در گوشــــــــي
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!

:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد

.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد


تعداد صفحات 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 صفحه [ 52 ]
ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز دوشنبه (مه شید) شانزدهم (مهر روز) دیماه سال ۱۳۸۷ خورشیدی و برابر است با پنجم ژانویه سال ۲۰۰۹ میلادی.


تقویم تاریخ ...



¤. وقوع جنگ ۲۴ ساله ایران و روم (۶۰۳ م)

جنگ‌های ایران و روم رشته جنگ‌هایی است که از سال ۵۴ پیش از میلاد با یورش کراسوس سیاستمدار و سردار رومی به ایران در زمان پادشاهی فرهاد سوم اشکانی آغاز و تا پایان دوران ساسانیان ادامه یافت.



¤. كشف اشعه ايكس توسط رونتگن آلماني

پنجم ژانويه سال 1895 فيزيكدان آلماني ويلهلم رونتگن اشعه ايكس را كه به نام او به اشعه رونتگن معروف شده اند كشف كرد. اين اشعه بر خلاف اشعه معمولي، قادر به عبور از اشياء هستند و به همين دليل از آنها براي عكسبرداري از داخل بدن استفاده مي شود.
رونتگن با اين كشف مهم، جايزه نوبل فيزيك در سال 1901 را نصيب خود كرد.



فرستاده شده در تاریخ: 1/5/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود دوست خوبم!





خیلی از ما توی خلوت خودمون با خدایی که به ظن خودمون میشناسیم صحبت میکنیم که البته بیشتر این صحبت کردنها به صورت ذهنی و توی دل صورت میگیره. اگه دلمون خیلی هم نیاز به این همصحبتی داشته باشه، گاهی به صورت زمزمه در میاد و از قفس سینه به لب میرسه و تنها خودمون مفهومشو درک میکنیم.

این نیاز بشره که با آفریده ی هستی که فرا بر بشر و هر چه که آفریده شده، گاهی درد و دل کنه، شکوه ای، خواسته ای، نکته ای، سپاسی و خلاصه صحبتی داشته باشه. با کسی که میدونه فرا بر باورهای انسانی و بی نیاز از همه چیزه.

اما یک نوع صحبت کردن هست که شاید طی عمر خیلی کم اتفاق بیافته اما اثرش برای همیشه توی دل باقی میمونه! حدود دوازده سال پیش توی خیابون یخچال تهران زندگی میکردم. یک شب حادثه ای رخ داد که ساعت یازده شب من از خونه اومدم بیرون، بعد از گذر از یکی دوتا خیابون، رسیدم به بلوار شهرزاد که در اون یک کانال آب قرار داره و همیشه صدای آب ترانه ساز اون منطقه است. یک مرتبه برق رفت. ماشینو یک گوشه پارک کردمو توی خیابون شروع کردم به قدم زدن، توی اون تاریکی به نظرم خیابون پهن تر از همیشه شده بود. دور و برم هیچ مانعی نبود. انگار هوا جور دیگه ای جریان داشت.

اون شب میشد ستاره ها رو توی آسمون دید، همینطور که قدم میزدم شروع کردم با خدای خودم صحبت کردن، صدای آب باعث شده بود که نگران از این هم صحبتی نباشم، لحظه به لحظه صدام بالاتر میرفت و بی پروا حرفای دلم رو بیان میکردم.

زیباترین هم صحبتی بود که تا به امروز داشتم. اشکها بی پروا جاری میشدن، کلمات بدون دلهره از گلو خارج میشدن و همه چیز بوی آزادی و رهایی میداد و صدای آب پوشاننده ی بی پروایی من!


وقتی به خونه برگشتم، سبک بودم، درست مانند یک پرنده. شاد بودم و احساس سرمستی داشتم. طعم گسی داشت دیالوگ من و یزدان که هنوزم یادآوریش دلم رو به وجد میاره!

امروز اگه تونستین این فرصت رو به خودتون بدین که شما هم این طعم گس رو تجربه کنین! سبکبالی، شادی حقیقی و آرامشی که با هیچ چیزی دیگه ای قابل مقایسه نیست. احساس بی نیازی و رهایی و آزاد منشی!


فرستاده شده در تاریخ: 1/5/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

یک عجوبه ی شعبده بازی به نام "Criss Angel"





برای دوستانی که کلیپ بالا قابل رویت نیست، به اینجا کلیک کنین.


فرستاده شده در تاریخ: 1/4/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



«داستان لوگوهای شرکت‌های معروف فیلمسازی هالیوود»


کنجکاوی، چیز خوبی است. خیلی اوقات در پشت چیزهای روتینی که هر روز در زندگی‌مان می‌بینیم، داستان‌ها، تاریخ و حتی اسرار جالبی نهفته شده است، اما از فرط تکرار، ما حتی در عصر گوگل، به خودمان زحمت جستجو نمی‌دهیم.

برای مثال ما بارها لوگوهای شرکت‌های معروف فیلمسازی هالیوود را دیده‌ایم، اما به فکرمان هم نرسیده است که در مورد آنها جستجویی کنیم. پیش خودمان گفته‌ایم، اینها لوگو هستند دیگر! چه جایی برای کنجکاوی وجود دارد!

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که: پسربچه‌ای که در لوگوی دریم‌ورکس دیده می‌شود، چه کسی است؟ اصلا او کاملا تخیلی است یا وجود خارجی هم دارد؟ کوهی که در لوگوی پارامونت دیده می‌شود، چه کوهی است؟ زن مشعل به دست لوگوی شرکت کلمبیا چه کسی است؟


¤. لوگوی دریم ورکس:
پسربچه‌ای که روی هلال ماه، رؤیا به قلاب می‌گیرد در سال ۱۹۹۴، سه نفر دریم‌ورکس را بنیان نهادند. این سه نفر اینها بودند: استیون اسپیلبرگ (کارگردان معروف)، جفری کاتزنبرگ (رئیس استودیوی دیسنی) و دیوید گفن (تهیه‌کننده). اگر به لوگوی دریم‌ورکس دقت کنید، می‌بینید که در زیر اسم شرکت، سه حرف SKG، نوشته شده است، SKG در واقع از کنار هم نهادن حرف اول نام خانوادگی بنیان‌گذاران دریم‌ورکس ایجاد شده است.





وقتی قرار شد لوگوی دریم‌ورکس طراحی شد، ایده اسپیلبرگ این بود که این لوگو یادآور دوران طلایی هالیوود باشد. لوگوی اولیه به وسیله کامپیوتر طراحی شد و مردی را نشان می‌داد که روی ماه ماهیگیری می‌کند. ولی شخصی به نام «دنیس مورن» که یک ناظر جلوه‌های ویژه بود و در بسیاری از فیلم‌ها با اسپیلبرگ همکاری کرده بود، نظرش این بود که اگر لوگو با دست طراحی شود، چیز بهتری از آب درخواهد آمد. به همین خاطر مورن، از دوست هنرمندش، «رابرت هانت» خواست که کار طراحی لوگو را بپذیرد.

هانت قبول کرد،‌ او لوگو را مجددا با دست کشید و در کنار لوگو، لوگوی دیگری را که همان لوگوی کنونی دریم‌ورکس باشد را هم به اسپیلبرگ تحویل داد. اسپیلبرگ از لوگوی دوم خوشش آمد. هانت با کمک چند نفر دیگر لوگوی نهایی را تکمیل کردند و از ان زمان لوگوی معروف دریم‌ورکس در آغاز همه فیلم‌های این شرکت دیده می‌شود.

اما پسری که در لوگو دیده می‌شود، چه کسی است؟ او کسی نیست، جز ویلیام، پسر همین آقای هانت!






¤. شیری که در تبلیغ مترو-گلدوین-مایر دیده می‌شود
این شیر ملقب به لئو است و نخستین بار «هووارد هایتز» در سال ۱۹۲۴ آن را کشید. جالب اینجاست که بدانید کلا ۵ شیر تا به حال در لوگوی این شرکت مورد استفاده قرار گرفته‌اند. یکی از آنها نامی ندارد، نام ۴ تای دیگر اینهاست: اسلتس، جکی، تنر و لئو!





