در گوشــــــــي  |
|
|
|
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست
اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار
دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!
:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد
.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد
|
|
|
|
|
«رونمایی از بزرگترین، فرش خاکی جهان»

فرش خلیج فارس، بزرگترین فرش خاکی جهان در جزیره هرمز رونمایی شد.
مساحت این فرش هزار و 200 متر مربع است و 35 نفر در سه ماه این فرش را طراحی و اجرا کردند.
در رنگ آمیزی این فرش از 70 طیف خاک رنگی جزیره هرمز استفاده شده است.
در طراحی این فرش از داستانها و طرحهای بومی جزیره هرمز از جمله هرمز قهرمانی که با کمک مردم جزیره هرمز را از دست استعمارگران پرتغالی آزاد کرد و داماهی، نهنگی که خیر و برکت به همراه میآورد استفاده شده است.
به گفته وی این طرح هر سال در ابعادی بزرگتر در جزیره هرمز اجرا میشود.
طرح بزرگترین فرش خاکی جهان با معرفی جاذبههای جزیره هرمز با همت اعضای انجمن هنرهای تجسمی استان هرمزگان اجراشد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 12/10/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
همونطور که در تقویم تاریخ مشاهده کردین، امروز سالروز تصویب نهایی حقوق بشر در سازمان ملل ِ. به همین مناسبت یادآوری میشیم بزرگ اندیشی مرد بزرگی رو که به نام پدر ایران لقب گرفت «کوروش کبیر»
«اصول اعلاميه حقوق بشر »

دهم دسامبر سال 1948 ميلادي اعلاميه حقوق انسان در يك مقدمه و 30 اصل به تصويب نهايي مجمع عمومي سازمان ملل رسيد كه بايد از سوي اعضاي اين سازمان به عنوان يك استاندارد عمومي درباره هر فرد و هر گروه و جمعيت رعايت شود و در مدارس تدريس گردد تا در حافظه همگان باقي بماند. اين اعلاميه بعدا و به تدريج و به طور جداگانه از سوي پارلمانهاي ملل عضو سازمان نيز مورد تاييد قرار گرفت. اين اصول با مفاد اعلاميه اي كه در 26 اوت سال1789(و 159 سال پيش از آن) به تصويب مجلس انقلاب فرانسه رسيده بود فرق چنداني ندارد. «توماس پين» انديشمند قرن هجدهم اعلاميه مصوب مجلس دوران انقلاب فرانسه را در كتابي تحت عنوان «حقوق انسان» تفسير، سابقه نويسي و در سال 1791 به توزيع داده است تا اين موضوع مهم مورد توجه همه نسلها قرار گيرد و از يادنرود. نخستين اعلاميه از اين دست در سال 538 پيش از ميلاد (2 هزار و 545 سال پيش) از سوي كوروش بزرگ بنيادگذار كشور ايران درشهر بابل (واقع در عراق امروز) صادر شده بود كه سفالنبشته آن (به نام استوانه كوروش بزرگ) موجود است. اصولي كه در دهم دسامبر سال 1948 تصويب شد كم و بيش در تعاليم اديان و فرضيه هاي فلاسفه و رسالات انديشمندان هم آمده است. اعلاميه جهاني حقوق بشر در مقدمه خود، اين اصول را آرمان مشترك مردم و حقوق يكسان و انتقال ناپذير انسان و پايه و زير بناي آزادي، عدالت و صلح در جهان خوانده است كه احترام به آن مانع از بپاخيزي توده ها (بر ضد ظلم) و هرگونه عصيان خواهد شد.
اصل اول اين اعلاميه همه مردم را از لحاظ حيثيت و حقوق، برابر مي داند كه بايد در طول زندگاني برادروار (بدون احساس وجود طبقه در جامعه خود) رفتاركنند. در اصول دوم و هفتم هرگونه تبعيض رد مي شود.
اصل دوم از اين قرار است: هركس مي تواند بدون هيچگونه تمايز، از همه حقوق و آزادي هاي مندرج در اين اعلاميه (اعلاميه جهاني حقوق بشر) برخوردار شود.
اصل سوم حق زندگي، داشتن آزادي و امنيت شخصي را مورد تاكيد قرار داده است (كه دولت ها بايد آن را براي اتباعشان فراهم آورند).
اصل چهارم هرگونه بردگي را ممنوع ساخته.
اصل پنجم گويد: احدي را نمي توان تحت شكنجه، يا مجازات و يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه و يا برخلاف انسانيت و شئون بشري و يا موهن باشد.
اصل ششم تاكيد بر رعايت حقوق يك انسان در هرجا كه باشد (صرفنظر از مرزهاي جغرافيايي) دارد.
اصل هفتم گويد: همه در برابر قانون برابرند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون (دادگاه و پليس) برخوردار شوند، و هر كس حق دارد در مقابل هر تبعيضي كه ناقض مفاد اين اعلاميه (اعلاميه جهاني حقوق بشرمصوب مجمع عمومي سازمان ملل و بعدا دولت هاي عضو) باشد و درقبال هر تحريك و اقدام كه براي برقراري تبعيض بعمل آيد حمايت شود.
اصول هشتم، نهم، دهم و يازدهم در يك راستا قرار دارند:
اصل هشتم از اين قرار است: هر فرد در برابر اعمالي كه حقوق اساسي وي را مورد تجاوز قرار دهد و آن حقوق در قانون اساسي (كشور متبوع) يا قانون و ضوابط ديگري براي او شناخته شده باشد، حق رجوع به محاكم ملي صالحه را دارد.
اصل نهم: احدي را نمي توان خودسرانه بازداشت، زنداني و تبعيد كرد.
اصل دهم: هر فرد حق دارد كه يك دادگاه مستقل و بيطرف با رعايت مساوات كامل به دعاوي او منصفانه و علني (با حضور روزنامه نگار و تماشاگر) رسيدگي كند (حق مراجعه به دستگاه قضايي). اصل يازدهم صراحت دارد كه بايد به هر متهم به بزه، تا ثبوت جرم به چشم بي گناه نگريسته شود، و هيچكس براي انجام يا عدم انجام عملي كه در زمان ارتكاب، جرم شناخته نمي شده محكوم نخواهد شد (عطف به ماسبق نشدن قوانين).
