در گوشــــــــي
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!

:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد

.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد


تعداد صفحات 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 صفحه [ 66 ]
ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

با بخش سینمایی امروز، درگوشی رو تا درودی دوباره به پایان میبریم.



«پرهزينه‌ترين فيلمهاى تاريخ سينما - بخش آخر»




فیلم سیزدهمین جنگجو با بازیگری آنتونیو باندراس با 190 میلیون و 700 هزار دلار مقام یازدهم پرهزینه ترین فیلم های تاریخ سینما را به خود اختصاص داده است.اما این یک شکست کامل برای جان مک تیرمن بود، هزینه ها پس از پایان فیلم برداری به طور عجیبی افزایش یافتند و این مساله ناشی از اختلاف بین تهیه کننده و کارگردان این فیلم بود!




فیلم تروا که از اثر ایلیاد هومراقتباس شد 184 میلیون و 400 هزار دلار هزینه در برداشت و دوازدهمین فیلم پرهزینه سینما است. بخش اعظم بودجه فیلم صرف دستمزد بازیگران و صحنه های مهیج جنگی آن شد.




دنیای نارنیا با 180 میلیون دلار هزینه در این رده بندی در جایگاه سیزدهم است. فیلمی ‌موفق از نظر فروش گیشه که همگان در انتظار اپیزود دوم آن هستند.




قطار سریع السیر قطب در مقام چهاردهم فیلم های پرهزینه 172 میلیون دلار خرج روی دست تهیه کنندگانش گذاشت. این فیلم نیمه کارتونی از لحاظ جنبه های فنی فوق العاده است.




فیلم آرماگدون با نقش آفرینی بروس ویلیس 171 میلیون و 100 هزار دلار هزینه تولیدش شد و در مقام پانزدهم فیلم های پرهزینه قراردارد. فیلمی‌مهیج و سرگرم کننده و تا اندازه ای احساسی.




چهارمین اپیزود فیلم اسلحه مرگبار و گران ترین اپیزود این مجموعه 170 میلیون و 900 هزار دلار هزینه داشت که 20 میلیون دلار آن دستمزد جناب مل گیبسون بود و با این هزینه در جایگاه شانزدهم این فهرست جا گرفته است.




ماتریکس 2 دومین اپیزود این مجموعه با 162 میلیون و 800 هزار دلارهزینه هفدهمین فیلم پرخرج تاریخ سینما است. صحنه های اکشن این فیلم باعث موفقیت آن از لحاظ فروش گیشه شد.




فیلم ارباب و فرمانده با بازیگری راسل کرو مملو از صحنه های جنگ های دریایی و جزایر دورافتاده 162 میلیون دلار هزینه داشته و در مقام هجدهم این فهرست جا خوش کرده است.




ماتریکس یک نخستین اپیزود این مجموعه با 162 میلیون دلار نوزدهمین فیلم پرهزینه است که صحنه‌های مهیج آن فروشش را تضمین کرد.




فیلم در قلب توفان در مقام بیستمین فیلم پر خرج تاریخ سینما 161 میلیون و 800 هزار دلار هزینه تولیدش شد. این فیلم با استفاده از تکنولوژی دارای جلوه های ویژه تماشا پسندی است.


فرستاده شده در تاریخ: 11/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

همیشه اتصال به یک نیروی برتر از ابتدای پیدایش بشریت در ذات انسان وجود داشته که گاها نیز به ورطه ی اشتباه و شک کشیده شده، کشف معبد عنکبوت پرستها، مهر تاییدی بر این گفته است.


«عنکبوت پرستها!»




پس از سال‌ها كاوش و با گذشت یك‌سال از كشف یكی از سه معبد تمدنی ناشناخته در منطقه‌ی آمریكای جنوبی، معبد دوم كه باستان‌شناسان آن را معبد «خدای خفاش» نامیده‌اند، كشف شد.

باستان‌شناسان پس از سال‌ها كاوش در مناطق مختلف كشور پرو و بررسی علمی هزاران سند تاریخی، موفق به كشف یكی از قدیمی‌ترین و مرموزترین معابد جهان شدند كه حدود سه‌هزار سال پیش توسط مردم یكی از تمدن‌های ناشناخته‌ی قاره‌ آمریكای جنوبی كه در دره‌ای به همین نام واقع شده، ساخته شده است.

این معبد زیبا كه از خشت خام حدود سال‌های 1000 تا 1500 پیش از میلاد مسیح (ع) بنا شده، یكی از سه معبدی است كه مردم آن تمدن از آن به‌عنوان مكانی برای عبادت و راه یافتن به مراحل بالای عرفان استفاده می‌كردند.

در ماه نوامبر سال گذشته نیز یكی از سه معبد كه حدود چهارهزار سال قدمت داشت و قدیمی‌ترین معبد كشف‌شده در قاره‌ی آمریكای جنوبی به‌شمار می‌رود، در محوطه‌ای تاریخی در پرو كشف شد.

از آن زمان، باستان‌شناسان تمام تلاش خود را بر كشف دو معبد دیگر متمركز كردند و با بررسی كتیبه‌های تاریخی و نحوه‌ی قرار گرفتن ستارگان در آسمان در سه تا چهارهزار سال پیش، موفق به كشف معبد دوم شدند كه آن را معبد «خدای خفاش» نامیده‌اند. آن‌ها قصد دارند، تمام تلاش خود را بر كشف سومین معبد یا به عبارتی تنها معبد باقی‌مانده متمركز كنند.

طبق بررسی باستان‌شناسان، مردم آن تمدن ناشناخته عنكبوت را حیوان بسیار مقدسی می‌دانستند و آن را می‌پرستیدند. به همین دلیل، معابد فراوانی را برای پرستش این حیوان ساخته‌اند.

باستان‌شناسان در معبدی كه روز گذشته كشف شد و در معبدی كه سال گذشته پیدا شد، تصاویر فراوانی را از عنكبوت‌های بزرگ دیدند كه روی دیوارهای ساخته‌شده از خشت خام، حكاكی شده بودند. البته آن‌ها نوع خاصی از عنكبوت را می‌پرستیدند كه تا به‌حال نمونه‌ آن دیده نشده است. این نوع عنكبوت، بینی به‌شكل گربه داشته و دارای منقار بوده است.

همین مسأله، مردم این تمدن را از دیگر تمدن‌های قاره‌ آمریكای جنوبی مانند اینكا، مایا و آزتك متمایز می‌كند، زیرا هیچ‌یك از آن‌ها، حیوانات را نمی‌پرستیدند.

معبدی كه روز گذشته كشف شد، حدود 500 متر طول و 300 متر عرض دارد و برای ورود به آن باید از 25 پله بالا رفت.

باستان‌شناسان قصد دارند در روزهای آینده با استفاده از تجهیزات ایمنی، به این معبد وارد شوند. به همین دلیل، اكنون تمام توجه خود را به بررسی حكاكی‌های نمای بیرونی معبد معطوف كرده‌اند.


فرستاده شده در تاریخ: 11/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

دانستنی ها دنیای پر رمز و راز حیوانات ...



«ماهی ها دموکراتند»




محققان با بررسی رفتارهای اجتماعی ماهی‌ها دریافتند که گونه‌ای خاص از این جانداران در انتخاب رهبر گروه خود بسیار دقیق هستند.

گونه‌ای خاص از ماهی‌ها در مورد رهبر گروه که توسط اعضا انتخاب می‌شود کاملا دقیق هستند.

به گفته جانورشناسان این گروه از ماهی‌ها با نام "Stickleback" پیروی از ماهی‌های مسن تر و بزرگتر را نسبت به ماهی‌های جوان تر و ریزتر ترجیح می‌دهند. نکته قابل توجه در مورد این جانوران این است که این برتری‌ها با گسترش تعداد گروه و ایجاد یک سری واکنش گروهی افزایش می‌یابد.

این تغییرات بر اساس قوانین ساده‌ای رخ می‌دهند. برخی از ماهی‌ها بهترین انتخاب را زودتر از بقیه گروه انجام داده و برخی دیگر با انتخاب اشتباه، ماهی اشتباه را دنبال می‌کنند. باقیمانده ماهی‌ها با ارزیابی تعدادی که به مسیر معینی رفته‌اند از تعداد بیشتر پیروی کرده و راه آنها را ادامه می‌دهند.





«دایناسورها احساساتی بوده‌اند»




دایناسورها را باید مرموزترین و جذابترین بخش سیر اکتشافات بشر در گذشته دهها میلیون سال پیش زمین برشمرد. گرچه عصر حیات دایناسورها با دوران فعلی فاصله زیادی داشته اما دانش نوین توانسته است دنیای پر رمز آنها را بار دیگر زنده کند.

