در گوشــــــــي  |
|
|
|
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست
اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار
دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!
:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد
.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
و اما بریم سراغ مطالب ارسالی دوست قدیمی و غایب از نظرمون، «بانو آرزوها» عزیز.
«درمان با طب سوزني»

شايد با ديدن سوزنهايي كه بر بدن فرو ميروند، كمتر كسي گمان كند كه ميتوان از طريق اين سوزنها درمان شد؛ اما اين روش درماني طي ساليان متمادي اثرگذاري خود را در درمان بسياري از بيماريها نشان داده است. اولين بار، طب سوزني توسط يك پزشك آلماني در اوايل قرن هفدهم استفاده شد، اما اين طب به صورت علمي در كشور چين پرورش يافت، بهطوري كه قدمت طب سوزني به حدود 4000 سال ميرسد. طب سوزني نوين نيز از سال 1949 توسط پزشكان چيني با جمعآوري اسناد و مدارك و تلفيق با پژوهشهاي معاصر تدوين يافت و با وسعت زياد در چين و بيش از 100 كشور دنيا مورد استفاده قرار گرفت.
:: اساس طب سوزني چيست؟ چينيها از طب سوزني با كلمه chen ياد ميكنند كه معني آن تحريك با سوزن است. طب سوزني، فرو بردن سوزنهاي مخصوص در نقاط مشخص از سطح پوست بر بافتهاي زيرين است. در طب سوزني معتقدند با فرو بردن سوزن بر پوست، رشتههاي عصبي ميليندار كه در همه قسمتهاي عضلات وجود دارند، فعال ميشوند و از طريق 3 مركز عصبي نخاع، مغز مياني و محور هيپوتالاموس هيپوفيز باعث آزادسازي هورمونهاي اندروفيني چون انكفالين يا سروتونين و نوراپي نفرين شده و موجبات درمان بيماريها را فراهم ميآورند. ابتدا نقاط مشخص براي طب سوزني وجود نداشت، اما با گذشت زمان نقاط خاص روي پوست مشخص شدند و نقاط معين در بيماريهاي متفاوت هدف قرار گرفتند، بهطوريكه 450 نقطه روي بدن و 75 جفت نقطه بر گوش براي درمان بيماريها تعيين شده است. البته تشخيص درست تبحر درمانگر، استفاده از سوزنهاي استريل و يكبار مصرف در نقطه صحيح، عمق و زاويه سوزن كاربردي از عوامل مهم در درمان هستند و عوارض سوزن درماني را به صفر ميرسانند. البته براي كساني كه از سوزن وحشت دارند، از دستگاههاي ليزر يا الكتروني هم به منظور درمان در طب سوزني نوين استفاده ميشود كه كار مشابه سوزن را انجام ميدهند.
:: براي چه بيماريهايي سوزن درماني كنيم؟ امروزه مشخص شده طب سوزني بر درمان فلجهاي ناشي از سكته، افسردگي، بيماريهاي پوستي، هموروئيد، ناراحتيهاي معده و روده، فشارخون، دردهاي عضلاني، روماتيسم مفصلي، ميگرن، دردهاي سياتيك، آرتروز، سرفههاي مزمن، آسم و اختلالات دستگاه عصبي موثر است.
:: گستردگي طب سوزني اكنون طب سوزني در بيش از 2000 بيمارستان چين استفاده ميشود. اين روش درماني از طرف سازمان بهداشت جهاني پذيرفته شده و حتي دورههاي آموزش اين طب را برگزار ميكند. اين طب از طرف وزارت بهداشت نيز پذيرفته شد و هماكنون 2 گروه از پزشكان به طب سوزني در ايران مشغول هستند. گروهي تنها در كنار طب نوين، طبابت سوزني انجام ميدهند؛ اما گروهي دورههاي آموزشي و تخصصي طب سوزني را خارج از كشور گذرانده و از طرف وزارت بهداشت و درمان به طور رسمي با مجوز مطب به طب سوزني مشغول هستند.
«تكنيكهاي رنگآميزي رويديوار»

ديوارها يكي از موثرترين بخشهاي دكوراسيون منزل هستند. چرا كه رنگ آنها تاثير زيادي در ظاهر يك خانه و حتي روحيه ساكنان آن ايفا ميكند. در عين حال آسيبپذيرترين سطوح خانه نيز هستند. نصب تابلوها، ديواركوبها، پردههاي زينتي و برخورد وسايل خانه باعث صدمه ديدن آنها ميشود. لازم نيست حتما حرفهاي باشيد. با آموختن چند تكنيك ساده ميتوانيد اين عيوب را رفع كنيد. علاوه بر اين گاهي هم پيش ميآيد كه احساس ميكنيد دكوراسيون منزلتان برايتان تكراري شده و حالت يكنواختي پيدا كرده است. در اين صورت لازم نيست متحمل هزينههاي زيادي شويد و وسايل خانهتان را تعويض كنيد. حتي با رنگ كردن ديوارها به تنهايي ميتوانيد تغييرات باور نكردني در دكوراسيون خانه ايجاد كنيد.
