در گوشــــــــي
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!

:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد

.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد


تعداد صفحات 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 صفحه [ 62 ]
ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز تریبون آزاد رو تنهایی پیدا کردم و از در و دیوار و همه ی صحبتهایی که احساس میکنم توی دلم روی هم تلنبار شده میخوام بگم و بگم و بگم ... شاید یکیش همین عاشقانه ی آرام باشه! عاشقانه ی آرام از استاد شاملو که امروز اونو نجوا نمیکنم، فریاد میزنم ...

روزی ما دوباره کبوترهایمان
را پیدا خواهیم کردو مهربانی
دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسانی برای هر انسانی
برادری است.

روزی که مردم دیگر در خانه‌هایشان
را نمی‌بندند.
قفل افسانه‌ای است و قلب
برای زندگی بس است...

روزی که معنای هر سخن
دوست داشتن است
تا تو بخاطر آخرین حرف
به دنبال سخن نگردی.

روزی که آهنگ هر حرف
زندگی است
تا من بخاطر آخرین شعر
رنج جستجوی قافیه نبرم.

روزی که هر لب ترانه‌ای است
تا کمترین سرود بوسه باشد.
روزی که تو بیایی
برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود

روزی که ما برای کبوترهایمان
دانه بریزیم...
و من آن روز را انتظار می‌کشم
حتا اگر روزی
که دیگر
نباشم...




فرستاده شده در تاریخ: 11/28/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز به فانتزیهای خودم خندیدم.
نمیدونم شما هم فانتزی خرید دارید یا نه؟! اگه خوب فکر کنین، یک چیزهایی پیدا میکنین، درست مثل من یا شاید کمی متفاوت تر!

فانتزیهای خرید من دوگونه هستن، یک نوع قبل از رفتن به فروشگاه اتفاق میافتن و نوع دیگه شون در خود فروشگاه رخ میدن! این خرید می‌تونه هرچیزی باشه. از لوازم یخچال گرفته تا خودکار و دفتر و لباس.

اول از فانتزی داخل فروشگاه شروع میکنیم، بطور مثال همین خرید مواد غذایی روزانه یا هفتگی، یخچال رو چک میکنم، میبینم که گوجه فرنگی، تخم مرغ، و شیر تموم شده، به قصد خرید به سوپر میرم، یک مرتبه چشمم میخوره به سس غذای تایلندی و یا ادویه تاکو، و اقلامی مشابه که توی سبد خرید من جای میگیره. خوب این خریدها در نفس خودشون اصلا بد نیستن. مشکل اینه که غذای تایلندی بلد نیستم درست کنم و تا امروز تاکو هم درست نکردم. این میشه که روی مبل توی اتاق نشسته ام و به بسته های مواد غذایی که تاریخ مصرفشون تا چند ساعت دیگه تموم میشه، نگاه میکنم!!

این‌ها فانتزی‌های خرید در فروشگاه بودند. یک مدل دیگه‌اش هم اینه که پیش از خرید لباس، توی خونه برای خودم لباسی رو طراحی می‌کنم که مثلا کفشش به این شکله و بلوزش این مدله، دامنش به این فرم ِ ژاکت روش با رنگ این کیفی که دارم قشنگ میشه و با کلی شوق میرم برای خرید. مشکل اونه که خوب این چیزها توی ذهن منه و نه هیچ طراح دیگه‌ای و این می‌شه که من دست از پا درازتر باید با پای تاول زده برگردم خونه.

و این فانتزیها بدون اینکه بنده رو متنبه بکنه، بارها تکرار میشه!!





اما از دلتنگی و حرفهای ناگفته کمی، به هم بگیم:
خیلی از ما توی تنهایی میشینیم و نقشه میکشیم که اگه اینبار دیدیمش، اصلا بهش امون صحبت کردن ندیم، خودمونو پرتاب میکنیم توی صحبتهاش و میگیم که چقدر دلمون براش تنگ شده بود و چقدر توی تنهاییمون باهاش صحبت کردیم و چقدر براش توی ذهنمون نوشتیم، چقدر لحظه به لحظه نگرانش بودیم، و چقدر خواستیم که توی لحظه کنارمون باشه و چقدر نبودش برامون سخت بود و بد بود و دردناک.
نوازشش میکنیم، به گرمی دستاشو میگیریم و میگیم که زندگی فقط با اونه که معنا پیدا میکنه و باز فکر میکنیم و نقشه میکشیم و نقشه میکشیم ...

بعد وقتی که میبینمش و ازمون میپرسه که: «چطوری؟ امروز چه کارا کردی» جواب می‌دیم: « خوبم. مرسی. شما چه کار کردی؟»

درست نمیشیم انگار!

فرستاده شده در تاریخ: 11/28/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده


بد نگوییم به مهتاب
اگر تب داریم.......








روباه گفت:
برو یک بار دیگر گل ها را ببین تا بفهمی که گل تو ، تو عالم تک است... برگشتنا با هم وداع می کنیم و من به عنوان هدیه رازی را به تو می گویم.

شازده کوچولو بار دیگر به تماشای گل ها رفت و به آنها گفت:
شما سر سوزنی به گل من نمی مانید و هنوز هیچی نیستید. نه کسی شما را اهلی کرده؛ نه شما کسی را. درست همان جوری هستید که روباه من بود... روباهی مثل صد هزار روباه دیگر. او را دوست خودم کردم و حالا تو همه عالم تک است.
گل ها حسابی از رو رفتند.

شازده کوچولو دوباره درآمد که:
خوشگلید، اما تو خالی هستید. برایتان نمی شود مرد. گفت و گو ندارد که گل مرا هم فلان رهگذر، گلی می بیند مثل شما. اما او به تنهایی از همه ی شما سر است؛ چون فقط اوست که آبش داده ام. چون فقط اوست که با تجیر برایش حفاظ درست کرده ام. چون فقط اوست که حشراتش را کشته ام (جز دو سه تایی که می بایست پروانه بشوند). چون فقط اوست که پای گله گزاری ها یا خودنمایی ها و حتی گاهی هم بغ کردن و هیچی نگفتن هاش نشسته ام. چون که او گل من است.

و برگشت پیش روباه و گفت:
خدانگهدار!

روباه گفت:
خدانگهدار ! ... و اما رازی که گفتم خیلی ساده است:
ــ جز با چشم دل هیچی را چنان که باید نمی شود دید. نهاد و گوهر را چشم سر نمی بیند.

شازده کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد:
نهاد و گوهر را چشم سر نمی بیند.

ــ ارزش گل تو به قدر عمری ست که به پاش صرف کرده ای.

شازده کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد:
... به قدر عمری ست که به پاش صرف کرده ام .

روباه گفت:
آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند؛ اما تو نباید فراموشش کنی. تو تا زنده ای نسبت به آنی که اهلی کرده ای مسئولی. تو مسئول گلتی ...

شازده کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد:
من مسئول گلمم ...


درود دوست رها از بغضهای حسرت در گلو مونده. صبحتون به نیکی و شادی و بهروزی.

فرستاده شده در تاریخ: 11/28/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

توی مدرسه دوستی دارم که به تازگی تجربه ی زندگی سه نفره رو لحظه به لحظه با شیرینی تعریف میکنن. از اینکه کودک دلبندشون قد یک هسته ی خرما بوده و حالا که داره یواش یواش توی دل مامانش جا باز میکنه و این جا باز کردن کاملا پیداست. اینطور که میگن به احتمال زیاد این هسته خرما قراره یک پسر کاکل زری بشه هر چند که پدر و مادرش منتظر یک دختر قند عسل بودن!

اما خب سالم باشه، هر چی باشه! این حرف همه ی پدرها و مادرهایست که چنین تجربه ای رو داشتن.

و من فکر میکنم: و یه روزی میشه که همه ی پسر بچه‌ها ماشین‌هاشون رو هوا می‌کنند و چرخهاش رو می‌چرخونند و کیف می‌کنند.
و البته بعضی از این پسر بچه‌ها همون روزها پدر و مادرشون رو زیر ضربات شمشیر و اسلحه و مشت و لگد بنا به انیمیشن یا فیلم مورد علاقه‌شون مورد عنایت قرار میدن.

همون پسر بچه‌ها یک روزهایی چنان نسبت به مادرا و پدراشون بی‌اعتنا میشن که آدم فکر میکنه، وقتی بزرگتر شدند آیا اصلن دیگه سراغی ازشون خواهند گرفت یا نه؟ و یک روزهایی هم انقدر مهربون میشن و چنان خودشونو لوس میکنن که مادرا فکر میکنن خوشبخترین مادر دنیا هستن.

روزی میرسه که این پسر بچه‌ها میخوان تمام سنگهای دنیا رو پرت کنند توی جوی، دریا یا رودخونه.
و یک روزی هم قصه‌های خیالی تعریف می‌کنن از موجوداتی که چندان برای شما آشنا نیست.

یک روزی هم میشه که میخوان همه ی توپهای دنیا رو شوت کنند به ناکجا.
و یه روزی هم میشه که چنان میدوند که اگه دیر بجنبین ردشون رو گم میکنین و اگه بهشون هم برسین از نفس افتادین.

این پسربچه ها یک روزی میشه که کتاب مورد علاقه دارن. لباس مورد علاقه دارن. خوراکی محبوب دارن. کارتون رو خودشون انتخاب میکنن.

