در گوشــــــــي  |
|
|
|
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست
اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار
دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!
:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد
.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
شعر همشاگردی سلام، برای اکثر ما شعریست خاطره انگیز که با شنیدن و خوندنش ما رو به سفرهای دور میبره، سفری با یک دنیا خاطره و یاد، خاطره از اونهایی که رفتن و اونهایی که هستن. اما شاعر این شعر کیه؟
مهندس"مجتبي كاشاني" متولد سال 1327 ه.ش. در مشهد و متوفي به سال 1383 ه.ش. و از فعالان صنعت كشور بوده.
از معروفترين سرودههاي "مجتبي كاشاني" ميتوان به «آخرين برگ»، «قصيده ۲۰۰۰»، «زنداني»، «تبريك» و «تصوير عشق» اشاره كرد.
«روایت "همشاگردی سلام"»

اين مقدمه بهانه اي بود براي تجديد خاطره با نويسنده، پژوهشگر، مدرس و مشاوري توانا، شاعري خوش قريحه و مديري موفق به نام مهندس مجتبي كاشاني. او در نوشته هايش براي بيان مفاهيم موردنظر خود از جمله مدير فيلسـوف گاهي از ابزار طنز و كنايـه استفاده مي كرد. به عقيده او اگرچه موسسات اقتصادي و صنعتي براي مقاصد مادي تشكيل مي شوند و نبايد آنها را با موسسات خيريه اشتباه گرفت اما در صورت اولويت دادن سود شخصي بر منافع جامعه، نتيجه عملكرد آنها سود سوزآور خواهد بود. در حالي كه حاصل كار مدير فيلسوفان به علت داشتن رسالتهاي انساني و اجتماعي نظير رفاه جامعه، محيط زيست و تامين عدالت سوز سودآور است. توليد گروه اول از نظر او توليد اندوه به جاي توليد انبوه است. مجتبي كاشاني در سمينارهايش نيز حال و هواي ديگري را خلق مي كرد. سمينار نقش دل در مديريت براي هر شركت كننده اي در بادي امر تا حدودي متفاوت و غيرمنتظره مي نمود. او در سال 1327 در مشهد متولد شد. سالها مدير مجموعه هاي توليدي و صنعتي بود.
علاقه اش به مردم شوق هم آوايي و همدردي با مردم خواف را در او شعله ور كرد. در سال 1365 در سمينار بررسي عوامل محروميت هاي جنوب خراسان شركت كرد و در آنجا تصميم مهمي گرفت. آستين همت را بالا زد و جامعه ياوري را بنا نهاد. طرحهاي عمراني و خدمات پزشكي زيادي را اجرا كرد و در سال 73 تعبير روياهايش را در شعري به همين نام به شوق ايجـــــــاد يكصد ودهمين مدرسه در روستاهاي جنوب خراسان سرود.
مجتبي كاشاني كه مقالات و شعرهايش سرشار از حس شيرين انسان دوستي، عشق و اميد است، شلاق باد پائيزي بر جان و تنش را خريد و سرود و افروخت و با پرچم سخن عشق در كهن خاك وطـن ماندگار شد. او مدير فيلسوف بود و شاعر بود و سرانجام در غروب پاييـزي 23 آذرماه 83 خامـوش شد و روح سراسر عشق و ايمانش به آسمان ابديت پرواز كرد.
در پي، شعر آخرين برگ كه از كتاب خويش را باور كن اين شاعر توانا انتخاب شده است، به خوانندگان خوش ذوق تدبير كه اغلب از دوستداران و علاقه مندانش به شمار مي روند تقديم مي گردد.