¤. لوگوی فاکس قرن بیستم:
نورافکن‌هایی که فونت لوگو را روشن می‌کنند. این لوگو در سال ۱۹۳۳ به وسیله هنرمند به نام امیل کوسا طراحی شد.





¤. لوگوی پارامونت: کوه باشکوه
در سال ۱۹۱۲، پارامونت به وسیله آدولف زوکر و دو برادر به نام‌های دانیل و چارلز فرومن تأسیس شد. پارامونت باسابقه‌ترین استودیوی فیلمسازی فعال محسوب می‌شود. کوه باشکوهی که در لوگوی این شرکت فیلمسازی دیده می‌شود، نخستین بار به وسیله شخصی به نام «هاکینسون» در جریان ملاقاتی که با زوکر داشت، طراحی شد. او کوه «بن لموند» را که در زادگاهش یوتا قرا داشت، مدل خود قرار داده بود. کوهی که ۲۹۶۰ متر ارتفاع دارد. در جریان این ملاقات، او طرح اولیه‌اش را یک دستمال سفره کشید.





اما کوهی که بعدا الهام‌بخش، طراحی لوگوی پارامونت شد، کوهی واقع در پرو به نام Artesonraju است. در این عکس می‌توانید، کوه واقعی را ببینید. این کوه نزدیک به شش هزار متر ارتفاع دارد و نخستین بار شخصی در سال ۱۹۳۲ موفق به فتح آن شد.





لوگوی اولیه پارامونت ۲۴ ستاره داشت، که نشان‌دهنده تعداد بازیگرانی بود که با این شرکت قرارداد بسته بودند، لوگوی کنونی پارامونت ۲۲ ستاره دارد، به درستی مشخص نیست که چرا دو تا از ستاره‌ها کم شده‌اند!





¤. برادران وانرز: سپر منقش به آرم WB
شرکت برادران وارز به وسیله ۴ برادر یهودی مهاجر از لهستان، در سال ۱۹۱۴ تأسیس شد. طراحی کلی لوگوی این شرکت از زمان تأسیس تا به حال از لحاظ کلی، تغییر نکرده است و در همه لوگوها سپری دیده می‌شود که روی آن WB یعنی حروف اول وانر برادز، حک شده است. البته تغییرات جزئی لوگوی شرکت برادران وارنرز، به کرات اتفاق افتاده است. در این صفحه می‌توانید، سیر این تغییرات را مرور کنید.





¤. شرکت فیلم‌سازی کلمبیا:‌بانوی مشعل‌دار
این شرکت در سال ۱۹۱۹ تأسیس شد. زنی که در لوگوی این شرکت دیده می‌شود، تجسمی از آمریکا است. به درستی مشخص نیست که زنی که مدل طراح لوگوی اولیه بوده، چه کسی بوده است، البته ادعاهای بسیاری در مورد این مدل ناشناس بوجود دارد. بت دیویس در اتوبیوگرافی خود، ادا کرده است که این زن، «کلودیا دل» بوده است. ولی مجله پیپل در مطلبی که در یکی از شماره‌هایش به چاپ رسید نام این زن را «آملیا بچلر» دانسته است. شیکاگو سان تریبون هم او را زن گمنامی به نام «جین بارتلومیو» می‌داند.




خوشبختانه لوگوی اولیه تغییر کرده است و بنابراین حالا دیگر این بحث‌ها اصلا موردی ندارد. در سال ۱۹۹۳ به طراحی به نام Michael J. Deas مأموریت داده شد که لوگوی کلمبیا را به حالت کلاسیکش برگرداند.





با اینکه بسیاری تصور می‌کنند که «انت بنینگ»، مدل این طراحی نو است و شاید هم به خاطر شباهت چهره، حق داشته باشند، اما در حقیقت یک زن خانه‌دار اهل لوئیزیانا به نام «جنی جوزف»، مدل این طراح بوده است. البته طراح ترجیح داد که به جا اینکه کاملا صورت این خانم را مدل قرار بدهد، چهره زن مشعل به دست را به صورت ترکیبی و با استفاده از کامپیوتر، ایجاد کند.






"یک پزشک"

فرستاده شده در تاریخ: 1/4/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



«با چرخ خياطي Quattro 6000D فايل تصویری آموزش خیاطی بسازيد»






روزگار عجیبی شده است. کمتر کسی این روزها پیدا می شود که فرصت خیاطی کردن داشته باشد. اما برای کسانیکه علاقمند به این حرفه هستند این یک گجت خیاطی واقعی است. شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که از کوک زدن تکه های پارچه قبل از دوخت اصلی خسته شوید و یا به دلیل نداشتن میدان دید کافی در زمان چرخ کاری اشتباه بدوزید و مجبور به باز کردن کار شوید.





چرخ خیاطی Quattro 6000D به گونه ای طراحی شده که در بالا بردن میزان دقت کاری شما بسیار موثر است. در کنار لبه سوزن چرخ خیاطی یک عدد دوربین بسیار کوچک تعبیه شده است که می تواند موقعیت اصلی پارچه و جهت حرکت دوخت و سایر جزئیات که در زمان چرخ کاری مهم می باشند را ضبط کرده و بر روی یک عدد نمایشگر HD LCD در ابعاد7*4.5 اینچ با وضوح بالا نشان بدهد. قسمتی از برنامه نرم افزاری این چرخ با کلید های لمسی صفحه نمایشگر قابل کنترل می باشد.





جالبتر آنکه شما می توانید پس از اتمام کار، فایل ضبط شده را از طریق اتصال انواع فلش درایوها به 3 عدد پورت USB تعبیه شده در اين چرخ خیاطی منتقل کرده و آن را به عنوان یک فایل آموزشی تصویری در اختیار دیگران نیز قرار دهید. در حافظه نرم افزاری این چرخ خیاطی چند عدد الگوی زیبای گلدوزی وجود دارد که می توانید در ضمن اینکه خودتان آنها را انجام می دهید به کمک دوربین سوزنتان به دیگران نیز آموزش دهید.


برای اطلاع بیشتر به اینجا کلیک کنین.


فرستاده شده در تاریخ: 1/4/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده


«چگونه از کفش‌های خود در فصل زمستان محافظت کنیم»






فصل زمستان بیشتر از سایر فصل های سال به پوست، لباس و مخصوصا کفش‌های ما آسیب می‌رساند. عوامل خشن و ناملایم زمستان باعث فرسوده شدن و کهنه شدن کفش‌های چرمی می‌شود. اندکی پس از بارش تند برف، لکه‌های شوره بر روی کفش ظاهر می‌شود و پس از یک هفته راه رفتن در آب و هوای طوفانی و نمدار، شکاف و ترک‌های زشتی روی کفش پدیدار می‌شود. مطمئنا کفش‌های چرمی در تمام طول سال نیاز به محافظت و توجه دارد، اما این کار در طول فصل زمستان اهمیت بیشتری دارد، چون یک جفت کفش چرمی بسیار مرغوب و با کیفیت عالی ممکن است در زمستان به سرعت خراب و کهنه بشود. با این وجود می‌توانید به راحتی با رعایت نکات ساده‌ای که برایتان شرح می‌دهیم از صدمه رسیدن به کفشتان جلوگیری کنید.


:::.. واکس زدن کفش
قبل از هرچیز کفش خود را واکس بزنید. واکس و براق‌کننده کفش بسیار ضروی و مهم است، خصوصا در فصل زمستان؛ اما ما معمولا در این مورد سهل انگاری می‌کنیم. واکس کفش یک رویه محافظ به کفش می‌دهد که چرم را مرطوب و ملایم می‌کند و دربرابر شرایط خیس از آن مراقبت می کند.
قبل از اینکه برای اولین بار درفصل سرد زمستان کفشتان رابپوشید، حتما آن را واکس بزنید تا از چرم کفش محافظت بشود.


