این کلیپ رو نگاه کنین!



دوستانی که قادر به دیدن کلیپ بالا نیستن میتونن به اینجا کلیک کنن!


فرستاده شده در تاریخ: 1/20/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما سری بزنیم به چین این حکایت چین هم حکایتی شیرینه بین دریابانو، شیرین بیان و آشپز باشی!
اینبار میریم به سراغ شهر اسرارآمیز شیان که به تازگی فیلم مومیایی رو هم بر مبنای همین شهر ساختند.


«شیان شهر اسرارآمیز چین»


نگهبانان شهر شیان
در ایالت شانگسی در مركز چین شهر شیان واقع شده كه دارای نگهبانانی منحصربفرد از جنس گل رس پخته است. این سایت باستانی متعلق به دوران امپراطوران كین به قدمت 2000 سال پیش در سال 1974 به طور تصادفی كشف شد. از آن پس با كاوش های باستان شناسان مجسمه‌های هزاران سرباز از دل خاك بیرون آمد و امروز در همان محل كه به صورت موزه ای درآمده است، نگه‌داری می‌شوند.





تصویری از چند مجسمه سربازان محافظ امپراطور سلسله كین كه كشف آنها یك واقعه منحصربفرد در تاریخ باستان شناسی جهان محسوب می‌شود.





یك روستایی چینی به طور تصادفی لشكر چند هزار نفری امپراطور كین شی هوانگدی را در سال 1974 در نزدیكی شهر شیان و مقبره این امپراطور كه بانی سلسله امپراطوران كین بود، كشف كرد.





باستان شناسان در جریان سالها كاوش كلیه جنگجویان این لشكر را از دل خاك بیرون آورده و در سال 1987 یونسكو نام این سایت را در فهرست میراث جهانی ثبت كرد.





این لشكر نمادین كه به دستور امپراطور كین شی هوانگدی ساخته شد و شامل سوارنظام، كمان داران، شمشیر زنان و غیره بود، وظیفه مراقبت از امپراطور را در دنیای پس از مرگ به عهده داشت.





چهره هریك از این هزاران سرباز با چهره دیگری متفاوت است زیرا هنرمندان دقیقا مجسمه سربازانی كه در آن زمان در لشكر كین شی هوانگدی را ساخته بودند.





هزاران مجسمه از سربازان در صفوف منظم كه بخش اعظم آنها با گذشت دو هزار سال هنوز سالم هستند در موزه ای كه در همان محل دایر شد، چشمان بازدیدكنندگان را به خود خیره می‌كنند.





برخی ازمجسمه های نگهبانان شهر شیان سرهای خود را از دست داده اند كه باستان شناسان به دقت آنها را بازسازی می‌كنند.



"جام جم"

فرستاده شده در تاریخ: 1/20/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

دو مطلب بسیار جالب هم به انتخاب دوست قدیمیمون «Sam-Dj» میخونیم


«کمبود این ویتامین شما را عصبانی می‌کند»




این ویتامین به ویتامین روحیه بخش معروف است و در تقویت سلول‌های مغزی موثر است. این ویتامین در متابولیسم کربوهیدرات‌های...
کمبود ویتامین B باعث عصبانیت می‌شود.
ویتامین B به ویتامین روحیه بخش معروف است و در تقویت سلول‌های مغزی موثر است. این ویتامین در متابولیسم کربوهیدرات‌های موجود در مغز نیز نقش دارد.
این ویتامین در غلات، حبوبات، انواع گوشت بدون چربی، سبزیجات تازه، تخم مرغ و جوانه گندم وجود دارد.
تحقیقات نشان داده است که با مصرف روزانه مقدار کافی از این ویتامین می‌توان از بسیاری از مشکلات خلقی و ناراحتی‌های عصبی پیشگیری کرد.





