در گوشــــــــي  |
|
|
|
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست
اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار
دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!
:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد
.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
با شعر زیبایی که به انتخاب دوست خوبمون با کاربری« tumrus »، درود امروز رو به امید درودی دوباره، بدرود میگم.
چه نرم و لطیف میروید در جهان اندیشه ام تنپوش آبی آرزوهایت! و چه بیقرارند در نوازش باد ،گیسوانت.
گونه هایت ژرفای آسمانی است که بی هیچ ستاره تو را درخشید. و چه زلال چشمه هایی که تو را جوشید و پایدار، زمینی که از شهد لبانت نوشید.
نرم و لطیف می آیی سبز و خرامان و چه آهسته بر می فرازی رویش قامت ام را بر جنگل سبز دیدگانت.
با غبان من باش! من آن نگاه سبز یاس سپیدم. رویشی بی دغدغه بر سنگ بوته های عقیق و گلوگاه فریاد یک غرور بر آواز های مغموم حنجره ات.
بر آستان مخمل دیدگانت مرا فریاد کن و بر شمعدانی گل هایت مرا برویان و باغبان من باش.

|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/12/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
«توصیه پیشگیرانه در رانندگی»

۱) اندازه تایر، رینگ و تیوپ را طبق استاندارد وسیله نقلیه خود انتخاب نمایید.
۲) از حمل مسافر خارج از حد استاندارد خودداری نمایید.
۳) از خوردن و آشامیدن، صحبت با دیگران و مكالمه با تلفن همراه در هنگام رانندگی بپرهیزید.
۴) به هنگام بارش برف و باران و شبها مراقبت بیشتری از عابران به عمل آورید.
۵) به هنگام رانندگی از قراردادن كودكان در بین دو صندلی جلو و در بغل و روی زانوی خود بپرهیزید.
۶) در حین رانندگی مراقب باشید تا كودكان سرودست خود را از اتومبیل بیرون نیاورند.
۷) چنانچه نور بالای اتومبیلی از مقابل یا آینه موجب آزار چشمان شما گردید درصدد مقابله برنیایید.
۸) هرگز اتومبیل خود را در اختیار افراد كم تجربه و فاقد گواهینامه رانندگی نگذارید.
۹) همواره در هنگام رانندگی گواهینامه، كارت خودرو و مدارك بیمه اتومبیل خود را همراه داشته باشید.
۱۰) اگر رانندهای راه شما را سد نمود، درصدد تلافی برنیایید.
۱۱) در حین رانندگی مراقب حال كودكان و افراد كهنسال باشید.
۱۲) هرگاه راننده ای بدون توجه به مقررات از شما سبقت گرفت با او رقابت نكنید.
۱۳) به هنگام عصبانیت، خستگی و عدم تمركز حواس از رانندگی اجتناب نمایید.
۱۴) در مناطق روستایی حاشیه جادهها بیشتر مراقب باشید. چرا كه در این مناطق روستاییان جهت تردد از موتوسیكلت یا دوچرخههایی استفاده میكنند كه بعضاً فاقد سیستم روشنایی و علائم شبنما میباشد.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/12/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
اگه به هنر معماری علاقمند هستین، به اتفاق سری به پراگ میزنیم و شاهکار معماران دانمارکی رو در اونجا شاهد خواهیم بود.
«برجی به شکل W»

معماران و طراحان دانمارکی گروه معماری Bjarke Ingels از طرح خود برای ساختن برجی در شهر پراگ کشور چک پرده برداری کرده اند که دارای طرحی ویژه است. این بنا که ترکیبی از محیط های اداری و مسکونی خواهد بود به شکل حرف انگلیسی W طراحی شده است.
به گفته مهندسین معمار، در واقع چهار برج که به هم متصل هستند این برج را به وجود خواهند آورد. به گفته آنها شهر پراگ پر از برج های زیبا است. در چنین شهری چگونه میتوان ساختمانی بنا کرد که در میان آن همه طرح مختلف چشمگیر باشد؟ ضمن اینکه این بنا قرار است در محله Walter ساخته شود. بنابراین ما تصمیم گرفتیم که طرحی به وجود بیاوریم که هم در میان آن همه برج خاص باشد و هم نماد محله خود Walter باشد. و نتیجه آن برجی به شکل حرف W شد که حرف اول محله والتر است.
ایده قشنگی است. فکر می کنم زندگی در چنین برجی باید لذت بخش باشد. به خصوص اگر بخواهید آدرستان به کسی بدهید کافی است بگویید برج W!
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/12/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
مثل همیشه سری میزنیم به تاریخ و بخش اطلس ایران
«اطلس ایران» خلفای راشدین - بخش سوم