یک روزی این پسر بچه ها دیگه دارن بزرگ میشن و شما دلتون برای روزهایی که رفته تنگ میشه.
حتی اگه این پسربچه ها موجودات دو کیلو نیمی بودن که یک روزی در ناتوانانه ترین حالت بشری توی بغلتون گذاشته باشن‌شون باز هم این اتفاقات با یک عالمه اتفاقات دیگه میفته که انسان حیرون میمونه، از اینکه از اون روز به اندازه ی یک چشم به هم گذشته و پسرها بزرگ شدن! و حیرونتر که هنوز هم همونقدر از ته دل برای دینشون دلتون قنج میره و درست مثل همون هسته خرما، احساس میکنین که به شما نیاز دارن!




روزتون شاد دوست من! فردا بر میگردم اگه زندگی درب شادیش باز باشه!

فرستاده شده در تاریخ: 11/27/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

- دق، دق، دق.

عطر خوش دوست. بفرمایین!

پر انرژی اومدم دریا جان!

خدا رو شکر آفتاب تابنده و «خورشید خانوم» مهربون، خوش اومدین دوست خوب.

دلتنگ دوستان بودم، دلتنگ اینجا، دلتنگ لحظه های خوش قدم زدن توی کوچه باغها، روی سنگفرشها، خش خش برگهای پاییز، دلتنگ تمام دلخوشیهای کوچیک و بزرگ دهکده بودم.

و یک دهکده دلتنگ شما! چه خوب کردین که امروز اومدین.

برای دوستان تریبون آزاد بازم از هلند سوغات آوردم.

بهتر از این نمیشه! میشه من اول سوغاتی رو باز کنم؟

دریا جان یادتون نره این مال همه است ااااااااااااااا؟!

قول میدم امانت دار خوبی باشم!
.
.
.
وااااااااااااااااااااای چه عالی! بگذارین من چیزی نگم، بزارمش اینجا همه ببینن. اما قبل از اون میشه توضیحی در موردش بدین؟

بله حتما! من توضیح میدم، شما عکسها رو نشون بدین.

با کمال میل.

شهر اوترخت، چهارمین شهر بزرگ کشور هلند می­باشد و دارای یک پیشینه تاریخی غنی است. دانشگاه این شهر 370 سال قدمت دارد و از دانشگاه­های معتبری است که اساتید آن موفق به کسب جوایز مختلف و حتی نوبل نیز گشته­اند. در میان این مجتمع کهن، بنای دانشکده پزشکی، به سبب نوع معماری، بسیار متمایز بوده و به عنوان ساخته­ای جوان از جایگاه ویژه­ای برخوردار است.






این بنا که شایسته دریافت جایزه Reitvelprize در 14 دسامبر 2007 نیز گشته است، کاری از گروه معماری هلندی "اریک ون اگرات" می­باشد. ساخت بنا در سال 2005 به پایان رسیده است. این بنا در کنار بیمارستان آموزشی شهر قرار گرفته و سطح اشغال پروژه، 14500 مترمربع بوده و در آن سه عملکرد مختلف، کلاس­های درسی، مکان­های مطالعه انفرادی و رستوران، قرار گرفته است.







در اصلی ترین قسمت بنا، ترکیبی از سه حجم مخروطی ناقص قابل مشاهده است که کاملا شیشه­ای می­باشند و در آن­ها 430 قطعه شیشه که وزن هر کدام بین 300 تا 500 کیلوگرم است، به کار برده شده.







احجام مخروطی در میان طبقات قرار گرفته­اند و دیواره­هایی نورانی را تشکیل داده­اند. این سه حجم، نقش سازه­ای نیز دارند و نور را به طور غیر مستقیم وارد بنا می­کنند، در ضمن استفاده کنندگان از بنا، در موقعیت­های مختلف و متفاوتی می­توانند با بیرون بنا ارتباط بصری برقرار کنند. سازه از بیرون بنا کاملا قابل مشاهده است.







نظر هیات ژوری درباره معماری این بنا چنین بوده است: در نگاه نخست ما با ترتیب فضایی ناموزونی مواجه می­شویم ولی در نگاه دوم با نوعی ابهام فضایی قدرتمند روبرو هستیم که در این پروژه مستتر است. این دانشکده، "AA Hijmens Van Denberg "(ای ای هایمنس ون دنبرگ) نام دارد، وجه تسمیه آن از نام " آبراهام آلبرت هایمنس ون دنبرگ"، پیشگام علم گیاه پزشکی، گرفته شده است. دانشکده در خدمت دانشجویان پزشکی، گیاه پزشکی، داروسازی و بهداشت می­باشد.


سپاس خورشید خانوم نازنین، خوشحالم که ما رو با این مرکز علمی و دانشگاهی آشنا کردین.

فرستاده شده در تاریخ: 11/27/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما بشنویم از آناهید عزیز با کاربری «anahid_espin ». آناهید جان بخشی رو شروع کرده بودن با عنوان 158 کتابی که باید تا پیش از چشم فرو بستن از این دنیا خوانده بشه. بخشی دیگه از این کتابها رو توسط این دوست خودمون برای این هفته انتخاب شده که با هم لیست اونها رو میخونیم.


«گلچین از کتابها - بخش دوم»


فهرست اسامی 158جلد كتاب ترجمه شده به فارسی منتخب از1001 كتابی كه توسط بیش از 20 نفر از منتقدین ادبی دستچین شده و برای مطالعه درالویت قرار گرفته اند.


21- عاشق - مارگاریت دوراس (نیلوفر)
The Lover – Marguerite Duras

22- امپراطوری خورشید - جی.جی. بالارد (چشمه)
Empire of the Sun – J.G. Ballard

23- بار هستی - میلان كوندرا (گفتار / قطره)
The Unbearable Lightness of Being – Milan Kundera

24- زندگی و زمانه مایكل ك - جی.ام. كوتسیا (فرهنگ نشر نو)
The Life and Times of Michael K – J.M. Coetzee

25- خانه ارواح - ایزابل آلنده (قطره)
The House of the Spirits – Isabel Allende

26- آوریل شكسته - اسماعیل كاداره (مركز)
Broken April – Ismail Kadare

27- بچه‌های نیمه‌شب - سلمان رشدی (تندر)
Midnight’s Children – Salman Rushdie

28- نام گل سرخ - اومبرتو اكو( شباویز)
The Name of the Rose – Umberto Eco

29-كتاب خنده و فراموشی - میلان كوندرا (روشنگران)
The Book of Laughter and Forgetting – Milan Kundera

30- اگر شبی از شبهای زمستان مسافری - ایتالو كالوینو (آگاه)
If On a Winter’s Night a Traveler – Italo Calvino

31- پاییز پدرسالار - گابریل گارسیا ماركز (حكایتی دیگر)
Autumn of the Patriarch – Gabriel Garc?a M?rquez

32- رگتایم - ای. ال دكتروف (خوارزمی)
Ragtime – E.L. Doctorow

34- مامور معتمد - گراهام گرین (نیلوفر)
The Honorary Consul – Graham Greene
36- سولا - تونی موریسون (قله)
Sula – Toni Morrison

37- شهرهای نامرئی - ایتالو كالوینو (باغ نو / پاپیروس)
Invisible Cities – Italo Calvino

38- سیمای زنی در میان جمع - هاینریش بول (آگاه)
Group Portrait With Lady – Heinrich B?ll

39- آبی‌ترین چشم - تونی موریسون (ویستار)
The Bluest Eye – Toni Morrison

40- یك ادیسه فضایی - آرتور سی. كلارك (نقطه)
2001: A Space Odyssey – Arthur C. Clarke


اما آناهید عزیز تنها به کتابها بسنده نکردن و شرح حالی از گروه مشهور موزیک اسپانیای به نام «Gipsy Kings» اینطور ادامه میدن که:





«آناهید» :

گروه جیپسی کینگ (Gipsy Kings) از بزرگترین گروه های موسیقی هستند که هر کوچک و بزرگی با شنیدن نام آنان به یاد گیتار می افتد . آنها گروهی مرتبط با کولی های فرانسه هستند و (یک مجموعه از چندین برادر) و همه گیتاریستند Reyes , Baliardo خانواده های است Reyes و اکثرا به خوبی آواز می خوانند . رهبر خواننده ها معمولا یکی از افراد خانواده نیکلاس ، اندرو و ... و رهبر گیتاریستها هم با شرایط خاص انتخاب میشود که تونیو و Nicolas Reyes , Canut Reyesاز خانواده بالیاردو میباشد . اعضا گروه عبارتند از:
Andre Reyes
Patchai Reyes
Paul Reyes
Tonino Baliardo
Paco and Diego Baliardo
Chico Bouchikhi


«آناهید» :
گروه جیپسی کینگ به طور کلی نوازنده موسیقی نسبتا سنتی به سبک جیپسی فلامنکو هستند به همین دلیل آنان پرکاشن ، باس ، کیبورد و تعداد دیگری از آلات موسیقی را برای تولید یک صدای بی نظیر که با چاشنی و حال وهوائی از موسیقی سراسر جهان بدست می آورند به ضبط کارهایشان می پردازند و سبک آنان همانند بیشتر آوازهایشان که رومبا بیس هست میباشد و آنان از گیتارهای مارک کوردبا استفاده میکنند Rumba Flamenco سبک نامیده میشود نیز بسیار مشکل و دارای شگرد خاصی است که Palm نحوه دست زدن که گروه جیپسی کینگ بدون راهنما از عهده آن بر می آیند.