آخرين برگ به آخرين برگ سپيداري كه در يك پائيز در مقابل باد مقاومت مي كرد ريشه دارم در خاك كهنم پرچم عشق است حرفم سخنم جنس آتش دارد پيرهنم باد مي آيد باد مي فزايد برافروختنم باد مي آيد باد مي نوازد او موسيقي پائيزي را برگها را مي رقصاند، مي لرزاند باد مي تازد با موسيقي خشم مي زند شلاق بر جان و تنم من نمي ريزم ليك من نمي افتم ليك بسته بر عشق دل خويشتنم هم اگر بايد ريخت هم اگر بايد رفت هم اگر مي روبد باد از وطنم آخرين تن به خزان داده باغ آخرين سبز درافتاده به مرگ آخرين برگ منم.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 9/23/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«پل فرهادآباد (پل امیر)»

این پل در ۱۵ کیلومتری شمال غربی شهرستان قروه در روستای (فرهاد آباد ) قراردارد و در مسیر جاده قدیمی بیجار روی رودخانه (بایتمر) احداث شده است. پل فرهادآباد دارای ۸ دهانه و ۸۰ متر طول است. چشمه های وسط این پل، بزرگتر از دیگر چشمه هاست. نوع قوس های به کار رفته در این پل عموما جناقی است. تاریخ ساخت پل به طور دقیق مشخص نیست و با توجه به شیوه معماری پل به نظر میرسد که به احتمال قوی از پل های دوران صفویه باشد. این پل در زمان حکومت خسرو خان اول مقارن با حکومت زندیه، تعمیر و بازسازی شد و (فرهاد میرزای معتمدالدوله ) زمانی که حاکم کردستان بود آن را مرمت کرد، از این رو آن را پل "فرهادآباد" مینامند. از آنجا که این پل توسط "امیر علایی" به دست تعمیرسپرده شد به نام پل امیر نیز مشهور است.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 9/22/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«پرویز مشکاتیان استاد بی بدیل سنتور درگذشت»

پرویز مشکاتیان استاد سنتور ایران در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی در منزلش در تهران درگذشت. زمان مرگ این هنرمند، آنطور که خبرگزاریهای مهر و فارس گزارش کردهاند، صبح امروز دوشنبه بوده است. زمان تشییع جنازه این هنرمند فقید هنوز اعلام نشده است.
پرویز مشکاتیان ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ خورشیدی در نیشابور به دنیا آمد و در میان اهالی هنر و مردم، به عنوان آهنگساز، موسیقیدان، نوازنده سرشناس سنتور، استاد دانشگاه و پژوهشگر شناخته میشد. مشکاتیان فعالیت هنری خود را در شش سالگی نزد پدرش حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سهتار بود، آغاز کرد.
وی در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد. مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد نورعلی برومند و داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت.
آخرین کنسرت مشکاتیان در تهران با خوانندگی حمیدرضا نوربخش برگزار شد.
در سالها پس از انقلاب فعالیت مشکاتیان با شجریان که نسبتی سببی نیز داشتند (مشکاتیان مدتی داماد شجریان بود) بیش از گذشته شد.
کنسرت "آستان جانان" که مشکاتیان و شجریان با همراهی تمبک ناصر فرهنگ فر در سالهای نخستین 1360 در سفارت ایتالیا در تهران برگزار کردند، ابتدا به صورت پنهانی به بازار راه پیدا کرد و در سالهایی که موسیقی ایران در محاق بود، استقبال فوق العاده ای از این آلبوم در ایران شد.
این آلبوم در کنار کارهای مشترک دیگری از شجریان و مشکاتیان همچون "سرّ عشق" (با سه تار نوازی مشکاتیان)، "نوا و مرکب خوانی"، "دستان" و "دود عود" هنوز از محبوبترین آثار موسیقی ایرانی نزد دوستداران موسیقی محسوب می شوند، به طوری که بسیاری بر این عقیده اند که این دو پس از قطع همکاری، هیچکدام نتوانستند از نظر کیفی اثری شبیه آثار مشترک شان منتشر کنند.
آخرین آلبوم مشترکی که از این دو هنرمند به طور رسمی در ایران منتشر شد، آلبوم دستان بود که با اجرای گروه عارف در سال 1366 ضبط شد.