چندی پیش گروهی از زمین شناسان دانشگاه یوتا در جریان تحقیقات اکتشافاتی خود در مرز آریزونا و یوتا به شواهد خیره کننده‌ای دست یافتند که نشان می‌دهد گروه‌های پرجمعیت برخی گونه‌های دایناسوری در میلیونها سال پیش و تحت شرایط خاص محیطی حرکات "رقص گونه ای" را در کنار یکدیگر تجربه می‌کرده اند.

این شواهد و مدارک خیره کننده به آثار ردپای دایناسورهایی تعلق دارد که با اجتماع در نقطه‌ای واحد و البته به دلیلی که هنوز علت آن مشخص نشده است به پایکوبی و جنب و جوشی خارج از حالت عادی می‌پرداخته‌اند. این ردپاها و جذابیت نهفته در آن موجب شده است تا دانشمندان عنوان"طبقه رقص دایناسوری" را به این مکان اطلاق کنند.

دانشمندانی همچون مارژوری چان از دانشگاه یوتا از کنار این مدارک که هر از گاهی کشف و دریچه‌ای نوین بر دنیای مرموز دایناسورها می‌گشایند، بی تفاوت نمی‌گذرند.

وی می‌گوید: مطالعاتی از این دست می‌تواند تأکیدی جدی بر این نکته باشد که "احساسات" در دایناسورهای 100 میلیون سال پیش و حتی بیشتر، مقوله‌ای جدی و قابل بحث است. اینکه گونه های عظیم و عمدتا درنده ای از جانوران در ده‌ها میلیون سال پیش به نوعی به ابراز احساسات می‌پرداخته‌اند می‌تواند سرنخی ارزشمند برای بررسی دنیای نه چندان روشن دایناسورها تلقی شود.

دانشمندان دایناسورها را جانورانی ارزشمند و حیرت انگیز می‌دانند. شاید مهمترین علت برای چنین دیدگاهی، حیات آنها برای حدود 165 میلیون سال بر روی زمین بوده است. در حالی که نزدیک به 65 میلیون سال پیش تمام گونه‌های دایناسورها منقرض شده‌اند و تنها پرندگان به عنوان تنها همزیستان آنها در بیش از 100 میلیون سال پیش، همچنان به حیات خود ادامه می‌دهند با این حال حیات طولانی مدت آنها ذهن بشر را محصور خود کرده است.

فاصله بسیار طولانی میان حیات دایناسورها و انسانها موجب نشده تا توانایی خیره کننده‌ای همچون بویایی بسیار قوی در برخی گونه های درنده دایناسورها بر دانش امروزی بشر پوشیده بماند. به عنوان مثال گونه ای از دایناسورها موسوم به Tyrannosaurus rex که به عنوان یکی از خونخوارترین دایناسورها شناخته شده است با استفاده از قدرت خیره کننده بویایی خود به شناسایی شکار حتی در شب هنگام می‌پرداخته است.

با توجه به چنین ویژگیها و قابلیتها و توانمندیهایی که با توجه به توسعه دانش نوین بشری، کشف آنها در آینده ای نزدیک دور از ذهن نخواهد بود، باید منتظر برملا شدن گوشه‌های جذاب تری از دنیای پر رمز و راز این حیوانات بود.

فرستاده شده در تاریخ: 11/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما امروز در خطه ی گیلان جشنی برپا میشه تحت عنوان «گالشی جشن»

«گالشی جشن»





آسمان روز از آبان ماه برابر با 27 آبان در گاهشماری ایرانی
این روز برابر با سیزدهم تیرماه دَیلمی و روز جشن تیرگان در گیلان است که با نام «تیرجشن» یا «گالشی جشن» شناخته می شود.



و اما بخش خواندنی اطلس ایران با قسمتی دیگه ای از خلفای راشدین و سرانجام کشور پهناور ایران ...


«اطلس ایران»

خلفای راشدین - بخش چهارم





عمر در سال 17 ه.ق. سعدبن ابی وقاص را مامور کرد تا برای اقامت قبایل عرب که به ولایت های غربی و مرکزی ایران (ماد بزرگ) حمله می کردند، قرارگاهی دائمی پیدا کند. سعد ابتدا شهر انبار را برای این کار در نظر گرفت، ولی هوای آنجا برای مردم عرب ناسازگار بود (به علاوه، سپاهیان از زیادی مگس در زحمت بودند). او پس از بررسی و جستجو، محل شهر کوهک (کوفه) را برای این کار برگزید و زمین های آن را میان قبایلی که با ایرانیان می جنگیدند تقسیم کرد. سپاهیانی که از آن پس برای تصرف غرب و شمال و مرکز ایران اعزام می شدند، از این شهر و زیر نظر حاکم آن بودند.

در زمان بنی امیه سراسر ایران و عراق زیر نظر والیان کوفه بود که از مشهورترین ایشان، می توان «حجاج بن یوسف ثقفی» را نام برد. در جنوب عراق هم قرارگاهی برای قبایلی که ایران را از جنوب مورد حمله قرار می دادند درست شد، که همان شهر بصره است. لازم به ذکر است که سپاهیان اعزامی به خوزستان و بهبهان و فارس و کرمان و سیستان و مکران، در این شهر اقامت داشتند. ایشان ولایت های زیر نظر والی بصره را «ماه بصره» و ولایت های زیر نظر حاکم کوفه را «ماه کوفه» می خواندند.

در سال 19 یا 21 ه.ق . تصرف نهاوند که عرب ها آن را در تاریخ فتوحات مسلمانان در ایران «فتح الفتوح» میخوانند صورت گرفت یزدگرد سپاه بزرگی از فرماندهان شهرها و ولایت های ایران به فرماندهی «فیروزان» برای مقابله با مسلمانان فرستاد. عمر نیز «نعمان بن مقرن مزنی» را برای مقابله با آنان تجهیز کرد. مسلمانان در نهاوند ایرانیان را شکست دادند اما سردار مسلمانان، یعنی نعمان بن مقرن، در این جنگ کشته شد. پس از تصرف نهاوند، همدان نیز به دست اعراب مسلمانان افتاد. تصرف همدان و قزوین و ابهر و زنجان به دست قبایل مستقر در کوفه انجام گرفت. امیر کوفه که در آن وقت «مغیره بن شعبه» بود، سپاهی به سرکردگی «براء بن عازب» فرستاد که در سال 22 ه.ق. ابهر و قزوین را تصرف کردند. در زمان حکومت ولیدبن عقبه بر کوفه، مسلمانان با مردم گیلان و مغان و تالش (طلیسان) جنگیدند، ولی ظاهرا موفقیتی به دست نیاوردند و فقط زنجان را متصرف شدند.


ادامه داره ...

فرستاده شده در تاریخ: 11/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

بخش تازه ای رو از اولویت زمان اختراعاتی که باعث پیشرفت تکنولوژی در زندگی امروزی شد، تهیه که در زیر در اختیار شما عزیزان قرار میگیره.



«جدول زمان بندی اختراعات - بخش نخست»




آنچه در زیر آمده است، فهرستی از اختراعات فناورانه مهم و عمده است. شایان ذکر است که تاریخ اختراعات غالبا بحث برانگیز بوده است. بسیاری از اختراعات توسط چند نفر مختلف، تقریباً در یک زمان، صورت گرفته‌اند و یا سال‌ها پیش از آن که مخترعی آن‌ها را به شکل عملی ارائه کند توسط فرد دیگری به شکل غیرعملی اختراع شده بوده‌اند. در فهرست زیر، در مواردی که ابهام وجود داشته، تاریخ نخستین نمونه عملی، مورد استفاده قرار گرفته است.
تذکر: برخی از نام محل‌هایی که اختراع در آن‌ها صورت گرفته، نام امروزی کشورهاست هر چند در آن زمان چنین نام یا کشوری وجود نداشته است. اختراعاتی که نام مخترعشان معلوم است در جلو آن آورده شده است.

