در گوشــــــــي
:: در گوشي بخش کوچکي از دهکده دوستي ميباشد که همه روزه چندين بار توسط دست اندرکاران پارس پلانت با خبرها و گفتني های تازه از دهکده ، پارس پلانت و گوشه کنار دنيا به روز مي گردد! برای استفاده بهتر از دهکده دوستي بايستي عضو دهکده شويد!

:: به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت شويد

.::. به اينجا کليک کنيد تا وارد صفحه عضويت بشويد


تعداد صفحات 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 صفحه [ 75 ]
ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

درود دوست نارنجی من، درود دوست پاییزی





قشنگ‌ترين و موندگارترين دوستي‌ها اغلب با يك رقابت يا حسادت شروع مي‌شه.
شايد شما هم يادتون باشه كه قديمي‌ترين دوستتون رو توی مدرسه با يك دعوا به‌دست‌‌آوردين!
پيش مي‌آيد كه آدم دلش مي‌خواد گاهي با كسي درد دل كنه و به يك شنونده احتياج داره. اين‌طور وقت‌ها به دور از چشم‌های شماتت‌بار و چشم‌غره‌های خانوادگي و بدون ترس از اینکه اون شخص رو از دست بدین، به يك دوست نیاز دارین، دوستی كه با همدلي حرف‌هاتون رو بشنوه و بدون نصيحت کردن شما رو درک کنه.

برای نگه‌داشتن دوستان خوب، خوندن كتاب‌ آيين دوست‌يابي بکار نمیاد. تا با دوست زندگی نکنین، نمیتونین پیداش کنین و تضمینی هم نیست که بتونین نگهش دارین.

اين روز‌ها داشتن دوستان خوب انقدر سخت به‌نظر مي‌رسه كه آدم خودشو براي هر تنهايي‌ای آماده می‌كنه. اعتماد كردن سخت شده؛ آدم براي تنها بودن جرأت پیدا کرده.

دوستي مثل يك قرارداد بدون سندِ؛ قراري كه از اعماق وجود بلند میشه. شايد بهترين دوستانمون رو در دوره ابتدايي زندگي‌مون جا گذاشته باشيم؛ همون موقع كه خيلي پاک اندیش و نيك‌انديش بوديم؛ همون موقع كه اعتماد به رنگ آب بود و زلال! همون موقع كه به سادگی، بدون‌تكلف و بی هيچ چشمداشتي به هم دست دوستي مي‌داديم...

دلم برای دوستیهای ناب تنگ شده!

فرستاده شده در تاریخ: 10/18/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده





بامداد شنبه(کیوان شید) بیست و هفتم(آسمان روز) مهرماه ۱۳۸۷ - استکهلم، ساعت هفت و بیست دقیقه



فرستاده شده در تاریخ: 10/18/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

ضمن قدردانی از تلاش دوست بسیار خوبمون «خبرنگار» عزیز، بخش پر طرفدار و خوندنی این هفته رو باهم میبینم و به اتفاق مهمون یک خانواده ی بسیار خونگرم در دهکده ی زیبای دوستی میشیم.


«گپ خودمونی با ...»






سلام به دوستان خوب دهکده
این هفته مهمون خانواده بسیار گرم و صمیمی و مهربان هستم، با این که مدت کوتاهی از اومدنشون به دهکده میگذره، ولی با برخوردو رفتاری شایسته و دوست داشتنی خیلی زود جای خاصی توی دل اهالی دهکده باز کردند، که جا داره بهشون تبریک بگیم.

جای همگی خالی مخصوصا خورشید خانم عزیز و داداش رضا گل که باعث این آشنای شدن.
من در کنار بانوی بسیار شیرین و دوستداشتنی با کاربری SOGAND33 و همسر مهربونشون با کاربری SOKUT و گل پسر کوچولو نازشون نشستم و آماده یک گپی خانوادگی و دوستانه.

خبرنگار:
خوببببببببببببب سوگند جان از شما شروع می کنم. هر چی دوست داری از خودت واسه دوستان دهکده بگو.