هر چند بعدها نیز مشکاتیان و شجریان همکاری های جسته و گریخته ای داشتند، از جمله کنسرتی که در پاریس در سال 1995 برگزار کردند. تصنیف "قاصدک" ساخته مشکاتیان با شعری از مهدی اخوان ثالث در این کنسرت اجرا شد.
مشکاتیان با خواننده های دیگری چون شهرام ناظری (آلبوم "لاله بهار")، علیرضا افتخاری ("مقام صبر") علی جهاندار و حمیدرضا نوربخش نیز همکاری کرده بود.
اما پس از شجریان، او مدتی به طور مستمر با ایرج بسطامی (خواننده ای که در زلزله بم کشته شد) همکاری کرد که حاصل آن آلبومهایی چون "افشاری مرکب"، "مژده بهار" و "افق مهر" شد.
مشکاتیان در سالهای میانی دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد به جز انتشار نت نوشته آثارگذشته اش، نزدیک به هشت سال اجرای کنسرت را متوقف کرد تاسال ۸۴ که کنسرتی را در تالار وزارت کشور با ترکیبی از اعضای قبلی گروه عارف و اعضای جوانتر با خوانندگی شهرام ناظری اجرا کرد.
مشکاتیان، کتابهای فراوانی در زمینه سنتور و موسیقی ایرانی تألیف کرده است.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 9/22/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
تا بحال موش پرنده دیدین؟! اگه با اتفاق مطلب زیر رو بخونیم، متوجه میشین که چطور میشه موش پرنده رو دید.
«موش های پرنده ناسا»

دانشمندان ناسا موفق به ساخت میزان مغناطیسی قدرتمندی شده اند که می تواند یک موش را در هوا معلق نگه دارد، محققان آزمایشگاه پیشرانه جت ناسا در کالیفرنیا با ساخت این آهنربای فوق هدایتی توانسته اند انرژی لازم برای شناور کردن موشهای آزمایشگاهی را تولید کنند. البته آنها قبل از این هم آزمایش های موفقی را با موجودات زنده ای نظیر قورباغه و حشرات پشت سر گذاشته بودند.
شیوه کارکرد این سیستم بدین صورت است که با بهره بردن از خاصیت دو قطبی مولکول های آب، آب موجود در بدن موش را به بالا هل داده و باعث پرواز آن می شود. این داستان وقتی جالب تر می شود که بدانید میدان های مغناطیسی با این قدرت همیشه در دماهای بسیار پایین کار می کنند، اما آهنربای JPL به گونه ای ساخته شده که محل قرارگیری موش همان دمای معمولی محیط را دارد و فقط مگنت های آن در دمای زیر صفر قرار دارند. نکته اصلی هم همین است که تا به حال امکان چنین پروازی فقط در دماهای فوق سرد وجود داشته.
یوآنمینگ لویی از اعضا تیم تحقیقاتی می گوید: موش ها در برخورد با شرایط بی وزنی رفتارهای متفاوتی از خود بروز دادند. اولین موشی که مورد آزمایش قرار گرفت، شروع به چرخیدن به دور خود کرد و به دلیل حالت بی وزنی سرعتش مرتبا افزایش می یافت. اما موش دوم که میزان کمی آرام بخش دریافت کرده بود، به راحتی با شرایط کنار آمد و حتی به نظر می آمد که مانند سوپرمن از پروازش لذت می برد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 9/22/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
و برای حسن ختام امروز این ترانه از تازه ترین اثرهای استاد محمدرضا شجریان به نام "ای شادی آزادی" شاعر: هوشنگ ابتهاج و آهنگساز: کیوان ساکت. تقدیم به همه ی شما که آزادگی پیشه کردین.