:::.. عصر سنگ

▪ زمان نامشخص: موسیقی و زبان
▪ ۴/۲ میلیون سال پیش: ابزارهای سنگی در شرق آفریقا
▪ ۶۵/۱ میلیون سال پیش: ابزارهای سنگی اصلاح شده در کنیا
▪ ۴/۱ میلیون سال پیش: چاقو در اتیوپی
▪ ۱ میلیون سال پیش: مهار آتش و ضدعفونی کردن غذا و آب(پخت و پز) در شرق آفریقا

▪ ۵۰۰ هزار سال پیش: ساخت سرپناه
▪ ۱۰۰ تا ۵۰۰ هزار سال پیش: تن‌پوش
▪ ۴۰۰ هزار سال پیش: استفاده از رنگ در زامبیا
▪ ۴۰۰ هزار سال پیش: نیزه در آلمان
▪ ۲۰۰ هزار سال پیش: خاک سپاری در آفریقا
▪ ۱۰۰ هزار سال پیش: تیغه‌های کج در آفریقا و خاور نزدیک

▪ ۶۰ هزار سال پیش: قایق در گینه نو
▪ ۵۰ هزارسال پیش: فلوت در اسلوونی
▪ ۵۰ هزار سال پیش: کمان در تونس
▪ ۴۳ هزار سال پیش: استخراج معدن در سوازیلند و مجارستان
▪ ۳۷ هزار سال پیش: چوب خط در سوازیلند
▪ ۳۰ هزار سال پیش: سوزن خیاطی
▪ ۲۶ هزار سال پیش: سرامیک در موراویا
▪ ۱۷ هزار سال پیش: طناب پیچیده (احتمالاً خیلی پیش از آن هم بوده است)
▪ ۱۵ هزار سال پیش: بومرنگ در استرالیا
▪ ۱۲ هزار سال پیش: سبد بافی


ادامه داره ...

فرستاده شده در تاریخ: 11/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

دانستنی های خانه و خانواده ...


«شستن لباس نوزادان»




همیشه لازم نیست که لباس‌های نوزاد کم‌سن را با ماده پاک‌کننده‌ای بشویید که به طور خاص برای نوزادان ساخته شده باشد
در شستن لباس نوزاد به این توصیه‌ها عمل کنید:

¤. لباس‌های نوزادانی که مشکلات پوستی مانند آلرژی، اگزما، درماتیت آتوپیک و سایر مشکلاتی که با حساسیت پوستی همراه است، را دارند، باید با ماده مخصوص پاک‌کننده نوزاد شست. در موارد دیگر، شما می‌توانید از پاک‌کننده‌های معمولی استفاده کنید.

¤. پیش از شروع استفاده از ماده پاک‌کننده معمولی برای شستن لباس نوزاد، یک تکه لباس را امتحان کنید و ببینید چگونه پوست نوزاد واکنش نشان می‌دهد. اگر نشانه‌ای از تحریک پوستی وجود داشت، به استفاده از ماده پاک‌کننده مخصوص نوزاد یا ماده پاک‌کننده‌ای که عاری از رنگ و رایحه است، ادامه دهید.

¤. اگر از پوشک پارچه‌ای استفاده می‌کنید، باید آن را به طور جداگانه از سایر اقلام بشویید.

¤. پوشک‌های پارچه‌ای تنها قلمی هستند که "باید" با مواد پاک‌کننده ملایم مخصوص نوزاد شسته شوند تا از ایجاد بثورات پوستی ناشی از تحریک پوشک جلوگیری شود.

¤. این پوشک‌‌ها را باید بدون مواد نرم‌کننده پارچه، با آب بسیار داغ و یک آبکشی دوم شست.





«در خرج کردن پولهای کم موفق عمل کنید»




پول‌های كم و محدود شاید در ظاهر چندان تاثیر‌گذار در زندگی نباشند اما اگر كمی با برنامه و اصولی حركت كنید می‌توانید بهترین استفاده‌ها را از منابع مالی محدود خود داشته باشید.
در این مطلب قصد داریم تا شما را با این نكات آشنا كنیم:

¤. همیشه برای خرید كالاهای كوچك برنامه‌هایی از پیش تعیین شده داشته باشید. مثلا خوب است كه در مواقع خاص و تصادفی كالاهایی كه نیاز به خرید آنها را احساس می‌كنید روی فهرستی نوشته و همیشه آنها را جلوی چشمان خود داشته باشید.

¤. پیشنهاد می‌كنیم كه از تعیین اولویت‌ها هرگز غافل نشوید. مزیت اولویت‌بندی در كارهای مختلف این است كه در خرید كالاهای مختلف و اختصاص منابع مالی اندك خود به آنها با مشكل مواجه نخواهید شد. رهایی از سردرگمی به هنگام خرید آیتم‌های مختلف بهترین نتیجه از اولویت‌بندی كالاهای مورد نظر است.

¤. اهل پس‌انداز‌كردن باشید. شاید همیشه نیازی به خرید انواع كالاها نباشد و در این زمان است كه ارزش پس‌انداز كردن بیش از پیش مشخص می‌شود. پیشنهاد می‌كنیم كه تا می‌توانید پول‌های اندكی را كه به دست می‌آورید پس‌انداز كنید و در هزینه كردن آنها عجله نداشته باشید. این یك ضرب‌المثل برزیلی است كه هرگز بیشتر از آنچه كه در می‌آورید خرج نكنید. اگر برای پولی كه به دست می‌آورید برنامه داشته باشید، جدا از آنكه در هزینه كردن آن با برنامه پیش رفته و مقروض نمی‌شوید، همیشه اندوخته‌ای نیز خواهید داشت.





«بازیافت در منزل»




یکی از کارهای روزانه، نظافت و تمیز کردن است، بعضاً اقلامی در این فرآیند مصرف می شود که بسته بندی یا مستعمل آن باید دور ریخته شود. به مثالی در این مورد توجه کنید.ظروف پلاستیکی محتوی شیشه شور دارای افشانه هستند.
بهتر است تا زمانی که افشانه خراب نشده آن را روی قوطی های ساده قرار دهیم و هزینه خرید قوطی با افشانه (اسپری) را به خود تحمیل نکنیم، پس از مصرف محتویات قوطی آن را برعکس کنید تا محتویات آن کاملاً خالی شود آن وقت آن را در میان زباله خشک و پلاستیکی قرار دهید. اگر بتوان افشانه مستعمل را شکسته و فنر داخل آن را جدا کرد کمک مؤثری به چرخه بازیافت شده است.حتی الامکان مایعات ظروف مربوط به دستشویی را در بسته بندی های بزرگ خریداری کرده و آن را به ظروف کوچک تر متناسب با مصرف روزانه خود تقسیم کنید.دبه های بزرگ پلاستیکی موارد مصرف زیادی دارد، ولی در صورت عدم استفاده اگر تمیز نگهداشته شده باشد، می تواند به عنوان کالا فروخته شود.





«روان کردن دراورها و کمدها»




درب کمدها و دراورها یی که سفت شده دارای خشونت در صدا هستند وسفت باز وبسته می شوند ولی به آسانی شما می توانید با یک صابون دراورها را از محل سایش صابون خشک بمالید ومحل راصاف کنید که موجب از بین رفتن صدا وباعث آسانی کار در باز وبسته شدن آنهامی شود.


فرستاده شده در تاریخ: 11/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما امروز صبح ابتدا شال و کلاه میکنیم و با هم توی یک دهکده ی زیبا قدم میزنیم. دهکده ای زیبا، درست مثل دهکده ی دوستی خوبمون. با همون طراوت و شادابی و انرژی ...


«دهکده ای که خیابان ندارد»



Giethoorn نام دهکده اي در هلند است. Giethoorn به ونيز هلند مشهور است. دهکده‌اي که در بخش قديمي آن هيچ جاده‌اي وجود ندارد و در بخش جديد نيز فقط جاده باريکي براي تردد دوچرخه ساخته شده. این دهکده در سال 1958 ساخته شد.


























فرستاده شده در تاریخ: 11/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

طبق روال دوشنبه ها میریم سراغ خبرهای خواندنی روز ...