در شعبان سال 13 ه.ق. ایرانیان به سرکردگی بهمن جاذویه، سپاهیان مسلمانان را در موضعی به نام «قس الناطف» شکست دادند. سردار مسلمانان به نام «ابوعبیده ثقفی» نیز در این جنگ کشته شد. این جنگ در تاریخ اسلام به نام جنگ «جسر» معروف است. ولی چون دولت ساسانی به منتهای ضعف خود رسیده بود و اختلاف بزرگان و سرداران ایرانی از حد گذشته بود، ایرانیان نتوانستند از این پیروزی بهره بگیرند و پس از تردید و دودلی، یزدگرد پسر شهریار را به پادشاهی برداشتند و او نیز کسی نبود که بتواند بنای عظیم دولت ساسانی را که پایه های آن سخت سست و لرزان شده بود از خطر انهدام نجات دهد.
بر عکس "عمر" در جنگ با ایرانیان مصمم تر گردید. یزدگرد، سپاهی بزرگ را به سرکردگی «رستم فرخ زاد» مامور مقابله با مسلمانان و جلوگیری از حمله ی ایشان کرد. عمر نیز «سعدبن ابی وقاص» را با سپاهی که عده ی آنان به سی و چند هزار نفر می رسید به جنگ با ایرانیان گسیل داشت.
در «قادسیه» (واقع در پانزده فرسنگی کوفه) جنگ شدیدی بین سپاه ایران و اعراب مهاجم روی داد. با آنکه ایرانیان مقاومت زیادی از خود نشان دادند، شکست خوردند. با این شکست بود که راه تیسفون (یا مدائن) پایتخت شاهنشاهی ساسانی، بر روی مسلمانان باز شد.
عرب های مسلمان نخست در صفر سال 13 ه.ق. قسمت غربی مدائن را که «وه اردشیر» نام داشت متصرف شدند و آنگاه، از دجله گذشتند و به سمت شرقی مدائن که کاخ معروف پادشاهان ساسانی معروف به «ایوان کسری» در آن قرار داشت رسیدند. در این بین، اموال بیکرانی از کاخ های سلطنتی نیز به دست ایشان افتاد. سپس، مسلمانان در تعقیب یزدگرد و ایرانیان روی به شرق نهادند و در سال 16 ه.ق. به «جلولاء» که در کنار نهر جلولاء منشعب از رود دیاله واقع بود رسیدند.
در این راستا سپاه ایران به فرماندهی مهران راضی را طی جنگ سختی شکست دادند. پس از تصرف حلوان و جنوب و شمال عراق به سرتاسر آن مملکت مسلط شدند. بعد از آن، نوبت به خوزستان و لرستان رسید. عمر در ابتدا نمی خواست از حدود خوزستان و ماسبندان و مهرگان کدک (لرستان) تجاوز کند، اما یکی از مشاورانش او را به تسخیر سرتاسر ایران تشویق کرد. وی به "عمر" گفت: مادام که پادشاه ایران زنده است، ایرانیان دست از مقاومت بر نخواهند داشت. عمر نصیحت او را پذیرفت و سردارانی را به فتح ایالت فارس (اردشیر خوره و شاپور خوره و استخر و فسا و دارابگرد) و کرمان و سیستان و مکران مامور کرد.
ادامه داره ...
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/12/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|

