در گوشــــــــي
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!

:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد

.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد


تعداد صفحات 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 صفحه [ 55 ]
ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

برای برخی آدمها، زندگی یعنی یک لحظه توقف و بعد رفتن. بعضی از آدم هایی که وارد زندگیتون میشن، مدت کوتاهی میمونن، برخی به سرعت میرن، ولی باور کنین اونهایی که شما برای شون فرد خاصی هستین، همیشه راهی برای موندن پیدا میکنن.






درود دوست نازنین من، صبح زمستونیتون پر از پاکی و سپیدی ناب.

جشن یلدایی آذرگانتون که به خوشی گذشت؟!

برای من شبی به یاد موندنی شد و تجربه ای زیبا در کنار کسانی که دوستشون دارم و یاد همه ی شمایی که توی دل دریابانو خونه ای به وسعت زندگی ساختین، در این شب روشنتر از همیشه درخشید.

امروز زیبای زمستونی رو با هم همراه خواهیم بود و فراموش نمیکنیم که آغازی با لبخند، زیباتر از شروعی با غصه است.


فرستاده شده در تاریخ: 12/22/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



«سفره آرایی شب یلدا»






طبق سنن و آداب قدیمیان همیشه رسم بر این بوده در بلند ترین شب سال که برابر با آخرین شب آذر ماه است اقوام و خویشان و کوچکتر ها به دیدن بزرگترها و مادربزرگ و پدر بزرگها ی دوست داشتنی بروند و با گرفتن فال حافظ و خواندن شاهنامه در کنار قرآن این شب را به یاد ماندنی تر کنند و اما خوردن تنقلات مخصوص این شب نباید فراموش شود به طوری که خیلی از قدیمیها هندوانه و خربزه و انگور و انار مخصوص این شب را از دو ،سه هفته قبل در محلهای خنک منزلشان نگهداری می‌کردند که نشان می داد این شب برایشان بسیار حائز اهمیت بوده است .دور کرسی نشستن ها که بازگو کردن آن برای جوانان و فرزندان امروزی باید با توضیحات خاص خود همراه باشد،اما بدون آن کرسی ها هم می شود بر دور سفره ی سنتی و یا حتی مدرن شب یلدایی نشست و به این شب بلند به یاد ماندنی نشاط و شادابی ویژه ای بخشید.


روش سنتی :
برای سفره از پارچه ی ترمه یا پته ی کرمان و یا هر نوع پارچه ی گل دوزی شده به سبک و سیاق قدیمی و سنتی استفاده کرده و چون هم اکنون دیگر از آن کرسی های با صفای قدیمی خبری نیست می توانید سفره را بر روی میز گرد یا چهار گوش با پایه های کوتاه پهن کنید و تمام مواد تزیین شده را در ظرفهای سفالی رنگی و یا چینی های گل سرخی قدیمی ویا حتی نقره درسفره قرار دهید .قرآن، که بهتر است با معنی و منظوم باشد را به همراه شاهنامه و دیوان حافظ ،بین دو شمع مورد نظرتان و یا درکنار کاسه ی بلورین حاوی شمع ها در بالای سفره قرار داده و بین آنها چند شاخه گل نرگس بگذارید تا سفره ی زیبا ومعطری داشته باشید و آن شب را دور سفره با خواندن قرآن و شاهنامه و گرفتن فال حافظ در کنار دوستان و اقوام شبی به یاد ماندنی و خاطره انگیز سازید.

روش مدرن و امروزی:
در این روش از انواع سرمه ها و رومیزی های جدید به سلیقه ی خود استفاده کرده و در وسط میز ناهار خوری ویا میزهای کوچکتر پهن کرده و به آرامی با دست قسمتهایی از رو میزی را چروک و برآمده کنید و وسایل مورد نیاز و تزیین شده را در ظرفهای سیلور یا کریستال قرار داده و در فواصل برآمدگی های سفره بچینید .قرآن منظوم ،شاهنامه و دیوان حافظ را نیز در بالای سفره قرار داده و بین آنها از انواع گلهای معطر و تازه به سلیقه ی خود بگذارید و در کنار سفره ای که با عطر و بوی کتاب آسمانی قرآن و نعمت های بی دریغ خداوند مزین و خوشبو شده شبی آسمانی را به دوستان و اقوام هدیه کنید.



فرستاده شده در تاریخ: 12/20/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

يلدا شب تولد مهر است.


« جشن یلدا در سایر اقوام»






شب نشانه تاريكي اهريمني و روز نشانه روشني ايزدي است. چون شب يلدا بلندترين شب سال است كه پس از آن روزها بلند ميشود و روشني بر تاريكي چيره ميگردد. از اين رو شب آغاز زمستان را زادشب ايزد فروغ پنداشتهاند كه پس از چند هزار سال هنوز آرياييها آنرا جشن ميگيرند. در ايران به نام شب يلدا و در نزد عيسويان اين شب به زاد شب حضرت مسيح نام گرفته است.

ايرانيان باستان ميپنداشتند كه بغ مهر در كوه البرز در يك غار از فروغ زاده شده است، چون از برخورد دو سنگ آذري سخت به همديگر آذرخش ميجهد، از اين رو پيدايش مهر را هم چنين ميپنداشتند كه مهر هم مانند آذرخش از دل سنگ برون جسته است پس نبايد پنداشت كه مهر از سنگ زائيده شده ،بلكه زاده فروغ است و به جهان آمدنش چنين است.

ايرانيان باستان شب يلدا را زاد شب مهر ميپنداشتند، يلدا ، واژه سرياني و به معني تولد است با آنكه از تاريكي شب يلدا سخن زياد گفته شده است، اما هر شب يلدايي تاريك نيست.

تاريكي و روشنايي شب يلدا بستگي به گردش ماههاي قمري در ماههاي خورشيدي دارد. شب نشانه تاريكي اهريمني و روز نشانه روشني ايزدي است. چون شب يلدا بلندترين شب سال است كه پس از آن روزها بلند ميشود و روشني بر تاريكي چيره ميگردد. از اين رو شب آغاز زمستان را زادشب ايزد فروغ پنداشتهاند كه پس از چند هزار سال هنوز آرياييها آنرا جشن ميگيرند.

در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده‌شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده ‌است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌نمودند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده‌است.

در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگداشت خداوند خورشید بوده ‌است و آن را خورشید شکست‌ ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند (که از ریشه کلمه ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌ است و معنی اش، میلاد و تولد است). ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌ است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.

در قسمت‌هایی از روسیه‌ی جنوبی، هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌ مناسبت چله برگزار می‌کنند. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.

یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.

آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می‌خورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگذار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

فرستاده شده در تاریخ: 12/20/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



«ویژه نامه شب یلدا - بخش چهارم»






اما آیین شب یلدا در استان مركزی از دیرباز در سه شب متوالی باعناوین شب "چله‌بزرگه"، "چله وسطی" و "چله‌كوچیكه" برگزار می‌شده و خویشان و دوستان سفره‌ای از مهر را می‌گشودند و از هر دری سخنی می‌گفتند. یكی ‌از آیین‌های ویژه یلدا، در استان مركزی دیدار و بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده‌است.
در شب‌های چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور كرسی چوبی جمع می‌شدند و به قصه‌های بزرگترها گوش می‌دادند. زنان و دختران روستایی در گرگ و میش شب‌های چله در تكاپو و هیجانی خاص ملزومات غذا و تنقلات ویژه این شب را مهیا می‌كردند وبرای گذران ساعات خوش در كنار فامیل لحظه شماری می‌كردند. آنان درسینی‌های قدیمی مسی درفضای دوده‌گرفته آشپزخانه‌های قدیمی، انواع میوه و تنقلات به ویژه هندوانه، انگور، تخمه و نخودچی كشمش، و خرما را مهیا می‌كردند. دراین شب استثنایی پس از صرف شام و خواندن دعای شكر درپای سفره، همگان در كنار هم، از شادی‌ها و غم‌ها، موفقیت‌ها، اعتقادات، امیدها و بیم‌هاشان می‌گفتند.
بزرگترها و ریش سفیدان فامیل در این شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ، سعدی و فردوسی خاطرات و داستان‌های كهن ایران زمین را برای اعضای خانواده نقل می‌كردند.
در شب یلدا، بزرگترها با كودكان هم بازی می‌شدند،"پر یا پوچ" دزد بازی و مشاعره از جمله بازیهایی است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزی با مشاركت همه اعضای خانواده رواج داشت. این رسومات تا ‪ ۵۰سال پیش در شهر اراك و سایر مناطق استان مركزی به شكلی فرا گیر وجود داشت اما اكنون به ندرت می‌توان چنین جلوه‌هایی را به چشم دید.