«مرد حامله در انتظار دومین فرزند»


تامس باتی» آمریکایی که به «مرد حامله» شهره بود در انتظار دومین فرزند است.
«تامس» ۳۴ ساله که تابستان امسال با به دنیا آمدن دخترش در بیمارستان مرکزی شهر «بند» ایالت «اورگان» شبکه های تلویزیونی و روزنامه های آمریکا را به تسخیر خود درآورد می خواهد برای بار دوم طعم بارداری را بچشد.
همین چند ماه پیش بود که این مرد اعلام کرد آبستن است و تا ژوییه یک دختر به دنیا می آورد.برای خیلی از مردم، شاید شنیدن این خبر از نشانه های ناهنجاری های دنیای مدرن بود اما «تامس بیتی» عقیده دیگری داشت.وی پس از رفت و آمد مکرر به مرکزهای مختلف بارداری و سرو کله زدن با پزشکان، آغاز زندگی جدیدش را جشن گرفت.
این شگفتی، گیج کننده می نماید اما کلید معما در دانش پزشکی است.«تامس» که بر اساس قانون آمریکا ،مرد شناخته می شود بیمار دو جنسی بود و ۱۰ سال پیش پس از مشورت با پزشکان تغییر هویت داد. تفاوت این کار با نمونه های مشابه چنین تغییری این است که «تامس» دارای رحم بود و از پزشکان خواست آن را جراحی نکنند.
همین تصمیم به وی کمک کرد امروز پدری باشد که پس از ۹ ماه بارداری، مادر بودن را تجربه کرد. «تامس» با اسپرم یک اهداکننده ناشناس و تلقیح مصنوعی، باردار شد. تصور آبستن شدن و وضع حمل یک مرد، آن قدر دشوار است که حتی «ران اشلایپر» مرد همسایه «تامس» این خبر را باور نمی کرد.
«ران» که هر روز «تامس» را در خیابان می دید، می گفت: این ماجرا شایعه ای بیش نیست، مگر مرد هم حامله می شود؟!
در همین حال «تامس» با شرکت در یک برنامه زنده تلویزیونی، اجازه داد مردم آمریکا از طریق سونوگرافی صدای قلب دخترش را بشنوند. وی گفت اشتیاق به بچه دار شدن حسی زنانه یا مردانه نیست بلکه نیازی انسانی است و خود را محق بارداری و این نیاز می بیند.
همسرش «نانسی» نیز پس از زایمان این مرد گفت: بعد از به دنیا آمدن دخترمان، شوهرم هم پدر و هم مادر او شده و هیچ نوع جابه جایی در نقش دو نفر ایجاد نشده است.
حالا «تامس» می خواهد برای دومین بار، باردار شود تا دخترش تنها نماند و همین تصمیم، وی را باز در کانون توجه رسانه های خبری جهان قرار داده است.





«سرقت آب پرتقال»


ويرجينيا: علاقه بي‌اندازه يك سارق به آب پرتقال سرانجام او را به دام پليس انداخت.
اين سارق جوان روزانه چندين بطري آب پرتقال مي‌نوشيد و حتي هنگام سرقت هم با خودش آب پرتقال به همراه مي‌برد؛ اما جا گذاشتن بطري آب پرتقال در يكي از سرقت‌ها و تطبيق اثر انگشت روي آن با اثر انگشت چسبناك روي گاوصندوق موجب دستگيري او شد.
اين مرد تا كنون به چند خانه دستبرد زده و جواهرات آنها را سرقت كرده بود؛ اما پليس هيچگاه نتوانسته بود ردي از او پيدا كند.
پليس پس از دستگيري وي خانه او را بازرسي كرد و مقدار زيادي طلا و جواهرات سرقت شده پيدا كرد.
اين مرد گفت: هرگز فكر نمي‌كردم نقشه‌هاي دقيقي كه براي سرقت مي‌كشم به خاطر نوشيدن آب پرتقال لو برود.





«رشوه دادن به مادر»


فلوريدا: درگيري يك مادر و پسر بر سر خوردن دارو، پاي پليس را به خانه آنها باز كرد. پليس هنگامي به خانه آنها رفت كه مادر 41 ساله در تماس با اداره پليس درخواست كمك كرده بود.
اين زن قصد داشت به فرزند 11 ساله‌اش داروي سرماخوردگي بدهد اما اين پسربچه شيطان به هيچ وجه زير بار نرفت و پس از اصرار‌هاي مادرش پا به فرار گذاشت.
با وجود اينكه پسر بچه به حياط فرار كرده بود، مادرش از تعقيب او دست برنداشت و سرانجام توانست وي را در حالي كه يك چوب بلند در دست داشت، به دام بيندازد؛ اما ناگهان پسر چوب را بلند كرد و به بدن مادرش كوبيد.
اين زن كه به شدت از عمل فرزندش خشمگين شده بود به سمت خانه بازگشت تا پليس را در جريان قرار دهد اما فرزندش به او التماس مي‌كرد كه حاضر است 5 دلار رشوه بدهد تا با پليس تماس نگيرد. با وجود اين، زن براي تنبيه فرزندش با پليس تماس گرفت.





«مرد خوش شانس»


آلاباما: وقتي سخن از خوش‌شانسي به ميان مي‌آيد، نمونه‌هاي زيادي به ذهن مي‌رسد؛ اما اينكه مردي پس از عبور قطار از روي بدنش زنده بماند، شگفت‌آور است.
ماجرا زماني اتفاق افتاد كه اين مرد 61 ساله به دليل نامشخصي روي ريل قطار دراز كشيده بود اما ناگهان قطار سر رسيد و راننده قطار با مشاهده اين پيرمرد روي ريل سعي كرد قطار را متوقف كند.
البته از آنجايي كه فاصله قطار با وي بسيار كم بود ترمز قطار در حالي عمل كرد كه دست كم 8 چرخ آن از روي بدن اين مرد عبور كرده بود؛ اما نكته جالب اين است كه وي تنها دچار جراحت‌‌هاي سطحي شد.
شاهدان اين تصادف بلافاصله از آتش نشاني كمك خواستند و به هيچ وجه گمان نمي‌كردند اين پيرمرد زنده مانده باشد. اما چند دقيقه پس از اين ماجرا فرياد‌هاي وي به گوش رسيد كه از ديگران مي‌خواست او را از زير قطار بيرون بياورند.





«خودكشي دردسرساز»


برلين: مردي كه قصد داشت با استشمام گاز خودكشي كند به اتهام قتل محاكمه شد. اين جوان 22 ساله به شدت به همسر خود علاقه‌مند بود؛ اما مشاهده دادخواست طلاق از جانب همسرش به اندازه‌اي او را متاثر كرد كه تصميم به خودكشي گرفت.
اين مرد به آپارتمان محل سكونت خود رفت و شير گاز را بازگذاشت و همه در و پنجره‌ها را بست.
اما در همين فاصله همسر اين مرد سر رسيد تا وسايلش را از خانه او جمع كند؛ از آنجايي كه برق‌ قطع شده بود اين زن فندك روشن كرد و در همين لحظه صداي انفجار شديدي شنيده شد.
البته اين مرد و همسرش از حادثه جان سالم به در بردند اما نصف آپارتمان فرو ريخت و بر اثر اين انفجار يكي از همسايگان كشته شد.
گفتني است كه پليس، اين مرد را به اتهام قتل دستگير كرده است و در صورت اثبات جرم او در دادگاه احتمالا به چندين سال حبس محكوم خواهد شد





«چاقي به درد زنداني خورد»


مسوولين زنداني در كانادا تصميم گرفتند زنداني اي را به خاطر چاقي مفرط آزاد كنند.
مايكل لاپوينت در سال 2006 به جرم داشتن مواد مخدر دستگير و روانه زندان شد ولي از آنجايي كه روز به روز چاق تر مي شد و سلولش برايش كوچك تر، مسوولين زندان تصميم گرفتند او را آزاد كنند.
مايكل در زمان دستگيري 205 كيلو وزن داشت و در اين زندان هر روز چاق تر مي شد.
مسوولين زندان وضعيت اين زنداني را "‌سخت"‌ توصيف كردند ودر نامه اي دليل آزاد كردن او را اين طور توضيح دادند:" زنداني به خاطر وزن بالا نمي تواند روي هيچ صندلي اي بنشيند و بدنش به اندازه 6 اينچ از هر طرف تختش بيرون مي زند و اين وضعيت براي سلامتي او مضر است."
اين مرد چاق كه هنوز 25 ماه از محكوميتش باقي مانده بود وقتي از زندان مرخص شد گفت:" خيلي خوشحالم كه از اين به بعد مي توانم در جاي راحتي بخوابم !"



برای خواندن ادامه ی خبرها میتونین به روی نام خبرهای خواندنی کلیک کنین.

فرستاده شده در تاریخ: 11/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

امروز دوشنبه (مه شید) بیست و هفتم (آسمان روز) آبان ماه سال ۱۳۸۷ خورشیدی، برابر است با هفدهم نوامبر سال ۲۰۰۸ میلادی.


تقویم تاریخ ...

¤. سالگشت درگذشت «جامي» و نگاهي کوتاه به کارهاي او

نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد (۲۳ شعبان ۸۱۷ – ۱۷ محرم ۸۹۸ ه‍ ق) (۱۸ اوت ۱۴۱۴ – 17 نوامبر ۱۴۹۲م) ملقب به خاتم الشعرا شاعر، موسیقی‌دان، ادیب و صوفی نامدار ایرانی سده ۹ق است. او متخلص به جامی بوده و در جام، به دنیا آمده‌است.