اصل 12 دخالت در زندگي خصوصي، امور خانوادگي و مكاتبات مردم را منع كرده است (حق رعايت پرايوسي) و چنين صراحت دارد: احدي در زندگي خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه و مكاتبات خود نبايد مورد مداخله هاي خودسرانه واقع شود و شرافت، شهرت و نامش مورد تعرض قرار گيرد.
اصل 13 بازگشت به وطن را يك حق براي همه افراد دانسته است و چنين گويد: هركس حق دارد هركشوري از جمله وطن خود را ترك كند و يا به كشور خود بازگردد (حق بازگشت به وطن، كشوري كه در آنجا به دنيا آمده و نام او به عنوان تبعه ثبت شده باشد).
اصل 14 كه درهمين زمينه است از اين قرار است: هر فرد حق دارد در برابر تعقيب و شكنجه و آزار پناهگاهي جستجو و در كشوري ديگر پناه اختيار كند؛ مگر اين كه تعقيب او به خاطر ارتكاب جرم عمومي و غير سياسي باشد.
در اصل 15 اخراج از تابعيت رد شده است و گويد: احدي را نمي توان از تابعيت (ميهن) محروم كرد. اصل 17 تاكيد دارد كه نمي توان كسي را خودسرانه از حق مالكيت محروم كرد.
اصول 18 و 19 آزادي فكر و عقيده و بيان بدون بيم و ترس آن را يك حق مسلم هر انسان خوانده است؛
اصل 18: هركس حق دارد از آزادي فكر، وجدان و مذهب برخوردار باشد.
اصل 19: هركس حق آزادي عقيده و بيان دارد و نبايد از طرح و اعلام آن بيم و ترس به خود راه دهد. اصل 20 كه تا حدي در همين راستا است گويد: هركس حق دارد آزادانه گروه و جمعيت مسالمت آميز تشكيل دهد.
اصل 21: هركس حق دارد كه در اداره امور عمومي كشورخود مستقيما و يا غير مستقيم (از طريق انتخاب نماينده) مشاركت كند و همين اصل احراز به مشاغل عمومي را باتساوي شرايط، حق هر تبعه دانسته و چنين گويد: هريك از اتباع حق دارد با تساوي شرايط، به مشاغل عمومي كشور خود نائل آيد. در بند ديگر همين اصل آمده است: اساس و منشاء قدرت حكومت، اراده مردم است و اين اراده در انتخابات آزاد كه از روي صداقت انجام گيرد اعمال مي گردد (حق برخورداري از دمكراسي).
اصل 22 گويد: هركس حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز به فعاليت هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است كه لازمه رشد و نمو شخصيت او است؛ بارعايت تشكيلات و منابع كشور.
اصل 23 صراحت دارد كه هركس حق دارد كار كند و كار خود را آزادانه انتخاب كند و شرايط منصفانه و رضايتبخش براي كار داشته باشد و در مقابل اخراج و بيكاري حمايت شود( حق اشتغال).
اصل 24 در زمينه استفاده مرخصي از كار.
اصل 25 در باره تامين رفاه و بهداشت.
اصل 26 در زمينه حق برخورداري از آموزش و پرورش عمومي و رايگان، و اجباري بودن (دست كم) تعليمات ابتدايي است.
اصل 27 كه تاكيد بر حمايت از آثار علمي و فرهنگي و هنري دارد (حق اختراع، ابتكار، تاليف و تصنيف) گويد كه هركس حق دارد آزادانه در حيات فرهنگي جامعه خود مشاركت جويد و ازحمايت منابع معنوي و مادي آثار علمي، فرهنگي و هنري خود به عنوان مولف و مصنف برخوردار شود.
اصل 28 به هر فرد حق داده است كه درخواست كند براي اجراي اصول اين اعلاميه، نظم و ضابطه اجتماعي و جهاني به وجود آيد.
در اصل 29 آمده است كه هركس در مقابل آن جامعه اي وظيفه (تكليف) دارد كه رشد آزاد و كامل شخصيت اورا ميسر سازد.
اصل 30 افراد را از تفسير نادرست اصول اين اعلاميه برحذر داشته است.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 12/10/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
و اما امروز: چهارشنبه (تیرشید) بیستم (ورهرام روز) آذرماه سال ۱۳۸۷ خورشیدی، برابر است با دهم دسامبر سال ۲۰۰۸ میلادی.
تقویم تاریخ ...
¤. گشایش شمس العماره توسط ناصرالدین شاه در تهران (۱۲۴۶ ش)
¤. تشكیل اولین كنفرانس عمومی (یونسكو) در پاریس (۱۹۴۶م)
¤. تولد (رابرت كخ) پزشك و میكروب شناس آلمانی و كاشف میكروب سل (۱۸۴۳م)
¤. تأسیس (یونیسف)، مركز تأمین وسایل زندگی، تغذیه و تربیت كودكان محروم جهان، توسط سازمان ملل متحد (۱۹۶۴م)
¤. تصویب اعلامیه حقوق بشر در سازمان ملل متحد (۱۹۴۸م)
¤. بوشهر در زمان حكومت دكتر مصدق بندر آزاد اعلام شد. (1952 م)
¤. روز اعطای جوایز نوبل
ایران در گذر تاریخ ...