«آناهید» :
گروه جیپسی کینگ آلبومهای بیشماری را روانه بازار جهان کرده است که اغلب آنان از انتخاب آهنگهائی صورت گلچین و با یک جلد منحصر به فرد روانه بازار میشود ، و یا آثاری از تکخوانی ها ، آهنگ های ترکیبی منتشر کرده اند .زبان و آواز گروه جیپسی کینگ به غیر از چند خط به زبان انگلیسی بقیه را به زبان مادری که اکثر مردم تصور میکنند که آن فقط یک لهجه از زبا اسپانیائی است ولیکن زبان Gitane یا Catalon است آنان ترکیبی از زبانهای اسپانیائی ، فرانسوی وتمامی گروه جیپسی کینگ با نواختن گیتار بزرگ شده اند اما آنها نتوانسته اند گیتار شخصی نیکلاس و اندرو چپ دست هستند Reyes داشته باشند بنابراین برادران کوچکتر خانواده در حالیکه برادران بزرگترشان راست دستند ، وقتی برادرهای کوچکتر گیتارها را برای خودشان ست میکردند مورد خشم برادران بزرگ قرار میگرفتند که ناچار آنها آموختند که چطور گیتار آنان را برعکس بنوازند.


«آناهید» :
در منطقه آرلس در شهر پرو ونس در جنوب فرانسه زندگی میکنند و خانواده Reyes خانواده بالیاردو در شهر مونت پولیه فرانسه ساکنند بید متذکر شد که جیپسی کینگ از محبوب ترین گروه های موسیقی دنیا میباشد. آنها در حدود 13 میلیون آلبوم را تنها در آمریکا به فروش رسانده اند و قابل ذکر است که نخستین آلبوم آنها برنده جایزه طلایی یا پلاتین از 15 کشور جهان شد.


«آناهید» :
لیست آلبومهای این گروه
Allegria
Cantos De Amor
Compas
En vivo
Este Mundo
Estrellas
Gipsy Kings
Greatest Hits
Live
Live In Los Angeles Us Tour
Love And Liberte
Love Songs
Luna De Fuego
Mosaique
Pasajero
Rare&Unplugged
Roots
Somos Gitanos
The Very Best Of
Tierra Gitana
Tonino Baliardo
Volare (The Very Best of the Gipsy Kings)

«آناهید» :
در زیر میتونین از سایت این هنرمندان دیدن کنین.

www.gipsykings.com

فرستاده شده در تاریخ: 11/27/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

در جایی خواندم:

اي پسر عمران...!

هرگز دري را كه نمي‌داني چگونه بسته مي‌شود باز مكن و دري را كه نمي‌داني چگونه باز مي‌شود نبند.

(مكالمات خداوند و حضرت موسي)


اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). اين جنبش ميگه که مردم بايد به آهستگى بخورن و بياشامن، وقت کافى براى چشيدن غذايشون داشته باشن، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشون وقت بگذرونن. غذاى آهسته، نقطه مقابل غذاى سريع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه داره قرار مي‌گيره. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى شد که توسط مجله بيزنس مطرح شد و يک "اروپاى آهسته" ناميده شد.

اين جنبش اساسا حس شتاب جنون آمیز به وجود اومده بر اثر نهضت جهانى شدن رو زير سوال مي‌بره. نهضتى که کميت رو جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده.

مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار مي‌کنن اما از آمريکائي‌ها و انگليسي‌ها مولدترن. آلماني‌ها ساعت کار هفتگى رو به 28/8 ساعت تقليل دادن و دیدن که بهره‌ورى و قدرت توليدشون ٢٠ درصد افزايش پیدا کرد. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائي‌ها رو هم جلب کرد.

البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهره‌ورى کمتر نيست، بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره‌ورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر ِ. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر ِ.

به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسي‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى ساده زندگى کردنِ.





هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدتریه که در اون، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش رو به خوبى بلدن، لذت مي‌برن.

خیلی از ما زندگى خودمونو به دويدن در پشت سر زمان مي‌گذرونيم امّا زمانی به اون مي‌رسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.

بسيارى از ما انقدر نگران و مضطرب زندگى خودمون در آينده هستيم که زندگىمون رو در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعا وجود داره، فراموش مي‌کنيم.

همه ما در سراسر دنیا، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر نداره. تفاوت در اينه که هر کدوم از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار مي‌کنيم.

ما نياز داريم که هر لحظه رو زندگى کنيم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: "زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق مي‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى."


فرستاده شده در تاریخ: 11/27/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

کیلپ زیبایی توسط هنرمندان خوب کشورمون در عرصه سینما اجرا شده که یکبار دیگه نام ایران رو با آوای خوش هنر، افتخار آمیز به گوش میرسونه.

این کلیپ زیبا رو به همراه هم میبینیم.






فرستاده شده در تاریخ: 11/27/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

نصیحت یک حیوان دو زیست آفریقایی:

:::.. اگر می خواهی بخوری اما خورده نشوی باید ببینی به شرط اینکه دیده نشوی ! ..:::


درود!
چقدر دلم میخواست سقف خونمون شیشه ای باشه ... دیدن بارونک ها وقتی که روی سرت دایره میشن اما خیست نمیکنن لذت بخش ِ، هر چند خیس شدن توی بارون هم لذت خودش رو داره اما نه همیشه، گاهی هم مامن امن و خشک و گرم خونه، عطر دلپذیر زندگی رو دو چندان میکنه، اما دیدن طبیعت همیشه زیباست ... دیدن بارونکها و یا لحظه ی تولد و زندگی و پرواز یک برف، مرگ واژه ی قشنگی نیست. برفها نمیمیرن، بلکه از حالتی به حالت دیگه تبدیل میشن. مرگ یعنی فنا! اما تبدیل زیباست.

اگه سقف خونه شیشه ای بود، خورشید، درست اون وسط میایسته هر ظهر، مثل همیشه که به همه میتابه اما اینبار وقتی که از درون خونه با سقف شیشه ای بهش نگاه میکنی انگار، خورشید اومده تا فقط بر تو بتابه ... چه توهم شیرینی ... یا حتی ماه ...

اما نمیشه ... حتی اگر این سقف شکستنی هم نباشه یا فضول باشی ها سر و کله شون پیدا نشه، با کلاغ ها چکار میشه کرد؟

من تنگ نظر نیستم، اما خودتون خیلی خوب میدونین به کلاغ ها نمیشه اعتماد کرد، حتی اگه همه ی صابونها و سنجاق سینه های نقره ای و انگشترهای یاقوت رو به اونها ببخشین، آخرش همون یادگاری خاکستری رنگ مشهور رو دایره می کنن و قارقار کنان پر می کشن و میرون. پس وقتی که سقفت شیشه ای باشه بهتره کلاغ ترسانک هم داشته باشه!
مسئله اینه نه چیز دیگه!

توی این بی برگی سرد، دارم سعی میکنم تا یکبار دیگه شانس اعتماد کردن به کلاغها رو امتحان کنم تا شاید اونها هم حس خوبی از این همزیستی داشته باشن و شاید روزی بتونم سقف خونه رو بدون نگرانی از اونها شیشه ای کنم.

کلاغ خونه ی ما، هر صبح میاد غذایی که براش توی کاسه آماده کردم، میخوره و میره. عزیزی اسم کلاغمون رو «رستم» گذاشتن. به واسطه ی بدن فربه و قوی که داره! البته کلاغ ما زیاد هم کلاغ نیست، زاق ِ. صبحها اگه دیرتر از معمول براش غذا بزارم، لبه ی تراس میشینه و با گله قار قار میکنه. بعد که غذاش از توی کاسه چشمک زد، با احتیاط میاد یک تکه نون بر میداره و میره به سمت آشیونه اش و بعد از دقایقی دوباره بر میگرده و یک تکه نون دیگه بر میداره.

طی یک ترفند اینبار برای اینکه بیشتر نگهش دارم، براش برنجهای اضافی از روز پیش رو ریختم. زاقی ما نشست و کمی غذا خورد، بعد رفت و دوباره برگشت و کمی غذا خورد.







نمیدونم چه سریه توی این بلند شدن و رفتن و برگشتن، اوایل فکر میکردم شاید جوجه ای توی آشیونه اش داره، اما بعد بهم گفتن که الان فصل جوجه داشتن کلاغها و زاقها نیست.

هنوزم توی فکر سقف شیشه ای خونه ام.

فرستاده شده در تاریخ: 11/27/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

به گفته ی آتربان ماراسپندان:

“ دارایی جهان مانند مرغی است بر درخت. ”







تا درودی دوباره دوست من، لحظه هاتون به زیبایی لبخند کودکان سرمست از نشاط.