یلدای تهران قدیم نیز با میوه‌های تازه فصل پاییز ، میوه‌های خشك شده تابستان آجیل مخصوص، شیرینی و هندوانه به صبح می‌رسید. تهرانیان قدیم درهمه اعیاد خود سنت حسنه جمع شدن افراد خانواده در منزل بزرگتر خانواده را منظور می‌داشتند و همه فرزندان خانواده در منزل مادر و پدر جمع می‌شدند. از سنن یلدای تهران، صرف میوه‌های تابستانی از جمله هندوانه است كه به دلیل نزدیكی این مراكز كشاورزی با تهران، میوه هندوانه در خوراكی‌های شب یلدای تهرانیان قرار گرفته ‌است.
آجیل شب یلدا نیز از دیگر مصروفات تهرانی‌ها است كه تركیب آن نشانی از اعتقاد و تجربه اهالی تهران قدیم به خواص گوناگون میوه‌های خشك شده است كه با عنوان "آخشیج "(تضادها) كاربرد داشته است. ولی تهرانی‌ها شب یلدا را همه ساله جشن می‌گیرند تا سنت‌های زیبای قدیم در لابلای زندگی مدرنیته شهرنشینیشان حفظ شود.


مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین كهن را با رفتن به خانه بزرگ‌ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها آوردن میوه‌های مختلف خشك و تر و میوه‌های سرخ فام كه به "شب چره" معروف است، همراه با خوراكی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پر بركتی را نوید می‌دهد.
در بعضی مواقع كه مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌كنند كوچكترها شعر "هر كه نیارد شب چره - انبارش موش بچره" سر می‌دهند، كه مادربزرگ در آوردن "شب چره" تعجیل می‌كند. دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی‌دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگل‌كشا و انجیر خشك، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند.
به عقیده مادر بزرگ‌های قزوینی اگر دراین شب ننه سرما گریه كند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ می‌آید. یكی دیگر از آداب و رسوم "شب یلدا" فرستادن "خونچه چله" از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، كله‌قند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.


از جمله آیین‌های شب یلدا در خراسان شمالی آن است كه خانواده‌ها در این شب‌نشینی شب یلدا تفالی نیز به دیوان حافظ می‌كنند كه این‌كار هم معمولا توسط بزرگ خانواده صورت می‌گیرد. آنان دیوان اشعار لسان‌الغیب خواجه شیراز را با نیت بهروزی و شادكامی می گشایند و فال و مراد دل خود را از او طلب می‌كنند. بازگویی خاطرات، قصه‌گویی پدر بزرگها و مادر بزرگها نیز یكی از مواردی است كه یلدا را برای خانواده‌ها دلپذیرتر می‌كند. یكی دیگر از سنت‌های كهن شب یلدا، چله بردن برای خانواده عروس است. با فرا رسیدن شب چله مردهای جوان طبق‌های آراسته میوه، شیرینی و كله‌قند تزیین شده را به رسم هدیه به خانه عروس جوان می‌برند.
این طبق‌های هدیه كه معمولا مسی است و روی آن با سفره‌های قرمز گلدوزی شده پوشانده شده، پر از ظرفهای بزرگ میوه پیچیده در زرورق‌های رنگین با گل و نوارهای مواج می‌شود.
مردانی این طبق‌ها را بر سر گذارده و در پی یكدیگر با شادی و پایكوبان راهی خانه عروس می‌شوند. خانواده دختر نیز به پاس قدردانی و به رسم یادبود لباس‌ و یاقطعه پارچه‌ای را برای خانواده داماد، در سینی خالی شده هدایا می‌گذارند. اگر قبل از شب چله برف باریده باشد برخی از مردم شهر و روستا در این شب با خوردن برف شیره، با شیرین كردن كام با معجونی از بارش زمستانی، با سردی زمستان آشتی می‌كنند. همچنین بزرگترها با دادن حلوا قلقلی از كوچكترها پذیرایی می‌كنند.
حلوا قلقلی از كوبیده شدن مغز گردو، بادام، كنجد و دیگر دانه‌های روغنی تهیه و سپس در شیره انگور نیز خوابانده می‌شود. اما برخی از افراد كهنسال و نیز آشنایان به فرهنگ مردم در خراسان شمالی همه این آیین و مراسم را بهانه‌ها و ترفندهایی برای گردهم آمدن خانواده‌ها، بجای آوردن صله ارحام و رفع كدورتهای احتمالی بین خویشاوندان می‌دانند. آنان بر این باورند كه پیشینیان در هر فصل به بهانه‌ای سعی می‌كرده‌اند تا اقوام را جمع كرده و صلح، صفا و صمیمیت را در بین آنان حكمفرما كنند.


فرستاده شده در تاریخ: 12/20/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده






جشن یلداتون شاد
به ندای عزیز خیر مقدم میگم و به روی ماه همه ی شما عزیزان درود میفرستم!
همونطور که همگی به خوبی از اون آگاه هستین، امروز شنبه (کیوان شید) سیم (انارم روز) آذرماه ۱۳۸۷ خورشیدی برابر است با بیستم دسامبر سال ۲۰۰۸ میلادی و یکی از بزرگترین جشنهای ما ایرانی هاست. و همونطور که از نام این روز پیداست، به آن جشن انارم روز نیز میگفتند که نام این جشن وام گرفته از میوه ی اصلی سفره ی شب چله است.

به مناسبت این جشن زیبا، امروز ویژه نامه ی شب یلدا رو با هم ادامه خواهیم داد و به شادی خواهیم پرداخت.

فرستاده شده در تاریخ: 12/20/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

Neda5908 : نويسنده



اينترنت من مشكل داره
يك هفته مي شه كه نتونستم بيام
الان هم كه اومدم كلي سعي كردم تا يه پيام بذارم نشده كه نشده
نمي دونم بازم سعي مي كنم شايد لااقل بتونم شب يلدا رو بهتون تبريك بگم

يلدا به كمندي و سياهي سر زلف نگار است
يلدا شب طولاني و پر راز و نياز است
بي دوست نشايد كه به پايان رسد اين شب
يلدا شب وصل است و پر از خاطر شاد است

شاد باشيد و پاينده


فرستاده شده در تاریخ: 12/20/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



«تزيينات بسيار زيبا به روى هندوانه»




















فرستاده شده در تاریخ: 12/19/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

«anahid_espin»:
کسی خونه هست؟
به به آناهید عزیز! خوش اومدین نازنین

«anahid_espin»:
دریا جان بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب. میخوام امروز شهری که در اون زندگی میکنم رو به دوستان دهکده، معرفی کنم.
چی بهتر از این؟! این میکروفن دست شما! سراپا گوشیم.

«anahid_espin»:
در ابتدا یک فیلم کوتاه از دیدنیهای Malaga براتون در نظر گرفتم.






«anahid_espin»:
نخستين جذابيت اين منطقه به روشني آشکار است که هنرمند بزرگ پيکاسوست، به جز آن بناي تاريخي و مشهور کلان ديگري مانند کليساي جامع متاثر از سبک باروک با آرايشي عجيب و غريب، با ابهتLa manquita (تنديس زن مصلح) به شيوه مردم پسند و استناد ترجيهي به ظهور بي مانند و به سبب برج گمشده و کج ناقوس ... .

«anahid_espin»:
بر بالاي تپه شهر parador مهمانخانه اي با اهميت ويژه تاريخي قرار دارد ، که اين قلعه اي است وابسته به اهالي شمال آفريقا واقع در منطقه اي بسيار زيبا و جذاب براي توقف در شب و يا خوردن يک ناهار به ياد ماندني پس از طي يک مسافت طولاني با لذتي بي سابقه داراي امتيازات ويژه و چشم اندازي بسيار عالي و وسيع در بالاي شهر malaga و مشرف به منظره ساحل و دريا
در کنار خرابيهايي که جنگهاي داخلي اسپانيا براي اين منطقه ارمغان آوردند، اما امروزه شما مي توانيد در کنار بازديدي از موزه زنده قلعه نظامي Alcazaba سفري داشته باشيد به سال 1065 ميلادي و همچنين شما مي توانيد در زمان حال به مشخصه هاي بارز گذشته پي ببريد در موزه هاي باستاني اين منطقه ... .