:::.. فورا کفش را پاک کنید
سعی کنید بلافاصله بعد از کثیف‌شدن کفش، آلودگی و کثیفی که روی سطح چرم کفش نشسته است، پاک کنید. حتی اگر در پیاده رو راه می‌روید و کفش شما در گل و لای فرورفته است، بهتر است در اولین فرصت در گوشه‌ای بایستید و آن را تمیز کنید. هر کدام از ما باید یک کفش پاک‌کن و برس کفش با موهای زبر و جنس خوب داشته باشیم- برای هر رنگ چرمی یک برس مخصوص- پاک‌کردن و زدودن آلودگی و گل و لای باعث می‌شود که این ذرات فرصت نفوذ در واکس و چرم کفش را پیدا نکنند و به آن آسیب نرساند. شاید این کار بی‌اهمیت به نظر برسد، اما در طول فصل زمستان برای محافظت از کفش بسیار مهم و ضروری است.
برس و کفش‌پاک‌کن خود را همراه کفش و در جاکفشی بگذارید تا به سهولت دردسترس باشد و بلافاصله بتوانید از آن استفاده کنید.


:::.. خشک کردن کفش
خیابان های پر گل و لای و مرطوب زمستانی باعث خیس شدن کفش می‌شود؛ این شرایط اجتناب ناپذیر است. آنچه که باید دقت کنیم و از انجامش خوداری کنیم، خشک کردن سریع کفش است. یعنی هیچ‌وقت نباید کفشهای خیس خود را نزدیک بخاری یا شومینه بگذاریم تا مرحله خشک شدن کفش را تسریع کنیم. این کار شدیدا به چرم کفش صدمه می‌زند. یادتان باشد که کفش چرمی خیس و نرمدار را فقط باید در معرض هوا خشک کرد. اگرچه این روش سرعت دلخواه شما را ندارد، اما ارزش این کار را دارد.
هنگامی که به مسافرت می‌روید، بهتر است کفش‌های خیس خود را در روزنامه بسته‌بندی کنید تا چرم هنگامی‌که در طول شب خشک می‌شود، شکل خود را حفظ کند.


:::.. شوره کفش
برای کسانی که در مناطق آب و هوایی سخت‌تری زندگی می‌کنند، در فصل زمستان خطوط و لکه‌های شوره زیادی بر روی کفش ظاهر می‌شود. به هر حال وقتی کفشتان شوره زد، زودتر به آن توجه کنید و دست به‌کار بشوید تا اثرات آن کمتر بشود. شما می‌توانید لکه‌های شوره را به راحتی با یک پارچه نمدار پاک کنید. یک راه برای پیشگیری از شوره زدن کفش این است که وقتی از شرایط آب وهوایی بارانی و مرطوب که مطمئنا موجب شوره زدن کفش می‌شود، به خانه آمدید فورا کفشتان را با یک پارچه تمیز و خشک به‌آرامی پاک کنید، قبل از اینکه شوره روی کفش شما بنشیند و آن را بدشکل کند.
محصولات نمک زدا برای پاک کردن شوره کفش خوب است، اما استفاده از ترکیب نمک و سرکه هم روش مناسبی است و همان تاثیر را دارد.


:::.. کفش چرم جیر
همه چرم‌ها به مراقبت یکسانی نیاز ندارند. چرم جیر و چرم مخمل نما، یک جنس بسیار شیک و زیبا برای زمستان است، اما همان تکنیک‌های پاک‌کردن و مراقبت چرم معمولی در مورد کفش چرم جیر صدق نمی کند. به طور کلی باید از خیس شدن این نوع کفش جلوگیری کرد. این محدودیت مهمی است. وقتی کفش چرم جیر کثیف و آلوده بشود، واکس یا برس زدن به‌تنهایی پاسخگو نیست. برای پاک کردن و تمیزکردن آن باید از یک مداد‌پاک‌کن استفاده کنید تا لکه‌ها و خراش‌های روی چرم را از بین ببرد. سوهان ناخن هم در این مورد بسیار مناسب است.


:::.. بوی نامطبوع کفش
در فصل سرما جورابهای پشمی وسیله بسیار خوبی برای گرم کردن پاها است، اما پوشیدن آنها ممکن است برای کفش مضر باشد. در حالی که پارچه ضخیم جوراب پای ما را گرم می‌کند، باعث عرق کردن پا نیز می‌شود و در نتیجه باعث عرق کردن کفش و بو‌گرفتن آن می‌شود. کفش‌ بدبو ما را آزار می دهد و هوای مرطوب بیرون هم به این مشکل اضافه می‌شود. استفاده از پودر تالک(پودر طلق) برای حل این مشکل روش خوبی است.
می‌توانید یک ورقه خشک‌کن با رایحه خوب را درون کفش بگذارید، این ورقه بوی نامطبوع کفش را جذب می‌کند و بوی خوش کاغذ هم مدتی بعد از برداشتنش باقی می‌ماند.


"سایت دوخت"


فرستاده شده در تاریخ: 1/4/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

یکشنبه ها رو کوتاه با هم میگذرونیم اما طول مهرمون، هر لحظه رو به افزونیه مگه نه؟!
سخن کوتاه میکنم و با هم سری میزنیم به یکی از مشهورترین اقوام آفریقایی!


«قوم ماسايي»



قوم ماسايي يكي از مشهورترين اقوام آفريقايي هستند كه در مرز ميان كنيا و تانزانيا و در دشت هاي دامنه كوه كليمانجارو زندگي مي كنند. اين قوم كه به طور سنتي جنگجو هستند حوالي سال 1500 ميلادي از جنوب سودان به مكان كنوني زندگي خود مهاجرت كردند. ماسايي ها قومي دامپرور و نيمه كوچ نشين بوده و از نظر سنت ها، پوشش و ظاهر تفاوت بارزي با اقوام بانتو و ساير اقوام ساكن آفريقاي سياه دارند. اين قوم آنيميست بوده و الهه اي به نام نگايي از جمله الهه هايي است كه به آن اعتقاد دارند.



تصوير يك گروه از پسران نوجوان قوم ماسايي در حال انجام يك مراسم سنتي. ماسايي ها خودرا با انواع پرها ، تزيينات ، رنگ و غيره آرايش مي كنند و لباس قرمز رنگ مي پوشند.






تصوير يك مرد ماسايي در دهكده اي در نزديكي درياچه نگورونگورو در كشور كنيا. وظيفه ساختن خانه به عهده زنان ماسايي است.






قوم ماسايي در دشت هاي وسيع نزديك پارك هاي بزرگ ملي در شمال تانزانيا و مركز و جنوب غربي كنيا زندگي مي كنند. آنها براي گله هاي گاو خود نياز به مراتع وسيع دارند.






يك مرد ماسايي در حاشيه درياچه نگورونگورو در كشور كنيا. گله هاي گاو ثروت ماسايي ها را تشكيل مي دهند.






كلبه ماسايي ها از چوب، گل و پهن گاو ساخته مي شود و فقط شامل يك اتاق وسيع است.






چهره يك زن جوان ماسايي و تزيينات جالبي كه به خود آويخته است.






يك رسم قديمي كه امروز منسوخ شده است ايجاب مي كرد تا جوانان ماسايي براي اين كه بالغ شناخته شوند بايد يك شير را با نيزه شكار مي كردند.







چهره يك ليبون كه به نوعي رئيس دهكده ماسايي ها محسوب مي شود و تصميمات اتخاذ شده توسط شوراي ريش سفيدان دهكده را او بايد تاييد كند تا به اجرا درآيند.






سه مرد ماسايي كه جزو جنگجويان قبيله خود محسوب مي شوند در نزديكي درياچه مانيارا در تانزانيا عازم شكار هستند.






چهره يك پسر جوان ماسايي كه پس از طي كردن مراحل سنتي بالغ محسوب شده و جزو جنگجويان دهكده است.



"جام جم"

فرستاده شده در تاریخ: 1/4/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

لحظه های شادی براتون آرزو میکنم!





فرستاده شده در تاریخ: 1/3/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

میریم به یک سفر زیبا به منطقه ای از ایران عزیز که شگفتی آفریده!

«منطقه ورسک مکان زیباییها»





در هربرهه از زمان وهرجا كه اراده اي توانا به منصه ظهور مي رسد، در پي آن شگفتي ها پديد مي آيد. شگفتي هايي كه دراين ميان فقط اهل نظر مي توانند به عظمت آن پي ببرند. با نگاه به چشم انداز راه آهن ايران، چه در شمال هنگام عبور از قلل شامخ البرز وچه در جنوب هنگام گذشتن از فراز دره ها وكوههاي سخت و بلند به راحتي مي توان به اهميت وعظمت آن پي برد. يكي از شاهكارهاي راه آهن كشور «پل ورسك» است كه به عنوان مهمترين و مرتفع ترين پل خط آهن شمال ايران مطرح است. ازاين پل كه شهرت جهاني نيز دارد و نام آن در تمامي آثاري كه پس از پايان جنگ جهاني دوم منتشر شد، با عنوان «پل پيروزي » ياد شده است.