«خطر برخورد شهاب سنگ با زمین»





محققان بین المللی اعلام کردند که خطر برخورد شهاب سنگها با زمین امری واقعی است که می تواند منجر به نابودی قسمتهای عظیمی از سیاره زمین در کمتر از چند ثانیه شود. برخورد شهاب سنگها با زمین یکی از پدیده هایی است که به تازگی ذهن دولتها و متخصصان فیزیک و اخترشناسان را به خود مشغول کرده است زیرا مقابله با این پدیده امری پیچیده خواهد بود که برای موفقیت در آن باید بسیاری از جوانب در نظر گرفته شود.
گزارشهای جدید اخترشناسان خطر برخورد شهاب سنگی در ابعاد یک زمین فوتبال را با شهر نیویورک بسیار نزدیک می دانند که در این صورت این شهر در عرض یک ثانیه به طور کلی نابود شده و از کره زمین محو خواهد شد. به گفته محققان در صورت وقوع چنین حادثه ای امواج رها شده از برخورد با انفجار همزمان چندین بمب هیدروژنی برابری خواهد کرد. محققان بر این باورند که خطر برخورد شهاب سنگها با زمین واقعی بوده و امکان انفجار و نابودی آنها قبل از برخورد بسیار سخت تر و پیچیده تر از آن است که در فیلمهای سینمایی مانند آرماگدون تصور می شود. با این حال متخصصان فیزیک نجومی معتقدند بهترین راه برای مهار و جلوگیری از چنین فاجعه ای انحراف مسیر شهاب سنگ است که برای انجام این کار ابتدا باید عواقب ایجاد انفجار شهاب سنگ را مورد بررسی قرار داد.
به گفته متخصصان انفجار، این ساختارهای طبیعی می تواند خطرات یکسانی با برخورد با زمین داشته باشد زیرا با این کار امکان برخورد بیش از 100قطعه کوچک از یک شهاب سنگ بزرگ با زمین افزایش خواهد یافت.
براساس گزارش زی نیوز، به همین دلیل قبل از هر اقدامی متخصصان نیازمند بررسی نوع ساختار شهاب سنگهای مهاجم هستند تا با به دست آوردن دیدگاهی دقیق از ذرات سازنده، نیروی نگهدارنده ذرات و نحوه انفجار ذرات به شیوه ای مطمئن و امن برای جلوگیری از وقوع این «بلایای آسمانی» دست یابند.
آخرین تحقیقات و بررسی های دانشمندان در این مورد به زودی در گردهمایی شهاب، شهاب سنگ و ستاره های دنباله دار که به حمایت دانشگاه جان هاپکینز برگزار خواهد شد، ارائه می شود.


فرستاده شده در تاریخ: 1/20/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اگه شما هم مایل هستین یک شبه ره صد ساله برید و در رویاتون به فکر یک کیف پر پول هستین، که به شیوه ای به دستتون برسه و به انواع و اقسام راه ها هم متوسل شدین، مثل هرمهای مالی که مدتی سخن داغ روز بود، پیشنهاد میکنم مطلب زیر رو بخونین:


«کلاه برداری اینترنتی»


حتما برایتان پیش آمده که ایمیل‌هایی با محتوای عجیب و غریب دریافت کرده باشید، مثلا با این مضمون: یک مرد ثروتمند اهل آقریقا که دچار سرطان شده، قصد دارد ارثیه هنگفت خود را به صورت تصادفی به چند نفر ببخشد. ارسال‌کننده ایمیل در مقام وکیل این مرد، با این ایمیل با شما تماس می‌گیرد و از شما می‌خواهد چند هزار دلار به او پرداخت کنید تا بتوانید ظرف مدت کوتاهی به ثروت چند میلیون دلاری برسید.

هر وقت چنین ایمیل‌هایی می گرفتم با خودم می گفتم، فرستنده‌های چنین میل‌هایی چه حوصله و صبری دارند، آخر مگر ممکن است که کسی به این سادگی دم به تله بدهد و پول برایشان واریز کند. اما خبری که امروز خواندم نظرم را عوض کرد:

یک مرد اهل «لیمینگتون»، فریب ایمیلهای را خورد و ۱۵۰ هزار دلار به خود و خانواده اش، زیان وارد آورد، کارش را به عنوان یک راننده بارکش از دست داد و دوستانش، ترکش کردند! این مرد «جان رمپل» نام دارد، او تازه بعد از مدتی طولانی و پیمودن مسافت‌هایی طولانی، متوجه شده است که چنین ارثیه‌ای وجود خارجی ندارد و فریب خورده است.

او برای جور کردن مجموعا ۱۵۰ هزار دلار مجبور شده بود، ۵۵ هزار دلار از عمویش در مکزیک قرض کند، ۶۰ هزار دلار هم از والدینش بگیرد تا هزینه‌های انتقال ارثیه ۱۲/۸ میلیون دلار را بپردازد!