«تصرف نينوا»
شهر نينوه (نينوا، مجاور موصل امروز) پايتخت امپراتوري آشور دهم و به قولي 14 دسامبر سال 612 پيش از ميلاد به تصرف نيروهاي مشترك دولتهاي ماد (ايران) و بابل (بين النهرين جنوبي) در آمد و آن امپراتوري كه در تاريخ، شهرت ستمگري يافته است براي هميشه از ميان رفت. نيروهاي فاتح نينوا اين شهر را باخاك يكسان كردند كه ديگر آباد نشد. انگيزه ويران كردن نينوا، ظلم طولاني آشوريان به مادهاي ايراني و بابليان بود. دهها سال بود كه آشوريان بر سر مادها مي تاختند و آنان را جهت كار اجباري به اسارت مي بردند و ثروت آشور و اقتدار آن از همين برده گيري بود و مردان آشور تنها يك وظيفه داشتند و آن جنگ كردن بود. روحانيون مسيحي با تفسير انجيل، ويراني نينوا را اراده خداوند در براندازي ظالمان نوشته اند. مادها يكي از سه طايفه يک قبيله آريايي هستند كه تقريبا همزمان به فلات ايران مهاجرت كرده بودند و در منطقه اي وسيع از ري و قفقاز جنوبي تا ايلام (سراسر شمالغربي ايران) به مرکزيت همدان سكني گزيده بودند و اين سه طايفه خويشاوند در قرن ششم پيش از ميلاد کشور واحد ايران را به وجود آوردند که مناطق و مرزهاي آن به صورت سنگنبشته از عهد باستان باقي مانده و مورخان سند مالکيت ايران و تنها کشور جهان که چنين سندي دارد خوانده اند. همزمان، پارتها در خراسان و شرق درياي مازندران و پارسها در جنوب و شرق ايران (از محور ري به پايين تا رود سند و نصف النهار کشمير) اسكان يافته بودند و مادها به دليل همسايگي، گرفتار هجوم هاي پي درپي آشوريان بودند. در آن زمان بزرگترين شهر مادها هكمتانه (همدان) بود كه يونانيان اكباتانا نوشته اند. همين حملات آشوريان و ستمگري آنان سبب شد كه مادها دولتي كه سراسر شمال غربي ايران را دربرمي گرفت به پايتختي همدان تشكيل دهند و با دولت بابل كه آن هم گرفتار حملات آشوريان بود متحد شوند و كار آن را بسازند. آشوريها از نژاد عرب بوده اند. پس از اضمحلال امپراتوري آشور، دولت همدان بسياري از ايرانيان را به منطقه آشورنشين انتقال داد تا آشوريان در اقليت قرارگيرند و بارديگر نتوانند دولت تشكيل دهند و كردهاي عراق، سوريه و تركيه امروز اعقاب همان ايرانيان منتقله هستند. دولت ماد عمري طولاني نداشت و كوروش بزرگ كه از مادر ماد و از پدر پارسي بود با متحد ساختن سه طايفه ايراني (ماد، پارت و پارس) كه مورخان غرب آنان را آرين هاي جنوبي مي خوانند، ايران را به وجود آورد. در تاريخ عمومي كه در مدارس سراسر جهان تدريس مي شود، از كوروش (سيروس = سايرس) به عنوان پدر ايران ياد شده است.
«ضديت "رستم روز افزون" با شاه اسماعيل صفوي »
«رستم روز افزون» از گردنكشان مازندران كه با استفاده از لشكر كشي شاه اسماعيل صفوي به بغداد بر ضد او بپا خاسته بود دهم دسامبر سال 1509 ميلادي بر همه مازندران استيلا يافت و ادعا كرد كه از نسل ساسانيان است و حكومت بر ايران حق اوست. شاه اسماعييل كه پس از تصرف بغداد از طريق اهواز عازم شيراز بود براي وي اخطاريه فرستاد كه پس از بيرون راندن ازبكان از شمالشرقي خراسان، براي بر انداختن او به مازندران خواهد رفت. رستم پس از دريافت اين اخطاريه با شيبك خان رئيس ازبكان باب دوستي باز كرد. شاه اسماعيل كه از شيراز عازم كاشان شده بود در نامه ديگري خطاب به رستم، او را به خاطر متحد شدن با شيبك خان، خائن به وطن و سزاوار مردن خواند. شاه اسماعيل سال بعد بر ازبكان پيروز شد و آنان را به آن سوي آمو دريا عقب راند. شيبك خان در جنگ كشته شد، ولي پيش از آن كه شاه اسماعيل رهسپار مازندران شود شنيد كه رستم در گذشته و يارانش آماده اعلام وفاداري مجدد نسبت به شاه اسماعيل هستند. در باره مرگ رستم، افسانه هاي متعدد وجود دارد از جمله اين كه پس از شنيدن خبر كشته شدن شيبك خان سكته كرده است.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 12/10/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
روز گذشته در مورد یکی از بانوان مبارز و اندیشمند قاجار به نام «بی بی خانم استرآبادی» صحبت کردیم و تا اونجا پیش رفتیم که این بانوی اندیشمند اولین مدرسه دخترانه به نام «دوشیزگان» را با تمام سختیها و مخالفتها دایر کردند. و گفتیم که این بانو به علت آمد و شد در دربار وقت و همچنین داشتن امتیاز تجربه ی زندگی خارج از حرمسرا، از وی زنی با شهامت و بی نظیر ساخت تا جاییکه مقاله ای به نام «تادیب النسوان» درباره معایب زنان و چگونگی تربیت آنها منتشر کردند و از ایشون به عنوان اولین زن روزنامه نگار ایرانی یاد میکنند که با جسارتی شگفت انگیز، کتاب «معایب الرجال» را به رشته تحریر درآوردند. حال ادامه ی شرح حال این بانوی بزرگ.
«بيبي خانم استرآبادي - قسمت دوم»

شهرت اصلي او به اين دليل نيست که توانستهاست در روزنامههاي «حبلالمتين»، «تمدن» و نشريهي «مجلس» به دفاع از تحصيل دوشيزگان، مقالات مختلفي بنويسد و با علماي اعلام که عمل او را در دفاع از زنان، کفر ميخواندند، مجادله کند. شهرت «بيبي خانم» بيش از همهي اينها، در نوشتن همان کتاب «معايبالرجال» است که مقابلهاي است با کتاب «تاديبالنسوان».