«anahid_espin»:
همچنين تعداد زيادي کليسا در دورتادور شهر وجود دارد ، که از جذابيت هاي ويژه معماري تا تاريخي اي براي بازديد برخوردارند، که مي توان از برخي آنها ياد کرد مانند:
IGLESIA DE SANTIAGO ، IGLESIA DE LOS MARTIRES و ... .

«anahid_espin»:
در حدود 3000 سال پيش قبل مالکين Malaga فنيقه اي ها بودند که آنجا را Malaca مي ناميدند و استفاده مي کردند از لنگرگاههاي مهم مرکزي براي نمک زني ماهي ها.

«anahid_espin»:
سنگر ها و قلعه هاي مستحکمي که مسلط و مشرف بر Malaga بود از زمان فنيقي هاي اصيل و موزه هاي جذاب باستان شناسي در قلعه هاي آن منطقه واقع است که از حفاري و کنکاش در زير سنگرهاي فنيقي ها آثار سفاليني بسيار نفيس يافت شده است.

«anahid_espin»:
Malaga تاريخ آشکاري دارد که ما مي توانيم با گشتي در اطراف اين شهر و تفرجي در هر جاي آن جذابيت هاي خاص و جديدي را بيابيم .
شما در Malaga با يک حرکت سريع و گشتي در آن مي توانيد به زمان روم باستان و يا تئاتر هاي باستاني آن و يا حتي دربارهاي خنک پادشاهان فنيقي با فندانسيون هاي ويژه و سبک معماري خاص خود که سيستم تهويه مخصوص آن زمان را دارند ، باز مي توانيد از بارگاه با شکوه ISABELLA و FERDINAND در کليساي بزرگ جامع يا بازديد از کاخها با موزه هاي سده 16 که اصل هنرهاي زيباي منطقه هستند

«anahid_espin»:
اما براتون بگم از خوراکي و نوشيدني در Malaga

«anahid_espin»:
در هيچ بخشي از Malaga شما هيچ کمبودي از لحاظ خوراکي حس نميکنيد، شما در مناطق مختلف آن از رستورانهاي محقر و محلي را مشاهده خواهيد نمود تا بارهاي کاملا لوکس و مجهز ، شما مي توانيد در Malaga از بارهاي ساحلي تا کافه هاي سنتي و پخت ماهي هاي ساردين در جلوي روي خودتان با سيخ کباب هاي مخصوص خودش که البته بسيار بسيار لذيذ هستند .اما جز لاينفک تمام آنها سلامتي و بهداشت غذايي مي باشد ، در آنجا شما بشقابهاي لذيذ انواع ماهيهاي تازه بر حسب سليقه خودتان تا منوي غذايي ديگر با قيمت هاي خيلي خيلي عادلانه در اختيار شما مي باشد. مناظر و مناطق ديدني يکي از بهترين راههاي دسترسي و بازديد از مناطق ديدني اين منطقه استفاده از تور بزرگ اتوبوس تشريفاتي است .هر نيم ساعت يکبار تورها در اختيار شما هستند و البته استفاده از اين تور بزرگ فقط و فقط هزينه اي معادل 15 يورو براي شنا در بر خواهد داشت.


دوستانی که تصاویر کلیپ بالا براشون قابل مشاهده نیست به اینجا کلیک کنن.


فرستاده شده در تاریخ: 12/19/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

مهر که اومد، برگی از شاخه جدا شد. با ناز در باد رقصید، پایین اومد و بر خاک نشست. از او پرسیدم: تو پایان برگی؟
سر تکون داد، نگاهی به آسمان کرد، به برگی دیگر که سرخوش در هوا میسرید. خندید و گفت: بیا با هم پاییز رو برقصیم!

به آخرین روزهای پاییز نزدیک میشیم و چه زیباست شمردن جوجه هایی که تا این لحظه آماده ی پروازشون کردیم.





و اما بشنویم از اس ام اس های شیرین شب چله!

چون تیر رها گشتـه ز چلّـه شده ایم
مهمان شمــا در شب چلّـه شده ایم
از برکت ایـن سفــره ی الــوان شما
تا خرخره خورده، چاق و چلّـه شده ایم





محفل آریائی تان طلائی .... دلهایتان دریائی
شادیهایتان یلدائی
پیشاپیش مبارک باد





بیا ای دل کمی وارونه گردیم
برای هم بیا دیوونه گردیم
شب یلدا شده نزدیک ای دوست
برای هم بیا هندونه گردیم .
شب یلدا مبارک




میان دوستـــان افتاده ای تک
رخت هندونه ،زلفت عین پشمک!
برایت می زنم اینک پیامک
شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک!




حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . .




تو میری و من فقط نگاهت می کنم
تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم
بی تو یک عمر
فرصت برای گریستن دارم
اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست،
تا یلدایی دیگر انتظارت را خواهم کشید . . .





چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی!؟





شادیتون 100 شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما

یلدا مبارک . . .





روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و عمرتون به بلندی یلدا . شب یلدا مبارک . . .





یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت.
یلدایتان مبارک.





من دارم جمعه می رم، فکر نکنم دیگه همدیگر رو ببینیم... منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدی هام منو ببخش...
از طرف پاییز - یلدا مبارک





آماده باش

.

.

فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی
چشم همه به تو
خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی!





تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی
اینم هندونه شب یلدات! که زدمش زیر بغلت زود بدو بذارش تو یخچال تا خنک بشه!





بین چگونه قناری ز شوق می لرزد
نترس از شب یلدا بهار آمدنی است





عمرتون صد شب یلدا
دلتون قدر یه دنیا
توی این شبهای سرما
یادتون همیشه با ما
دل خوش باشه نصیبت
غم بمونه واسه فردا





همه شب های غم آبستن روز طرب است
یوسف روز ز چاه شب یلدا آید



فرستاده شده در تاریخ: 12/19/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

خب حالا که صحبت از بستنی شب یلدا شد با هم ادامه میدیم بخش ویژه نامه ی شب یلدا ...

«ویژه نامه شب یلدا - بخش سوم»






:::.. رسم و رسومات یلدا در شهرهای مختلف ایران

در استان اصفهان نیز از قدیم‌الایام آیین‌های ویژه‌ای وجود داشته كه كم و بیش هنوز هم ادامه دارد.به باور اصفهانی‌های قدیم، زمستان به دو بخش "چله" و "چله‌كوچیكه" تقسیم می‌شد كه موعد چله از اول دیماه تا ‪ ۱۰بهمن بود اما "چله كوچیكه" از دهم بهمن آغاز می‌شد و تا سی بهمن ادامه داشت. البته آیین برگزاری شب چله در اصفهان به دو نام "چله زری" (ماده) و"عمو چله"(نر) تقسیم می‌شود زیرا از گذشته تاكنون همه موجودات و اشیاء را بر اساس جنس مذكر و مونث تقسیم می‌كردند. اصفهانی‌ها دوشب را به عنوان شب چله برپا می‌كردند و آیین‌های مخصوص به این شب را به جا می‌آوردند. آیین شب چله در شهر اصفهان خانوادگی برگزار می‌شده است و خانواده‌های اصفهانی با پهن كردن سفره‌یی با عنوان "سفره شب چله"، این شب را گرامی می‌داشتند.
هندوانه به‌عنوان نمادی كروی كه برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشید محسوب می‌شود، به‌ عنوان مهمترین میوه بر سر سفره چله قرار می‌گیرد. از دیگر بخشهای این آیین در اصفهان قدیم پهن كردن تمام البسه و رخت خوابها در هوای آزاد بویژه در مقابل خورشید با هدف خوش آمدگویی به "عمو چله" و "چله زری" بوده است.