او در جولای ۲۰۰۷، ایمیلی از شخصی که خود را وکیل «دیوید رمپل» معرفی کرده بود دریافت کرده بود، این وکیل‌نما ادعا کرده بود که موکل او در بمب‌گذاری ۲۰۰۵ لندن مرده است و ۱۲/۸ میلیون دلار پول از خود باقی گذاشته است، و از آنجا که فرزندی ندارد، قبلا از او درخواست کرده بود که پول‌ها به جان رمپل برسد! دزدان اینترنتی در مرحله اول ۲۵۰۰ دلار از او پول خوساتند تا صرف انجام کارهای قانونی شود، وقتی پول پرداخت شد، در چند نوبت با ارسال مدارک جعلی از او به تدریج مبالغ دیگری گرفته شد.





ساده‌لوحی رمپل، دزدان را آماده کرد که ترفند دیگری را روی او پیاده کنند. انها از سوی یک سازمان دولتی نامعلوم به او ایمیل زدند که مالیات بر ارثش بالغ بر ۲۵۰ هزار دلار می‌شود. رمپل نگران شد و با وکیل جعلی تماس گرفت و وکیل به او گفت که می تواند با مذاکراتی مالیات را به ۲۵ هزار دلار تقلیل دهد!

رمپل برای تهیه این ۲۵ هزار دلار دست به دامان عمو و دوستانش شد. دزدان دفعه بعد از او ۱۲۰ هزار دلار خواستند، رمپل با بدبختی و با سفر به چند کشور و با قرض کردن از هر دوست و آشنایی که می‌شناخت، این مبلغ را هم پرداخت کرد! اما دست آخر، یک روز متوجه شد که دیگر تماسی در کار نیست و فریب خورده است.

این دزدان ایمیلی روزانه حدود ۳۰ هزار ایمیل ارسال می‌کنند، فقط به امید اینکه به یکی دو تا از آنها پاسخ داده شود.

به این نوع دزدی اینترنتی اصطلاحا Scam گفته می‌شود، Scam انواع مختلفی دارد، «نامه نیجریه‌ای» مشهورترین نوع ان است. به نامه نیجریه‌ای، کلاهبرداری ۴۱۹ هم گفته می‌شود. ۴۱۹ به بندی از قانون جزایی نیجریه‌ای اشاره دارد که این جرم در ان تعریف شده است.

تاریخچه نامه نیجریه‌ای به سال‌های اولیه دهه ۱۹۸۰ برمی‌گردد، زمانی که اقتصاد متکی به نفت نیجریه رو به افول بود. در این زمان چند دانشجوی نیجریه‌ای شروع به فریب تجار برای سرمایه‌گذاری در مناطق نفتی نیجریه کردند. در آن سال‌ها البته خبری از ایمیل نبود و کارها با تلفن، فکس و نامه انجام می‌شد. ایمیل کار این فریب‌کارهای اینترنتی را بسیار آسان و ارزان کرد.

نوع مشهور دیگر Scam ، به زندانی اسپانیایی مشهور است. در این ایمیل‌ها ادعا می‌شود که یک زندانی ثروتمند گرفتار در زندان، می‌خواهد ثروتش را به گیرنده ایمیل ببخشد، ولی نیاز به مبلغی پول برای رشوه دادن به زندان‌بان‌ها دارد!

بسیاری از گروه‌های حرفه‌ای که این نوع کلاهبرداری را انجام می‌دهند، حرفه ای هستند و اگر کسی بخواهد تلفن و فکس موجود در میل‌ها را چک کند، می‌بیند که همه چیز درست است، حتی تلفن‌های ادارات دولتی را هم در شماره‌های تماس آنها می‌توان پیدا کرد.

بر اساس نتایج نحقیق که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد، تنها در انگلیس، سالانه قربانیان، ۱۵۰ میلیون دلار از دست می‌دهند، متوسط مبلغی که هر قربانی پرداخت می‌کند، ۳۱ هزار دلار است.

زیان Scam ، همیشه منحصر به خسارت مالی نیست، تا به حال موارد متعددی از قتل، آدم‌ربایی و دزدی به وسیله این دزدان گزارش شده است. حتی در مواردی خود قربانیان Scam، هم برای تأمین پول کلاهبردارها مجبور به دزدی شده‌اند.