فرستاده شده در تاریخ: 11/26/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



«جدول زمان بندی اختراعات - بخش پنجم»




:::.. قرن دوازدهم
¤. سال ۱۱۰۰: چرتکه در چین
¤. سال ۱۱۰۰ تا ۱۱۶۱: نای شکافی (تراکئوتومی) در آندلس
¤. سال ۱۱۲۱: قپان در ایران (خزینی)
¤. سال ۱۱۲۱: ترازوی هیدرواستاتیک در ایران (خزینی)
¤. سال ۱۱۲۸: توپ (اسلحه) در چین و اروپا
¤. سال ۱۱۳۵ تا ۱۲۰۰: اسطرلاب خطی در ایران (شرف‌الدین طوسی)
¤. سال ۱۱۵۴: ساعت زنگ‌دار در سوریه
¤. سال ۱۱۹۰: قطب نما در ایتالیا



:::.. قرن سیزدهم
¤. سال ۱۲۰۰: آینه شیشه‌ای در اروپا
¤. سال ۱۲۰۰: قفل رمزدار در میان دورود (عراق)
¤. سال ۱۲۰۶: تنظیم کننده کنترل جریان در میان دورود (عراق)
¤. سال ۱۲۰۶: سیستم بسته در میان دورود (عراق)
¤. سال ۱۲۰۶: دستگاه شستشوی دست در میان دورود (عراق)
¤. سال ۱۲۰۶: روبات برنامه‌پذیر در میان دورود (عراق)
¤. سال ۱۲۷۵: اژدر در سوریه
¤. سنباده در چین
¤. کاندوم در ایتالیا
¤. جا دکمه (مادگی) در آلمان



:::.. قرن چهاردهم
¤. سال ۱۳۵۰: پل معلّق در پرو
¤. اسطرلاب کروی در خاورمیانه



:::.. قرن پانزدهم
¤. سال ۱۴۴۱: باران سنج در چین
¤. سال ۱۴۵۰: ماشین چاپ در اروپا (گوتنبرگ)
¤. سال ۱۴۵۱: لنز مقعّر برای عینک در اروپا
¤. سال ۱۴۹۰ تا ۱۴۹۲: نقشه کروی زمین در آلمان

فرستاده شده در تاریخ: 11/26/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

علاقمندان به بخش اطلس ایران، بخش دوم از سلسله صفاریان رو با هم پی میگیریم.

«اطلس ایران»

صفاریان - بخش دوم




بعد از يعقوب بن ليث، برادرش عمرو از جانب سپاه سيستان به امارت برداشته شد. وي بلافاصله به مصلحت وقت نسبت به خليفه اظهار اطاعت كرد. خليفه هم چون در آن ايام درگير قيام "صاحب الزنج" در نواحي بصره و عبادان (آبادان)‌ بود،‌ چاره اي جز آنكه حكمراني وي را در فارس، خراسان و سيستان به رسميت بشناسد نداشت. معهذا، چون قلبا از امارت صفاريان كه مبني بر خروج و خلع طاعت بود رضايت نداشت، چندي بعد حكومت خراسان را به نام محمد بن طاهر امير مخلوع سابق طاهري شد. با آنكه چندي بعد خليفه خراسان را كه همچنان در تصرف عمرو بود همراه با فارس و كرمان به وي داد (275 ه.ق.)،‌ عمرو از خليفه فرمانروايي ماوراء النهر را نيز طلب كرد. البته، اين منطقه سابقا جزو قلمرو طاهريان بود و در اين ايام اسماعيل بن احمد ساماني در آنجام حكومت داشت. خليفه هم با بي ميلي و با تشويق پنهاني اسماعيل به مقاومت در مقابل صفار،‌ در خواست او را اجابت كرد. در جنگي كه بعد از دريافت فرمان خليفه در حدود بلخ بين او و سپاه ساماني در گرفت، عمرو مغلوب و گرفتار شد و سپاهش نيز منهزم گشت (ربيع الاول 287ه.ق.)‌. عمرو را از بخارا به بغداد روانه كردند . خليفه او را به زندان فرستاد كه او چندي بعد در همان زندان وفات يافت. (289 ه.ق.)

با آنكه بعد از عمر، نواده اش طاهربن محمد و برادرزادگانش ليث بن علي و محمدبن علي چند سالي ( 298-288 ه.ق. ) سلطه خاندان صفار را در سيستان حفظ كردند، ‌سرانجام سامانيان آن ولايت را به قلمرو خويش ملحق كردند. هر چند بعد از سامانيان هم سيستان چندي به قلمرو غزنويان الحاق يافت، باز محبوبيت و نفوذ خاندان صفار كه بر خاطره فرمانروايي يعقوب مبتني بود همچنان، ادامه داشت، حتي اين محبوبيت قرنها بعد ( 885 ه.ق.)‌ سيستان را نسبت به فرمانروايي محلي اميران اين خاندان علاقه مند نشان داد. در هنگامي كه قرنها از انقراض طاهريان و سامانيان و غزنويان و حتي خلفاي عباسي مي گذشت، اخلاف ليث و فرزندان او در سيستان همچنان چيزي از حيثيت و قدرت و فرمانروايي اجداد خود را حفظ كرده بودند.

نقش صفاريان قديم به خصوص يعقوب، در احياي فرهنگ زبان فارسي قابل ملاحظه بود. بر وفق روايت "تاريخ سيستان" اولين شعر رسمي كه به زبان فارسي گفته شد به تشويق و الزام يعقوب و به وسيله دبير او محمد بن وصيف سكزي (سيستاني) سروده شد.

فرستاده شده در تاریخ: 11/26/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

به مناسبت ورود Nokia 5800 XpressMusic به خاورمیانه نگاهی گذرا به به این گوشی موبایل و کاربردهای اون میندازیم.


«امپراتور سرخ»






به طور کلی تمامی انتظارات کاربران از یک تلفن همراه در Nokia 5800 برآورده شده است. توجه به ریزترین نکات و قابلیت ها، این گوشی را به مهم ترین رقیب برای iPhone در سال ۲۰۰۹ تبدیل کرده است. قیمت ابتدایی آن بدون محاسبه عوارض فروش و مالیات در سراسر جهان ۲۷۹ یورو اعلام شده است. (بر اساس بعضی شایعات در اسپانیا-اولین محل فروش ۵۸۰۰-به قیمت ۴۲۹ یورو به فروش رسیده است) این قیمت مناسب به خودی خود باعث می شود تا بسیاری از کاربران به خاطر قیمت بالای iPhone رو به سوی پدیده جدید نوکیا بیاورند. در ایران هم اگر فروشندگان منصف با سود هنگفتی که بر روی موبایل های جدیدالورود می کشند، این گوشی را نهایتا با قیمت ۵۰۰ هزار تومان-البته تا دو سه ماه بعد از ورودش به ایران-به فروش برسانند؛ باز هم از iPhone 3G یک ملیون و سیصد هزار تومانی ارزان تر و کارآمد تر خواهد بود.

با توجه به اینکه شرکت نوکیا قبلا به طور گسترده دست به تولید گوشی های لمسی نزده است، سیستم عامل مناسب گوشی های لمسی را بالطبع به وجود نیاورده بود. در اوایل سال ۲۰۰۸ با آغاز پروژه TUBE که نام اولیه Nokia 5800 نیز بود. ویرایش جدید سیستم عامل Symbian را که دارای رابط لمسی بود را به نمایش گذاشت. یکی دیگر از برگ برنده های این تلفن همراه همین سیستم عامل جدید بود که به طرز مشهودی هم از گرافیک سیستم عامل iPhone استفاده کرده است.

برای ورود اطلاعات و تایپ کردن از ۴ روش مختلف استفاده شده است :
۱-صفحه کلید QWERTY به صورت کوچک در دو صفحه.
۲-صفحه کلید QWERTY به صورت Fullscreen.
3-امکان تایپ همانند تلفن های معمولی.
۴-امکان تشخیص دست خط.

به طور کلی تمامی قابلیت های ۵۸۰۰ به نوعی با اینترنت در ارتباط است. (البته نه با سرعت GPRS همراه اول و ایرانسل!) نمونه اش هم همین صفحه ای است که در شکل بالا مشاهده می نمایید. این منو اطلاعات مختلف هر یک از افرادی را که در حافظه تلفن همراه شما وجود دارد را به نمایش می گذارد، از قبیل آخرین Emailها، آخرین فایل های به اشتراک گذاشته شده در OVI(سیستم به اشتراک گذاری جدیدالتاسیس نوکیا)، آخرین فیدها و…

به کمک یکی از ۴ دکمه به کار رفته در ۵۸۰۰، می توان به سرعت به منو های موزیک، گالری، اشتراک گذاری، فیلم ها و اینترنت دسترسی داشت. سه دکمه دیگر هم، مانند سایر گوشی های Symbian برای قطع و وصل تماس و دکمه منو می باشد.

به همراه خود دستگاه، شرکت نوکیا دو هدیه ویژه هم برای خریداران دارد. اولی یک MicroSD 8GB است که خیالتان را از نگهداری فایل ها آسوده می کند. هدیه بعدی باز هم برای ما ایرانی ها قابل استفاده نیست، این هدیه هم چیزی نیست به جز دانلود رایگان تعداد بیشماری فایل موزیک از سیستم جدید نوکیا.(همانند iTunes شرکت apple)





2 اسپیکر استریو ۵۸۰۰ لذت دیدن فیلم را دو چندان می کند. یکی از اشکالات گوشی های نوکیا هم در این مدل از بین رفته است. در اکثر گوشی های قبلی، هنگامی که کاربر موبایل خود را در دست می گرفت؛ جلوی بلندگو ها هم گرفته می شد. ولی در طراحی ۵۸۰۰ این مشکل بر طرف شده است.