در استان كرمانشاه نیز كه از شهرهای باستانی و كهن ایران زمین است، شب یلدا از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردار است و همواره با مراسم زیبا و با شكوهی همراه است. مردم استان كرمانشاه براساس آیینی كهن در این شب بیدار می‌مانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجیل خوردن با مادر جهان در زادن خورشید همراهی و همدردی كنند. میوه‌هایی نیز دراین شب خورده می‌شود كه به گونه‌ای نمادی از خورشید است مانند هندوانه سرخ، انار سرخ، سیب سرخ و یا لیموی زرد، قصه‌هایی از عشق جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب، حكایت حسین كرد شبستری و خواندن اشعار زیبا و دلنشین شامی كرمانشاهی در گذشته نقل مجالس شب یلدا در كرمانشاه بود.
آن روزها افراد فامیل بنا بر رسمی دیرینه به خانه بزرگترین فرد فامیل كه معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند می‌رفتند و با تكاندن برفهای زمستان از لباس هایشان در گرمای آرامش بخش كرسی فرو می‌رفتند. افراد فامیل بر سر یك سفره باهم شام می‌خوردند و بر روی سفره مخصوص این شب خوردنیهای متنوعی چیده می‌شد.
خوردنی‌هایی از قبیل آجیل، راحت الحلقوم، مشكل‌گشا، شیرینی محلی دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شیرینی معروف "نان پنجره‌ای، كاك و نان برنجی"، و میوه‌هایی چون انار، سیب و هندوانه كه نگین این سفره بود. یكی از آداب زیبایی كه شب یلدا در استان كرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است كه مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهایش را چراغ راه مشكلات خود در زندگی قرار می‌دهند.همچنین دختران دم بخت با این كار از باز شدن بخت خود در آن سال خبری می‌گرفتند.





مردم استان زاهدان نیز براساس یك سنت دیرینه در شب یلدا در خانه بزرگ قوم خویش گردهم می‌آیند و به قصه‌هایی كه پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها برایشان نقل می‌كنند گوش می‌دهند.
برگزاری جشن‌ها و نشست‌های خانوادگی همراه‌باگروهی از اعتقادات اسطوره‌ای، شبی خاطره‌انگیز را برای خانواده‌های زاهدانی به‌ خصوص كودكان ونوجوانان فراهم می‌كند. گفتن قصه، گرفتن فال حافظ، بازی‌های دسته‌جمعی نظیر گل یا پوچ و بیان لطیفه و خاطره را از سرگرمی‌های شب یلدا در این منطقه عنوان كرد.

استان آذربایجان‌شرقی نیز به عنوان یكی از خطه‌های زرخیز ایران زمین برای زنده نگه داشتن این شب بیادماندنی برای خود آداب و رسوم ویژه‌ای دارند كه به پاره‌ای از آنان اشاره می‌شود. اكثر مردم آذربایجان در شب یلدا "چیلله قارپیزی" (هندوانه چله) می‌خورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثیر نداشته و اصلا سرمای زمستان را حس نمی‌كنند.
در بیشتر شهرها و روستاهای آذربایجان شرقی رسم بر این است كه كسانی كه نامزد هستند در دوران نامزدی در این شب برای نامزدهای خود "خوانچه " طبق می‌فرستند و اقوام در هر چه بهتر بودن این خوانچه‌ها كمك می‌كنند. محتویات خوانچه‌ها عبارتند از شیرینی، پرتقال، سیب، انار، هندوانه، آیینه و پارچه كه با پولك و تور تزیین می‌شود. هنگام غروب، زنان فامیل هدایایی به رسم یاری به منزل داماد آورده و به جشن و پایكوبی می‌پردازند.
سپس طبق‌های آماده را بر سر افرادی كه معین شده قرار داده و روانه خانه عروس می‌كنند و مادر عروس پس از تحویل طبق‌ها، هدایای مانند پول، شیرینی، جوراب و دستمال به آنها می‌دهد. فردای این شب مادر دختر تمام طبق‌ها را در اتاق میهمان چیده و از زنان فامیل برای صرف میوه و شیرینی دعوت می‌كند. همچنین علاوه بر فرستادن سهم چله برای نوعروس، در نخستین سال ازدواج زوج های تبریزی، پدر عروس قبل از غروب آفتاب سهم دختر و دامادش را كه شامل هندوانه، میوه، آجیل، شیرینی، یك قواره پیراهنی باكفش و چادری روانه منزل آنها می‌كند.
در آذربایجان سابقا كه ارتباطات به این آسانی نبود از اواخر تابستان مقدار زیادی هندوانه و خربزه در تور می‌گذاشتند و آن را از سقف آشپرخانه آویزان می‌كردند تادر هوای آزاد خراب نشود و یا اینكه در كاه قرار می‌دادند. هندوانه مهمترین خوراك شب چله مردم آذربایجان‌شرقی است.

فرستاده شده در تاریخ: 12/19/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

میگن سحرخیزباش تا کامروا باشی!

برای همینه که این موقع صبح من اینجام!

منظورم همین بود «خورشید خانوم» عزیز. امروز همه ی دوستان ما سحرخیز شدن و حال و هوای تریبون آزاد، شیرینتر از همیشه است. خب برامون چی دارین مهربون؟

نخودچی کشمش!

پس سفره ی شب یلدامون تکمیل شد

بستنی دوست دارین؟

بهترین تنقلاتی که دوست دارم، بستنی ِ

منم براتون بستنی آوردم!





این بهترین هدیه شب یلدا بود! ممنونم نازنین!


چقدرم خوشمزه است. با اینکه هوا سرد شده، اما بستنی توی هوای سرد هم لذت خودش رو داره. میشه گفت که بستنی رو همه دوست دارن! حتی در کشور سوئد با سرمای چندین درجه زیر صفر، باز هم بستنی یکی از محبوبترین خوردنیهاست.

شاید بهتر باشه که کمی در مورد تاریخچه بستنی صحبت کنیم! هر چند که مقاله ای تحت همین عنوان توی بخش از هر دری سخنی دهکده خونده بودم!

بله خورشید خانوم عزیزم، توی این بخش یک مقاله در این مورد داریم اما مطمئنم که شما صحبتهایی در این زمینه دارین که خیلی شنیدنیه!

در ایران باستان به خاطر تنوع آب و هوایی فراوان و گوناگونی میوه ها، انواع عصاره میوه های شیرین رو به شکل تخم مرغ در سرما قرار میدادن و هنگام گرما اونو لیس میزدن تا خنک بشن.

چه جالب!

میگن ژول سزار، امپراتور روم علاقه ی زیادی به چیزی شبیه بستنی داشت. البته اون موقعه فریزر و یخچال وجود نداشت و چند نفر دوان دوان باید برق و یخ را از ارتفاعات به قصر سزار میآوردن. البته گاهی هم برف در راه آب میشد و قیصر روم که نتوانسته بود به بستنی اش برسد، ماموران تنبل و کند را به مقابل شیرهای گرسنه میانداخت.

عجب سرگذشتی داشته این بستنی!

مخلوط شیر یخ زده و خامه که در واقع جد بستنیهای امروزی به شمار میره، نخستین بار در ایتالیا ساخته شد. امروزه دیگه ایتالیاییها بستنی خورهای حرفه ای نیستن، بلکه این آمرکایی ها هستند که رکورد بستنی خوری را در جهان شکسته اند.

هر یک از آنها به طور متوسط در سال بیست لیتر بستنی میخورد و میشه گفت که هر یک از آناها سالانه 166 بستنی شکلاتی چوبی را میل میکند.

عجب اشتهایی!

در میان سایر کشورها، سوئد با وجود آب و هوای سرد سیرش مقام نخست را در بستنی خوری و بستنی دوست در بین اروپاییان داره به طور متوسط هر سوئدی سالی 115 بستنی چوبی میخوره!

یادم باشه حتما در مورد تجارت بستنی در اینجا فکر کنم!

منم شریک!

بستنی دریامشتی و دختران ...

حالا بریم سر اینکه بستنی چطور تولید میشه؟!
در فشار به اندازه فشار عمق دو هزار متری زیر دریاف چربی به مولکولهای بسیار ریزتری تقسیم میشه. به این ترتیب مواد ترکیب شده به مایعی خمیری شکل و بسیار نرم تبدیل میشه. برای ضد عفونی کردن این مایع، اونو تا درجه 75 سانتیگرا گرم میکنن و سپس در سرمای زیر 20 درجه سانتیگراد قرار میدن تا یخ بزنه. نوعی شوکه کردن بستنی!

امروز ماشینهای تمام اتوماتیک برای تهیه بستنی وجود دارن، بعضی از این ماشین های پیشرفته در هر ساعت حدود 30 هزار بستنی تولید میکنن.

قابل توجه بستنی دوستان!

دنیای امروز بستنی سازی یک تخصص محسوب میشه و مدرسه های بستنی سازی در سراسر جهان، بستنی سازهای حرفه ای به جامعه تحویل میدن!

من نمیدونستم مدرسه ای تحت این عنوان داریم!