درود مهربون، صبح پاییزتون به شادابی برگهای بارون خورده!
یادمه بچه که بودم یکی از چیزایی که خیلی خوشحالم میکرد، بادبادک بازی بود. وقتی پدر با سریش، مقواهای نازک و رنگی رو به شکل لوزی برام در میآوردن و ازم میخواستن که با کاردستیهایی که توی کودکستان یاد گرفتم، براشون صورتک و گوشواره و موهای بافته درست کنم و در آخر هم یک توپ نخ وصل میکردن به زیر شکم بادبادک و با هم میرفتیم کنار دریا و توی ساحل بادبادک رو در جهتی که باد مناسب باشه، قرار میدادن و تا شروع به پرواز میکرد، میدادن به دستان من که از فرط هیجان رو به آسمون بلند بود و پاهایی که تا جا داشت خودش رو از روی زمین بلند کرده بود تا برسه به خود بادبادک، من شاداب ترین کودک دنیا خودم رو احساس میکردم.
وقتی نخ بادبادکو میگرفتم و سنگینی اونو توی هوا حس می کردم این احساس بهم دست می داد که هر لحظه ممکنه باد بادبادک منو از روی زمین بلندم میکنه و با خودش ببره توی اوج آسمون.
گاهی وقتا بادبادک انقدر کوچیک به نظر میاومد که بابا میگفتن این بادبادکه یا نخودفرنگی؟! و باد تند میوزید و پدر نگران که مبادا نتونم از بادبادکم خوب نگهداری کنم. اما من با لجبازی اصرار میکردم که میتونم، به این امید که اگه باد تندتر بشه حتما بلند میشم از روی زمین و میرم توی آسمون. اما نمیشد!
حتی یادمه مدتی غذا کمتر میخوردم که سبکتر بشم تا شاید اونطوری بادبادک طفلکی فشار کمتری احساس کنه و بلاخره بتونه منو بلند کنه اما نمیشد.
برای رفتن به آسمون باید سبک بود، مثل پر، برای سبک بودن باید وزنه ها رو کم کرد، اما روز به روز که زندگیمون رو به جلو تر میره وزنه ها سنگین تر و سنگین تر میشن، انگار دیگه امیدی به بادبادکها نیست. حتی دیگه مدتهاست که نمیشه بادبادکی ساخت چون نه لوخ پیدا میشه نه سریش و نه پدر اینجان تا برام بادبادک بسازن. تازه با این قد و بالا، نمیشه رفت کنار ساحل و بادبادک بازی کرد. 
عشق رفتن به آسمون انقدر توی وجودم شعله داشت که یادمه وقتی که توی یک فیلم دیده بودم که یک نفر با یک عالمه بادکنک توی شهر به پرواز دراومده، دور از چشم مامان بسته های بادکنکی که برای تولدم خریده بودن و کنار گذاشته بودن، یواشکی برداشتمو بردم کنار لوله ی گاز، و پرشون کردم و با نخ سرشون رو بستم، بادکنکها رو اگه رها کرده بودم با سرعت به آسمون میرفتن اما تعدادشون انقدر زیاد نبود که بتونن منو هم با خودشون ببرن، یا شاید من خیلی سنگینتر از اونی بودم که اونها بتونن منو از زمین بلند کنن.
مدتها در این فکر بودم که برم سراغ پاراگلایدر و دوره ی اونو بگذرونم، اما پروازی که من دوست دارم، خالی از اضطراب سقوطه! دلم پری میخواد برای پرواز که تنها اوج باشه و اوج و هر لحظه بالاتر و بالاتر و نترسیدن از فاصله ها!
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/12/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
علاقمندان به بخش اطلس ایران، قسمت سوم از سلسله ی خلفای راشدین در زیر برای شما در نظر گرفته شده.
«اطلس ایران» خلفای راشدین - قسمت سوم

اردشیر سوم، که پس از پدرش (شیرویه) به سلطنت رسیده بود، دو سردار ایرانی به نام های «اندرزگو» و «بهمن جاذویه» را با سپاهی مرکب از ایرانیان و عرب های تابع ایران که بیشتر مسیحی بودند، به جنگ خالد فرستاد. اما این سپاه هم در صفر سال 12 ه.ق. از عرب ها شکست خورد. خالدبن ولید در ماه ربیع الاول همان سال شهر حیره مرکز پادشاهان حیره (آل منذر، لخمی ها) را که تابع دولت ساسانی بودند، تصرف کرد.
مسلمانان در مقابله با دشمنان خود، آنان را در برابر یکی از سه امر مخیر می ساختند : «پذیرش اسلام»، «پرداخت جزیه»، «جنگ»، چنانکه در تصرف نخستین حیره، خالد با گرفتن مبلغی در حدود صد و نود یا دویست و نود هزار دینار، با اهل حیره صلح کرد.
دهقانان «سواد» (عراق) منتظر بودند که نتیجه ی جنگ حیره به کجا خواهد انجامید. چون حیره به تصرف مسلمانان درآمد، طلب صلح کردند دو هزار هزار دینار جزیه پرداختند. ایرانیان، نواحی میان حیره و دجله را از دست دادند و چون اردشیر سوم درگذشت، دیگر کاری نتوانستند انجام دهند.
سیاست خالد در فتح شهرهای عراق آن بود که عرب های مسیحی را به جاسوسی از ایرانیان برانگیزد. خالد شهر مهم «انبار» را که در مغرب بغداد در کنار رود فرات قرار داشت تصرف کرد و شهر «عین التمر» را که حاکم آن مهران، پسر چوبین بود، تسخیر کرد. سپس اسرای آن شهر را برخلاف تعالیم اسلامی کشت و فقط چهل جوان نصرانی را که درس انجیل می خواندند باقی گذاشت پس از آن، ابوبکر، خالدبن ولید را مامور حرکت به سوی شام کرد. خالد هم با نیمی از سپاهیان خود عازم جبهه ی شام گردید. خود ابوبکر نیز پس از دو سال و اندی در مدینه وفات کرد و پس از وی «عمربن خطاب» به خلافت مسلمانان برگزیده شد.
ادامه داره ...
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/11/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
اما بریم سراغ تهران قدیم. ما از تهران زیاد صحبت کردیم و هنوز هم خیلی جا برای صحبت داریم، اما امروز از دنیای تصویر میخوایم سری به این شهر هزار چهره بزنیم.
«قدیمیترين عكس به جای مانده از تهران»

طهران در دوران حکومت ناصرالدين شاه قاجار سال ۱۲۵۰ خورشیدی/ 1290 قمری. اين عكس قديمیترين تصوير موجود از تهران در موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران است.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 11/11/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|