به قول اهل فن، دوربین خوب یک برگ برنده است. استفاده از دوربین ۳/۲MP با لنز زایس به همراه دو فلاش قوی، باری دیگر مشتی محکم است بر دهان iPhone.





در گوشی جدید نوکیا از صفحه نمایشی با کیفیت nHDاستفاده شده است. با توجه به حافظه بالای گوشی و هم چنین کیفیت بسیار بالای صفحه نمایش، از ۵۸۰۰ می توان به عنوان دستگاه پخش فیلم نیز استفاده کرد. هدیه بعدی همراه ۵۸۰۰ هم، همین استند است که در تصویر فوق مشاهده می کنید.

Wireless Lan, GPS, Bluetooth, MicroUSB این مقدار ابزار ارتباطی برای شما کافی نیست؟!! پس خیالتان راحت باشد، چون علاوهبر تمامی این ابزار ها نوکیا کابل اتصال به تلویزیون را هم به محتویات دستگاه خریداری شده شما افزوده است.





برگ برنده بعدی ۵۸۰۰ استفاده از تکنولوژی جدید ۳/۵G است. به این معنا که سرعت اینترنت آن چند برابر سرعت ADSL ایران است. به کمک صفحه عریض ۵۸۰۰ لذت گشت گذار در اینترنت را تجربه کنید.

دیگر گم نمی شوید! با استفاده از GPS های به کار رفته در اکثر گوشی های جدید نوکیا می توان به راحتی از وضعیت ترافیک، رانندگی به کمک سیستم گویای انتخاب مسیر و … استفاده کرد. البته چون نقشه های ایران برای برنامه Nokia maps تعریف نشده است یا باید به کمک هزار و یک ترفند از نقشه های سرقت شده از Garmin استفاده کنید و یا به دیدن محل خودتان در تصاویر گرفته شده در Hoogle Earth بسنده کنید.





باز هم یک هدیه دیگر، کیف مخصوص ۵۸۰۰ را به همراه خود دستگاه می توانید در جعبه اش پیدا کنید. به طور کلی محتویات بسته بندی ۵۸۰۰، یکی از کامل ترین پک های نوکیا می باشد.





سایز ۵۸۰۰ در مقابل سایر گوشی های هم سبک خود جم و جور تر طراحی شده است. ولی در این قسمت برنده واقعی فقط iPhone است، آن هم به خاطر طراحی ظریف و نازکش.





صفحه نمایش ۳/۲ اینچی ۵۸۰۰ که از تکنولوژی nHD نیز استفاده می کند، یکی از بهترین صفحه نمایش های گوشی های موجود در بازار است. بر خلاف عیب بزرگ iPhone در ۵۸۰۰ هم به کمک قلم تعبیه شده در دستگاه و هم به کمک انگشت می توان با آن کار کرد. ولی در iPhone فقط به کمک انگشت این امر میسر می شد، و در زمان سرما که دستکش دستتان باشد یا زمانی که دستتان کثیف باشد؛ باید ارتباط با گوشی خود را به فراموشی بسپارید.

با توجه به نام کامل گوشی Nokia 5800 XpressMusic، حتما مانند سایر گوشی های XpressMusic باید منتظر کیفیت بالای هدفون آن باشیم.


اگه علاقمند هستین که اطلاعات جامعتری در مورد این گوشی موبایل داشته باشین به اینجا کلیک کنین.

فرستاده شده در تاریخ: 11/26/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

نام آقای «اوباما» رو که امروز تیتر اصلی تمام روزنامه های مطرح دنیا هستن که حتما شنیدین، به تازگی از کوچکترین اوبامای جهان، پرده برداری شده، باور نمیکنین؟ متن زیر رو مطالعه کنین.


«کوچکترین اوبامای دنیا!!»


اوباما رئیس جمهور ایالات متحده می شود و موجی از شادی و سرور همه جای جهان را فرو می گیرد. از پروفسور جان هارت آمریکایی به خاطر خوشحالیش نمی توان انتقاد کرد. حتی باید به خاطر خلاقیت شگفت انگیزش تحسینش هم نمود!
برای معرفی پروفسور هارت فقط یک جمله کافی است. او پروفسور است که رهبری دپارتمان مکانیک دانشگاه میشیگان را بر عهده دارد. اما او به این خاطر نیست که مشهور شده است. او بعد از انتصاب اولین رئیس جمهور رنگین پوست ایالات متحده، کوچکترین اوبامای دنیا را رونمایی کرد





اوباماهایی که مشاهده می کنید در فضایی کربنی درست شده است که اوبامایی 10 هزار برابر کوچکتر از موی انسان را نشان میدهد! در حقیقت این اوباماها از 150 میلیون نانوتیوب کربنی درست شده است که قطر کل آن را به قطر نیم میلیمتر می رساند.
این به آن معناست که اگر شما از میکروسکوپ آن را نبینید اصلا متوجه پرتره های مینیاتوری رئیس جمهور ایالات متحده نمی شوید.

فرستاده شده در تاریخ: 11/26/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما سری هم به چشم بادامی های باهوش بزنیم.

قضیه از این قرار است که چینی‌ها از ۴ سال پیش، پروژه ساخت پل معلق بزرگی به نام siduhe را در استان hubei شروع کردن. ساخت این پل در حال اتمام ِ و قسمت کف پل هم به تازگی نصب شده.

اما سؤالی که در ذهن ایجاد میشه اینه که کابل‌های این پل چگونه از پایه‌ای به پایه دیگه کشیده میشه؟

در زیر شرح اینکار رو خواهید خوند.

«پل‌سازی به سبک چینی!»





هنگامی که ساخت این پل به اتمام برسد، بلندترین پل معلق دنیا محسوب خواهد شد. ارتفاع قسمت کف این پل تا سطح زمین، ۶۵۰ متر است، یعنی بیشتر از ارتفاع آسمان‌خراش معروف ایمپایر استیت یا برج میلاد ۴۳۵ متری!
پیش از این پل Royal Gorge با ارتفاع ۳۲۱ متر، بلند‌ترین پل معلق دنیا محسوب می‌شد.





در برج‌های معلق از روش‌های مختلفی برای کابل‌کشی استفاده می‌شود، مثلا در ساخت پل معلق آبشار نیاگارا از کایت استفاده شد یا در ساخت پل «آکاشی کایکو» از هلیکوپتر استفاده شد.
اما چینی‌ها از روش منحصر به فردی برای کابل‌کشی استفاده کردند که پیش از این هیچگاه استفاده نشده بود! موشک!





آنها کابل‌هایی به طول ۹۷۵ متر را را به موشک می‌بستند و با شلیک دقیق موشک، کابل را به برج بعدی می‌رساندند!



فرستاده شده در تاریخ: 11/26/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

دانستنی های سلامت، تغذیه و پزشکی ...


«ترکیب ضد شوره»




:::.. مواد لازم
¤. یک فنجان روغن هسته انگور
¤. یک عدد تخم مرغ
¤. نصف فنجان گلاب
¤. نصف فنجان گل قاصدک
¤. یک چهارم فنجان برگ رزماری
¤. نصف فنجان شامپو بچه
¤. یک فنجان آب

:::.. طرز تهیه
آن را در یک ظرف شیشه ای ریخته و تا به جوش آمدن آن صبر کنید. برگ ها را به آن افزوده و پس از گذشت ۱۰ دقیقه، روغن را به آن افزوده و هم بزنید.
محتوای درون ظرف را پس از سرد شدن، داخل مخلوط کن ریخته، سایر مواد را به آن اضافه کرده و تا به دست آمدن ترکیبی یکنواخت صبر کنید.
بعد از شسته شوی موها آنرا با روغن به مدت یک ساعت چرب نگه دارید.





«منابع غذایی ید دار»




ید عنصر معدنی کمیاب دیگری است که هر چند مقدار آن کم است ولی جزء مهم بسیاری از وظایف بدن است و برای انجام این وظایف به مقدار زیاد آن نیاز نیست. در واقع، تصور می‌شود تا آن حد اهمیت دارد که بسیاری از دولت‌ها توصیه به مصرف نمک‌های یددار آشپزخانه را قانونی کرده‌اند.
پس از مصرف خوراکی ید، ۷۵% آن به تیروئید می‌رود. در این غده، با دو هورمون مهم پیوند می‌شود. این هورمون‌ها در غده‌ی تیروئید تولید می‌شوند و تری‌یدوتیرونین و تیروکسین نامیده می‌شوند. هر قسمت بدن به این هورمون‌ها نیاز دارند. مهم‌تر از همه آنکه، این هورمون‌ها در توان تولید انرژی در بدن نقش دارند. این هورمون‌ها میزان سوخت و ساز پایه را کنترل و تنظیم می‌کنند. به کلام دیگر، این هورمون‌ها سرعت و میزان کارآیی بدن را در سوزاندن انرژی معین می‌کنند.
هورمون‌های تیروئید به کنترل رشد روانی و سرعت رشد کلی کودکان کمک می‌کند. در خانم‌های بارداری که از ید به مقدار کافی استفاده نمی‌کنند احتمال به دنیا آوردن نوزادانی با تاخیر رشد روانی افزایش می‌یابد.
ممکن است دست‌تان بریده باشد یا جایی از بدن‌تان زخم شده باشد و از محلول ضد عفونی کننده حاوی ید استفاده کرده باشید. در این محلول‌ها به آن جهت از ید استفاده شده است که این عنصر معدنی دارای خاصیت ضد عفونی کننده است. افزون بر کمک به پاک کردن و ترمیم زخم‌ها، ید سبب رنگی شدن پوست می‌شود.
مدتی نیز از ید برای دفع ترشحات ریه استفاده می‌شد زیرا ید سبب رقیق شدن ترشحات شده و دفع ترشحات را آسان‌تر می‌نماید.
در افرادی که دچار حساسیت به ید هستند ممکن است مشکلات پوستی مانند راش یا اولسر در غشاهای مخاطی ایجاد شود. گاهی علایم حساسیت به صورت تب و ورم گردن بروز می‌نماید.