و اما براتون بگم از بستنی خورهای مشهور:
ناپلئون، امپراطور فرانسه: او از زمانی که افسری جوان بود، مشتری بستنیهای نخستین کافه جهان به نام "Le procope" در پاریس بود که انواع قهوه و بستنی را عرضه میکرد.
اشتفی گراف، قهرمان تنیس جهان: شعار او این است: بازی تنیس، پیروزی و بستنی! او به یاد میاره که وقتی بچه بود، هر وقت خوب تنیس بازی میکرد، یک بستنی بزرگ جایزه میگرفت.
مایکل شوماخر، قهرمان اتومبیل رانی فرمول یک: خودش معتقد است چون لاستیکهایش همیشه از سرعت زیاد داغ کرده اند بیش از هر چیز یک بستنی وانیل را دوست دارد.

یک نفر رو از قلم انداختین.

کی؟

دریابانو از اهالی پر حرف دهکده: او معتقد است که اگر نگران اضافه وزنش نبود، میتوانست رکورد دار بستنی دوست ترین کتاب گینس بشود! (شهرت در بستنی خوری!)

حالا میدونین بزرگترین کیک بستنی چه ابعادی داشته؟

من که دیگه از شنیدن این همه مطالب خوشمزه دارم بیهوش میشم!

بزرگترین کیک بستنی توسط شرکت "ایزمن" ساخته شد. دو متر ضخامت، سه متر ارتفاع و 2/8 تن وزن داشت. این کیک از 700 لیتر خامه و 1800 لیتر شیر درست شده بود.

دریابانو از دست رفت!

حالا اینو بشنوین که عجیبترین طعم بستنی متعلق به کشور ژاپن است که با طعم چای سبز درست شده.

حتما بهش میگن بستنی سلامت! کم کالری بالابرنده سوخت و ساز!!!!

و عجیبتر از اون بستنی با طعم گوجه فرنگی و خیار ِ. براتون بیارم؟

نه ممنونم، همین بستنی با طعم انار که مناسب شب یلدام هست، رو ترجیح میدم!


فرستاده شده در تاریخ: 12/19/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اعتراض دارم!

کار منو راحت کردین «SOGAND33» عزیز. خوش اومدین نازنین! روزتون بخیر! به چی یا کی اعتراض دارین؟

اعتراض دارم به کمرنگ شدن خنده ها و شادیها .
اعتراض دارم به قیافه هایی که هر چند میخندن اما چشمهاشون پر از غمه.
چند ساله پیش وقتی هنوز تجملات وارد زندگی ها نشده بود و رفت و آمدها حال و هوای خودش رو داشت شبهای یلدا که میشد به شوق رفتن خونه ی مادر بزرگ لحظه شماری میکردیم.
در یکی از اتاق ها کرسی بزرگی بود که بالحاف 40 تیکه پوشیده شده بود و سینی بزرگ روی اون پر بود از انار های دون شده و آجیل و یه کتاب حافظ .
کرسی که وقتی همه زیر اون مینشستند فارغ از گرفتاری ها و دغدغه هاشون میگفتند و میخندیدند و خوش بودند.
اما حالا چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اعتراض دارم به جای خالی کرسیها، همونهایی که ناخواسته آدمارو دور هم جمع میکرد.

حق با شماست جای خالی کریسهایی که خواسته یا ناخواسته فامیل رو دور هم جمع میکرد، میشه به خوبی و با تمام وجود حس کرد.

امسال قرار بر اینه که دریابانو با تعدادی از هموطنان خوش ذوق و مهربونش دور هم جمع بشن و این شب زیبا رو همراه هم بگذرونن! هر کسی مهمون خودشه قراره که توی ظرفهای یکبار مصرف هر کسی با توجه به علائق و ذائقه ی خودش تهیه ی بخشی از این سفره ی چله نشین در این زایش نور و مهر، به عهده بگیره!

امسال خبری از کرسی مادر بزرگ که سالهاست برچیده شده نیست، اما دلها به هم نزدیکه! شما هم مطمئنا دل به این شب سپردین سوگند عزیز!

چقدر خوبه که برای هفته ی آینده عکسهایی از سفره های یلدانه داشته باشیم؟! کم یا زیاد! سفره ایه که برای این شب پهن میکنیم و با خواجه شیراز به خلوت میشینیم و شادی رو مهمون قلبهامون میکنیم!

منتظر عکسهای زیبای شما همولایتی خوبم از سفره ی شب یلداتون هستم!


یادتان باشد غم
در هر خانه بي خورشيد را
بي صدا مي كوبد
بي صدا مي آيد
بي صدا مي ماند
خانه ات از خورشيد
پر زيبايي باد!

خانه ات از خورشید، پر زیبایی باد!

فرستاده شده در تاریخ: 12/19/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود اهل سخن!



Get this widget | Track details | eSnips Social DNA





فقط کافیه یک دفتر قدیمی رو باز کنین و دست‌خط کهنه‌ی خودتون رو که روی صفحات خسته‌ی اون نقش بسته، ببینین. دست‌خطتون هم مثل خودتون تغییر کرده. دیشب، خواب دیدم، خواب یک دفتر قدیمی، خواب دست خط دوران مدرسه. از نیمه شب که بیدار شدم، سرجای خودم نبودم، پرتاب شده بودم به چند یا چندین سال پیش. مرور داستان زندگی!

دوستان اون زمان متفاوت بودن. دنیام متفاوت بود. خواسته هام متفاوت بود. رابطه‌هام متفاوت بود. این روزها خیلی از دوستان اون سال‌‌ها رو نمیبینم. از خیلیهاشون خبر ندارم. و بعضی‌ها هم که انگار ناپدید شدن و فقط اسمشون توی دفتر زندگیم باقی مونده.

همیشه همینطور ِ، سال‌ها که می‌گذرن خودمون متوجه تغییرات خودمون نمی‌شیم. حتمن باید عکسی قدیمی ببینیم یا یادداشتی کهنه گوشه‌ی دفتری تا باورمون بشه چقدر متفاوت شدیم و به امروزمون نزدیک!

گاهی وجودمون پر میشه از احساس حسرت، گاهی وقت‌ها به دنبال کلید توقف زمان می‌گردیم تا اونو برای همیشه در روزهای خوش جوونی نگاه داریم، شاید حسرت بخاطر نگرانی از نیافتن کلید باشه! و افسوسی که در رویاهای شبانه می‌تونه راه پیدا کنه!

و من که در وادی افسوس گم نشدم، مجهول در رویای شبانه ام به دنبال افکاری که در پشت اون دست خط قدیمی دیدم، میگردم. شاید همون کلی خوشبختی روزهای امروزیم ِ!

به دست خط قدیمی فکر و به موزیک بالا گوش میکنم و به دنبال اعتراض میگردم!


فرستاده شده در تاریخ: 12/19/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز یک مهمون عزیز داریم، اگه صدای در زدن رو نشنیدین چون سرگرم گوش کردن به موزیک بودین! این مهمون خوب ما دوست همیشه همراه تریبون آزاد «anahid_espin» عزیز هستن، که امروز بخشی از تاریخ اسپانیا رو میخوان برای شما دوستان خوب تعریف کنن. این شما و این آناهید عزیز.

«anahid_espin»:
درود دوستان، وقتی از جاهای دیدنی اسپانیا با هم صحبت کردیم، دیدم که بهتره کمی هم از تاریخ این کشور براتون بگم. اسپانیا کشوریه که من در حال حاضر در اون سکونت دارم.




«anahid_espin»:
اسپانیا کشوری‌است در جنوب غربی اروپا. نام رسمی آن پادشاهی اسپانیا و پایتخت آن، مادرید است. سرزمین اسپانیا شامل قسمت اعظم شبه‌جزیره ایبری، جزایر بالئارس، جزایر قناری، شهر‌های سبته (Ceuta) و ملیله (Melilla) در شمال قاره افریقا و برخی جزایر دیگر واقع در مقابل سواحل این قاره‌ و خود شبه‌جزیره‌است.




«anahid_espin»:
در شمال با فرانسه و آندورا، در غرب با پرتغال، در جنوب با جبل‌الطارق و مراکش و هم‌چنین دارای مرزهای دریایی در شرق با دریای مدیترانه، و در غرب و شمال با اقیانوس اطلس است.