مولفان تاريخ فلسفه، پس از تطبيق تقويم ميلادي با تقويم هجري قمري، 17 نوامبر را سالگشت فوت نورالدين عبدالرحمن جامي شاعر و فيلسوف ايراني ذكر كرده اند كه در سال1492 (13 محرم 898 هجري قمري) در هرات از اين دنيا رفت. کرونيکلرهاي غرب سالروز درگذشت جامي را 19 نوامبر اين سال نوشته اند. جامي برجسته ترين فارسي سراي قرن پانزدهم ميلادي 18 اوت سال 1414 ميلادي (817 هجري قمري) در «جام» واقع در خراسان بزرگتر به دنيا آمده و در هرات و سمرقند تحصيل كرده بود. وي در عين حال از آخرين صوفيان بزرگ بشمار مي آيد.
اين دو اصل مهم از جامي است: فرد صاحب مقامي را بزرگوار مي توان خطاب كرد كه فروتن باشد و با حوصله و شكيبايي تمام به سخن ديگران، از جمله انتقاد و گلايه گوش دهد و نامه ها و مراسله ها را با دقت بخواند و به گوش گيرد و ترتيب اثر دهد. تا شخص خودش را نسازد و اصلاح نكند، جامعه را اصلاح نتواند كرد. اين اندرز نيز از جامي است: تا عاشق هدف خود نباشيد، به سوي آن گام برنداريد.
جامي 44 و به قولي 87 و به قولي ديگر 99 كتاب و رساله نوشت. وي از تحسين كنندگان حافظ و سعدي بود و كتاب بهارستان را به سبك سعدي نوشت. مجموعه اشعار او كه بالغ بر 25 هزار است «هفت اورنگ» عنوان دارد. جامي قصه هاي يوسف و زليخا ـ ليلي و مجنون را به شعر در آورد، همچنين خردنامه اسكندر را. ديوان هاي سه گانه عنوان کتاب ديگر جامي است. وي بيوگرافي صوفيان ارشد را در کتابي تحت عنوان نفحات جمع آوري کرد. کتاي لوايح او نيز درباره صوفيسم است.
وي از مريدان خواجه سعدالدين كاشغري رئيس نقشبندي ها (درويش ها) بود.





¤. سالروز در گذشت استاد پورداود ايرانشناس و ايراندوست بنام




در اين روز در سال 1347 خورشيدي استاد ابراهيم پورداود ايرانشناس و ايراندوست نامدار از اين دنيا رفت. وي همه عمر خود را در شناساندن گذشته با شكوه ايران به ايرانيان معاصر و جهانيان صرف كرد و كتابهاي بسيار نوشت و مرارت فراوان برد كه از اين رهگذر برگردن ايرانيان حقي بزرگ دارد. تلاش او، يكي اين بود كه تاثير نامطلوب نوشته هاي «جان ملكم» فرستاده سياسي انگلستان به ايران و «هنري مارتين» مروج مذهب انگليكن در ايران را از اذهان جهانيان بزدايد كه هر دو همزمان (اوايل قرن 19) ايرانيان را مردماني خودخواه، متلون و ظاهر نما خوانده بودند. هنري مارتين در يادداشتهاي روزانه اش در ذيل روز 15 نوامبر سال 1804 نوشته است: نماز بامدادي ايرانيان كه هرگز آن را ترك نمي كنند مانع از آن نمي شود كه در طول روز دروغ نگويند و گناه نكنند. تحقيقات او درباره زرتشت و آيين وي، مشابهت بسيار با پژوهشهاي بانو «مري بويس» دارد.





¤. روزي كه «موس» براي كامپيوتر اختراع شد




هفدهم نوامبر سال 1970دكتر داگلاس انگلبارت Douglas Engelbart «موس» را براي كامپيوتر اختراع كرد و اين اختراع خود را كه باعث تسهيل كار با كامپيوتر شده است به ثبت داد. اين تنها اختراع دكتر انگلبارت نبوده است. تول ها و واژه هاي كامپيوتر را هم وي نوشته و تنظيم كرده است.
دكتر انگلبار كه يك دانشمند الكترونيك نروژي تبار آمريكايي است و در سال 1925 در ايالت ارگون به دنيا آمده است از سال 1955 در لابراتوار دانشگاه ستنفورد به كار پژوهش در زمينه كامپيوتينگ و اينفورميشن سيستم پرداخته و «هايپر تكست لينكينگ»، «تكس اديتينك»، «ان لاين ژورنال»، «ريل تايم اينتراكشن» و «تله كنفرانس» از جمله دستاوردهاي تيم او هستند كه باعث انقلاب در اديت كردن مطالب، قراردادن آنها در سايت و تكميل كار با شبكه شبكه ها (اينترنت) شده است. دكتر انگلبارت كه از دانشگاه كاليفرنيا در شهر «بركلي» دكتراي الكترونيك گرفته است، در آن زمان كه از كامپيوتينگ و اينفورميشن سيستم خبري نبود، تز خود را در اين باره نوشت و تا تحقق آن دست از تلاش نكشيد. وي در سال 2000 عالي ترين نشان علمي آمريكا را از كلينتون رئيس جمهوري وقت دريافت داشت.





ایران در گذر تاریخ ...


«عزل شاهي كه مسامحه مي كرد»

اين كه ارتش ايران به فرماندهي سپهبد «زرمهر» هپتالها را در فرارود (آسياي ميانه) شكستي سخت داده بود، بزرگان كشور در يك نشست محرمانه در 17 نوامبر سال 487 ميلادي تصميم گرفتند كه بلاش، شاه ساساني وقت را بركنار و قباد (گواد = گوات) را بر جاي او بنشانند و اين تصميم (كودتا)، بدون خونريزي عملي شد. بزرگان ايران از مسامحه بلاش در قبال خزرهاي مهاجر به مناطق شمالي درياي مازندران كه ستيزه جويي مي كردند خسته شده بودند. قباد پسر پيروز (شاه اسبق، شاه پيش از بلاش) پس از انتخاب شدن به شاهي، براي نشان دادن شايستگي خود و اين كه بزرگان كشور در انتخاب او اشتباه نكرده بودند شخصا با سپاهي گران به جنگ خزرها رفت و اين قوم را شكستي سخت داد به گونه اي كه بيشتر آنان آواره اروپا شدند و به دين يهود گرويدند.
با وجود اخراج خزرها از اطراف درياي مازندران، معلوم نيست كه به چه علت ما هم اين درياچه را «خزر» مي خوانيم، حال آن كه جهانيان آن را درياي «كسپيان» مي گويند، همان نامي كه مورخان يونان باستان به دليل سكونت قوم ايراني كسپيان (گيلاني ـ قزويني) بر آن نهاده اند.


فرستاده شده در تاریخ: 11/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود زیبــــــــــــــــــــــا !







درود به شما که به زیبایی شعاعهای خورشید در گذر ابرها توی یک روز سرد نیمه پاییزی و نیمه زمستونی هستین.

درود به شما که گرمابخش لحظه هستین.

درود به شما که امروز رو نه با تاثیر از دیروز و نه به امید فردا، نقاشی میکنین.

درود دوست آفتابی من!

باز هم فکر و فکر و فکر.
خیلی چیزها هست که ما نمیبینیم:
مثل نوارهای رابطه،
زنجیرهای ارتباط،
شلاقهای تنفر،
سیلی های حسادت،
خنجرهای نارفیقی،
هاله های محبت،
انرژی های لبخند،
سایه های مرگ،
روشناییهای تولد،
هرم ملایم گرمای عشق،
تکه های دل شکسته،
زخمهای عمیق روح،
و ...

خیلی چیزها هست که نمیتونیم ببینیم، ما، گاهی، نـــــــــــه ...
ما چقــــــــــــــدر عمیقــــــــــــــــا کوریم!

فرستاده شده در تاریخ: 11/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود دوست مهربونم درود و صد درود به همه ی یکشنبه های زیبا که گاهی هم با کشنبه اشتباه میشه (قابل توجه اهالی خوبی که خاطرشون هست اشتباه لپی دریابانو که توسط بهنام عزیز رسوا شد!!)

اما بودن دریابانو در روز یکشنبه کمی عجیب به نظر میرسه نـــه؟
چون دو روز شنبه و یکشنبه با اجازه ی دوستان خوبش، در تعطیلات به سر میبره و به کارهای عقب افتاده ی خونه و زندگی و درس و کلاس و مدرسه و دید و بازدید و رفت و روب و شست و شو و ... خلاصه همه ی اون کارهایی که در طول هفته نمیرسه که انجام بده، تلانبار میشه برای شنبه و یکشنبه!