1 - تكنيك اسفنج: اين تكنيك يكي از سادهترين و در عين حال زيباترين روشهاي ايجاد طرح روي ديوارهاست. ابتدا زمينه ديوار را رنگآميزي كنيد و سپس يك تكه اسفنج را به رنگ آغشته كرده و به صورت ضربهاي به ديوار بزنيد. توجه داشته باشيد كه ابتدا اضافههاي رنگ را توسط روزنامه بگيريد و سپس اقدام به رنگآميزي كنيد.
2- تكنيك پارچه: اين شيوه نسبت به روش اسفنج، وقت بيشتري از شما ميگيرد. براي پياده كردن اين تكنيك شما بايد تعداد زيادي تكه پارچه تهيه كنيد و هر بار يكي از آنها را مچاله كرده و به مقداري رنگ آغشته كنيد. سپس به حالت ضربهاي روي ديوار بزنيد. البته جور ديگري هم ميتوانيد از تكنيك پارچه استفاده كنيد. به اين ترتيب كه مستطيلي به عرض 15 سانتيمتر و طول 20 سانتيمتر از پارچهاي ببريد. در حالي كه با دست 2 سر پارچه را گرفتهايد آنها را خلاف جهت هم بپيچانيد. لوله پارچه را به رنگ آغشته كنيد و مانند يك وردنه روي ديوار بكشيد. هر بار كه پارچه باز شد، اين كار را تكرار كنيد.
3 - تكنيك بافت دار كردن: دربافتدار كردن ديوار روشهاي مختلفي وجود دارد. از جمله تركيب پودر مل، روغن اليف، آب و رنگ روغني ساختمان براي بدست آوردن خميري نسبتا شل تا در بافت دار كردن ديوار استفاده شود. البته ميتوانيد مقدار آب و پودر مل را براي رسيدن به غلظت دلخواه تغيير دهيد.
4 - تكنيك رنگبرداري: اين تكنيك هم توسط پارچه اجرا ميشود. اما با اين تفاوت كه اين بار پارچه رنگ اضافي روي ديوار را به خود جذب ميكنند. ابتدا ديوار مورد نظر را آماده كرده و رنگي را با قلم مو به صورت نيمه رقيق بر روي ديوار بكشيد. حالا يك دستمال نخي زبر را كه به صورت مچاله در آوردهايد را به ديوار خيس به صورت ضربهاي بزنيد. به اين ترتيب رنگ از روي ديوار برداشته شد و همزمان با انتقال رنگ، نقش مچاله شده پارچه روي ديوار باقي ميماند.
5 - تكنيك راه راه كردن: اين روش بيشتر مناسب اتاقهاي خواب است. البته بايد توجه داشت كه نبايد باعث شلوغ بهنظر رسيدن اتاق شد. براي مثال ميتوان از اين روش تنها براي ديوار سمت تختخواب استفاده كرد. ابتدا نقطه وسط ديوار را پيدا كنيد سپس 5/7 سانتيمتر از هر سمت اين نقطه به اطراف حركت كنيد. بدين ترتيب اولين نوار 15 سانتيمتري ايجاد خواهد شد. به همين طريق تمام ديوار را به نوارهاي 15 سانتيمتري تقسيم كنيد. با استفاده از شاقول خطوط را ترسيم كنيد يا از نقطهچينهاي بزرگ استفاده كنيد و تا پايين ديوار بكشيد. سپس با چسب نواري كاغذي يك طرف خطوط علامتگذاري شده را بپوشانيد به طوري كه چسب داخل نوارهايي كه بايد بمانند چسبانده شود. در نهايت به صورت يكي در ميان اين قسمتها را رنگآميزي كنيد. شما ميتوانيد الگوهايي را نيز به شكل دايره يا مثلث از مقوا جدا كنيد و بين اين خطوط قرار دهيد. البته توجه داشته باشيد كه اگر ميخواهيد داخل اين الگوها را رنگ كنيد بايد طوري آنها را طراحي كنيد كه وسطشان خالي باشد. در تمام روشهاي فوق همخواني رنگها از اهميت خاصي برخوردار است. هنگام رنگ كردن نكات زير را رعايت كنيد: در تكنيك رنگبرداري سرعت عمل مهمترين مساله است، زيرا ممكن است لايه رنگ به سرعت خشك شود و رنگبرداري آن به سرعت انجام گيرد. در اين صورت ميتوانيد ابزار را به كمي تينر روغني آغشته كنيد و به سطح رنگ بماليد. پس از آنكه ابزارتان (پارچه، كيسه پلاستيكي و...) به رنگ آغشته شد آن را با ابزار ديگري عوض كنيد
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 10/30/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
در عهد جدید، کارت عروسی به سبک قدیم.