« تأديبالنسوان» رسالهي کوچکي است که گويا در سال ۱۲۸۸ هجري قمري توسط يکي از شاهزادگان قاجار و بدون ذکر نام نوشته شدهاست. اين کتاب، نوعي رسالهي زنستيزانهي تفکر آن دوران است. نويسندهي گمنام کتاب، در اين رساله، زنان را براي زندگي ايدهآل از ديدگاه مردان، پند و اندرز ميدهد. در اينجا، بخشي از آن را که در يکي از مقالههاي «هما ناطق» آمده، نقل ميکنيم:
« رضاي شوهر، رضاي خداست و غضب شوهر، غضب خدا. فاضلترين اعمال زنان، اطاعت شوهر است. اگر شوهر نبود براي نسوان، هيچ عمل، فاضلتر از ريسمانريستن نيست. حريص بودن به ريسمانريستن، ساعتي، بهتر است زنان را از عبادت يکساله.اگر شوهر داشته باشد و ريسمان بريسد، که شوهر و اولادِ او ، آن را جامه کنند و پوشند، واجب ميشود بر آن زن، بهشت. و حق تعالي ميبخشد به او، دوبرابر هر شبي که ريسمان رشته باشد، شهري در بهشت.»
خداوند مهربان است بر زناني که جامهشستن را خوش دارند. چنانکه هر زني بشويد جامهي شوهر خود را، پاک ميسازد حقتعالي جميع گناهان آن زن را. از نانپزي و خمشدن در تنور چه بگويم، که برانگيزد خداي تعالي هزار فرشته تا استغفار کنند براي آن زن. البته تا زماني که تنور گرم باشد. پس براي هر ناني که بيرون آرَد، گويا آزاد کردهاست يکي از اولاد اسمعيلبن ابراهيم را.»
اما واي به حال و روزگار زني گه در خشم باشد با شوهر. بداند که در روز قيامت زبان او را از پس سر او بيرون کشند، زنجيري از آتش بر سر وي زنند و آتش در دهان او زبانه کشد. پس بهتر آنکه زن اطاعت، پيشه کند، بردهي شوي خودباشد. اگر کابين خود را هم به مرد بخشيد که ديگر هيچ! همچنان بوَد که هزار يتيمان گرسنه و برهنه را طعام و پوشش داده باشد. پس هرآن زني که زندگي خود را فداي زندگي همسر کند، اگر اين دنيا را ندارد، عاقبت را دارد و به روز قيامت از پل صراط آسان گذرد، مانند برق انشاءالله.»
«بيبي خانم» در مورد کتاب «تاديبالنسوان» مي گويد: «... چون اين اوراق را ملاحظه نمودم ديدم گويندهي او به اعتقاد خود تربيت شده و ميخواهد مربي زنان گردد. مهملاتي چند برهم بافته که هيچيک را مأخذي نيافته، با سليقهي کج، طريقهي لج، پيشه گرفته، نيش زبان به ريشهکندن نسوان دراز کرده، بد انديشه نموده و او را مفصل به ده فصل فرموده که در هر فصلي ايرادي غيرواقع بيمزه، بسيار خنک برنسوان وارد آورده. او را نپسنديده به دورانداختم و در خاطر نرد مخاطره ميباختم و طرحي در واهمه ميساختم، هرچند تا به حال خيال نداشتم، ليکن اکنون همت برگماشتم که سخناني موزون به پارسي زبان، از خوبي و نرمي چون آب روان در برابر کتاب زشت اين بدسرشت آرَم تا مردان بدانند که هنوز در ميان زنان کساني چند، با رتبت بلند، نکونام و ارجمند ميباشند که قوه ناطقه ممد از ايشان بَرد....
«بيبي خانم» در توضيح علت نوشتن کتاب « معايبالرجال» در مقدمه چنين ميآورد: « نخست از ابتدا، آرَم ثنا و حمد يزدان را، که از اضلاع چپ پديد آورد نسوان را.... روزي يکي از کسانِ کمينه، که در دوستي بيقرينه، به سرافرازيم تشريف فرماي کلبهي ويرانه گرديد، مرا مشغول به مهملپردازي و مزخرفسازي اين کتاب ديد. با کمال نامرغوبي و نهايت نامطلوبي وي را بسيار پسنديد...الحاصل، اين کمينه، خود را قابل تاديب کردن رجال ندانسته، لهذا جواب کتاب «تاديبالنسوان» را گفته و «معايبالرجال» را نگاشتم تا معايبشان عيان شود، شايد دست از تاديب کردن نسوان بردارند و در پي تاديب و تربيت خود برآيند. و آن را به چهار مجلس و فيالجمله از طريقهي زنداري ايشان پس از آن سرگذشت خود را قرار داده. مجلس اول اطوار شراب خوار، مجلس دوم کردار اهل قمار، مجلس سوم در تفصيل چرس و بنگ و واپور و اسرار، مجلس چهارم شرح گفتوگو در اوضاع عبائره و اقرات اجامره و الواط. مقصود اين کمينه مردان بل هم اضل است زيرا معلوم و معين است که اين قسم رفتار و کردار و اطوار و گفتار از مردان باعقل و شعور با کفايت در امور سرنزند.....
براي آشنايي با کتاب «معايبالرجال» که جوابيهاي است از طرف «بيبي خانم استرآبادي» به کتاب تأديبالنسوان»، بخش کوتاهي از آن را نيز ميآوريم: «بيچاره زنان که از هر طرف بديشان ميتازند، شعرا هجا مينمايند، عقلا و ادبا نيش ميزنند و اسمش را نصيحت ميگذارند و راه فضيحت ميسپارند. در همچون زماني و چنين اواني که برهر عاقلي واضح و لايح است، متاب «تاديبالنسوان» هم پيدا ميشود، قوز بالاقوز و درد بالاي درد ميگردد.»
رسالهي «بيبي خانم» از نظر افکار اجتماعي و سياسي بسيار با ارزش است بويژه اگر به زمانه و موقعيتي که او در آن زمان ميزيست توجه داشته باشيم. گزيدهي کلام او اين است که: «خواهران، گوش به پند و اندرزهاي نويسندگان «تأديبالنسوان» و افرادي از اين قبيل ندهيد. اين مربيانِ زنان، که خود را نادرهي دوران و اعجوبهي جهان ميدانند، بهتر آن که اول به اصلاح صفات رذيلهي خود برآيند که گفتهاند: «ذات نايافته از هستيبخش/ کي تواند که بود هستيبخش» اين عبارتپردازان مهملگو که ميخواهند بساط تمدن را برچينند و انسانيت را تمام کنند، در قالب مغز متحجر خود، تمام عالم را مثل خود فرض نموده و به اندازهي وضع و خيالات خود ترتيب زندگاني و دستورالعمليه اهل عالم ميدهند. اما خوشبختانه مردم مختلفاند و رأي و طبايع متخالفاند. آنان ميدانند که اين نصايح براي تأديب ما نيست. براي اثبات ظلم بر مظلوم است و خداي تعالي مردان را عاشق و معشوق با زنان خلق کرده و نه ظالم و مظلوم!»