القصـــــــــــه امروز انقدر دریابانو هیجان زده است که دلتپشهاش، اونو اینجا کشوند.
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله دریابانو که عاشق بارش برف و بارونه! امروز اولین تجربه ی برفش رو در استکهلم داره و درست مانند سال گذشته که زودتر از همه جا حوالی خونه ی دریابانو در اقدسیه سپید پوش شد، امروز هم شاهد اولین برف زیبای پاییزی!!! هست.

حیف بود که این شادی با شما تقسیم نشه. پس با هم عکسهای زیر رو میبینیم.


«اولین برف استکهلم در شانزدهم نوامبر دوهزار و هشت میلادی»
















فرستاده شده در تاریخ: 11/16/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما بشنویم از آقای گوژینگ:




آقاي گوژينگ به جز اين خروس و اردکي که در عکس مي بينيد، کسي را ندارد. آقاي گوژينگ عادت دارد هر روز صبح که از خواب بيدار مي شود براي خروس و اردکش ويولن بنوازد. آقاي گوژينگ ساکن پکن است. او چيني است و همين که اين خروس و اردک را تا به حال نخورده خيلي مهم است. يک ضرب المثل چيني است که مي گويد؛«هر چيزي را که روي زمين راه برود به جز انسان مي شود خورد.» !!!!!!!!!!!!!!!!!

نکته ی اخلاقی اینکه اگه حیوانات خانگی دارید، هرگز دوست چینی خودتون رو مهمون منزل نکنین.






مساله خشونت، انتقام و اعتراض نيست. قانونست. يک توافق دوطرفه. طبق قانون دانش آموزاني که بيشترين سهم رو در فروش محصولات مدرسه شون داشتن، ميتونن مدير مدرسه رو با ظرفهاي پر از کيک و خامه نشانه بگیرن و بزنن. اين سه دانش آموز همراه هشت نفر ديگه بيشتر از ديگران در سودآوري مدرسه شون نقش داشتن. اينجا مدرسه حقوق مسوولان در ايالت آيداهو امريکاست. دانش آموزان علاقه مند به رشته حقوق و وکالت در اين مدرسه از دوران ابتدايي با دروس اين رشته آشنا ميشن!






خانم ميشله باشلت اگر رئيس جمهور شيلي نمي شد، مطمئنا فوتباليست هم نميشد. به پاي راست خانم رئيس جمهور نگاه کنين. کفشي در کار نيست. کفش باشلت بعد از شوت کردن توپ از پايش درآمد.
براي ديدن کفش، شانه راست خانم رئيس جمهور را نگاه کنين. کفش پاشنه بلندش را همان حوالي ميبينين. باشلت با اين شوت استاديوم ژرمن بکر شهر تموکو در شيلي رو افتتاح کردن.
فوتبال محبوب ترين ورزش شيليايي ها است.

فرستاده شده در تاریخ: 11/14/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

- دق، دق، دق، کسی خونه هست؟

به به صدای آشنا، بــــــــــــــــــــــــــله این خونه فقط مهمون کم داشت امروز که با حضور شما پر نور شد یاسمن عزیز.


«mazhenta20»:
تا بحال به استفاده از موقعیت ها فکر کردین؟


مطمئنا! اما اینکه در چند درصدش موفق بودم، بمونه برای بعد


«mazhenta20»:
استفاده از موقعیتها مهمتر از پیشآمد اونهاست.


بله همینطوره!


«mazhenta20»:
یک داستان میخوام براتون تعریف کنم، که مربوط به همین موضوع میشه. میکروفن که مشکلی نداره؟



نه خدا رو شکر، تازه سرویس شده تازه نفس و سرحال منتظر یک صدای گرم و دلنشینه!


«mazhenta20»:
دوستان تریبون آزاد وقت بخیر!
میخوام براتون یک داستان از استفاده ی صحیح از موقعیت ها براتون بگم.


«mazhenta20»:
يك روز خانم مسني با يك كيف پر از پول به يكي از شعب بزرگترين بانك كانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي 1 ميليون دلار افتتاح كرد.
سپس به رئيس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصا مدير عامل آن بانك را ملاقات كند و طبيعتا به خاطر مبلغ هنگفتي كه سپرده گذاري كرده بود، تقاضاي او مورد پذيرش قرار گرفت. قرار ملاقاتي با مدير عامل بانك براي آن خانم ترتيب داده شد. پيرزن در روز تعيين شده به ساختمان مركزي بانك رفت و به دفتر مدير عامل راهنمائي شد.

«mazhenta20»:
مدير عامل به گرمي به او خوشامد گفت و ديري نگذشت كه آن دو سرگرم گپ زدن پيرامون موضوعات متنوعي شدند. تا آنكه صحبت به حساب بانكي پيرزن رسيد و مدير عامل با كنجكاوي پرسيد:
راستي اين پول زياد داستانش چيست؟
آيا به تازگي به شما ارث رسيده است؟
زن در پاسخ گفت: خير، اين پول را با پرداختن به سرگرمي مورد علاقه ام كه همانا شرط بندي است، پس انداز كرده ام. پيرزن ادامه داد و از آنجائي كه اين كار براي من به عادت بدل شده است، مايلم از اين فرصت استفاده كنم و شرط ببندم كه شما شكم داريد! مرد مدير عامل كه اندامي لاغر و نحيف داشت با شنيدن آن پيشنهاد بي اختيار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسيد: مثلا سر چه مقدار پول؟
زن پاسخ داد: 20 هزار دلار و اگر موافق هستيد، من فردا ساعت 10 صبح با وكيلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندي مان را رسمي كنيم و سپس ببينيم چه كسي برنده است.
مرد مدير عامل پذيرفت و از منشي خود خواست تا براي فردا ساعت 10 صبح برنامه اي برايش نگذارد.

«mazhenta20»:
روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردي كه ظاهرا وكيلش بود در محل دفتر مدير عامل حضور يافت. پيرزن بسيار محترمانه از مرد مدير عامل خواست كرد كه در صورت امكان پيراهن و زير پيراهن خود را از تن به در آورد. مرد مدير عامل كه مشتاق بود ببيند سرانجام آن جريان به كجا ختم ميشود، با لبخندي كه بر لب داشت به درخواست پيرزن عمل كرد.
وكيل پيرزن با ديدن آن صحنه عصباني و آشفته حال شد.
مرد مدير عامل كه پريشاني او را ديد، با تعجب از پير زن علت را جويا شد. پيرزن پاسخ داد:
من با اين مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم كه كاري خواهم كرد تا مدير عامل بزرگترين بانك كانادا در پيش چشمان ما پيراهن و زير پيراهن خود را از تن بيرون كند!


اینجا متاسفانه آیکون تعجب نداریم!!
آفرین به این هوشمندی. خیلی جالب بود یاسمن عزیز. سپاس نازنین.

«mazhenta20»:
دریابانو، هفته ی گذشته خورشید خانوم در مورد حس تقلید در کودکان صحبت کردن، این هفته منم بخشی رو به این موجودات نازنین در نظر گرفتم که تقدیم علاقمندان میکنم.

چی بهتر از این؟!


«mazhenta20»:

کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند. اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند. اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند. اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند. اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند. اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند. اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند. اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند. اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.






«mazhenta20»:
و دیگه اینکه:

تو دنیای بچه ها: همه با هم زود دوست میشن ،همه با هم دوستنن.
تو دنیای بچه ها: تفنگا نا مریی یا الکین.
تودنیای بچه ها: آقا پلیسا هیچ وقت رشوه نمی گیرن.
تودنیای بچه ها: دزدا زود از زندان بیرون میان.
تودنیای بچه ها: اگه سوتی بدی کسی چپ چپ نگات نمی کنه.


«mazhenta20»:
تودنیای بچه ها: آمپول زدن هیچ وقت درد نداره (بازی).
تودنیای بچه ها: با پولاشون میشه همه چیز خرید.
تودنیای بچه ها:مرزی وجود نداره.


«mazhenta20»:
تودنیای بچه ها: اگه چیزی بهشون ندی، ببین خیلی لوسی اصلا دیگه باهات دوست نمیشم (مثلا قهر هستن) تو دنیای اونا قهرا چند دقیقه ای و زود آشتیه.
تو دنیای بچه ها: چیزی به اسم دروغ وجود نداره اگه باشه زود خودشونو لو میدن.
تو دنیای بچه ها: ماشینا تصادف میکنن اما سر نشینا همیشه زنده میمونن.

«mazhenta20»:
تو دنیای بچه ها: بدون مهریه و جهزیه میشه ازدواج کرد.
تو دنیای بچه ها: هیچ کس معتاد نمیشه.
تو دنیای بچه ها: تو بازی بالا بلندی یه جا ده هست به اسم جاده خدا.
تو دنیای بچه ها: اگه اذیتش کنی بهت میگه، پو یو نکن به مامانت میگما.