«anahid_espin»:
‌‌قدیمیترین ساکنان شبه‌جزیره ایبری تشکیل دهندگان تمدن‌های ایبری و باسکی بوده‌اند. در هزاره اول ق.م.، بخشی از اقوام سلت وارد مناطق شمال غربی شبه‌جزیره شدند. از آمیزش سلت‌ها و ایبرها هم، تمدن سلت‌ایبری در مناطق مرکزی به وجود آمد. در همین دوره، فنیقیان شهرهایی را در کرانه‌های مدیترانه و در سواحل اقیانوس اطلس در جنوب کشور بنیان گذاشته -مثل کادیس، مالاگا و غیره- و در آن‌ها صنعت را رونق دادند. یونانیان هم به قصد تجارت با مناطق داخلی به عمارت بنادری در کرانه‌های شمالی مدیترانه پرداختند.





«anahid_espin»:
در قرن سوم قبل از میلاد، قرطاج برای دفاع از شبکه تجاری خود در برابر رم، وارد شبه‌جزیره شده و به استعمار مناطق ایبرنشین و سلت‌ایبرنشین پرداخت. مرکز قرطاجیان در شبه‌جزیره، بندر مهم قرطاج هدشت نوین (Cartagena کنونی) بود. طی جنگ‌های پونیک، که بین قرطاج و جمهوری رم به وقوع پیوسته است، شبه‌جزیره ایبری مرکز قشون‌کشی‌های کارتاژیان به سمت رم بود. بعد از دومین جنگ پونیک، رومیان تسخیر شبه‌جزیره را شروع کردند و این روند تا سال ۱۹ ق.م. ادامه داشته است.





«anahid_espin»:
با پیروزی رومیان، شبه‌جزیره ایبری جزو امپراتوری رم شد. روند رومی‌سازی زبانی، فرهنگی و اقتصادی در اواخر قرن دوم ق.م. شروع شد. اسپانیای کنونی نام و اکثر زبان‌ها و اساس شبکه جاده‌های خویش را از این دوره به ارث برده‌است. عمق رومی‌سازی اسپانیا تا حدی بوده‌است که سه تن از امپراتورهای رم (Traianus، Hadrianus و Theodosius I) و همین طور فیلسوف رواقی بزرگ سنکا (Luciu Anneus Seneca) و شعرای نامداری چون مارتیالیس (Marcus Valeriu Martialis) و لوکانوس (Marcus Annaeus Lucanus) در این سرزمین به دنیا چشم گشودند.





«anahid_espin»:
اولین شواهد موجود، تاریخ رواج مسیحیت را در اسپانیا به قرن چهارم م. می‌رسانند. در سال ۳۸۰، امپراتور تئودوسیوس اول مسیحیت را دین رسمی کل قلمرو رم اعلام کرد.





«anahid_espin»:
در قرن‌ پنجم میلادی، گروه‌هایی از اقوام ژرمانیک و یک قوم ایرانی به اسم الان‌ها امپراتوری رم را که به مرحله انحطاط خود رسیده بود تسخیر کردند. از این میان، قوم ویزیگوت در اسپانیا قدرت را به دست گرفت و سلسله پادشاهی‌ای تشکیل داد که قلمرو آن‌ کل شبه‌جزیره و مناطق جنوب فرانسه را در بر می‌گرفت. مذهب آن‌ها، بر خلاف اکثر ساکنان اسپانیا که کاتولیک بودند، آریوئی بود تا این که در سال ۵۸۹ م. رکاردوس اول به مذهب کاتولیک روی آورد. ویزیگوت‌ها به کشور خودشان هیسپانیا می‌گفتند. در سال ۷۱۱ م. هیسپانیا مورد حمله مسلمانان قرار گرفت و در قرون اولیه اسلامی مرکز یکی از تمدنهای اسلامی بوده‌است.





«anahid_espin»:
حکومت اسپانیا تا۱۹۳۱ م. مشروطه بود و در آن سال به جمهوری تبدیل شد. در ژوئیه ۱۹۳۶ ارتش اسپانیا کوشید دولت جمهوری اسپانیا را ساقط کند. نتیجه این عمل جنگ داخلی بود که در آن ۳۰۰٬۰۰۰ نفر مردند. آلمان نازی و ایتالیای فاشیست به حمایت از ژنرال فرانکو و نیروهای ملی گرایش پرداختند. اتحاد جماهیر شوروی و بریگاد بین المللی در جبهه جمهوریخواهان می‌جنگیدند. در ۱۹۳۹ فرانکو در جنگ داخلی پیروز شد.





«anahid_espin»:
امروزه حکومت اسپانیا مشروطه سلطنتی و پادشاه آن خوان کارلوس است.





«anahid_espin»:
در سال ۲۰۰۸ نخست وزیر اسپانیا، خوزه لویس زاپاترو، دومین کابینه خود را که برای نخستین بار اکثریت را زنان تشکیل می‌دهند معرفی کرد: ۹ وزیر زن در مقابل هشت مرد. رکورد جوان ترین وزیر تاریخ اسپانیا نیز در این کابینه با حضور بیبیانا آیدو، زن جوان ۳۱ ساله شکسته‌ شد. در کابینه پیشین این نخست وزیر تعداد وزیران مرد و زن برابر بود. این حرکت برای اسپانیا که تا ۳۰ سال پیش از آن، در دوران فرانکو، مردان حق قانونی داشتند که در انظار عموم زن خود را کتک بزنند، حرکت بزرگی محسوب می‌شود.





«anahid_espin»:
از اسپانیا گفتنی زیاده امروز به طور مختصر تاریخ اسپانیا رو با هم مرور کردیم، امیدوارم که لذت برده باشین.


واقعا عالی بود آناهید عزیزم. امروز خیلی خوشحالم که تونستم بیشتر بااین کشور آشنا بشم.


فرستاده شده در تاریخ: 12/18/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



هوا دیگر حسابی سرد شده٬ دو شب دیگه هم که شب یلدا است و بعدش زمستون شروع میشه برای همین امروز سراغ یک آهنگ قدیمی میریم:






گروه مامانها و باباها (mamas & papas) از گروه های قدیمی دهه ۶۰ میلادی هستن. این گروه گرچه آهنگهای زیادی ندارن و دوره فعالیتشون کوتاه بود اما چند آهنگشون از جمله همین آهنگ خیلی معروفِ. آهنگ رویای کالیفرنیا (یا رویا در کالیفرنیا) مشهورترین آهنگ این گروه ِ که در سال ۱۹۶۵ به بازار اومد و تا مدتها در شمار آهنگهای پرفروش بود. مجله رولینگ استون در جدول "۵۰۰ آهنگ معروف تمام زمانها" این آهنگ رو رده ۸۹ قرار داده. شعر ترانه رو خانم میشل فیلیپس در سال ۱۹۶۳ وقتی که از سرمای طولانی نیویورک دچار افسردگی شده بودن به یاد خونه شون در کالیفرنیا گفتن:

همه برگها قهوه ای شد
آسمون خاکستریه
من خیلی وقته دارم پیاده طی میکنم
تو یک روز زمستونی
اگر الان تو ال ای بودم
جام گرم و راحت بود
رویای کالیفرنیا
در یک همچین زمستونی ...

تو یک کلیسا می ایستم
خیلی راه اومدم
خب٫ زانو میزنم
و ادای دعا خوندن رو درمیارم
میدونی٬ واعظ سرما رو دوست داره
میدونه که من همینجا میمونم
رویای کالیفرنیا
در یک همچین زمستونی
رویای کالیفرنیا
در یک همچین زمستونی...



فرستاده شده در تاریخ: 12/18/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده


بی آزاری و جام می برگزین
که این است آئین و فرهنگ و دین


"فردوسی بزرگ"



با هم ادامه میدیم بخش ویژه نامه شب یلدا رو ...

«ویژه نامه شب یلدا - بخش دوم»






:::.. آیین های برگزاری جشن شب چله
ایرانیان همواره شیفته ی شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آن ها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند. در درازترین و تیره ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می یابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار می کشند تا خود شاهد دمیدن خورشید باشند و آن را ستایش کنند.

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است که یکی از آن ها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی که از لازمه‌های آن، حضور کهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراکی‌های فراوان برای بیداری درازمدت که همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

از جمله آیین های این شب می توان به دورهم نشینی، فراهم کردن تنقلات و آجیل(لرک) و میوه های خشک، قصه گویی، فال حافظ، فال کوزه، و شعرخوانی (بیتو خوانی) اشاره کرد.