ای شادی ِ آزادی ! روزی که تو بازآیی با این دل ِ غم پرورد من با تو چه خواهم کرد ؟ غم هامان سنگین است دل هامان خونین است از سر تا پامان خون می بارد ما سر تا پا زخمی ما سر تا پا خونین ما سر تا پا دردیم ما این دل ِ عاشق را در راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم می گفتم : روزی که تو بازآیی من قلب ِ جوانم را چون پرچم ِ پیروزی بر خواهم داشت وین بیرق ِ خونین را بر بام ِ بلند ِ تو خواهم افراشت می گفتم : روزی که تو باز آیی این خون ِ شکوفان را چون دسته گل ِ سرخی در پای تو خواهم ریخت وین حلقه ی بازو را در گردن ِ مغرورت خواهم آویخت ای آزادی ! بنگر ! آزادی ! این فرش که در پای تو گسترده ست از خون است این حلقه ی گل خون است گل خون است ... ای آزادی ! از ره ِ خون می آیی اما می آیی و من در دل می لرزم : این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟ این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟ ای آزادی ! آیا با زنجیر میآیی ؟...
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 9/17/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
به نظر شما منطقه محروم رو به کجا میگن؟ منطقه ای كه آب نداره، گاز نداره، راه نداره، امكانات و بهداشت نداره و ... يا منطقه ايست كه هنر نداره، فرهنگ نداره، تبليغ نداره و يا بهتر بگيم مسئول برنامه گذار نداره؟! نظر شما چیه؟!
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 9/17/2009
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|

«پاتریک سویزی درگذشت»

پاتریک سویزی، بازیگر فیلم سینمایی "روح"، پس از دو سال مبارزه نفسگیر با سرطان لوزالمعده سرانجام روز دوشنبه در سن 57 سالگی در لس آنجلس از دنیا رفت.
سویزی اخیرا در مجموعه تلویزیونی "حیوان" به نقش یک مامور پلیس فدرال آمریکا ظاهر شد و با آغاز پخش این مجموعه، تمام علاقمندان در جریان بیماری مهلک او قرار گرفتند. پاتریک در هوستن تگزاس به دنیا آمد و مادرش طراح حرکات موزون و مالک یک مدرسه باله بود.
او در مدرسه مادرش آموزش دید و پس از ایفای نقش شخصیتهای جوان عاشقپیشه، مهارت خود را روی صحنه تئاتر هم نشان داد. سویزی بعد از بازی در نمایش "گریس" در برادوی، سال 1979 وارد سینما شد و مهمترین نقش دوران جوانی خود را در مجموعه تلویزیونی محبوب "شمال و جنوب" در 1985 ایفا کرد.
او با بازی در نقش یک مربی حرکات موزون در فیلم سینمایی "رقص کثیف" در مقابل جنیفر گری در 1987 به ستارهای محبوب تبدیل شد و علاوه بر خواندن یکی از ترانههای این فیلم، نامزدی جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد را هم به کارنامه حرفهای خود افزود. پاتریک بعد از این موفقیت در چند نقش فرعی بر پرده سینما ظاهر شد.
فیلم سینمایی "روح" به کارگردانی جری زوکر یکی دیگر از نقاط عطف کارنامه بازیگری ستاره هالیوود بود که در آن با دمی مور و ووپی گلدبرگ همبازی شد. سویزی پیش از مصدومیتی که به کنارهگیری چند ساله او از دنیای بازیگری انجامید، در فیلم اکشن "پوینت برک" در کنار کیانو ریوز ایفای نقش کرد.
او سال 1996 در جریان بازی در پروژه "نامههایی از یک قاتل" برای شبکه تلویزیونی HBO از روی اسب به زمین افتاد و هر دو پایش شکست. این مصدومیت چهار سال سویزی را از دنیای فیلم و سینما به حاشیه راند تا اینکه سال 2000 با بازی در فیلمهای "بیدار شدن در رنو" و "لولوی جاودانی" به سینما و عرصه بازیگری بازگشت.
سویزی سال 1975 با لیسا نیهمی از شاگردان مدرسه باله مادرش ازدواج کرد و هرگز صاحب فرزند نشد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 9/16/2009
|
|
|
|