«mazhenta20»:
تو دنیای بچه ها: گوبه (گربه) بچه های شیطونو می خوره.
تو دنیای بچه ها: آدما رو هیچ وقت به خاک نمیسپرن.
تو دنیای بچه ها: آدم وجود نداره چون همشون فرشتن اینو خودشون نمیدونن.

«mazhenta20»:
همه این چیزای که گفتم هیچ کدوم تو دنیای واقعی آدم بزرگا وجود نداره.
میگن قلب آدما به اندازه مشت دستشون قلب بچه ها به ظاهر کوچیکه اما وسعتش بیش از یه اقیانوس.
کودکان راستگوترین و پاکترین انسانها هستند، آنها فرشته های هستند که از طرف خداوند متعال به خانواده ها هدیه می شوند، آنها نور چشم خانواده هستند و گرمی و زیبای به زندگی می بخشند

«mazhenta20»:
باید از گلهای زندگی خوب مراقبت کنیم.


ای دریغا روزگار کودکی!


فرستاده شده در تاریخ: 11/14/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

خب اینهمه امروز از صبح اول وقت اعتراض کردم بد نیست که سری هم به دنیا طنز بزنیم و شادی رو به این خونه بیاریم.

«طنز هفته - نیازمندیها»





:::.. نیازمندیم

به چند جوان ورزشکار و نیرومند جهت هل دادن خودرو اینجانب نیازمندیم !

(آدرس: میلان دوم، جنب سبزی فروشی اکبر آقا، به سمت سربالایی ته کوچه!)


*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*


:::.. مژدگانی

کارت سوخت وانت اینجانب مفقود شده است. از یابنده تقاضا میشود که آنرا هر چه سریعتر به دست اینجانب برساند و وانت مذکور را به جای مژدگانی دریافت کند!

(یک پرادو سوار)


*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*


:::.. نیازمندیم

به یک جوان خوشتیپ و تمیز، ترجیحا دارای مدرک تحصیلی کارشناسی به بالا در رشته علوم تغذیه و بهداشت جهت کشتن حشرات موذی نیازمندیم!

(ساندویچی سیروس میکروب)


*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*


:::.. گمشده

همسر اینجانب از دیروز عصر که از خانه بیرون رفته است ، هنوز مراجعت ننموده و هیچگونه خبری هم از او در دست نمی باشد ! از هر کس که از او نشانی دارد یا او را مشاهده کرده تقاضا می شود که شتر دیده ندیده ! بگذارید چند روز یک نفس راحتی بکشم !

(یک همسر مهربان!)


*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*



:::.. تبلیغات

آموزشگاه آشپزی کدبانو
ارائه دهنده شیوه پخت انواع ماهی، خورشت، حبوبات و ... آماده داخل کنسرو!

(کبری خانوم)


*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*


:::.. گمشده

کارت پایان خدمت اینجانب مفقود شده، از یابنده تقاضا می شود که آنرا هر چه زودتر به دست من در پادگان برساند زیرا اینجانب مجبور شدم دوباره به خدمت سربازی بروم!

(سرباز وظیفه شوت!)


*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*


:::.. تبلیغات

داربست فلزی غلام
نصب داربست در کنار انواع دیوارها در اسرع وقت فقط با یک تماس
ساعت کار : 2 نیمه شب تا 4 صبح

(غلام دله دزد)

*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*



:::.. پیدا شده

یک عدد فرم اقتصادی خانوار مربوط به آقای (س.ت) از کسبه معتمد بازار پیدا شده است.
شخص فوق میتواند با پرداخت 2 میلیون تومان به عنوان مژدگانی، آنرا دریافت نماید، وگرنه فرم مذکور، در اختیار اداره مالیات قرار خواهد گرفت!

(یک شهروند)


*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*


:::.. نیازمندیم

هر چه سریعتر به یک عدد قبر جا، جهت به خاکسپاری یکی از همشهریانمان نیازمندیم!

(قاتلین فراری)

*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*-.-*


:::.. گمشده

یک لنگ از جوراب های اینجانب مفقود شده است. از همسر عزیزم که در خانه پدرش به سر می برد خواهشمندم که چنانچه از این لنگ جوراب خبری در دست دارد نشانی آنرا برایم از طریق پیامک ارسال نماید!

(شوهر شلخته)



و این همه آگهی های مردسالارانه !!!!!!!!!!!!

«کاریکاتور هفته - آگهی های مرد سالارانه»





فرستاده شده در تاریخ: 11/14/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما دوست خوبمون آقا «فرهاد» با کاربری «farhad38» در مورد سوال هفته ی گذشته و معنای نجابت اینطور پاسخ گفتن که:

بال هايش در زنجير، انديشه اش درحصار، احساسش در بند و خودش در انکار است.
حق گريه ندارد، نبايد زيبا ببيند، نبايد خوب فکرکند، نبايد دوست داشته باشد.
زيرا...
او يک فرشته است!
نجابت گل لبخند رضايت مندي از خويشتن است.
آنگاه كه مي تواني و انجامش نمي دهي .
نجابت آن آرامش وجدانيست كه در كلبه درويشان هست.
نجابت هر چه هست با من صفا نيست.
وگر نه مي نگفتم مي نگفتم مي نگفتم ..

نجابت چيست ؟حق كس نخوردن.
نجابت چيست؟ مال كس نبردن.


و نجابت به فکر است و اندیشه و حرمت نگاه.
سپاس دوست خوب و خوشحالم که سکوت آقایون دهکده توسط این دوست با پشتکارمون شکست.

اما برای این هفته هم سوال و نظر سنجی داریم. امیدوارم دوستان بیشتری برامون سخن بگن که باور صاحب نظر بودن دارای اندیشه بودن، در این ولایت خشک نشه!


«سوال هفته»






¤. آیا تا بحال توی زندگی تقلب کردین، در صورت مثبت بودن پاسختون علت اونو شرح بدین.


فرستاده شده در تاریخ: 11/14/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و به قول سهراب:

در نهفته ترين باغ ها، دستم ميوه چيد.
و اينك، شاخه نزديك! از سر انگشتم پروا مكن.
بي تابي انگشتانم شور ربايش نيست، عطش آشنايي است.
درخشش ميوه! درخشان تر.
وسوسه چيدن در فراموشي دستم پوسيد.
دورترين آب
ريزش خود را به راهم فشاند.
پنهان ترين سنگ

سايه اش را به پايم ريخت.
و من، شاخه نزديك!
از آب گذشتم، از سايه بدر رفتم.
رفتم، غرورم را بر ستيغ عقاب- آشيان شكستم
و اينك، در خميدگي فروتني، به پاي تو مانده ام.
خم شو، شاخه نزديك!


و اما باز هم اعتراض!!
نمیدونم بخاطر آدینه روز بودن امروزه که بازار اعتراض داغ و جوشان ِ و یا انقدر مسائل اعتراض آمیز وجود داره که به هر جا چشم میندازیم، به وضوح قابل رویت ِ.

هر روز به صورت آنلاین چند روزنامه ایران رو میخونم اما چندروزی بود که فرصت خوندن روزنامه اعتماد رو پیدا نکرده بودم، همینطور که داشتم به آرشیو خبرهای این چند روز اخیر نگاه میکردم، تیتر یک خبر، بند بند بدنم رو لرزوند!


«قطع درختان به بهانه مبارزه با خرافات»






برای دیدن مشروح خبر به اینجا کلیک کنین.


درختان تاوان خرافات ما رو میدن!
هفته گذشته مديرکل اوقاف و امور خيريه استان گيلان به خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان گفته بود: «درختان مقدس نما در استان گيلان قطع خواهند شد. تاکنون 40 اصله درخت کهنسال که به اشتباه نزد مردم مقدس شناخته مي شوند، شناسايي شده است که قطع خواهند شد.»
درختاني که درباره آنها چنين تصميمي گرفته شده عمري بيش از 400 سال دارند و حتي در بعضي موارد عمر آنها به سه هزار سال نيز مي رسد. اهميت اين درختان در طبيعت آنقدر زياد است که سازمان جنگل ها و مراتع کشور، طي يک طرح ملي اقدام به شناسايي و حفاظت اين درختان کرده است. مصطفي خوشنويس مدير اين طرح نيز ديروز در گفت وگو با سبزپرس، درختان کهنسال که پايه هاي مقاوم ژنتيکي به حساب مي آيند را ثروت ملي خوانده بود...