ساخت پل ورسك كه از مهمترين رويدادهاي فني مهندسي راه آهن كشور محسوب مي شود، توسط مهندسان آلماني وكارگران فني كار گذاشته شده است. به لحاظ ويژگي هاي منحصر به فرد، اين پل در فهرست آثار ملي كشورمان نيز به ثبت رسيده است.

پل ورسك كه در واقع از شاهكارهاي معماري جهان به شمار مي رود، در دره ورسك واقع در ۸۵كيلومتري جنوب قائم شهر ـ تهران در محور سوادكوه قرار دارد و راه آهن سراسري تهران ـ شمال را به هم متصل مي كند. عظمت اين كه در واقع دوكوه عظيم وسخت گذر عباس آباد را به يكديگر اتصال مي دهد، حقيقتي انكارناپذير است كه حتي جهانگردان خارجي نيز به آن اعتراف دارند ودر برابر عظمت و بزرگي و اراده آهنين طراح وسازندگان آن سرتعظيم فرود مي آورند.





حجم پل ورسك كه داراي ۶۶ متر دهنه و ۱۱۰متر ارتفاع از ته دره است، جمعاً ۴۵۰۰ مترمكعب است وهزينه ساخت آن در آن زمان، بالغ بر ۲ ميليون و ۶۰۰ هزار تومان بوده است.

براي ساخت اين پل عظيم چندطرح مبتني بر استفاده از مصالح بنايي كه بيشتر مقرون به صرفه بوده، به تصويب رسيد. از سويي، طي يك گزارش به روايت بوميان منطقه، هنگامي كه اين پل ساخته شد، به فرمان رضا شاه رئيس حكومت وقت، مهندس سازنده پل به همراه همسر و فرزندانش در هنگام عبور نخستين قطار از روي اين پل در زير آن قرار گرفتند تا به اين ترتيب اطمينان سازه ساخته شده، ثابت شود.





امروز پل ورسك علاوه براهميت ويژه در صنعت حمل ونقل، از جاذبه هاي سياحتي كشور نيز محسوب مي شود كه مسير دسترسي به آن در صورت كسب مجوز از مقامات ذيصلاح از ارتفاعات شرق ورسك، است.

گفتني است در سال ۱۳۲۰ كه نيروهاي متفقين در زمان جنگ جهاني دوم وارد ايران شدند، يكي از دلايل پيروزي خود را در اين جنگ وجود راه آهن سراسري ايران عنوان كردند. از طرفي، «چرچيل»، نخست وزير وقت انگليس نيز پل ورسك مستقر در راه آهن شمال را پل پيروزي لقب داد. این پل در زمان سلطنت رضا شاه بر روی رودخانه ورسک در مجاورت سواد کوه بنا شد.





سه خط طلا راه‌آهن معروف به سه خط طلا در سه كيلومتري بعد از آبادي ورسك به سمت گدوك در ارتفاعات شرق جاده خطوط راه‌آهن و با پلها و تونلهاي زيبا در سه خط به موازات هم مشاهده مي‌شود. اين خطوط براي كم كردن شيب و افزايش ضريب قدرت لوكوموتيوها به اين شكل بنا شده است.

این بنا از ملات سیمان و شن شسته شده و آجر ساخته شده و در ساختمان آن از آرماتور فلزی استفاده نشده است به بیان دیگر این بنا از ملات غیر مسلح ساخته شده است .





این پل در منطقه عباس آباد سوادکوه و بر روی دره ورسک احداث شده است. ارتفاع آن از کف دره 110 متر و دارای یک دهانه قوسی به طول 66 متر است طول کلی پل 2/73 متر است.

ورسک از جمله پل‌های استراتژیک ایران است که توسط مهندسان آلمانی و اتریشی با تضمین ۷۰ ساله احداث شد.





ورسک از نام مهندسی از بوهم آلمان گرفته شده که در ساخت این پل شرکت داشت. نام او شژ|ووسک بود. چون در فارسی این حرف چکی وجود ندارد و تلفظ آن کلمه برای بسیاری سخت بود، بدین نام مشهور گشت.

این مهندس اهل کشور آلمان (بوهم آلمان) بوده و چون در زمان جنگ جهانی دوم این پل ساخته شده و همچنین روابط خوبی میان دو کشور ایران و آلمان در آن زمان برقرار بوده در ساخت این پل بیشتر از مهندسان آلمانی استفاده شده‌است.





از جذابیت های دیگر ورسک که هر چه بگویم کم گفته ام محلی است به نام «سل بن» سل بن در واقع از دو واژه «سل» به علاوه «بن» مرکب شده است. سل به معنی سد و پل است. بن هم به زبان مازندرانی به معنی زیر است . پس سل بن یعنی زیر پل یا زیر سد. دلیل این نامگذاری پلی است که از زیر آن رودخانه ی پر آبی می گذرد.

این مکان از کوهها و صخره ها احاطه شده و بوته های تمشک و درختچه های آلوچه جنگلی در لا به لای صخره ها خودنمایی می کند.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید منشاء و سرچشمه ی این رودخانه ی پر آب از کجاست. این رودخانه از کوهی سرچشمه می گیرد که به «کوه چشمه» معروف است. این کوه را می شود تا قله پیمود.





جاده ی مارپیچی که از وسط جنگل رد می شود ما را به قله می رساند. در چند کیلومتری قله مرتع و چراگاه مناسبی برای گله های گوسفند و گاو است.

مردم روستا برای اینکه این مسیر را تا پایین کوه سریع تر طی کنند از حیواناتی مانند اسب استفاده می کنند. این منطقه ی زیبا یک آبشار هم دارد که آدرس دقیق آن را برایتان می گویم؛ زیر پل ورسک رودخانه ای جریان دارد که اگر مسیر رودخانه را بگیریم و حدود 45 دقیقه آنرا دنبال کنیم به آبشار می رسیم. آبشارهای کوچک در طول مسیر زیبایی وصف ناپذیری را به وجود آورده اند. این آبشار حدود 20 متر ارتفاع دارد و از روی تخته سنگی بزرگ سرازیر می شود.

این تخته سنگ طوری آویزان شده که گویی دلش می خواهد از آن بالا پرت شود. اما نمی دانم چه نیرویی جلوی او را می گیرد.

با این اوصاف فکر میکنم اگر خودتان برای یک بار هم که شده به این منطقه دلانگیز سفر کنید به اعجاب آن پی خواهید برد.


فرستاده شده در تاریخ: 1/3/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

دانستنی های خانه داری ...

«صرفه جویی از دست دادن حرارت در خانه »




برای قاب پنجره ها باید از درزگیر استفاده کرد. اما با این وجود اگر باز هم روزنه ای در پنجره وجود داشت می توان با استفاده از چسب نواری کلفت روی آن را پوشاند تا از هدر رفتن گرما جلوگیری شود.





«کمک گرفتن از شمع برای گرم کردن منزل»





در صورت تمایل برای گرم کردن بیش از حد منزل (به بیش از ۲۰ یا ۲۱ درجه سانتی گراد) می توان از شمع های بزرگ بهره گرفت. با روشن کردن چند شمع بزرگ در خانه این گرمای اضافی در خانه تأمین می شود و لازم نیست سوخت بیشتری مورد مصرف قرار بگیرد. شاید این مسئله ابتدا خنده دار بنظر برسد اما پس از روشن کردن شمع هاست که می توان به گرمای قابل توجه آنها پی برد.





«مدت زمان حمام گرفتن»




دوش گرفتن با آب گرم خصوصاً در فصل زمستان بسیار دلچسب است و عموماً مدت زمان حمام کردن در فصول سرد سال افزایش پیدا می کند. کاهش این مدت زمان به نصف، می تواند هزینه ها را ۳۰ تا ۳۳ درصد کاهش دهد.