سوگند 33:
خیلی خوش اومدی مهربون. ممنون از این همه لطف و محبتت.
اما من متولد 1353، از شهر اصفهان و فرزند ارشد خانواده هستم.
لیسانس پرستاری دارم و در حال حاضر به خاطر موقعیت همسرم خانه دار هستم.
پسرم علیرضا 9 سالشه.



خبرنگار:
ممنون سو گند جان از توضيحاتت و و خوشحالم از اینکه کنار یکی از فرشته های خداوند نشستم، به نظر من پرستارها مثل فرشته های نجات میمونن.

سوگند 33:




خبرنگار:
و اما شما سکوت عزیز، دوست دارین بیشتر از اون اطلاعاتی که در پروفایلتون هست ازخودتون برای دوستان بگین؟

سکوت:
ممنون. راستش با وجود عزیزان و بزرگوارانی که اینجا هستند ،من حقیر حرفی برای گفتن ندارم.
متولد 1347 اصفهان و فرزند ارشد خانواده، در دانشگاه تدریس میکردم و از چند سال پیش برای ادامه تحصیل به همراه خانواده عازم هلند شدم و تقریبا مدتی است که به یاری خدا درس رو به پایان رسوندم.
به قول خیام:
یک چند به کودکی به استاد شـدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید؟
از خاک در آمـــــدیم و بر بـــاد شدیم.



خبرنگار:
شکسته نفسي ميکنيد سکوت عزیز شما و احساسات پاک و تواضع خاصي که در حرفاتون ديده ميشه هر کسي رو به تحسين بر ميانگيزه.



خبرنگار:
با شناختی که از شما پیدا کردم و با توجه به پروفایلتون هر دو به شعر و ادبیات و مو سیقی سنتی و خوشنویسی علاقمندید. این سلیقه مشترک در پیوند شما نقش داشته یا نه؟ هر کدوم دوست دارین جواب بدین؟

سکوت:
راستش نمیتونم بگم بی تاثیر بوده. ولی چیزی که بیشتر از همه ملاک بوده داشتن همسری صالح و مومن و در عین حال مهربان که در خانواده ای سالم بزرگ شده بود.



خبرنگار:
خواسته اي بسيار منطقي، میخوام یک سوال خصوصی دیگه بپرسم:
چطور آشنا شدین و چه خصو صیاتی درطرف مقابل دیدین که شما را جذب کرد لطفا هر دو جواب بدین.

سوگند 33:
راستش یکی از اقوام دور ما وقتی من تازه دیپلم گرفته بودم منو به خانواده ی شوهرم معرفی کرده بود و از اونجایی که همسرم دختر دیپلمه نمیخواست این ماجرا به نوعی تموم شد. گذشت تا من وارد دانشگاه شدم و سال دوم بودم که باز همین آشنای قدیمی به مادرشون گفتند دختری که گفته بودم الان سال دوم دانشگاهه و همین شد که به خواستگاری من اومدند.
تمام مدت خواستگاری همسرم حرف میزدند و به راستی که چقدر ساده و بی پرده و همین سادگی و صداقت ایشون بود که نه تنها منو که خانواده رو تحت تاثیر قرار داد.

سکوت:
خب حالا بشنوید از ماجرای خواستگاری رفتن بنده. راستش دختر دیپلمه نمیخواستم اما پرستار هم نمیخواستم.
وقتی مادرم گفتند دانشجوی پرستاری با عصبانیت گفتم من نه میام و نه میخوام.
و از اونجایی که قبلا قرار مداراشون رو گذاشته بودند با ناراحتی و از روی دل سیری و با اعتماد به اینکه جوابم نه هست رفتیم.
وقتی وارد شدیم و با خانواده ی همسرم روبه رو شدم. به یکباره نظرم تغییر کرد و چنان بلبل زبون شدم که مادر و خواهرم تعجب کردند.
نجابت و سکوت همسرم و اینکه دست پرورده ی چنین پدر و مادری است منو مصمم کرد که
بیشتر فکر کنم و بعد از مراسم بدون هیچ اما و اگری به مادر گفتم همین دختر خوبه.