|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 10/30/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|

همیشه فکر می کردم تحمل ِ سخت نگاه کردن دیگران خیلی دشواره! اما حالا فهمیدم که خیلی راحت تر از تحمل نگاه سخت به دشواریهاست.
تا درودی دوباره، بدرود دوست مهربونم، بدرود.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 10/29/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ادامه بخش اطلس ایران و آن چه بر سلسله ی ساسانیان گذشت رو با هم پی میگیریم ...
«اطلس ایران» ساسانیان - بخش سیزدهم

خسرو به متصرفات رومیان در کنار دریای سیاه حمله برد و شهرهای «لازیکا» و «پترا» را به تصرف درآورد. حملات بلیزاریوس، سردار قیصر به نصیبین بی نتیجه ماند. پس از صلح ها و نبردهایی چند، سرانجام در سال 561 میلادی صلحی پنجاه ساله میان ایران و روم منعقد شد و خسرو «لازیکا» را به رومیان باز پس داد. در مقابل، رومیان نیز متعهد شدند که سالانه مبلغی طلا به ایران بپردازند.
در شرق و شمال شرق، خسرو با خاقان ترک، که خود را به سرزمین هیاطله رسانده بود، متحد گردید و این دو، هیاطله را از میان برداشتند. از آن تاریخ به بعد، ترکان با ایرانیان همسایه شدند و ظاهرا، «جیهون» مرز میان ایران و ترکان گردید.
سیاست خسرو در جنوب عربستان نیز به پیروزی منجر شد و دولت بیزانس به دستیاری حبشیان، که به مذهب مسیحی مونوفیزیتی (یعقوبی) درآمد بودند، میخواستند بر راه بازرگانی دریایی و خشکی میان اروپا و هند مسلط شوند و دست ایرانیان را به کلی از دریای هند کوتاه کنند. در جریان حوادث، ابرهه نامی که از حبشیان بود و بر یمن مسلط شده بود، در حادثه حمله به حجاز و مکه کشته شد. این واقعه که در میان مورخان اسلامی به واقعه ی فیل و سال وقوع آن به «عام الفیل» معروف است، در قرآن مجید نیز مذکور است (سوره ی 105) و ظاهرا تولد پیامبر اسلام در همین سال، یعنی حدود سال 570 میلادی مسیحی، اتفاق افتاد.
در سال 572 میلادی خسرو یکم به در خواست کمک «سیف بن ذی یزن»، یکی از نجیب زادگان عربستان جنوبی پاسخ داد و یک نیروی دریایی به فرماندهی «وهرزدیلمی» برای بیرون راندن حبشیان از یمن فرستاد. این نیرو موفق شد که حبشیان را شکست دهد و بدین ترتیب، عربستان جنوبی زیر نفوذ دولت ایران قرار گرفت.
بر سر ارمنستان هم جنگ هایی میان ایران و روم درگرفت که نتیجه ی نهایی آن، پیروزی خسرو بود. او پس از 48 سال سلطنت، در سال 579 میلادی درگذشت. اگرچه وسعت تصرفات او به پای تصرفات زمان شاپور یکم و شاپور دوم (جز در مدتی کوتاه) نرسید، ولی دوران سلطنت او دوران شکوه و اقتدار سیاسی و نظامی برای ایران بود. همچنین، از لحاظ فرهنگی نیز زمان او درخشان ترین دوران حکومت ساسانیان بوده است.
ادامه داره ...
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 10/29/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
حالا که از شهر ممنوعه دیدن کردین، برای این قسمت یک تاریخچه ترش و دهن آب انداز انتخاب کردم، که به اتفاق میخونیم.