:::.. رسم و رسومات یلدا در شهرهای مختلف ایران
ایرانیان قدیم شادی و نشاط را از موهبت‌های خدایی و غم و اندوه و تیره دلی را از پدیده‌های اهریمنی می‌پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوری و شب یلدا و سنت های دیگر در واقع بیانگر این حقیقت است كه ایرانیان پس از رهایی از بیدادگری و ستم به شكرانه بازیافتن آزادی، جشن برپا می ساختند و پیروزی نیكی بر بدی و روشنایی بر تاریكی و داد بر ستم را گرامی می‌داشتند.

شب یلدا در خراسان به "شب چله" معروف و دارای پیشنیه دیرینه‌ای است و مردم در این شب با شركت در شب نشینی‌های طولانی و خوردن انواع میوه و تنقلات سعی در بهتر گذراندن طولانی‌ترین شب سال دارند. مردم این منطقه برای استقبال نخستین روز از سردترین فصل سال تا آنجا كه توان مالی دارند، در خرید میوه‌های مخصوص شب یلدا مانند هندوانه، انار و خربزه كوتاهی نمی‌كنند.

بردن هدیه به خانه عروس با عنوان "شب چله‌ای" از دیگر مراسم شب یلدا در استان خراسان به ویژه مناطق جنوبی این استان است. در این شب برای دخترانی كه به تازگی نامزد شده‌اند، ازسوی خانواده داماد، هدایایی فرستاده می‌شود و خانواده‌های عروس و داماد دور هم جمع می‌شوند. در این شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فامیل، خواندن شعر و داستان، خوردن شیرینی، آجیل و انواع تنقلات، بلندترین شب سال تا پاسی از شب بیدار می‌مانند.

یكی از آیین‌های ویژه شب یلدا در استان خراسان جنوبی برگزاری مراسم "كف زدن" است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبك را كه در این دیار به "بیخ" مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام "تغار" می‌ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته‌ای از چوب‌های نازك درخت انار به نام "دسته گز" مایع مزبور را آنقدر هم می‌زنند تا به صورت كف درآید و این كار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور كف كند.

كف آماده شده با مخلوط كردن شیره شكر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می‌شود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین كردن كف‌ها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن كف به سر و صورت یكدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان می‌افزایند.


ادامه داره ...

فرستاده شده در تاریخ: 12/18/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما بشنویم از آیفون!

بله آیفون وای آیفون!

حالا چرا؟

آی فون نام جدیدترین محصول اپل ِکه از روز جمعه بیست و نهم ژوئن فروشش در آمریکا آغاز شد و هموطنان مشتاق اینطرف آبی هم با اشتیاق فراوون برای خرید این محصول اقدام کردن.

منم که کنجکاویم به شدت تحریک شده بود (نام دیگه ی یک حس مشترک!!) از یکی از همکلاسیها که به تازگی این گوشی زیبا رو خریداری کرده بودن، از چند و چونش پرسیدم. به طور خلاصه میشه گفت این دستگاه یعنی ادغام تلفن همراه -آی پاد و دستگاه تار نوردی - با آی پاد اون میتونین فیلم ببینیو و موسیقی گوش کنین، با قسمت اینترنت اون نامه برقی بگیرین و بفرستین! سایتها رو چک کنین. و با قسمت مجزا google map راه رو پیدا کنین و جزو گمشدگان نباشین!! هواشناسی، بازار بورس، یوتیوب رو ببینین. دوربین و... دستگاه در دو مدل ۴ گیگا بایت و و ۸ گیگا بایت به قیمت ۴۹۹تخفیف ژانویه بالغ بر 5800 کرون سوئد به صورت نقد فروخته میشه! البته این رو هم اضافه کنم که در سوئد گوشی و خط با هم در اختیار مشترک قرار میگیره، یعنی گوشی یک قیمت و خط تلفن یک قیمت نداره؟! هر کدوم رو بگیرین با توجه به شرایط شرکت و نوع گوشی انتخابی، خط موبایلی هم در اختیارتون گذاشته میشه. در صورت علاقه تنها به تغییر گوشی، برای شارژ آبونمان (به قول سوئدیها، آبونمانگ) هزینه ای اضافی هر ماه به صورت اقساط پرداخت میکنین.

اما در مورد این گوشی جدید، شرکت اپل اعلام کرده در مدلهای آتی امکانات ذیل هم به آی فون اضافه خواهد شد: تعریف جوک در مواقع بیکاری، خرید نان تازه صبح زود از نانوایی سرکوچه، دم کردن چایی، شستن رخت چرک، رفتن سرکار به جای صاحب گوشی، پادر میانی و آشتی دادن زوج های که با هم قهرن، رفتن به خواستگاری و چانه زنی سر مهریه و جهیزیه (قابل توجه جوانان مجرد علاقه مند) و کلی امکانات ویژه دیگه!!!!

باور کنین که گوشی خیلی کاملیه و هنوز نتونستم حدس بزنم که بجز موارد فوق الذکر!!!! چه امکانات دیگه ای این شرکت در آینده میتونه به روی این گوشی قرار بده؟! به قول عزیزی پیشرفت تکنولوژی تا کــــــــی؟!

اینم یک بخش از کلیپ آموزشی این گوشی زیبا!




در صورت باز نشدن فایل میتونین به اینجا مراجعه کنین.


فرستاده شده در تاریخ: 12/18/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود نازنین همراه!
صبحتون پر از شادی اهل سخن!
دلتون به وسعت آسمون و اندیشه تون به ژرفای اقیانوس!





از یک دوست قدیمی که چون کسب اجازه نکردم، نامشون رو نمیگم، پیامی داشتم تحت این عنوان: «وطن فروش»!
با دیدن تیتر فکر کردم که شاید یک داستان باشه اما بعد از خوندن پیام متوجه شدم که مخاطب این عنوان، خود من هستم!

این دوست مهربونمون انتقاد جانانه ای از دریابانو کرده بودن که دو روزه از وطنت بیرون رفتی و به این سرعت مملکتت رو به بیگانه هایی که کل تاریخشون رو بگردی فقط از وایکینگها میتونی سراغ بگیری، فروختی! و حالا اونا رو برای ما مثال میزنی که چنینن و چنانن؟!

البته این دوست ما صحبتهای زیادی داشتن از جمله اینکه خوشحال بودن که خیلی زود چهره ی واقعی دریابانو رو شناختن و ...

یک بخش جالب دیگه هم توی پیام ایشون بود که براتون اینجا میگذارم! تو که ادعا میکنی مرزها باید شکسته بشه و هر آدمی اول باید آدم باشه! ناراحت نمیشی که بهت بگن: «عرب»؟ نمی‌ترسی اگه با اعراب (؟) اشتباه گرفته بشوی؟

پاسخ این دوستمون رو همینجا میدم چون میدونم که اهل خوندن تریبون آزاد هستن.

در مرز جغرافیای به نام ایران بدنیا اومدم. وقتی بدنیا اومدم هم بیش از پنجاه سال بود که اسمش "ایران" بود، نه "پرژیا" یا "پرشیا". مانند خیلی از کشورها و بناها و غذاها و ...تاریخی پشت این مرز ِ که به خودی خود، نه خوب ِ نه بد. بنا به دلایلی، خیلی از اهالی این مرز جغرافیایی به این تاریخ مفتخرن که در افتخارات گذشتگان شکی نیست اما همین مردم در عین حال مشاهیری رو ستایش میکنن، و برای نسبت دادن به کشور ایران دست و پا میزنن و بیانیه صادر میکنن که در تمام آثارشون، زبان عربی به وضوح قابل دیدنه!

بزرگترین افتخار ایرانیان وجود ابن سیناست که آثارش بدور از کلمات عربی نیست یا مولانای بزرگی! در مورد اندیشمندان و دانشمندان، دیگه مهم نیست اگه همه آثارشون عربی باشه. حالا اگه یک آدم (مهم نیست که کجای دنیا بدنیا اومده باشه و بزرگ شده باشه) زبانش فارسی باشه، باید ایرانی خطابش کرد، خصوصا اگه جایی و در کشوری به اسم و رسمی رسیده باشه، مهم نیست حتی اگه پاش رو توی خاک ایران نذاشته باشه.

خوب یا بد، نسبت به این مرز جغرافیایی "تعصب اسمی" ندارم. برام مهم نیست ایرانی صدام کنن یا یمنی یا مکزیکی یا افغان. خیلی از هموطنان ایرانیم رو دیدم که صدای فریادشون به آسمون می‌ره اگه کسی خدای‌ نکرده بهشون بگه: "عرب"، اما تا سه روز برای بقیه با خوشحالی تعریف می‌کنن اگه شخص دیگه ای اونا رو اهل اروپا بدونه.