از «بيبي خانم استرآبادي» آثار زيادي باقي نمانده است. اما جا دارد که ما در کاوش هاي خود در بستر تاريخ، بتوانيم چهره هايي از اين دست را از تاريکي و گمنامي درآوريم و نقش آنان را در بافت اجتماعي موجود زمانشان، دور از هرگونه اغراق به تماشا بگذاريم.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 12/9/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
این عکس موزائیک از کاربران ایرانی فرندفید، تقدیم میشود به همه دوستداران این سرویس:
«فرندفید»

شاید کنجکاو شده باشید که بدانید، عکس را چطور درست کردهام.
به عکسهایی با این سبک و سیاق را که در آنها صدها عکس با کنار هم قرار گرفتن، عکس بزرگتری را میسازند، عکس موزائیک گفته میشود.
دوستانی که حرفهای کار ویرایش عکس هستند، ترفندهای زیادی برای ساختن عکسهای موزائیک میشناسند. اما یکی از ساده ترین راههای درست کردن عکس موزائیک استفاده از نرمافزاری است به نام andreamosaic. این نرمافزار ۶/۵۳ مگابایت اندازه دارد.

بعد از دانلود و نصب برنامه، نرمافزار را اجرا کنید. کار با نرمافزار خیلی ساده است: - در قسمت original image، باید عکس بزرگی که عکسهای کوچک با قرار گرفتن در کنار هم، آن را خواهند ساخت، معرفی کنید.
- در قسمت tile size هم باید تعداد عکسهای کوچک را انتخاب کنید.
- تنظیماتی مثل اندازه عکس حاصل، وضوح آن و همچنین مقدار تغییر رنگ عکسهای کوچک یا تکرار شدن یا نشدن آنها را باید هم اعمال کنید.
- برای اضافه کردن عکسهای کوچک باید روی select tiles کلیک کنید، فولدری که عکسهای کوچک در آن ذخیره هستند، برگزینید و بعد save archive را بزنید.
- با کلیک روی create mosaic، کار تمام است و عکس موزائیک را تحویل میگیرید.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 12/9/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
امروز سه شنبه (بهرام شید) نوزدهم (فروردین روز) آذر ماه سال ۱۳۸۷ خورشیدی و برابر است با نهم دسامبر سال ۲۰۰۸ میلادی.
:::.. خوی نیک، بزرگ ترین عطاهای خدای بزرگ است. از خوی بد دور باشید که آن بند گران است بر دل و پای ..::: "بزرگمهر"
ایران در گذر تاریخ ...
«هارون الرشيد يك دولتمرد ايراني را وزير خود كرد»
هارون الرشيد خليفه عباسي نهم دسامبر سال 794 ميلادي يحيي برمكي را كه يك ايراني و در علم مديريت و تدبير كشور داري و شهرت امانتداري سرآمد ديگران بود به وزارت خود برگزيد تا به تمشيت امپراتوري او بپردازد. هارون كه مردي هوشمند بود پي برده بود كه بقاء امپراتوري پهناور او بستگي به وجود يك وزير لايق و باكفايت دارد كه بر امور اداري و مالي نظارت دقيق داشته باشد و كسي را بهتر از يحيي نيافته بود. هشت سال بعد، هارون بر خاندان برمكيان كه قدرت و شهرتي به دست آورده بودند خشمگين شد. در اين باره داستان سرايي بسيار شده است و مسئله از يك نقض عهد خانوادگي كه ميان جعفر برمكي شوهر خواهر هارون و شخص خليفه پديد آمده بود آغاز شده بود (جعفر که عباسه خواهر هارون را به عقد نکاح خود درآورده بود، طبق تعهدي که به هارون سپرده بود نبايد اين دو باهم عروسي مي کردند که نقض عهد شده بود!) و در سال 802 ميلادي هارون جعفر را اعدام كرد و يحيي را به زندان افكند. هارون به اين كار هم قانع نشد و چند ماه بعد دستور قتل عام برمكيان را صادر كرد؛ و جز يحيي كه در زندان بود و او نيز در همانجا درسال 805 ميلادي از گرسنگي در گذشت، بقيه کشته شدند.