:::.. منابع غذایی
این ماده‌ی معدنی را به نمک آشپزخانه می‌افزایند و به این ترتیب معمولاً از این طریق می‌توان فقط با یک قاشق چای خوری نمک یددار، مقدار لازم ید را دریافت نمود. ید در غذاهای دریائی و گیاهان دریائی مانند کلپ و کلرلا وجود دارد. میوه و سبزی‌هایی که در مناطق ساحلی رشد می‌کنند از سایر منابع خوب هستند. غذاهای پردازش شده، منبع خوبی برای ید به شمار نمی‌آیند زیرا این غذاها را نمی‌توان با نمک یددار تهیه کرد.
مقدار روزانه‌ی توصیه شده‌ی ید ۱۵۰میلی‌گرم است. خانم‌های باردار یا شیرده به مقدار بیشتر ید نیاز دارند که به ترتیب عبارت است ۲۲۰ میلی‌گرم و ۲۹۰ میلی گرم در روز.

:::.. نشانه‌های کمبود
از آنجا که ید نقش اساسی در تولید انرژی دارد، مهم‌ترین نشانه‌های کمبود شامل سستی، کند شدن رفلکس‌ها و کند شدن سرعت سوخت و ساز است. ممکن است پوست خشک شده و خشونت صدا ایجاد می‌شود. ممکن است مقدار چربی موجود در خون افزایش یابد و به این جهت چاقی یکی از نشانه‌های کمبود ید خواهد بود. در صورتی که کمبود به مدتی طولانی ادامه داشته باشد، ممکن است غده‌ی تیروئید بزرگ شود. بزرگ شدن غده‌ی تیروئید را گواتر می‌نامند. وقتی غده‌ی تیروئید اجباراً برای تولید تیروکسین تحت فشار قرار گرفت، گواتر یا غمباد ایجاد می‌شود. معمولا ایجاد گواتر سبب می‌شود تا غده‌ی تیروئید در دو طرف گردن برجسته شود. در کودکان، ممکن است کمبود ید سبب ایجاد عقب افتادگی روانی گردد. اما خوشبختانه، این نوع کمبود در کشورهای پیشرفته به ندرت دیده می‌شود.





«تقویت عضلات ران»




طوری قرار بگیرید که در حالت ایستاده پاها در زاویه ۴۵ درجه از هم قرار بگیرند.
در این زمان دست ها را روی دو ران قرار دهید و تا حد ممکن کمر را راست نگه دارید، حالا باید آرام آرام زانوها را خم کرده و تا جایی بنشینید که ران ها با سطح زمین موازی شوند.
سپس پاشنه پاها را بلند کنید و در همین وضعیت آرام آرام بلند شوید. وقتی کاملا ایستادید پاشنه پاها را روی زمین بگذارید. این تمرین را روزی ۳۰ بار تکرار کنید.





«انگشتانتان را نشکنید»




یكی از صداهایی كه همه آن را به‌خوبی می‌شناسند به هنگام شكستن بند انگشتان ایجاد می‌شود.
سوال همه این است كه آیا این كار آسیبی به انگشتان وارد می‌كند یا خیر؟ هنوز اطمینان كافی در مورد علت این صدا وجود ندارد اما تصور رایج این است كه صدای فوق در نتیجه خروج حباب‌های كوچك گاز بین مفاصل و انفجار آنها با تولید صدا در اثر فشاری كه بر آنها وارد می‌كنیم ایجاد می‌شود. برخی افراد به‌راحتی این كار را انجام می‌دهند و بعضی هم به آن عادت كرده‌اند.
با وجود آنكه این حركت اطرافیان را ناراحت می‌كند و به‌ویژه موجب نگرانی والدین درباره سلامت انگشتان فرزندانشان می‌شود، اكثر جراحان ارتوپدی معتقدند این كار هیچ آسیبی در پی‌ ندارد. حتی گاهی اوقات می‌توان شكستن بند انگشتان را با یكسری حركات كششی ساده همراه كرد. به هر حال به افراد توصیه نمی‌شود در طول روز دائم این كار را انجام دهند. حالت تركیدگی مشابه دیگری نیز وجود دارد كه به دستكاری ستون مهره‌ها مربوط می‌شود و توسط بسیاری از پزشكان بیماری‌های استخوان صورت می‌گیرد. این صدا نیز به‌خوبی شناخته نشده و گفته می‌شود به انفجار حباب‌های كوچك گاز تحت‌تاثیر فشار مربوط است. به نظر می‌رسد این حالت موجب احساس نرمی و شل شدن عضلانی شود.

فرستاده شده در تاریخ: 11/26/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اگه به دنیای حیوانات علاقمند هستین، امروز خبری داریم از کشفی تازه درباره دلفینها این موجودات دوست داشتنی.


«راز سرعت دلفینها»





چگونگی توانایی شنای سریع دلفینها برای اولین بار در سال 1936 و زمانی که یکی از جانورشناسان به سرعت 32 کیلومتر بر ساعت دلفینها در هنگام شنا پی برد، مورد توجه دانشمندان قرار گرفت.

به گفته جانورشناسان یکی از دلایل شگفت انگیز بودن این سرعت، نداشتن ماهیچه‌های کافی برای شنا در بدن این ماهی بزرگ است که با سرعت وی در تناقض است. سپس جانورشناسان اعلام کردند که این سرعت می‌تواند در نتیجه خصوصیات پوست این جانداران به وجود آید که تحقیقات گسترده این نظریه را رد کرد.

اکنون گروهی از دانشمندان موسسه پلی تکنیک رنسلیر با استفاده از سیستم پیچیده تصویربرداری زیر آب موفق به اندازه گیری قدرت دم دلفین شدند و دریافتند که این قسمت از بدن جاندار دارای قدرت و فشاری برابر 212 پاوند است.

محققان با مطالعه میلیونها حباب به جامانده از شنای دلفینها در آب موفق به بررسی حرکات پیچیده آب در هنگام شنای این ماهی‌ها شدند و با تصویر برداری از شنا در محوطه‌ای مخصوص، فشار دم آنها را بر اساس وزن آنها و عمق شیاری که توسط ماهی در آب ایجاد می‌شد به دست آوردند.

محققان پس از مشاهده نتایج مطالعات خود نظریه عدم حضور ماهیچه‌های کافی برای شنای سریع در دلفینها را رد کرده و فشار دم این ماهی‌ها را بسیار قدرتمندتر از آنچه تصور می‌شد اعلام کردند


و اما خبر دیگه اینکه مدرنترین ماشین روز با الهام از بدن شیر به بازار عرضه شد.

«مدرنترين خودروی برقي جهان»





جديدترين محصول دنيای خودروهای برقی با الهام از اندام "شير" طراحی شد که پيش بينی می شود قيمت اين خودرو بين 18 تا 25 هزار يورو باشد.

این خودروی برقی به وسیله یکی از طراحان برجسته خودروسازی و برای شرکت پژو ارائه شده است و در ساخت آن از ساختار فیزیکی شیر الهام گرفته می شود.

این خودروی فوق مدرن دارای بسته باتری ویژه ای است که به طرز ماهرانه ای در زیر کاپوت خودرو جاسازی شده و به عنوان منبع اصلی حرکتی آن عمل می کند.

طراح این خودرو اعلام کرده است که این محصول جدید با حداکثر سرعت 160 کیلومتر بر ساعت حرکت کرده و با یک بار شارژ شدن مسافت طولانی بالغ بر 500 کیلومتر را طی می کند.

به گفته کارشناسان این برد حرکتی برای خودروی برقی که صرفا برای مسافتهای کوتاه طراحی شده است قابل توجه به نظر می آید.

بدنه این خودرو از نوعی آلیاژ سبک آلومینیومی، پلاستیک سخت، فیبر کربنی و شیشه ساخته می شود.

یکی از نکات متمایز کننده این خودرو استفاده از صفحه LCD به جای آینه داخلی خودرو است که راننده با استفاده از آن گزارش لحظه به لحظه ای از پشت خودرو به دست می آورد.

فرستاده شده در تاریخ: 11/26/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز چهارشنبه (تیرشید) ششم (خرداد روز) آذرماه سال ۱۳۸۷ خورشیدی، برابر است با بیست و ششم نوامبر سال ۲۰۰۸ میلادی.