ما از اینکه ایرانی ندوننمون ناراحت نمی‌شیم. ناراحتی‌مون بسته به اینه که ما رو به کجا نسبت بدن. اروپا همیشه خوب ِ!

قبلا هم گفته بودم که خوب یا بد، دیگه خلیج عربی و فارسی و خلیج خالی برام معنا نداره. ما بخشی از یک فرهنگ بزرگتری هستیم به اسم خاورمیانه‌. چندی قبل یک ایمیلی رسیده بود با عکس عربی بادیه نشین که در حال خوردن جانوری بود، نتیجه گیری عکس هم این بود که نگذارین این‌ها خلیج همیشه فارستونو صاحب بشن، چون جانورخورن. اینطور باشه که باید همه معاملاتمون رو با کشورهای آسیایی قطع کنیم. اینها که جانورخورترن.

من از اعراب بدم نمی‌آد و «نمی‌ترسم» اگه کسی منو عرب خطاب کنه. من هم اهل جایی همون بغل‌ها هستم. دوست من، میدونین ما و عراقی‌ها چقدر شبیه هم هستیم؟ یا ما و مصری‌ها؟

چیزی که یک روز تعصب نژادی بود، الان در جامعه‌شناسی به عنوان کلاس اجتماعی مطرح میشه و حفظ این کلاس. ما و افغان‌ها مگه از یک نژاد نیستیم که اینطور ازشون بیگرای کشیدیم؟


اگه کسی بخواد به ناحق ایران عزیز رو مورد توهین قرار بده مطمئنا اونطور برخورد میکنم که برای همیشه بدونه توهین بی علت چه پاسخی در بر داره اما، نه به رسم تعصب، حرف حق رو نشنید و اصلاح نشد. اصلا برای بهتر شدن باید هر لحظه رو به جلو بود و از انتقادها درس گرفت وگرنه داشتم داشتمها چه سود؟

امروز من بر این باور نیستم که"وطن من" بهترین یا زیباترین جای روی زمین ِ و باز مطمئن نیستم که "مردم وطن من" بهترین، هنرمندترین، باهوش ترین، با احساس ترین، با محبت ترین، دست و دل باز ترین و حتی میهمان نواز ترین مردم دنیا هستن. با این همه، چیزی من رو به این محدوده ی جغرافیایی ربط می ده:
تمام خاطرات من در این سرزمین شکل گرفته، در اون به دنیا اومدم، بزرگ شدم، آواز مردمش رو با گوشهام شنیدم و بوی خونه هاش رو وقتی به هنگام ظهر از کنار دیوارها میگذشتم در مشام دارم، با پاهام راه رفتن رو روی زمینش یاد گرفتم و تمام زخم هام رو بعد از زمین خوردن روی سنگلاخش تجربه کردم، در کوچه ها و زیر سایه ی این درختها عاشق شدم، کسانی رو که دوست داشتم از دست دادم ...

وطن جاییه - خوب یا بد- تمام خاطرات من در اون شکل گرفته و در اون زنده است.

انتقاد میکنم! بی تعصب نگاه میکنم! اما وطن فروش نیستم!


فرستاده شده در تاریخ: 12/18/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

وداع با استاد رضا ارحام صدر







رضا ارحام صدر، ملقب به شکرپاره اصفهان، پیشکسوت تئاتر، پدر تئاتر کمدی و یکی از بازیگران به نام سينما 12 ارديبهشت سال 1302 در اصفهان به دنيا آمد.

وي دانش آموخته رشته فلسفه از دانشگاه اصفهان بود و فعاليت هنري خود را از سال 1326 در تئاتر سپاهان آغاز كرد و در واقع از پایه‌گذاران تئاتر در اصفهان محسوب می‌شود. رضا ارحام صدر، در سال 1343 گروه هنری ارحام صدر را تاسيس كرد.

ارحام صدر در سال ‌۱۳۳۶ با فيلم شب‌نشينی در جهنم وارد سينما شد و در فيلم‌هايی چون علی واكسی، ستاره‌ای چشمک زد، مردان خشن، جعفرخان از فرنگ برگشته، نصف جهان و افسانه‌ شهر لاجوردی ايفاي نقش كرد.

وي به دلیل نقش انتقادی در نمایشنامه‌های خود از توجه زیادی بین توده مردم برخوردار بود. ارحام صدر، استاد بداهه گويي و بدعت‌گذار مكتب اصفهان در تئاتر كمدي ايران بود و حاصل چند دهه فعاليت هنري وي ايفاي نقش در حدود 150 تئاتر و 20 فيلم سينمايي است.





برخي از نمايش‌هاي وي عبارتند از: رفيق‌ناجنس، بوقلمون‌ها، كدام يك از دو، دلقك‌ها، وادنگ، خروس بي‌محل.

ارحام صدر این اواخر كمتر كار هنري انجام ميداد و آخرين فعاليت سينمايي وي، فيلم درسا به كارگرداني محسن دامادي است كه در سال 1384 بازي كرد.

رضا ارحام صدر در 24 آذرماه سال 1387 در سن 85 سالگي در منزل از دنيا رفت.

برخي از آثار هنري رضا ارحام صدر:
¤. نصف جهان، ۱۳۷۱
¤. ماجراهای علاءالدین و چراغ جادو، ۱۳۵۷
¤. جوجه فكلی، ۱۳۵۳
¤. اكبر دیلماج، ۱۳۵۲
¤. پریزاد، ۱۳۵۲
¤. كی دسته گل به آب داده؟ ۱۳۵۲
¤. لج و لجبازی، ۱۳۵۱
¤. یك اصفهانی در نیویورك ۱۳۵۱
¤. جاده زرین سمرقند ۱۳۴۶
¤. داماد فراری ۱۳۴۵
¤. زن و عروسك هایش ۱۳۴۴
¤. ستاره ای چشمك زد ۱۳۴۲
¤. مردان خشن
¤. جعفرخان از فرنگ برگشته
¤. افسانه‌ شهر لاجوردی


فرستاده شده در تاریخ: 12/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده


«هنر سکمه دوزی»




سکمه دوزی‌ عبارت‌ است‌ از بیرون‌ کشیدن تعدادی‌ تار یا هر دو از نقطه‌ یا نقاط معین از‌پارچه‌ و پر کردن‌ جای آنها با سوزن‌ دوزی‌ بط‌وریکه نقش از آن پدید آید جای بریدن نخها را با‌ردیفهای فشرده‌ و ظریف‌ بخیه دوزی‌ شده حفظ می‌کنند و با گلدوزی‌ اضافی‌ در جائی‌ که‌‌نخهایش‌ بیرون‌ کشیده شده نقش ستاره‌ای را نمایان می‌سازند. سکمه دوزی‌ اغلب همراه با‌قلابدوزی‌ صورت‌ می‌گیرد. معمولا سکمه دوزی‌ بر روی‌ رومیزی و دستمال سفره و مانند آن‌انجام می‌شود و شکیبائی‌ بسیار می‌خواهد.

برای سکمه دوزی‌ از پارچه‌های ساده‌ که‌ تار و پود‌آن عمود بر هم‌ بوده‌ و حتی الامکان دارای یک‌ ضخامت‌ باشند استفاده‌ می‌شود. سکمه دوزی‌ ‌بیشتر در اصفهان رایج‌ است‌ و هر صنعتگر حدود ۱۰ ساعت‌ در روز کار می‌کند زنان سکمه‌دوز یک‌ شرکت‌ تعاونی‌ نیز دارند که‌ این‌ شرکت‌ کمک هائی‌ که‌ از اجناس سکمه دوزی‌ شدهئ‌انجام می‌شود بیشتر توسط‌ سازمان صنایع‌ دستی است‌.

سکمه دوزی‌ در یزد نیز رواج دارد و‌هموطنان زرتشتی بخاطر حفظ سنن و آداب خود بآن می‌پردازند. معمولا زرتشتیان حتما جز ‌وسایل‌ دختران خود که‌ ازدواج می‌کنند و میخواهند عروس‌ شوند وسایل‌ سوزندوزی‌ که‌‌سکمه دوزی‌ نیز جزئی‌ از آنست قرار می‌دهند.‌


فرستاده شده در تاریخ: 12/17/2008