«روزي كه انگليسي ها بوشهر را پس از گلوله باران، تصرف كردند »
نهم دسامبر سال 1856 نيروهاي تفنگدار انگليسي پاي به بندر بوشهر گذاردند. ورود آنان به بوشهر پس از گلوله باران شدن اين بندر قديمي ايران توسط ناوگان اعزامي انگلستان صورت گرفته بود. بوشهر روزها گلوله باران مي شد. با وجود پياده شدن تفنگداران انگليسي در ساحل بوشهر، مقاومت مردم معمولي در كوچه ها و خانه ها ادامه داشت. دولت انگلستان اول نوامبر (39 روز پيش از آن) به دولت ايران اعلان جنگ داده بود. اين اعلان جنگ درپي بي اعتنايي تهران به اخطارهاي انگلستان كه نيروهاي نظامي خود را از هرات و غرب افغانستان خارج سازد صادر شده بود. مقامات تهران به سفارت انگلستان در تهران اشاره كرده بودند كه نبايد انتظار داشت كه اصلي ترين منطقه وطن را ترك گويند. دولت انگلستان جرات لشكركشي به هرات از راه زمين و جنگ با ايران در آن منطقه را نداشت. جنگ انگلستان با ايران بر سر هرات تا چهارم آوريل سال 1957 (به مدت 17 ماه) ادامه داشت و طبق قرارداد پاريس به پايان رسيد. اين قرارداد دست ايران را براي لشكركشي به منطقه هرات (اگر از اين ناحيت احساس خطر كند) بازگذارده است. فرمانده ناوگان اعزامي انگلستان به بوشهر، با توجه به مقاومت مردم محل و اطلاع از سنگربندي آنان در تنگستان و مناطق كوهستاني، از لندن تقاضاي اعزام نيروي زميني كرد كه ژنرال «جيمز اوت رام James Outram» مستقر درهند با چند واحد سوار و پياده به بوشهر اعزام شد. واحدهاي ژنرال اوت رام در خوشاب و گردنه هاي فارس از مردم محلي با اين كه دولت مركزي نيروي كمكي نفرستاده بود آسيب فراوان ديدند و به بوشهر بازگشتند. ژنرال اوت رام كه در عين حال يك اميرزاده انگليسي بود تصميم گرفت كه به جاي فارس، نيروهاي خود را به خارك و خرمشهر بفرستد و از كوههاي ايران دوري گزيند. نيروهاي او به فرماندهي سرتيپ هيولاك خرمشهر و اهواز را كه كوه و كمر نداشتند تصرف كردند و دولت تهران مجبور به سازش شد. درهمان زمان هندي ها در وطن خود برضد انگليسي ها دست به شورش مسلحانه زده بودند و دولت انگلستان براي سركوب كردن شورش، به نيروهاي اعزامي به ايران نياز داشت ولي بي اطلاعي تهران از آن شورش و يا دست كم گرفتن آن بود كه با سازش موافقت كرد. با اين سازش، ايرانيان و هندي ها هر دو زيان فراوان ديدند. اگر ايران براي مدتي ديگر مقاومت كرده بود هندي ها انگليسي ها از وطن بيرون مي كردند و در ايران نيز شكست مي خوردند. يك نقاش انگليسي تصوير يكطرفه زير را از صحنه جنگ خوشاب ترسيم كرده است كه تنها سواره نظام انگليسي را در حال حمله به ايرانيان نشان مي دهد!!. بوشهر امروز كه نادرشاه افشار در سال 1736 آن را پايگاه ناوگان ده هزارنفري ايران اعلام كرد و به نادريه تغيير نام داد تا از آنجا استعمارگران اروپايي را از آسيا و شرق آفريقا بيرون اندازد در هشت كيلومتري شمال بوشهر باستاني قرار گرفته است كه آثار آن باقي است. بوشهر باستان «ليان» نام داشت كه مورخان يوناني قرون قديم، در تاليفات خود آن را «مزامبريا Mezambria» نوشته و درباره موقع دريايي آن قلمفرسايي كرده اند. پرتغالي ها در سال 1506 وارد بوشهر شده بودند كه شاه عباس بيرونشان كرد. كريم خان زند در سال 1763 بوشهر را مركز تجارت خارجي ايران اعلام داشت و در آنجا به خارجيان اجازه بازكردن مركز تجاري داد كه دكتر مصدق در زمان حكومت خود اقدام كريم خان را مورد توجه قرارداد و بوشهر را بندر آزاد ايران اعلام داشت. شهرت امروز بوشهر كه مركز استاني به همين نام است عمدتا به خاطر تاسيسات برق اتمي آن است.
«پيدايش مجاهدان مشروطيت و بدلي هاي آنان»
تاريخ، نهم دسامبر سال 1907 ميلادي مطابق با 18 آذر 1286 (سال تقسيم ايران به دو منطقه نفود انگلستان و روسيه) را آغاز پيدايش گروهي به نام «مجاهدين مشروطيت ايران» ذكر كرده است. اوايل همين ماه محمدعلي شاه قاجار مشروطيت نوپا را تعطيل كرده بود. در پي اين اقدام محمدعلي شاه كه مورد حمايت روسيه بود، بسياري از سران مشروطه و مشروطه خواهان و حاميان آن به حرمين قم و شهر ري و سفارتخانه هاي عثماني و انگلستان پناه برده بودند و در شهرهاي مختلف نيز مشروطه خواهان بپاخاسته بودند كه نهم دسامبر بعضي از شهرهاي كشور را از دست عوامل محمدعلي شاه خارج ساختند. پس از تصرف تهران به دست نيروها و داوطلبان مسلحي كه از اصفهان، رشت و تنكابن آمده بودند و بركناري محمدعليشاه و احياء مشروطيت، مجاهدين مشروطه كه هر روز شماري فرصت طلب هم به آنان مي پيوستند پايان نيافت و به تدريج كه مجاهدين بدلي اكثريت يافتند دردسر سازي آنان اوضاع كشور تحت الشعاع قرار داد، زيرا كه در تهران و چند شهر ديگر هركار كه مي خواستند مي كردند از قتل و غارت تا.... مورخان اروپا به نقل از خارجيان مقيم ايران نوشته اند كه بسياري از اين مجاهدين مشروطيت حتي معناي مشروطيت را نمي دانستند و تنها از اين عنوان سوء استفائه مي كردند تا اين كه سر انجام پس از قتل بعضي مقامات مهم حتي يكي از پدران مشروطيت، دولت وارد عمل شد و آنان راخلع سلاح و قلع و قمع كرد. در اين زمينه، چند داستان نيز انتشار يافته است. يكي ــ دو تن از مورخان اروپايي با تفسير كارهاي مجاهدان بدلي و تطبيق اين كارها با قضاوت «سر جان ملكم انگليسي» درباره روانشناسي ايرانيان نوشته اند كه ظاهرا ايرانيان نسبت به زمان ديدارهاي جان ملكم از ايران (دهه يکم قرن 19) تغيير نيافته اند!. قضاوت جان ملكم مربوط به ايرانيان اوايل كار قاجاريه ــ صد سال و اندي پيش پيدايش مجاهدين مشروطيت ــ بود كه در كتاب تاريخي كه نوشته است آمده است.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 12/9/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
و این هم آخرین قسمت از سلسله آل بویه در تاریخ ایران عزیزمون.
«اطلس ایران» آل بویه - بخش سوم

بهاءالدوله در سال 380 ه.ق. خوزستان را فتح كرد و فارس و بهبهان را به صمصام الدوله سپرد و خود به بغداد آمد. در سال 381 ه.ق. امير خلف ابن احمد صفاري، در كرمان بر آل بويه پيروز شد و آنان را از كرمان بيرون راند.