درختانی که از خشم طبيعت در امان موندن و در توفان، سيل و زلزله مقاومت کردن. آيا لايق مجازات گناهي هستن که ما مرتکب شدیم؟ چرا بايد درختان تاوان اشتباهات ما رو پرداخت کنن؟

خرافه در وجود ماست، ما اون رو میسازيم. با اون زندگي ميکنيم و به اون معتقد میشيم.
درختان گناهي ندارند. اون چیزی که بايد ريشه کن بشه، تفکریه که خرافه رو ميسازه.

آیا کسی هست که صدای اعتراضات امروز رو بشنوه؟!

فرستاده شده در تاریخ: 11/14/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

میدونین قلم توانا به چی میگن؟ به نوشته ای که بتونه تاثیر گذار باشه، حالا چه این تاثیر خوب باشه و چه بد...

وبلاگ دو تا از دوستان خوبی که هرگز ندیدمشون و هرگز هم منو ندیدن، رو همیشه دنبال میکنم. اتفاقا از قضا هر دوی این عزیز منتخب وبلاگ برتر فارسی شدن.
رقابت سختی بینشون در جمع آوری آرا در گرفت که از خبر آوردن و خبربردنهای گروه های طرفدار، کار به کدروت و دلخوری کشید. تا جایی که این کدورتها در پستهای اخیر به وضوح قابل خوندن بودن و اثر از اون نوشته های ساده و شگرف و تاثیر گذار همیشگی نبود.

تا اینکه یکی از این دو دوست با قلبی بزرگ نقشه ای طرح کردن و توسط یک آشنا، رقیب دلشکسته رو به یکی از کافی شاپهای تهران دعوت کردن بدون اینکه نامی از خودشون برده باشن. و به ناگاه از راه رسیدن و سر صحبتها باز شد و هر چه کدورت بود از بین رفت ... به قول این دوست ما "چون صداقت سریع‌تر از دلیل فهمیده می‌شود".

امروز از خوندن این خبر دلم شاد شد و به خودم تبریک گفتم. گاهی خودخواهی خوبه، احساس خوبی پیدا کردم که اگه یکسال و نیم هست که وبلاگ این دو نفر رو میخونم و این احساس رو دارم که ازشون درس یاد میگیرم، امروز مهر تاییدی بر این حس خورد که شادیم رو چندین برابر کرد.

اما برگشتم به آرشیو نظرها (من هیچ موقعه نظری نمیدم اما همه ی نظرها رو میخونم) دیدم چه ولوله ایست. همه ی افرادی که تا چند روز پیش، از رقیب گله داشتن و آتش بیار معرکه بودن، امروز با شاخه گلی در دست برای این دو دوست آرزوهای شیرین و موفقیتهای تازه داشتن. به هر دو تبریک میگفتن و خوشحال بودن که این دو در کنار هم به یک رفاقت سالم (نه رقابت جانسوز) میپردازن!!

در تاثیرگذاری قلم این استاد سخن شکی ندارم، اما آیا خود ما هیچ زمان برای صحبتی که میکنیم، ثباتی قائل نیستیم؟

آخ که چقدر خوبه امروز آدینه روز ِ و میشه توی هر پستی اعتراض کرد.



این کلیپ زیبا از گروه آریان تقدیم به همه ی اونهایی که دلتپش هاشون از شوق عشق و دوست داشتنه!





با این توصیف به نظر شما، نقشه کشیدن از این جنس، کار لذت بخشی نیست؟

فرستاده شده در تاریخ: 11/14/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود و صبح بخیر به همه ی اونهایی که دلشون برای یک فریاد بلند تنگ شده.

اگه زندگی آپارتمان نشینی میذاشت دلم میخواست از همینجا توی همین صبح جمعه ای از ته دل یک فریاد بلند بکشم اونم از نوع کشـــــــــــــــدارش که به قول قدیمیها تا هفتا کوچه اونطرفتر هم بره یا بقول مادر ِ مادر بزرگم که چندسال پیش عمرشونو دادن به شما، یک جیغ الله و اکبری بکشم!! (وای وای بلا به دور، امروز دریابانو چش شده، خدا میدونه!!)

اما باور کنین گاهی لازمه. حالا نه به اون اندازه که تا هفتا کوچه اونطرفتر بره، اما همنقدر که از توی سینه بیرون بیاد اونجا برای خودش جا خشک نکنه، بقول قدیمیها کَرَم از مولاست.

حالا صبح رو چرا با این همه قیل و قال شروع کردم، علتش تیکه روزنامه ی زیر ِ، مطمئنم شمام بعد از دیدنش به حال این لحظه ی من شک نمیکنین.


استاد منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه های تهران و تنکابن:

"مردم ایران وقتی به پرنده ای نگاه می کنند، درین فکرند که گوشت آن پرنده چه مزه ای می دهد."









من امروز نه تنها به مردم ایران که به همه ی اونهایی که محیط زیست رو بستری برای عیش و نوش میدونن و حق زندگی رو از سایر آفریده های یزدان با دستان مغرور خودشون میگیرن، اعتراض دارم!

فرستاده شده در تاریخ: 11/14/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

در جایی نوشته ای از باومن میخوندم که اینطور ترجمه شده بود:

"در جهانی که اهمیت چیزی یا رویدادی را فقط با اعداد نشان می دهند، و بنابر این، فقط از این راه می توان به اهمیت آن ها پی برد (کیفیت یک آهنگ روز بر اساس تعداد صفحه های فروخته شده، کیفیت رویداد یا ماجرایی عمومی بر اساس تعداد بینندگان تلویزیونی، کیفیت شخصیتی مشهور بر اساس تعداد حاضر در مراسم تدفین، کیفیت روشنفکران بر اساس تعداد نقل قول ها و ارجاعات) ..."

با خوندن این سطور فکر کردم ما هم در میان خودمون نمونه های بسیاری میشناسیم که "کمیت ها" نشانگر "اهمیت" شدن. مطمئنم شما هم چیزهایی در ذهن تون تداعی شده ...


و اما ورژن نوپای سرود ای ایران رو دیدین؟ پیشنهاد میکنم حتما حتما این کلیپ زیبا رو ببینین.







برای دوستانی که این کلیپ قابل دیدن نیست، میتونن به اینجا کلیک کنن.

فرستاده شده در تاریخ: 11/13/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

ذهنیت با انسان چه کارهایی که نمیکنه، نمونه اش همین داستان زیر!

پيرمرد با جثه اي نحيف روي تخت افتاده بود و به گذشته اش فكر ميكرد ...
به روزايي كه با فيدل (كاسترو) و يه مشت پارتيزان ديگه توي جنگلهاي انبوه مخفيانه زندگي مي كردن
به ياد آورد كه چند ماهي رو بدون غذا و فقط با خوردن ميوه و حتي برگ درختا گذرونده بودن و اينكه براي رفع تشنگي از آب بركه ها و مرداب هاي متعفن نوشيده بود...
به يكباره احساس تشنگي كرد...
با صدايي لرزان و از سر ضعف به جمعيت طرفداراش كه دور تختش جمع شده بودن گفت:
من تشنه ام...

همه تحسينش كردن و يكصدا گفتن:
بله... همه ما تشنه آزادي هستيم.

چريك پير اينبار با لحني آمرانه و با صدايي كه حاصل تمام نيروي باقي مونده ش بود تكرار كرد:
من تشنه ام...

و اطرافيان دوباره ضمن تحسين اين جديت پيرمرد، شروع به گفتن جملاتي از اين دست كردن:
- همه ما تشنه آزادي كشور عزيزمون از زير يوغ امپرياليسم ...
- ما هم تشنه دموكرا...
- ما به شما قول مي ديم كه...
- ما هممون براي آز...

صداها محوتر و محوتر شد تا اينكه ديگه پيرمرد چيزي رو نشنيد...
پيرمرد با لباني تشنه مرده بود... تشنه جرعه اي آب...

گاهي اوقات ذهنيتي كه ما از افراد داريم باعث ميشه كه توقعمون از اونا بالاتر از يک آدم معمولي باشه، و اینجاست که...
یاد داداش بهنامم بخیر، یک شب بهشون گفتم: چرا فکر میکنین من نباید ناراحت بشم؟ نباید دچار تردید و دوگانگی بشم؟ من یک آدمم، مثل همه، یک آدم معمولی همین!

شاید بی ربط باشه اما به یکباره یاد این شعر افتادم:

"چنان با مردمان سر کن که بعد از مردنت عُرفی،
مسلمانــت به زمــزم شــوید و هندو بسوزاند"!

فرستاده شده در تاریخ: 11/13/2008