«تاریخچه ترشی»

مدارکی وجود دارد که نشان میدهد در حدود چهار هزار سال قبل، ترشی به وجود آمده اما از 2000 سال قبل از میلاد مسیح در هند، خیار شور و ترشی وجود داشته است. ارسطو در خصوص اثر شفا بخشی ترشی رساله ای نوشته و ملکه کلئو پاترا از طرفداران خیار شور و ترشی بوده است. ژولیوس سزار معتقد بوده است که ترشی حس شجاعت به انسان می دهد. به همین خاطر به سربازانش دستور می داد تا از ترشی استفاده کنند. ترشی توسط کریسف کلمب به قاره جدید (آمریکا) برده شد. در مورد تاریخچه ترشی در ایران هم باید گفت که قدمت ترشی در ایران به زمان قوم ماد بر میگردد، در حالی که از عمر ترشی صنعتی در ایران 70 سال میگذرد.
ترشی انداختن یا pickling یکی از روشهای نگهداری غذا مانند پخش، فریز کردن کنسرو کردن و پاستوریزه کردن و یا در نهایت استفاده از اشعه می باشد. در ترشی، PH محیط برای میکروب ها نا مساعد می شود و در این محیط دسترسی ماده غذایی به اکسیژن نیز از بین می رود و در نتیجه بسیاری از واکنشهای شیمیایی رخ نخواخند داد.
ترشی ارزش غذایی پائینی دارد، زیرا از مواد اولیه ای درست شده که ارزش غذایی بالایی ندارند و این مواد در فرایند ترشی انداختن همان مقدار کم ویتامین هایی را که دارند را از دست می دهند و تنها مقداری آهن و منیزیم و املاحی از این دست در آنها باقی میماند که خود اینها نیز به علت مصرف کم ترشی به مقدار کمی به بدن می رسند. پس از ترشی نباید انتظار داشت که تامین کننده انرژی و ویتامین ها باشدبلکه باید از ترشی به عنوان تنوع غذایی استفاده کرد.
برای افرادی که معده حساس نسبت به اسید دارند ترشی مضر است. ترشی بر خلاف باور عمومی تاثیری در لاغری فرد ندارد چه بسا در بعضی افراد ممکن است با تحریک اشتها موجب افزایش وزن هم بشود، این نکته را هم مد نظر بگیرید که ترشی هم ماده غذایی است و فاسد شدنی، ترشی را در مجاورت هوا ممکن است قارچ بزند پس نمی توان ترشی را چندین سال نگه داشت. از نکات مهم مصرف ترشی این است که می تواند به طور غیر مستقیم مصرف سس را کا هش دهد.
منبع : مجله اینترنتی فریا
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 10/29/2008
|
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
ارسال به شبکه های اجتماعي :
|
|
|
|
|
|
|
منشور حقوق بشر کوروش بزرگ موسوم به استوانه کوروش استوانهای سفالینه که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به فرمان کوروش دوم هخامنشی شاهنشاه ایران ساخته و دور تا دور اون مجموعهای از سخنان و دستورات شاه حک شده. این استوانه به عنوان «اولین منشور حقوق بشر» در جهان شناخته میشه.
جنس این استوانه از گل رس هست، ۲۳ سانتیمتر طول و ۱۱ سانتیمتر عرض داره و دور تا دور اون در حدود ۴۰ خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شده. نوشتههای استوانه پس از شکست نبونید (بختالنصر) و گشوده شدن شهر بابل، حک و به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایههای شهر بابل قرار داده شده.
در حال حاضر این لوح سفالین استوانهای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری میشه.
به مناسبت این روز فرخنده، متن کامل منشور کوروش بزرگ رو براتون در اینجا میگذارم.
«برگردان متن کامل منشور کوروش بزرگ»

١) ...
٢) ... همه جهان.
٣) ... مرد ناشایستی (بنام نبونید) به فرمانروایی کشورش رسیده بود.
٤) ... او آیینهای کهن را از میان برد و چیزهای ساختگی بهجای آن گذاشت.
٥) معبدی به تقلید از نیایشگاه ازگیلا Esagila برای شهر اور Ur و دیگر شهرها ساخت.
٦) او کار ناشایست قربانی کردن را رواج داد که پیش از آن نبود... هر روز کارهایی ناپسند میکرد، خشونت و بدکرداری.
٧) او کارهای ... روزمره را دشوار ساخت، او با مقررات نامناسب در زندگی مردم دخالت میکرد، اندوه و غم را در شهرها پراکند. او از پرستش مردوک Marduk خدای بزرگ روی برگرداند.
٨) او مردم را به سختی معاش دچار کرد، هر روز به شیوهای ساکنان شهر را آزار میداد، او با کارهای خشن خود مردم را نابود میکرد... همه مردم را.
٩) از ناله و دادخواهی مردم، انلیل Enlil خدای بزرگ (= مردوک) ناراحت شد... دیگر ایزدان آن سرزمین را ترک کرده بودند (منظور آبادانی و فراوانی و آرامش).