جنگهاي متوالي ميان برادران و همچنين با عزالدوله بختيار، دولت بويه را سخت تضعيف كرد. بهاءالدوله در سال 403 ه.ق. در بغداد در گذشت. پس از او، سلطان الدوله پسرش تا سال 415 ه.ق. و ابوكاليجار مرزبان پسر او تا سال 440 ه.ق. بر كرمان و نواحي شرقي تسلط داشتند . هم در زمان اوست كه ملك "قاورد" سلجوقي بر كرمان تسلط يافت و كرمان را از چنگ آنان خارج ساخت و سلسله سلجوقيان كرمان را تاسيس كرد.
اما ديلميان مقيم فارس و خوزستان، ملك رحيم پسر ابوكاليجار را به حكومت برداشتند. او در سال 443ه.ق. اصطخر و شيراز را دوباره به تصرف آورد. ولي سرانجام در سال 447 ه.ق. به دست طغرل سلجوقي كه براي كمك به خليفه "القائم بامرلله" به بغداد آمده بود اسير شد و درين زمان، دولت آل بويه عملا پايان يافت. به طور كلي، مي توان كيفيت حكومت آل بويه را در نواحي ايران ،به سه شعبه بالنسبه مستقل تقسيم كرد:
1. گروهي كه در عراق و اهواز و كرمان حكومت راندند. 2. آناني كه در عراق و فارس بوده اند. 3. كساني كه در كرمان و فارس حكومت كردند.
امراي آل بويه فارس، عبارت بودند از: عمادالدوله، عضدالدوله پسر ركن الدوله، شرف الدوله، صمصام الدوله، بهاء الدوله، سلطان الدوله، ابوكاليجار مرزبان و ملك رحيم.
امراي آل بويه عراق و خوزستان و كرمان عبارت بودند از: معزالدوله ابوالحسين احمدبن بويه، عزالدوله بختياري، عضدالدوله، شرف الدوله،بهاء الدوله، سلطان الدوله، مشرف الدوله، جلال الدوله، ابوكاليجار مرزبان، ملك رحيم پسر ابوكاليجار، قوام الدوله و ابو منصور فولادستون پسر ابوكاليجار.
امراي آل بويه ري و اصفهان و همدان نيز عبارت بودند از: ركن الدوله، مويد الدوله، فخر الدوله، مجد الدوله، شمس الدوله، سماء الدوله، ابو الحسين پسر شمس الدوله (حدود 414 ه.ق.).
آنان كه در كرمان حكومت راندند عبارت بودند از: قوام الدوله، ابوكاليجار و ابومنصور فولادستون.
لازم به ذكر است كه تكرار نام بسياري از امراء به سبب جنگهاي خانوادگي بود كه ميان آنان رخ مي داد. البته نتيجه اين جنگها هم به طور طبيعي تصاحب ولايت يكي توسط ديگري بود.
برادر مجدالدوله كه لقب شمس الدوله داشت، مدتي با امراي گرد ائتلاف كرد. از آنجا كه خود ميخواست بر مجدالدوله پيروزي يابد، جنگهاي ميان دو برادر در اصفهان رخ داد. يك بار نيز ري را تسخير كرد. در اين جريان، سيده خاتون به دماوند گريخت و مدتها بعد از آن توانست مجددا به ري بازگردد. وقتي امير كرد بدربن حسنويه – در اثر شورشي به قتل رسيد، شمس الدوله توانست نقاط مورد تصرف او را به چنگ آورد. بدين ترتيب، مدتها همدان را پايتخت خود ساخت. او در اين ايام، ابو علي سينا را براي مدت كوتاهي در همدان به وزارت خود برگماشت.
از كساني كه در ري و همدان حكومت كردند، ابتدا مي توان ركن الدوله را نام برد. پس از او مويد الدوله كه تا سال 373 ه.ق. حكومت ري را داشت. هم او بود كه با قابوس در گرگان نيز جنگيد. حوزه حكومت او شامل عراق عجم و گرگان و طبرستان بود. وزير وي نيز، صاحب بن عباد نام داشت. بعد از او، فخر الدوله به حكومت رسيد كه تاسال 387 ه.ق. حكومت كرد. وي مدتها با سامانيان و امراي آنان در خراسان كشمكش داشت. همچنين، يك لشكر كشي نيز به اهواز كرد كه بي نتيجه بازگشت. فخر الدوله در قلعه طبرك در گذشت. پس از وي، همسرش سيده خاتون جانشين او شد و فرزند خردسالش – ابوطالب رستم – را كه لقب مجدالدوله يافت، سرپرستي مي كرد. هم اوست كه پس از بلوغ، با رقيبي نيرومند مانند سلطان محمود غزنوي پنجه افكند و بالاخره شكست خورد و اسير شد (ربيع الثاني 420 ه.ق.). مجدالدوله را تبعيد گونه به غزنين فرستادند، ولي او بين راه در گذشت. وي آخرين امير خاندان بويه بود.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 12/8/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
درست در زماني که سوادآموزي زن، گناه بزرگي شمرده ميشد و مدارس دخترانه، مخالف شرع به نمايش در مياومد و بانگ «واي به حال مملکتي که در آن مدرسهي دخترانه تأسيس شود» در همهجا طنينافکن بود، زني روشنفکر و مبارز با نام «بيبيخانم استرآبادي» دست به تأسيس اولين مدرسهي دخترونه به سبک نوين زد و نام اونو مدرسهي «دوشيزگان» گذاشت.
«بيبي خانم استرآبادي - قسمت اول»

نخستينيار در سال 1324 هجري قمري، مدرسهاي بهنام «دوشيزگان» توسط «بيبي خانم وزيراُف» براي دختران گشايش يافت. اما اقدام جسورانهي او با مخالفت بسياري روبهرو گشت، بطوريکه پارهاي از مخالفان تصميم به ويرانکردن مدرسه گرفتند.
«بيبي خانم» در اثر فشار مخالفان به وزارت معارف شکايت برد، اما در جواب وي گفتند که صلاح بر اين است که مدرسه تعطيل شود. ايستادگي و مقاومت سودي نداشت و بالاخره مدرسه تعطيل گرديد. پس از به توپبستن مجلس شوراي ملي، «بيبي خانم» پيش «صنيعالدوله» وزير معارف رفت. اينبار تقاضاي وي پذيرفته شد مشروط بر اين که مدرسه فقط به دختران 4 تا 6 سال اختصاص داشته باشد و کلمهي «دوشيزه» نيز از تابلوي مدرسه حذف گردد.