«استفاده از نور خورشید برای گرم نگه داشتن منزل»




در طول روز باید تمام کرکره ها و پرده های آفتاب گیر خانه کنار کشیده شده و به محض غروب آفتاب به جای اول خود باز گردانده شوند. علاوه بر این استفاده از پارچه های کلفت و پرچین برای فصل زمستان بسیار مناسب است، زیرا این پرده ها هوای گرم را نگه داشته مانع از خروج آن می شوند.

فرستاده شده در تاریخ: 1/3/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما بشنویم از دو خبر جالب!

«دکتری که از چربی بیمارانش سوخت انسانی ساخت!!»




دکتر «الن بیتنر» کاری انجم ‌داده که در نوع خود بی‌نظیر است. ایشان یک جراح زیبایی در «برولی هیلز» لوس آنجلس بودند. یکی از اعمالی که این پزشک انجام می‌داد، «لیپوساکشن» یعنی تخلیه چربی اضافه شکم و اندام‌های بیمارانش بود. دکتر بیتنر به این فکر افتاد که از چربی اضافی بیمارانش استفاده بهینه کند و آنها را مبدل به یک نوع سوخت زیستی کند! او ادعا کرده است که از مدت‌ها پیش از چربی بیمارانش برای تأمین سوخت خودروی فورد خودش استفاده می‌کرده است.
این موضوع سر و صدای زیادی در رسانه‌های غربی به پا کرد و برای مثال هرالد سان، فاکس نیوز و نشریه اقتصادی فوربس در وب‌سایت‌های خود به آن اشاره کردند.
البته مدتی است که در مطب این پزشک، بعد از شکایت تعدادی از بیمارانش تخته شده است، آنها شکایت کرده بودند که دستیار او بدون اینکه اجازه رسمی لیپوساکشن داشته باشد، در کلینیک او مبادرت به این کار می‌کرده و برای آنها مشکلاتی به بار آورده است.
چربی حیوانات و انسان‌ها حاوی تری‌گلیسرید است، یک کیلوگرم چربی می‌تواند به یک کیلوگرم سوخت تبدیل شود و با توجه به اینکه دکتر بیتنر، بیشتر از هفت هزار لیپوساکشن در کلینیکش انجام داده بود، می‌توان حدس زد که سوخت قابل ملاحظه‌ای به دست آورده باشد! البته طبق قوانین آمریکا تبدیل ضایعات انسانی به سوخت، غیرقانونی است و او به همین خاطر توسط دپارتمان ملی سلامت کالیفرنیا تحت پیگرد قرار گرفته است.
دکتر بیتنر در حال حاضر قصد دارد به آفریقای جنوبی مهاجرت کند.


منبع: "یک پزشک"



«ستاره دنباله‌دار، علت انقراض ماموت‌ها»




روزنامه هرالد تریبون با درج مطلبی در اینترنت نوشت: همان گونه كه دایناسورها بر اثر برخورد یك شهاب سنگ با كره زمین در شصت و پنج میلیون سال پیش از بین رفتند، یافته‌های جدید محققان نشان می‌دهد: برخورد یك جسم فضایی با زمین در حدود سیزده هزار سال پیش موجب نابودی برخی از موجودهای زمینی شده‌اند.
این روزنامه به نقل از مجله علمی ساینس ‌نوشت: دانشمندان به مداركی دست یافته‌اند كه نشان می‌دهد انفجار یك ستاره دنباله دار، موجب یخبندان ناگهانی هزار ساله و متعاقب آن مرگ پستانداران غول پیكر از جمله ببرهای عاج دار و ماموت ها در منطقه شمال آمریكا شده‌اند.
به نوشته شیكاگو تریبون، دانشمندان در بررسی های خود از این مناطق،‌ روی خاك‌های كربن كه قدمت آنها به سیزده هزار سال پیش باز می‌گردد به ذرات میكروسكوپی ریز الماسه‌هایی كه بر روی ستاره‌های دنباله‌دار یافت می‌شوند، دست یافتند.
داگلاس كنث، از دانشمندان انسان شناسی دانشگاه اورگان آمریكا كه سرپرستی این تیم تحقیقاتی را بر عهده دارد با ارائه یك فرضیه گفت: پس از انفجار یك ستاره دنباله‌دار بر فراز آمریكای شمالی، قطعات این جرم آسمانی پس از فرود بر زمین، باعث بروز آتش سوزی شد.
به گفته وی: این آتش سوزی موجب سرد شدن ناگهانی كره زمین و انقراض این جانوران عظیم الجثه شد.
به گفته محققان: در لایه‌های ریز الماسه‌ها ، سنگواره‌های موجودات غول پیكر به وفور یافت می‌شوند.
آلن وست، از نویسندگان مقاله و كارشناس ژئو فیزیك یالت آریزونا،‌ نیز گفت: ممكن است این واقعه جمعیت انسانی را نیز تحت تاثیر قرار داده باشد.
اشیا به جا مانده از فرهنگ كلوویس‌ها (یك قبیله شكارچی و ساكنان اولیه آمریكای شمالی) نیز نشان می‌دهد مردمان این قبیله نیز بر اثر پیامدهای ناشی از برخورد این جرم آسمانی از بین رفته‌اند.
با این وجود، بسیاری از محققان هنوز در باره صحت این فرضیه اطمینان ندارند.


منبع : "شبکه خبر"


فرستاده شده در تاریخ: 1/3/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز شنبه (کیوان شید) چهاردهم (گوش روز) دی ماه سال ۱۳۸۷ خورشیدی، برابر است با سوم ژانویه سال ۲۰۰۹ میلادی.


«جشن سیرسور»





گوش روز از دی ماه برابر با 14 دی در گاهشماری ایرانی

جشنی در گوش روز از دی ماه برگزار می شده است به نام «سیرسور» که در این روز ویژه، همراه با غذا سیر می خوردند یا آن را در میان گوشت نهاده و می پختند و بر این باور داشتند که خوردن این غذاها زیان های دیوها را دور می کند.
نیز روز غلبه ی دیوان بر جمشیدشاه و کشته شدن وی در روایت های ایرانی، که در شاهنامه ی فردوسی هم آمده است که پدیده ی گوشت خواری پس از جمشید رواج پیدا کرده.

در زین الاخبار نیز در این باره آمده است :
«... سنت بر آن بود که در این روز از خوردن چربی خودداری کنند ...»

در برهان قاطع نیز می خوانیم :
«... در این روز فارسیان عید کنند و جشن سازند و در این روز گوشت و سیر برادر پیاز خورند و گویند که خوردن آن ایمن بودن از مس جن است و جن گرفته را از آن دهند. نیک است در این روز فرزند به مکتب دادن پیشه و صنعت آموختن.»


فرستاده شده در تاریخ: 1/3/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود دوست من!





سلام و صد درود با یک دنیا احساس ناب و زیبا به امروز و لحظه های امروزیتون.
شما نمیخواین پاسخ سلام و درود دریابانو رو بدین؟ امروز من منتظر پاسخ شمام!
تعجب نکنین، اما این خیلی مهمه که احساس بشه شما چطور به یک درود، پاسخ میدین. گرم و صمیم، آروم با تردید، بشاش اما با لبخند ظاهری، سرد و محتاط و یا ...

برای سلام گفتن و پاسخ شنیدن، ابتدا باید"ديگري" رو ديد و احساس كرد. يعني، پذيرفتن فرد خاصي به جز خود.

اما وقتي ديگري رو نمیبینین و یا اونو احساس نكردين، سلامتون هم اون قدرگرم نيست كه به دل بنشينه و شما موفق نشدین يك ارتباط دوستانه با ديگران برقراركنين. بنابراين پاسخي كه مي‌گيرين، صوري و صرفا يك وظيفه تلقي مي‌شه.

به هرحال، قطعا حال و هواي ديگه ای هم در پاسخگويي شما مهم ِ. اما شما چون با سلام گفتن ارتباطي رو آغاز مي‌كنين، توان اين كار رو دارين كه یک نفر رو از درگيري با درون و ذهنيتش آزاد كرده و به دنياي خوب و سرشار از زندگي خودتون وارد كنين؛ حتي اگه تنها براي لحظاتي اين اتفاق، شكل بگيره.