١٠) مردم از خدای بزرگ میخواستند تا به وضع همه باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانهاشان رو به ویرانی میرفت، توجه کند. مردوک خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدان به بال بازگردند.
١١) ساکنان سرزمین سومر Sumer و اکد Akad مانند مردگان شده بودند. مردوک به سوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
١٢) مردوک به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همه کشورها به جستوجو پرداخت، به جستوجوی شاهی خوب که او را یاری دهد. آنگاه او نام کورش پادشاه انشان Anshan را برخواند، از او بهنام پادشاه جهان یاد کرد.
١٣) او تمام سرزمین گوتی Guti و همه مردمان ماد را به فرمانبرداری کورش درآورد. کورش با هر ”سیاه سر” (منظور همه انسانها) دادگرانه رفتار کرد.
١٤) کورش با راستی و عدالت کشور را اداره میکرد. مردوک خدای بزرگ با شادی از کردار نیک و اندیشه نیک این پشتیبان مردم خرسند بود.
١٥) بنابر این او کورش را بر انگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد، در حالی که خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام بر میداشت.
١٦) لشکر پرشمار او که همچون آب رودخانه شمارشناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ افزارها در کنار او ره میسپردند.
١٧) مردوک مقدر کرد تا کورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت . او نبونیدشاه را به دست کورش سپرد.
١٨) مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اکد و همه فرمانروایان محلی فرمان کورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهرههای درخشان او را بوسیدند.
١٩) مردم سروری را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همه ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.
٢٠) منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهارگوشه جهان.
٢١) پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه کورش، شاه بزرگ، شاه انشان، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ، شاه انشان.
٢٢) از دودمانی که همیشه شاه بودهاند و فرمانرواییاش را بل Bel (خدا) و نبو Nabu گرامی میدارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند.
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم؛ ٢٣) همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
٢٤) ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید .
۲۵) وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدسش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم. نبونید مردم درمانده بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شان آنان نبود.
٢٦) من بردهداری را برانداختم، به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم.دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند، فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند، مردوک از کردار نیک من خشنود شد.
٢٧) او بر من، کورش، که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسر من و همچنین بر همه سپاهیان من،
٢٨) برکت و مهربانیاش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مردوک همه شاهان براورنگ پادشاهی نشسته اند.
٢٩) همه پادشاهان سرزمینها جهان، از دریای بالا تا دریای پایین (دریای مدیترانه تا خلیج فارس)، همه مردم سرزمینهای دور دست، همه پادشاهان آموری Amuri، همه چادرنشینان.
٣٠) مرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از ... تا آشور و شوش.
٣١) من شهرهای آگاده Agadeh، اشنونا Eshnuna، زمبان Zamba، متورنو Meturnu، دیر Der، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آن سوی دجله که ویران شده بود را از نو ساختم.
٣٢) فرمان دادم تمام نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند به جایگاههای خود برگرداندم، خانههای ویران آنان را آباد کردم.
٣٣) همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک به شادی و خرمی
٣٤) به نیایشگاههای خودشان بازگرداندم، باشد که دلها شاد گردد. بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای مقدس نخستینشان بازگرداندم.
٣٥) هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود که سخنان پربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند، بشود که آنان به خدای من مردوک بگویند: کورششاه، پادشاهی است که تو را گرامی میدارد و پسرش کمبوجیه.
٣٦) بیگمان در روزهای سازندگی، همگی مردم بابل پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعهای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.
٣٧) ...
٣٨) ... باروی بزرگ شهر بابل را استوار گردانیدم...
٣٩) ... دیوار آجری خندق شهر را،
٤٠) که هیچیک از شاهان پیشین با بردگان به بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند،
٤١) ... به سرانجام رسانیدم.
٤٢) دروازههایی بزرگ برای آنها گذاشتم با درهایی از چوب سدر و روکشی از مفرغ ...
٤٣) ...
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهارگوشهی جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... نوهی کورش، شاه بزرگ ... نبیرهی چیش پیش، شاه بزرگ... . آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همهی مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک خدای بزرگ دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدسش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم. من بردهبرداری را برانداختم، به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همهی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد... او برکت و مهربانیاش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم... من همهی شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم. همهی مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانههای ویران آنان را آباد کردم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاههای خودشان بازگراندم، باشد که دلها شاد گردد. بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای مقدس نخستینشان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند... من برای همهی مردم جامعهای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.
|
|
|
|
فرستاده شده در تاریخ: 10/29/2008
|
|
|
|