در تاريخ روشنگري زنان، جايگاه و نقش اولين مدارس از اهميت ويژهاي برخوردار است. اگر چه اين آموزش در آغاز کار در اختيار خانوادههاي مرفه آن روزگار بود اما باتلاش و مبارزهي زنان، اين پديده گسترش يافت و موضوع آموزش و پرورش، سطح وسيعتري از دختران و زنان را در برگرفت. بايد گفت که همان اندک فضاي آموزشي و نقش آگاهيدهندهي آن در آن زمان، تأثير به سزايي در شکلگيري اعتراضات حقطلبانهي زنان داشت.
درست در زماني که سواد آموزي زن، گناه بزرگي شمردهميشد و مدارس دخترانه، مخالف شرع اسلام به نمايش در ميآمد و بانگ «واي به حال مملکتي که در آن مدرسهي دخترانه تأسيس شود» در همهجا طنينافکن بود، زني روشنفکر و مبارز با نام «بيبيخانم استرآبادي» دست به تأسيس اولين مدرسهي دخترانه به سبک نوين زد و نام آن را مدرسهي «دوشيزگان» گذاشت.
اين مدرسه و نام آن، خواه ناخواه جنجال برانگيزبود. زيرا به باور چنين افرادي که وجود مدرسهي دخترانه را گناه بزرگي ميشمردند، واژهي «دوشيزه» براي گذاشتن بر سر در چنين مدرسهاي، شهوتانگيز تلقي ميشد. باورمندان به چنين طرز تفکري، در اعلاميهاي نوشتند که اين دبستان دوشيزگان، مال زنى است كه افراد فاسد در منزلش تار ميزنند و خانهاش، محل اجتماع هنرمندان است. به همين دليل مدرسهي مورد نظر پس از يک ماه بسته شد.
«بيبي خانم استرآبادي» در سال 1274 ه.ق به دنيا آمد. پدر او «محمدباقرخان استرآبادي» از بزرگان گرگان و مادرش «خديجه خانم» معروف به «ملاباجي» از معدود زنان باسواد آن دوره بود. خديجه خانم در واقع، يکي از نديمههاي (شکوه السلطنه) از زنان «ناصرالدين شاه» به حساب ميآمد که کار تدريس کودکان دربار ناصري را نيز به عهده داشت.
خديجه خانم بيست و دو ساله بود که با «موسىخان وزيرى» از صاحب منصبان بريگاد قزاق ازدواج کرد.حاصل اين ازدواج هفت فرزند بود که معروفترين آنها «کلنل علينقي وزيري» موسيقيدان و پايهگذار هنرستان موسيقي و ارکستر ملي است و نيز «حسن وزيري» که در هنر نقاشي از شهرتي برخوردار است.
«بيبي خانم» در دوران نوجواني و جواني، ضمن بهرهمند شدن از درسهاي مادر ، در مقايسه با ديگر زنانِ در بندِ حرم شاهي، از اين امتياز بزرگ برخوردار بود که بتواند هم دنياي درون حرمسرا را تجربه کند و هم دنياي بيرون آن را. او توانست با مشاهدهي وضعيت زنان چه در متن جامعه و چه در فضاي بستهي حرمسرا، شاهد اين مسئله باشد که هر دو گروه، در اسارت دنياي تنگ نظري و سودجويي نظام مردسالار هستند.
در آن دوره، زنان همچون بردگان، از هيچگونه حقي خوردار نبودند. حتي دختران خانوادههاي فقير، خريد و فروش ميشدند. نگاه آنان به زن همچون موجودي نادان، ضعيف، خطاکار و دسيسهگر بود. در چنين فضاي سنگين فکري و تسلط مطلق انديشههاي زنستيز بود که «بيبي خانم» با شهامتي بينظير، به تنهايي پا به ميدان نبرد با يکي از کهنترين شکلهاي ستمگري گذاشت.
در سال 1312 هجري قمري، در تهران مقالهاي بدون امضا و توهين آميز به نام «تأديبالنسوان»درباره معايب زنان و چگونگي تربيت آنها منتشر ميشود. «بيبي خانم» که در حقيقت اولين زن روزنامهنگار ايراني نيز هست، در دفاع از زنان و حقوق آنها با جسارتي شگفت انگيز، کتاب «معايبالرجال» را در سال 1313 هجري قمري يعني يازده سال پيش از امضاي فرمان مشروطيت مينويسد.
ادامه داره ...
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 12/8/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«رکورددار کتاب برترینهای گینس »

برای هشتمین سال پیاپی، یک کارمند بازنشسته اداره پست یونان، رکورد دار کتاب برترینهای گینس شد. دیمیتری پیستیالس، صاحب بزرگترین گنجینه دوربین فیلمبرداری و آپارات های قدیمی جهان ، شامل ۹۳۷ دستگاه از انواع مختلف آن است.
همه این دستگاههای با ارزش، به دقت تمیز شده و با نصب اتیکت مشخصات مربوطه، در زیر زمین تنگ و باریک منزل شخصی او قرار دارند. جایی که هر سانتیمتر دیوارهای آن با این نمایشگاه پر شده است.
وی که هم اکنون ۷۸ سال دارد، از ۱۵ سالگی اقدام به خرید دوربین میکرده و هیچگاه این کار را متوقف نکرد.
دیدار از نمایشگاه مذکور تنها با دعوت نامه شخصی او ممکن است.
دیمیتری میگوید:« وقتی یک دوربین جدید میگیرم، احساس کودکی را دارم که یک هدیه کریسمس دریافت کرده است و اولین کاری که میکنم، تعمیر و بازسازی آن قبل از گذاشتن در کنار بقیه است.»
مدیر موزه سینما در لندن در این زمینه میگوید، زمان و پول زیادی بابت تهیه این گنجینه در طول سال های مختلف صرف شده و واقعا نمی توان ارزش آن را برآورد کرد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 12/8/2008
|
|
|
|