ميزان، نوع شناخت و يا نبود اون بر چگونگي سلام و درود تاثيرگذار ِ. اما من میگم كه چرا خودمون رو از اين مسايل فارغ نكنيم و با قدري آزادمنشي، همدردي انساني و به دور از اين گونه نگاه‌هاي خاص، باسلامي گرم و صميمي حضور آرام‌بخش خودمون رو نمود نبخشيم؟!

اولين سلام خودتون رو به خاطردارين؟ اونو وقتي به زبون آوردين كه پا به اين دنيا گذاشتين، زمان تولد، سلامي كه هرگز تكرار نمیشه! يك بار براي هميشه.

اگه دقت كنين اين سلام مفاهيم زيادي مي‌آموزه. اين سلام رو هرگز نبايد فراموش كرد چرا كه همواره نكته مثبتي رو گوشزد مي‌كنه؛ اينكه يك عمر بيشتر نداريم، پس حواسمون رو جمع كنيم كه حد‌اكثر رضايت‌خاطر رو به دست آورد. اينكه هيچ چيز ارزش نداره كه شايد به دليل برخي ذهنيت‌ها و پيش‌داوري‌هاي فكري و احساسي، به ديگران بي‌احترامي كنيم يا فضاي ناخوشايندي براي ادامه ارتباط ايجاد كنيم.

بنابراين، اگه شخصی رو تنها به عنوان يك انسان، به دور از هر پيش‌زمينه ذهني"ببينيم" و"حس" كنيم، مسيري مثبت رو با يك سلام ساده و واقعي براي ارتباطي ثمربخش هموار مي‌كنيم.


حالا امروز کسی میخواد به درود دریابانو پاسخ بده؟!


فرستاده شده در تاریخ: 1/3/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

انقدر شیوا و شیرین آناهید عزیز از تاریخچه ی این رقص زیبا، سخن گفتن، که حیف دیدم کلیپی رو به همراه هم در اینبار نبینیم.





برای دوستانی که دیدن کلیپ بالا، مقدور نیست به اینجا کلیک کنین.


«anahid_espin»:
البته دریا جان، منشاء آواز فلامنکو به طور دقیق مشخص نیست. اما به نظر میرسد این نوع موسیقی ابتدا در قرن هجدهم و در اندلس ظاهر شد. سه ناحیه مشخص یعنی Jerez (خرز)، cadiz (کادیز) و sevilla سویا) به طوري كه در نابسامانی و فقر متولد شد و توسعه یافت.


«anahid_espin»:
اولین آوازی که به طور صحیح می تواند فلامنکو نامیده شود به نام tona (تونا) است که سبکش برگرفته از آوازهای مردمی ميباشد این آواز حتی هم اکنون نه تنها در اندلس بلکه در دیگر نواحی اسپانیا موجود است. کلمه ایکه مخفف tanada) tune) است و برای مشخص کردن هر آوازی در نواحی کشور استفاده میشد.

«anahid_espin»:
بدون شک فلامنکو ي اولیه یک فرم ساده ای برای روشن کردن و حتی متمایز کردن اتحادیه ها و ریشه های فامیلی بود و در پاتوقهای شبانگاهی مملو از مسافران اندلسی که عمدتا قاچاقچیان، روسپیها ، فروشندگان دوره گرد و مغازه داران بودند اجرا میشد. هنگامیکه آنها بعد از کار روزانه و برای استراحت همدیگر را ملاقات میکردند. البته در یک ترکیب عجیب و غریب!!


چه جالب من در این مورد چیزی نشنیده بودم!

«anahid_espin»:
بعدها به دلیل موفقیتی که اولین خواننده ها در اجرای همین مجامع داشتند، کم کم باعث حرفه ای شدن خودشان و موسیقیشان شد. این پیشرفت چشمگیر باعث شد تا صاحبان مسافرخانه ها و مالکین خانه ها و کافه ها برای گرمی بازار خود به فکر استخدام این افراد یعنی خواننده ها که از اقشار فقیر جامعه بودند، بیفتند. در طول این دوره خوانندگان برای همراهی آوازشان گیتار میآوردند، تا آنجا که آواز فلامنکو به يك فرم حرفه ای از موسیقی و آواز تبدیل شد البته فرمی جذاب، تماشایی و مردم پسند در خلال دوره رمانتیک (بعد از سال 1825 ) اسپانیا میزبان مسافرانی از کشورهای ایتالیا، فرانسه و انگلیس بود. این مسافران همگی در جستجوی یک فضای زیبا و در عین حال قدیمی و فلکولوریک آن بودند در این ميان موسیقی فلامنکو بود که خودنمایی می کرد.

«anahid_espin»:
بارها دسته های فلامنکو در شهرهای مهم اندلس سازماندهی ميشد ، حتی توریستهایی که به اندلس سفر ميکردند این مطلب را در سفر نامه هایشان با ذکر نام آورده اند. فلامنکو در آن زمان بیش از پیش در مجالس خصوصی حضور پیدا میکرد، در جشنها، مناسبتها و موقعیتهایی مثل نمایشگاه ها که معامله کنندگان آن بعد از یک تجارت خوب، با جیبهای پر پول برای دیدن و شنیدن این موسیقی می آمدند جای خود را باز میکرد. مردم هنوز اسامی مربوط به این دوره ها را به صورت سینه به سینه بیان می کنند از جمله tioluis el la Juliana (واژه tio در اینجا معنی دایی یا عمو نمیدهد و یک واژه روستایی و در عین حال محترمانه بود Juliana هم میتواند مادرش باشد یا همسرش) از خوانندگان مشهور بعدی میتوان به tioluis el cautivo (به معنی زندانی)، juanmacarron Vicente و غیره اشاره کرد. شخصی به نام chronicles در آن زمان از اسامی دیگری هم یاد کرده همانند:el planeta ،el filio ،el jerezano ، marinade lasnivees ، la perla و juande dios .. با پیدایش این جنبش آوازهای مردم ساکن اندلس به سمت فلامنکو سوق داده شد مثل بعضی ازدستگاه ها همانند: granadinas ،malagunea ،fandangos ،rondena Serrana ،tangos و mirabaras.


«anahid_espin»:
به موازات این تحولات، حرکت تازه دیگری متولد شد و آن فستیوال های gipsy در گرانادا بود كه برای خارجی هایی که به این جشن می آمدند طراحی شده بود در اواسط قرن نوزدهم هنگامی که کافه های موسیقی در سراسر اروپا رواج پیدا می کرد، اندلس هم از این حیث مستثنی نبود.


«anahid_espin»:
در آنجا به آوازهای مردمی و رقصیدن توجه بیشتری میشد چرا که آوازها و رقصها وجهه خارجی به خود گرفته بود و کم کم در کافه ها و قهوه خانه ها رواج پیدا میکرد. در ابتدا رقصیدن نسبت به آواز خواندن متداولتر بود ولی در طول دهه 70 آواز مهمتر از رقصیدن شد.

چه تحولات جالبی! اولین جایی که فلامینکو به صورت رسمی وارد عرصه شد کجا بود؟


«anahid_espin»:
اولین کافه موسیقی ( café cantane ) در los lombarados شهر سویا در سال 184 گشايش يافت فلامنکو یک قست اعظم از این نمایش بود که در ردیف کمدیها و تئاترها یا zarzuela (اپراها به سبک اسپانیایی) جای داشت تعداد این کافه ها بالغ بر سیصد عدد بود و به سختی استانی پیدا میشد که این نوع کافه ها در آن وجود نداشته باشد. البته بیشتر این کافه ها در شهر مادرید، جاییکه اکثریت آدمها، بارسلونی کادیزی، خرزی، سویایی و مالاگایی بودند وجود داشت.


«anahid_espin»:
30 سال آخر قرن نوزدهم به عنوان دوره طلایی فلامنکو نامیده میشود. چرا که به قدری این موسیقی در سراسر اسپانیا گسترش پیدا کرد که حتی تالارهای اجرا موسیقی هم برای اجرا و نمایش فلامنکو به این کافه ها پیوستند.


آناهید نازنین من که واقعا لذت بردم، اطلاعات بسیار خوبی بود. خیلی احساس خوبی بود. مطمئنم که دوستانمون هم به اندازه ی من لذت بردن!