تقویم تاریخ ...

¤. تولد آندرس سیلسیوس، مخترع دماسنج ( ۱۷۰۱م )


¤. درگذشت فریدون ری پور، فیلمبردار سینمای ایران ( ۱۳۸۰ ش )

فريدون ري پور متولد 1317 در تهران. فوت: ششم آذر 1381. نخستين بار با فيلمبرداري فيلم بي ستاره ها (خسرو پرويزي. 1338 ) كار خود را آغاز كرد و فيلمبردار بيش از 25 فيلم سينمايي و تعداد بسياري فيلم كوتاه و مستند بود. ري پور، برادر كوچك تر زنده ياد بهرام ري پور، پيش از آن كه كار خود را به عنوان فيلمبردار آغاز كند. از 1335 در زمينه ي عكاسي فعاليت مي كرد. او پس از بي ستاره ها، يك بار ديگر براي خسرو پرويزي فيلم زمين تلخ (1341) را فيلمبرداري كرد و قدرت الله احساني و اصغر بيچاره در فيلمبرداري اين فيلم با ري پور همكاري كردند. ري پور در دهه ي 1340 فيلمبردار بسياري از فيلم هاي امين اميني بود و در 1346، فيلمبرداري اولين فيلم برادرش، سه جوانمرد، را بر عهده گرفت. آن دو سپس در فيلم جمعه ي شيرين و نيز مستندهاي فانوس خيال (درباره ي تاريخ سينماي ايران)،جوانان و ورزش، سازهاي ايراني و موزه ي ايران باستان با يكديگر همكاري كردند. ري پور دو فيلم معروف مهر گياه و كندو (همراه با حميد مجتهدي) را براي فريدون گله فيلمبرداري كرد. در 1349 به دعوت وزارت فرهنگ و هنر با بسياري از كارگردانان مطرح فيلم هاي مستند مثل سهراب شهيدثالث، منوچهر طياب و هوشنگ شفتي همكاري داشت. وي در 1352 در پنجمين جشنواره ي سينمايي سپاس براي فيلمبرداري رنگي دو فيلم ايمان (حسين ترابي) و تهران 51 (خسرو پرويزي) ديپلم افتخار گرفت و در بحبوحه ي انقلاب همراه با كريم دوامي و علي صادقي فيلمبرداري فيلم مستند بلند براي آزادي (حسين ترابي) را بر عهده داشت. ري پور در دهه هاي 1360 و 1370 بسيار كم كار بود و آخرين كار او به عنوان مدير فيلمبرداري ماه عسل (حجت الله سيفي، 1371) بود كه فيلمبرداري آن را مسعود اللياري بر عهده داشت.



ایران در گذر تاریخ ...

«آخرين جنگ اردشير پاپگان با روميان»


آخرين جنگ اردشير پاپگان با امپراتوري روم (به نوشته مورخان اروپايي، جنگ «بارباليسوس») 26 نوامبر سال 240 ميلادي با پيروزي قاطع ايران به پايان رسيد. اين آخرين جنگ اردشير پاپكان با روميان بود كه سال بعد درگذشت.
هشت سال پيش از آن (سال 232 ميلادي) جنگ شديدتري ميان اردشير و روميان (درترکيه امروز) روي داده بود که الکساندر سه وروس امپراتور وقت روم آن را فرماندهي مي کرد. سه وروس براي راه اندازي اين جنگ و قطع پيشروي ايرانيان در قلمرو غرب، در سال 231 ميلادي به آنتيوک (انتاکيه) آمده و در آنجا استقرار يافته بود. در اين جنگ 60 هزارنظامي رومي كشته، زخمي و يا اسير شده بودند. سه وروس پيش از آغاز جنگ، لژيونرهاي رومي را از سه جهت به سوي قلمرو ايران فرستاده بود که اردشير هر سه دسته را شکست داد. عمده تلفات مربوط به ستون جنوبي بود که به سوي تيسفون (پايتخت) پيش مي آمد.
سه وروس که چنين ديد، تصميم گرفت که با اردشير راه ديپلماسي درپيش گيرد، و لذا درخواست ترک مخاصمه داد و باقيمانده نيروهاي رومي را به ساحل مديترانه بازگردانيد. اردشير پيشنهاد مذاکره را رد کرد و پيام داد که تا زماني که روميان از شرق مديترانه (خاورزمين) خارج نشوند مذاکره معنا نخواهد داشت. در اين هنگام سه وروس چون شنيد که ژرمن ها پس از شنيدن خبر شکست او از اردشير دست به شورش زده اند به اروپا بازگشت. تني چند از افسران رومي که از زمان عقب نشيني سه وروس از برابر اردشير، از او ناخرسند شده بودند در آلمان او را كشتند. در نبردي هم كه 28 سال پس از جنگ بارباليسوس (سال 260 ميلادي و در دوره پادشاهي شاپور يكم پسر اردشير ساساني) روي داد، والرين (والريانوس) امپراتور ديگر روم به اسارت ايران درآمد و تحقير شد.
مورخان در اين كه «ناسيوناليسم ايراني» برنده اين جنگها بود متفق القولند. اين ناسيوناليسم كه در طول تاريخ چندين بار نيروي شگفت انگيز خود را آشگار ساخته است با روي كارآمدن دودمان ساسانيان بار ديگر به خودنمايي پرداخته بود. مومسنTh. Mommsen مورخ آلماني قرن نوزدهم مشروح جنگ هاي اردشير با روميان را به رشته تحرير درآورده است.
اردشير در فاصله دو جنگ آخر خود با روميان (بين سالهاي 232 و 240 ميلدي) دست به يک رشته اصلاحات اداري، قضايي و نظامي زده بود كه طبقه بندي كارمندان دولت برحسب كارداني، صداقت، علاقه مندي بكار و دلسوزي براي كشور از جمله اين اصلاحات بود. وي فراهم ساختن وسائل و بودجه لازم براي سپاه ثابت (ستندينگ آرمي) را در تقدم و اولويت قرار داده و براي احضار مردان جوان وطن به زير پرچم در زمان جنگ، ضابطه تنظيم كرد كه تا پايان دوران حكومت ساسانيان رعايت مي شد. 13 قرن بعد، شاه عباس صفوي هنگام ايجاد ارتش ملي ايران تا حدي زياد از همان مقررات اقتباس كرد. اردشير انتخاب قضات دادگاهها را برعهده روحانيون ارشد ايران (موبدان آيين زرتشت) گذارده بود ولي فرمانداران شهرها در صورت خروج قاضي از دايره انصاف و عدل و يا پس از دريافت اعتراض مردم و رسيدگي مي توانستند آنان را معلق كنند تا رئيس كشور تصميم نهايي را بگيرد. فرمانداران مكلف بودند بر ميزان توليدات كشاورزي، صنعتي و پرورش دام و به ويژه اسب نظارت كنند و مراكزي را كه توليد آنها رشد نداشته مورد مواخذه قرار دهند، رفع مشكل كنند و گزارش كار را به شخص اردشير بدهند. قرن گذشته «تاراپور» پژوهشگر هندي اصلاحات اداري اردشير را در كتاب خود «مديريت و روش هاي اداري و حكومتي در ايران باستان» به صورت يك فصل جداگانه درآورده است كه ترجمه آن در رشته علم حكومت (درس تاريخ مديريت) در دانشگاههاي تدريس مي شود.





«طرح نادر شاه: يک ارتش چهارصد هزار نفري ثابت براي ايران»


نادرشاه افشار پس از اخراج اروپاييان از بحرين و تصرف مسقط و عمان، در نوامبر سال 1743 بزرگان كشور و افسران ارشد ارتش را براي بررسي طرح بازسازي ارتش ايران به اردوگاه خود دعوت كرد. پس از تشكيل اين نشست كه اواخر نوامبر انجام شد نادر نظر خود را مطرح ساخت. طبق اين طرح، ارتش ايران در هيچ واحد زماني نبايد كمتر از چهارصد هزار نيروي آماده داشته باشد. اين طرح شامل ايجاد يك نيروي دريايي بزرگ بود كه بتواند يك تنه از عهده ناوگان اروپاييان برآيد. نادر گفته بود كه چون وسعت اروپا كم است، سران اروپا دست از سر كشورهاي ديگر برنخواهند داشت و ايران مكلف است كه از منطقه در برابر اروپاييان دفاع كند. در همين نشست، از نادر خواسته شد كه بر سر اداره «شهر نجف» با عثماني مصالحه نكند و او في المجلس از منشي اش خواست كه به امپراتور عثماني در اين زمينه نامه بنويسد و تاكيد كند كه بزرگان ايران نمي خواهند كه عثماني چشمداشت به نجف داشته باشد.
بعدا در اين باره ميان دو كشور مذاكره شد و عثماني در سال 1746 از دعاوي خود در نجف صرف نظر كرد و اين شهر كاملا در كنترل ايران قرار گرفت.
نادر كه دراكتبر 1688 (طبق برخي نوشته ها 22 اكتبر!) در دستگرد خراسان به دنيا آمده بود در جريان كودتاي دهم ژوئن 1747 قوچان كشته شد. با قتل نادر، بسياري از برنامه هاي او متوقف ماند. مورخان غرب، نادرشاه را ناپلئون خاورزمين لقب داده اند. نادر با اين كه يك نظامي بود، از مشورت با افراد دانا و مجرب در انجام كارها و برنامه هايش خودداري نمي كرد.