فرستاده شده در تاریخ: 1/20/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

همونطور که همه میدونین امروز، روز سوگند یاد کردن رئیس جمهور جدید آمریکاست، با هم مروری میکنیم روساي جمهور این کشور رو


«روساي جمهور امريكا»



باراك اوباما 47 ساله فرزند يك پدر سپاهپوست افريقايي و مادر سفيدپوست امريكايي است كه در شهر هانولولو در جزيره هاوايي امريكا متولد شده و همسري دو رگه همچون خودش دارد. او به عنوان نامزد حزب دموكرات در انتخابات ماه نوامبر گذشته امريكا به پيروزي رسيد و قرار است تا چهار سال ديگر امريكا را رهبري كند.





جرج بوش از حزب جمهوريخواه از سال 2001 تا 2009 ميلادي، به مدت دو دوره قدرت را در امريكا بدست گرفت و امروز قدرت را به جانشين باراك اوباما واگذار مي كند. او را در اين تصوير در كنار چهره جرج واشنگتن، نخستين رييس جمهوري امريكا – از سال 1789 تا 1797 – مي بينيد.





"بيل كلينتون" از حزب دموكرات پس از جرج بوش پدر طي دو دوره در سالهاي 1993 تا 2001 رييس جمهوري امريكا بود. همسرش، "هيلاري كلينتون" اكنون وزير خارجه دولت اوباما است.





"جرج بوش" پدر جرج بوش كنوني نيز از يك دوره به مدت چهار سال از 1989 تا 1993 رييس جمهوري امريكا بود و وقوع جنگ اول خليج فارس را در كارنامه خود ثبت كرد. در اين تصوير، او را در كنار وزير دفاعش، ريچارد (ديك) چني مي بينيد كه معاون پسرش نيز بود.





"رونالد ريگان" از حزب جمهوريخواه به مدت دو دوره طي سالهاي 1981 تا 1989 رييس جمهوري امريكا بود.





"جرالد فورد" سي و هشتمين رييس جمهوري امريكا به حزب جمهوريخواه تعلق داشت. او در سال 1974 پس از آنكه 9 ماه معاون رييس جمهوري بود، به دليل استعفاي "ريچارد نيكسون" تا سال 1977 كه دوره رياست جمهوري به پايان رسيد، اين مقام را بر عهده داشت.





"ريچارد نيكسون" از حزب جمهوريخواه از آن دسته روساي جمهوري امريكا است كه دوره اش به پايان نرسيد. او در سال 1969 به اين مقام رسيد و دوره دوم خود را نيز از سال 1973 آغاز كرد اما پس از 9 ماه در سال 1974 استعفا داد و معاونش، جرالد فورد رييس جمهور شد.





"جان اف كندي" از حزب دموكرات، دومين رييس جمهوري جوان امريكا پس از تئودور روزولت بود كه در سال 1961 ميلادي در سن 45 سالگي وارد كاخ سفيد شد اما نتوانست دوره خود را به پايان برساند زيرا به طرزي مشكوك در سال 1963 به قتل رسيد.





"هري ترومن" سي و سومين رييس جمهوري امريكا و از حزب دموكرات بود كه هدايت كشورش را طي سالهاي پس از جنگ جهاني دوم يعني از 1945 تا 1953 بر عهده داشت. آغاز جنگ سرد، تشكيل سازمان ملل متحد در نيويورك و وقوع جنگ كره از مهمترين رويدادهاي خارجي دوران مديريت او است.





"فرانكين روزولت" عضو حزب دموكرات، يكي از شاخص ترين روساي جمهوري امريكا است. او سي و دومين رييس جمهوري اين كشور بود و به مدت 12 سال از سال 1933 تا 1945 كاخ سفيد را رهبري كرد. مهمترين رويداد دوران حكومت او، وقوع جنگ جهاني دوم بود.





"وودرو ويلسون" نيز ديگر رييس جمهور سرشناس امريكا است كه جنگ جهاني اول در دوران او به وقوع پيوست. او از حزب دموكرات به مدت 8 سال از 1913 تا 1921 رييس جمهور بود.





"جرج واشنگتن" نيز كه پايتخت امريكا نام خود را از او وام گرفته است، اولين رييس جمهوري امريكا طي سالهاي 1789 تا 1797 بود. او اين مقام را پس از پيروزي امريكا در جنگهاي استقلال طي سالهاي 1775 تا 1783 با انگليس بدست آورد.


فرستاده شده در تاریخ: 1/20/2009