فرستاده شده در تاریخ: 1/2/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اما بشنویم از آناهید عزیز

«anahid_espin»: وقت بخیر دوستان، امروز میریم سراغ flamenco dance یا همون رقص فلامنكو که رقص سنتی کشور اسپانیاست و شهرت جهانی داره!





«anahid_espin»:
موسيقي فلامنكو موسيقي سنتي اسپانيا همانند تمامي موسيقي هاي ديگر در جهان داراي رقص و علائم مخصوص به خود مي باشد كه اين موسيقي و رقص آن را از انواع ديگر موسيقي متمايز مي سازد. حركات دست و پا در فلامنكو هر كدام بيان كننده تاريخ ، داستان و يا افسانه اي مي باشد كه براي بيان كردن آنها از حركات و فرم هاي بخصوصي استفاده مي شود . اين رقص شباهتهاي بيشماري به رقص اعراب دارد، با مروري بر تاريخ جهان در مي يابيم كه اسپانيا و اندولس مدتي در تصرف اعراب بوده و اعراب پس از بيرون رفتن از اسپانيا بعضي از فرهنگهاي خود را در اسپانيا به يادگار گذاشتند كه بسياري از اين فرهنگها را در معماري بناها در اسپانيا، موسيقي و رقص آنها به وضوح مي توان مشاهده كرد.

«anahid_espin»:
آرم و نشانه رقص فلامنكو متمايز كننده اين رقص از رقص هاي ديگر ميباشد كه مخصوص رقاصان فلامنكو و بخصوص رقاصان زن در فلامنكو ميباشد. ژست و فرمي به ظاهرحال ساده، ولي فرمي ضروري براي رقص و سرشار از تكنيك و هنرمندي.


«anahid_espin»:
شروع رقص در فلامنكو در هر شرايطي با حركت دست ميباشد. حركت دستي ظريف و تكنيكي كه اصولا در بالاي سر و رو به آسمان نگاه داشته مي شود . رو به آسمان نگاه داشتن دست در شروع رقص و همزمان نگاه كردن به آسمان يا رو به بالا به نوعي ستايش معبود از نعمتي كه (رقص) در اختيار هنرمند قرار داده است تلقي ميشود. گاهي اوقات شروع فرم رقص با حركت دست از پهلو و سينه رقاص شروع ميشود و رو به بالا قرار مي گيرد.

«anahid_espin»:
افسانه هاي كاتالونيا در اين باره ميگويند شكر معبود از اعضاء بدن شروع ميشود كه رقاص با اشاره به قلب كه سيماي خداوند در انسان است رقص را شروع كرده و آن را با بالا بردن دستهاي خود رو به آسمان تقديم به معبود خود ميكند.

«anahid_espin»:
بعد از هماهنگ شدن حركات دست و بازوها يك رقاص احتياج به هماهنگ كردن آنها با حركات پا دارد . اين حركت يعني هماهنگ كردن حركات دست و پا در رقص به شكلي كه رقاص از فرم رقص خارج نشود تكنيكي بسيار مشكل ميباشد كه با ممارست و تمرين بسيار زياد بدست مي آيد.


«anahid_espin»:
حركات با با قدم زدن بر روي انگشتان پا شروع ميشود. رقص با اين حركت يا حركت با كفش پاشنه دار بر روي ريتم و كمپاسي كه رقص قرار است در آن انجام شود شروع ميشود . ضربات پاي رقاص تماما اصولي و بر روي كمپاس زده مي شود (كمپاس ريتم در دستگاه هاي فلامنكو مي باشد) و حركات دست نيز از آن پيروري ميكند.


«anahid_espin»:
حركات پا با خم شدن جزئي زانوها و ضربه پا برروي زمين به شكلي با وقار و پر قدرت مي باشد كه اين ضربات تحريكي يا بهتر بگوييم انرژي مضاعف براي خواننده و گيتاريست ياري دهنده رقاص مي باشد. ضربات پا به گونه اي است كه با كمترين فشار بيشترين صدا ايجاد مي شود و اين يكي از نكات كليدي و تكنيكي در رقص فلامنكو مي باشد . بدن كاملا راست و كشيده در رقص مي باشد كه هر چه اين كار بهتر انجام بگيرد تاثيري كه بر روي مخاطب ايجاد مي كند قوي تر مي باشد.


«anahid_espin»:
صدا و ضربات پي در پي پا در رقص نمادي از رويارويي قهرمانان افسانه ها با موانع پيش رويشان بوده است و امروزه نمادي از بردباري و پشتكار مي باشد. ضربات نشان دهنده هوش، قدرت و مقاومت است.


فرستاده شده در تاریخ: 1/2/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده


نام میدون «مشق» رو در تهران شنیدین؟ در اوایل حکومت ناصرالدین شاه، محل فعلی اداره ی پست، شهربانی سابق، وزارت دفاع ملی و ... سراسر بیابون بود و سربازان در اون «مشق» میکردن، به همین سبب به اون میدون "مشق" میگفتن.



«میدان مشق، عکس از آنتوان سوروگین»



در دوران پهلوی دوم در بخشی از اون بناهای نظامی و دولتی ایجاد شد و قسمتی هم به صورت گردشگاه دراومد که نام باغ ملی به خودش گرفت. اما چندی بعد که اون بخش هم به تصرف ساختمونها دراومد، اثری از باغ نموند بجز نامی که به روی سردرش همچنان پابرجاست.

از حوادث مهمی که در این میدون روی داد، میشه به اعدام "میرزا رضا کرمانی" ضارب "ناصرالدین شاه" اشاره کرد. او که در حرم حضرت عبدالعظیم شاه رو ترور کرده بود، تحت الحفظ به تهران آورده شد و تا زمانی که شاه جدید «مظفر الدین شاه» از تبریز رسید، در کاخ گلستان در مبال (دستشویی) زندانی بود، شاه اونو به قصاص خون پدر به دار آویخت.

میرزا رضا در میدون مشق به چوبه ی دار آویخته شد، در حالی که عده ی زیادی سرباز و قزاق و نیز مردم تماشاگر از هر رده و دسته ای در اونجا جمع بودن. جنازه ی میرزا رضا رو یک روز بر سر دار نگاه داشتن و روز بعد در خندق کنار میدون مشق انداختن تا طعمه ی سگ های ولگرد و حیوانات وحشی بشه. امروز از میرزا رضا و ناصرالدین شاه جز نامی باقی نمونده و باغ ملی و میدون مشق نیز در غوغای رفت و آمد هزاران هزار ماشین و اصوات بهنجار و نابهنجار و دود و غبار وغم گم شده.

و چند سال بعد ... آیا کسی حدس میزنه که اینجا روزی باغ ملی بوده و تفریحگاهی؟


فرستاده شده در تاریخ: 1/2/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

در مورد مکعب "یوشیموتو" میدونین؟ اگه پاسختون منفیه، پیشنهاد میکنم کلیپ زیر رو با دقت نگاه کنین!





(اگه کلیپ قابل رویت نیست به اینجا کلیک کنین)

طبق توضیحاتی که در این ویدئو میشنوین، "مکعب یوشیموتو" میتونه به دو حجم دوازده وجهی ستاره ای تغییر شکل بده و سپس تبدیل به دو مکعب مجزا بشه و در پایان میشه دوباره همون یک مکعب اولیه رو از نو ساخت. جالب اينجاست که اين مکعب در سال 1971 توسط "نائوکی يوشيموتو" اختراع شده و اینجاست که با کمی خیالبافی میتونیم بگیم که: "مکعب یوشیموتو" علاوه بر تغییر شکل به دو حجم دوازده ضلعی، باعث تغییر شکل مغز ما هم به چیزی شبیه ژله آناناس میشه!





برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر کلیک کنین.

http://www1.ttcn.ne.jp/a-nishi/y_cube/z_y_cube.html


فرستاده شده در تاریخ: 1/2/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

طبق آمار "ویکی پدیا" ژاپن از نظر جمعیت دهمین کشور دنیا و از نظر مساحت شصت و دومین کشور دنیا محسوب میشه. اما قرار گرفتن این کشور در رده های اول جهان از نظر علم و تکنولوژی روز، در کاهش مشکلات محیطی مربوط به ازدیاد جمعیت موثر واقع شده و در حال حاضر به دلیل داشتن مهندسین خبره در امر راه سازی و ساختمون سازی های شهری، جاذبه های گردشگری خاصی از نظر زیربناهای شهری در گوشه و کنار این کشور به چشم میخوره.