«كاستن از بودجه دربار و خشم محمدعلي شاه»


نوامبرسال 1907 (آذر 1286) مجلس جديد التاسيس شورا بودجه دربار را سيصد هزار تومان كسر و به پانصد هزار تومان كاهش داد و شهريه زنان ناصرالدين شاه را هم حذف كرد.
اين تصميم مجلس كه مورد تائيد ناصر الملك رئيس الوزراء وقت قرار گرفته بود محمدعليشاه را به خشم آورد و ديگر، كينه مجلس را تا به توپ بستن و انحلال آن از دل بيرون نكرد.
محمدعليشاه كه تحت فشار روسيه و شماري كم از روحانيون بود تا مجلس را منحل كند نمايندگان مجلس را احضار و به آنان در مورد كاهش بودجه دربار اخطار كرد و گفت كه از حدود خود تجاوز كرده اند. ناصرالملك كه خشم شاه را ديد از سمت خود كنار گيري كرد. دولت روسيه - رقيب استعماري انگلستان - كه مجلس را تحت حمايت انگلستان مي پنداشت و كمك انگلستان به مشروطه خواهان را از همان آغاز كار عملي بر ضد خود مي دانست با مجلس و مشروطيت ميانه خوبي نداشت.
در پي اخطار شاه به نمايندگان مجلس، مخالفان مجلس از فرصت استفاده کرده و دست به اجتماع زدند و ساختمان مجلس در بهارستان را مورد حمله قرار دادند كه گارد مجلس دست به تيراندازي زد و از طرفين چند تن كشته و يا مجروح شدند.
احتشام السلطنه رئيس مجلس براي اقامه شكايت از اين وضعيت نزد شاه رفت كه شاه دستور داد او و برادرش را كه همراه وي بود شلاق زدند و در همانجا (كاخ گلستان) بازداشت كردند.
محمد عليشاه سپس ناصرالملك مستعفي و وزيران كابينه اش را خواست و آنان را هم كتك زد و بازداشت كرد كه نماينده دولت انگلستان!! بملاقات شاه شتافت كه ناصر الملك از دولت انگلستان نشان دريافت داشته و با كسي كه داراي مدال و نشان انگلستان است نبايد چنين رفتار شود!! و شاه گفت اگر چنين است بهتر است كه ناصرالملك همين امروز از ايران خارج و به انگلستان برود و در آنجا زندگي كند كه چنين شد.

فرستاده شده در تاریخ: 11/26/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده






- مگه هرچی تو دنیا فراوون بود، مال باباته که آتیشش بزنی؟

- آدمی که از تو کلاهش خبر نداره، این قدر پرمدّعایی نمی‌کنه، تحفه طلا.

- بد نیست آدم گاهی طاقت خودشو سنگ کنه، من و نیم‌منش دستش بیاد.


درود بر شما، اهل دل آباد دوستی!

اگه سریال روزی روزگاری رو دیده باشین، جملات بالا براتون آشناست. گاهی چقدر یک نوشته خصوصا وقتی به صورت سناریو یک فیلم در میاد پر محتوی و تاثیر گذاره و تلنگری زیبا برای به یاد آوردن اون چیزیهایی که فراموش کردیم.

....
برخی از ما با حقیقت قهریم. و هر چه سرک می کشه و خود نمایی میکنه، حتی گاهی سر راهمون رو می گیره تا سلامی داشته باشه، جواب نمیدیم. انگار عهد بستیم باهاش در یک جا نباشیم، تا روزی که محزون و مجروح خودش رو به ما برسونه و دیگه برای ما مجالی نمونده باشه. انگار حقیقت موظفه در برابر ما کوچیک بشه و ما اونو نادیده میگیریم.

اما هستند کسانی که مدام در جست و جوی حقیقت اند. خودشونو با حقیقت برادر میدونن. حقیقت را فقط وقتی نمی خوان که به تحسینشون بر میآد و نفعی میرسونه.

زمان ها رو از دست می دیم تا دیوارهای خود کشیده و خود ساخته، به خودی خود فرو بریزن. دیوارهای وهمی که بین خودمون و حقیقت کشیدیم. و این چنینه که فقط چیزها و افرادی رو دوست داریم که نمیشناسیم.
دلبسته سرزمین های دور، دل سپرده آن ها که دورند از ما.
منتظر میمونیم تا کسی از جایی خوشبختی ما رو رقم بزنه، انگار که با این ناشناس ذهن ساخته، زیر یک آلاچیق بزرگ شدیم.

حقیقت همینجاست، توی کلاهمون، فقط کافیه اونو از سر خودمون بر داریم و توش نگاهی بندازیم تا قبل از اینکه کلاهمون رو بردارن.
اون موقعه است که من و نیم منمون دستمون میاد.

فرستاده شده در تاریخ: 11/26/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و با بخش زمان بندی اختراعات، تا درودی دوباره از حضورتون مرخض میشم.

«جدول زمان بندی اختراعات - بخش چهارم»




:::.. نخستین هزاره پس از میلاد

¤. سال ۵۰: قالب خشتی در فرانسه
¤. سال ۷۷: دایره‌المعارف جامع
¤. سال ۱۰۰: گرمایش مرکزی در امپراطوری روم
¤. سال ۱۰۵: کاغذ در چین
¤. سال ۱۳۲: زلزله نگار ابتدایی در چین
¤. سال ۲۰۰: نعل اسب در آلمان
¤. سال ۳۰۰: خمیردندان در مصر (امپراطوری روم)
¤. سال ۴۰۰: قلاده اسب در چین
¤. سال ۵۰۰: چرخ ریسندگی در هند
¤. سال ۵۹۸: کاغذ توالت در چین
¤. سال ۷۰۰: قلم پر
¤. سال ۷۰۰: اسطرلاب برنجی
¤. سال ۷۲۱: دستگاه تقطیر در عراق
¤. سال ۷۲۱ تا ۸۱۵: الکل تقطیر شده در عراق
¤. سال ۷۲۱ تا ۸۱۵: شراب تقطیر شده در عراق
¤. سال ۷۲۵: سازوکار چرخ دنگ ساعت در چین
¤. سال ۸۰۰ تا ۸۷۳: بندآور در عراق
¤. سال ۸۰۰ تا ۸۷۳: بندآور شناور در عراق
¤. سال ۸۰۰ تا ۸۷۳: ماشین برنامه‌پذیر در عراق
¤. سال ۸۱۰ تا ۸۸۷: شیشه از سنگ در آندلس
¤. سال ۸۱۰ تا ۸۸۷: عینک
¤. سال ۸۵۲: چتر نجات در آندلس
¤. سال ۸۶۵ تا ۹۰۰: نفت سفید در ایران (رازی)
¤. سال ۸۶۵ تا ۹۰۰: لامپ نفتی در ایران (رازی)
¤. سال ۸۶۵ تا ۹۲۵: صابون جامد در ایران (رازی)
¤. سال ۸۰۰: سرنگ در عراق
¤. سال ۸۰۰: آسیاب بادی در ایران
¤. سال ۸۰۰: باروت در چین
¤. سال ۹۰۰: اسکناس در چین
¤. سال ۹۵۳: خودنویس در مصر
¤. سال ۹۹۴: دستگاه زاویه‌یاب نجومی در ایران (ابومحمد خجندی)
¤. قهوه در اتیوپی
¤. چینی در چین
¤. شطرنج در هند
¤. پنجره شیشه‌ای در امپراطوری اعراب
¤. شربت در امپراطوری اعراب
¤. قرع درامپراطوری اعراب


:::.. قرن یازدهم

¤. سال ۱۰۰۰: آونگ در مصر
¤. سال ۱۰۰۰: چاقوی جراحی در آندلس
¤. سال ۱۰۰۰ تا ۱۰۳۷: دماسنج در ایران (ابوعلی سینا)
¤. سال ۱۰۰۰ تا ۱۰۳۷: تقطیر بخار در ایران (ابوعلی سینا)
¤. سال ۱۰۰۰ تا ۱۰۳۷: اسطرلاب خطی در ایران (ابوریحان بیرونی)
¤. سال ۱۰۰۰ تا ۱۰۴۸: نقشه کروی در ایران (ابوریحان بیرونی)
¤. سال ۱۰۰۰ تا ۱۰۴۸: بالون آزمایشگاه در ایران (ابوریحان بیرونی)
¤. سال ۱۰۰۰ تا ۱۰۴۸: چگالی سنج در ایران (ابوریحان بیرونی)
¤. سال ۱۰۰۰ تا ۱۰۴۸: واحد اندازه‌گیری مخروطی در ایران (ابوریحان بیرونی)
¤. سال ۱۰۱۱ تا ۱۰۲۱: آینه سهمی در عراق
¤. سال ۱۰۱۱ تا ۱۰۲۱: دوربین در عراق
¤. سال ۱۰۲۸ تا ۱۰۸۷: خط استوا در آندلس
¤. سال ۱۰۸۸: ساعت مکانیکی در چین
¤. سال ۱۰۸۸: برج ساعت در چین
¤. اسطرلاب مکانیکی در آندلس


ادامه داره ...

فرستاده شده در تاریخ: 11/25/2008