خالی از لطف نیست تا شما هم گشت و گذاری در خیابونها و بزرگراههای عجیب و غریب این کشور داشته باشین.






اگه خوب به تصویر نگاه کنین، میبینین که یک خیابون مسیر خودش رو از درون یک ساختمون چندین طبقه پیدا کرده و به یک بزرگراه اصلی می پیونده. جالب اینجاست که این طرح به معماری سالهای پیش در ژاپن برمیگرده و با وجود تمامی جذابیتی که برای من و شما داره یک ایده نسبتا قدیمی برای ژاپنیها به حساب میاد.





تصویر سمت چپ تقاطع Hakozaki در توکیو و تصویر سمت راست تقاطع Hokko در Osaka رو نشون میده. این نماها راه حل های مهندسین ژاپنی رو در حل مشکلات ترافیک شهری و تسهیل تردد جمعیت زیاد این کشور نمایش میده.





شاید دنیای سنگ ها و آجرها دنیای سرد و بی روحی باشن، اما کمانها و حلقه های مارپیچ زیبا میتونن این انجماد رو به شدت کاهش بدن. اینجا حلقه Higashiosaka ست که زیباترین قسمت معماری بزرگراه Hanshin محسوب میشه. سالانه تعداد زیادی از عکاسان سراسر دنیا به اینجا رجوع میکنن تا بتونن زیبایی این حلقه رو در لنز دوربین خودشون بگنجونن.





در این تصویر هم میتونین نمای زیبایی از Osaka رو مشاهد کنین که چگونه رگهای خیابونی، کالبد شهر رو در هم تنیده و سلولهای خونی رنگارنگ در امتداد رگها در رفت و آمد هستن.





چهار راهها و خیابانهای فرعی چند طبقه رو مشاهده میکنین؟ شاید کم کم آسانسوری هم برای رفت و آمد وسایل نقلیه بین خیابونهای چند طبقه لازم بشه! مطمئنا دیگه نمیشه در این خیابونها ابتدا و انتهایی پیدا کرد.





انگار در این کشور جاده کشی فقط به خشکی ختم نمیشه. با سهولتی باور نکردنی مسیرها راه خودشون رو از بین آبها هم پیدا کردن.





این هم نمایی از بزرگراه های توکیو در شب، به لطف سیستم حمل و نقل خوب و کمک یکی از بزرگترین سیستمهای متروی دنیا ترافیک در خیابونهای این شهر سنگین نیست.





یک نما در شب از پل Rainbow. در جداره خارجی این پایه ها و بدنه از پنلهای ذخیره کننده انرژی خورشیدی استفاده شده تا بتونن در روز با ذخیره انرژی نور خورشید و تبدیل اون به توان الکتریکی، انرژی لازم جهت نور پردازی زیبایی رو که در شب شاهد اون هستیم، تامین کنن.

با این تفاسیر و با داشتن چنین معماری و مهندسی دقیقی که در راه سازی ژاپنی ها دیده میشه، میشه به این نکته هم فکر کرد که چرا سالیانه در این کشور چندین هزار نفر بر اثر حوادث رانندگی جونشون رو از دست نمیدن؟!



http://www.darkroastedblend.com/2008/12/astounding-japanese-highways-bridges.html


فرستاده شده در تاریخ: 1/2/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

مسلما امروز در همه جای دنیا می‌شه ماشین‌های آخرین مدل یا خونه‌های اعیونی پیدا کرد، اما "مدنیت" یا رفتار متمدنانه‌ی شهروندان ربطی به استفاده از مظاهر تمدن مدرن نداره.





امروز در مورد یکی از ورزشهای ملی کشور افغانستان میخوندم، کشوری که پاره ای از ایران خودمون بوده و زبان پارسی اصیل رو میشه در زبان این کشور پیدا کرد.

هنوز در افغانستان "بزکِشی" ورزش ملی محسوب میشه و در این ورزش (؟!) "لاشه‌ی خون‌آلود بزی" رو درمیانه‌ی میدون بازی می‌ندازن و دو گروه سوار بر اسب به دنبال تصاحب اون با شلاق به جون هم می‌افتن تا بالاخره تکه پاره‌ای از لاشه‌ی لگدمال شده‌ رو از دروازه‌ای بگذرونن و برنده بشن.

البته این ورزش(؟!) قوانینی داره: هیچ بازیکنی اجازه نداره برای تصاحب لاشه‌ی بز، بازیکن تیم رقیب رو با گلوله بزنه و اگر مرتکب چنین کاری بشه، با گرفتن یک کارت قرمز از زمین اخراج می‌شه!

اگر همون‌طور که می‌گن این بازی یادگاری از دوران استیلای مغول و علاقه‌ی قبیله‌ای اونها به "غارت" و "چپاول" باشه، پسندیده‌تر ِ که به تدریج فراموش بشه چون این روزها گوشت رو در بسته‌بندی‌های بهداشتی و با یک تلفن به در خونه می‌آرن و برای تصاحب چند کیلو راسته و فیله نیازی به تمرین چپاول نیست...

اینها رو نگفتم که خدای نکرده گروهی یا کشوری رو به محکمه ی قضاوت بنشونم. اونم کشوری که متعلق با ماست و ما متعلق به اون و جدا از هم نیستیم، بلکه میخواستم بگم که رفتار غیر متمدنانه در هر کجایی که صورت بگیره برای سایر مردم، تعجب برانگیز و ناخوشاینده! درست مثل حکایت مترو و اتوبوس سوار شدنهای ما در شهری مثل تهران!

بازم امروز دریابانو لباس وطن فروشی به تن کرده نه؟! اما امروز روز آدینه است و بازار اعتراضات داغ

فرستاده شده در تاریخ: 1/2/2009

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده


حتما باید لب چاله بایستن، روی خط قرمز هم نه، لب خود چاله. در واگن‌ که باز ‌شد باید قبل از همه سوار بشن، به کسی اجازه پیاده شدن نمی‌دن، وقت ندارن اعتماد هم ندارن، شاید قطار فرار کنه!
در ایستگاه پله‌ها رو دوتا یکی بالا می‌رن تا قبل از دیگران خارج بشن، زودتر از همه ماشین بگیرن، زودتر از همه به مقصد برسن، زودتر از همه... جلوتر از همه... اول از همه... یعنی قرار ملاقات مهمی دارن؟

نه... حداکثر می‌رن تا با همسرشون دعوا کنن یا نقشه ی خفه کردن شریک‌شون رو بکشن یا سر کوچه با رفقا بایستن و درباره‌ی "آب و هوا" گپ بزنن یا خیلی که خانواده دوست باشن، ادامه ی یکی از همین سریال‌های تلویزیون رو تماشا کنند.

راه که می‌رن به همه تنه می‌زنن، سر هیچ چهارراهی منتظر سبز شدن چراغ عابر پیاده نمی‌مونن، در بزرگراه با دنده‌ی عقب، در شب با چراغ خاموش، در هنگام بارندگی بدون برف‌پاک‌کن رانندگی می‌کنن و وقتی که می‌خواهین از خط‌کشی عابرپیاده بگذرین جوری از کنارت رد میشن که زنده موندنتون رو مدیون بخت بلندتون باید باشین یا عمری که هنوز به دنیا بوده.

این همه عجله برای چیه؟! تا بحال بهش خوب فکر کردین؟
به عزیزی گفتم چرا همیشه انقدر توی هر زمینه ای عجله دارین؟ بهم پاسخ دادن که نگران وقت هستن. وقت ارزش زیادی داره، ما برای زندگی فرصت کم داریم.

و من فکر کردم که با این همه استرس و نگرانی برای از دست دادن وقت هر چند که بخواد مثبت هم صرف بشه، چقدر از لحظه هایی که با استرس از دست دادن اون میگذره، داره از بین میره و حروم میشه!

صبح روز آدینه تون خوش

فرستاده شده در تاریخ: 1/2/2009