خبرنگار:
خيلي جالب بود
اين جاست که بايد به سرنوشت و قسمت اعتقاد پيدا کرد.
حاصل این ازدواج پسر ناز و خوشگل 9 سالشونه که به همت مامانه گلش کلاس اول و دوم.
فارسی رو تمام کرده و داره آماده می شه برای سال سوم.
والان جای شما خالی سوگند جان رفتند برای آماده کردن شام، منهم بعد از چند سوال از سکوت عزیز می روم کمک سوگند جان.
چطور شد که کاربری سکوت رو انتخاب کردین؟

سکوت:
راستش سکوت گاهی وقتا میتونه بیانگر خیلی چیزها باشه. تو سکوته که تمام احساسم به شعر تبدیل میشه. تو سکوته که تنهاییهامو با قلم درشت قسمت میکنم و صدای قژقژی که میکنه آرومم میکنه.
وحتی گاهی سکوته که باعث میشه نی رو با لبام آشنا کنم و از صداش لذت ببرم..
برای من سکوت یعنی همه چیز. یعنی خدا، عشق، یعنی آرامش.



خبرنگار:
چه توصييف زيبائي. اگه امکان داره یکی ازشعراتونو که سوگند جان خیلی دوست داره رو برامون بگید که از طرف شما تقدیمش کنیم.

سکوت:
معتاد عشـــــق روی تو ای کـــــاش میشدم
مست از می سبوی تو ای کـــــاش میشدم

ای منتـــــــــهای آرزوی جــمله عــــــــــارفان
از عقل و دل رها به بوی تو ای کاش میشدم



خبرنگار:
به به بسيار زيبا بود. من میرم به کمک سوگند جان و بعد از صرف شام دوباره میام خدمتتون.
...



خبرنگار:
خوب دوستان گلم درین فاصله من به نمایندگی از شما، مهمون دست پخت بی نظیر یک کدبانو با سلیقه ایرانی بودم و جای همگی شما رو خالی کردم.
و اما ادامه گفتگو با این دو عزیز مهربون.
دهکده رو چگونه می بینید؟

سوگند 33:
برای من که خیلی لذت بخشه به خصوص وقتی یادداشتهای دوستان رو میخونم. وقتی سری به در گوشی میزنم و در یک لحظه از چند موضوع مطلع میشم. یا حتی وقتی داستان اینترنتی رو سر میزنم و میبینم هنوز خبری از ادامه ی داستان نیست.

سکوت:
راستش من هنوز به همه جای دهکده آشنا نیستم .ولی در کل به نظر سایت جالبی به نظر میرسه. ضمن اینکه زحمت زیادی براش کشیده شده.



خبرنگار:
اگه شما مدیریت سایت و دهکده رو عهده دار بودین برای جذاب شدن دهکده چه کاری میکردین؟

سوگند 33:
به نظر من همه چیز خوب و عالیه، اما اگه بخش عکس ناطق هم باز فعال میشد خوب بود.

سکوت:
چون هنوز کامل آشنا نیستم اجازه بدید چیزی نگم.



خبرنگار:
نقاط ضعف دهکده از نظر شما چی هست؟

سوگند 33:
واییییییی چه سوال سختییییییییی
ولی یه چیزی رو بگم و اینکه در این مدت که من عضو هستم لیست دوستان رو که در جستجوی دوست میدیدم غیر از عده ای ما بقی از 1 تا 2 سال پیش دیگه سر نزدند و این یک کم کار و مشکل میکنه. حتی وقتی تولدهای دهکده رو میبینیم همینه.

سکوت:
همون پاسخ قبلی!



خبرنگار:
کدوم بخش رو دوست دارید و کدوم بخش دهکده رواصلا نمیخونید؟

سوگند 33:
بخشهایی که دوست دارم: در گوشی، کلبه صفا، خاطرات، شعر بنویس.
اما خبر چین رو خیلی کم یا گاهی نمیخونم. نه اینکه دوست ندارم چون سایت های خبری رو میخونم برای همین.

سکوت:
فعلا یادداشت دوستان، شعر بنویس و گاهی در گوشی.



خبرنگار:
چه نظری در مورد اشعار تکراری که توی یادداشت دوستان به چشم میخوره دارین؟

سوگند 33:
فکر میکنم بودن اشعار دیگر دوستان هم خوبه. به نظر من با خوندن اشعار گاهی میشه حرف دل گذارنده ی شعر رو فهمید.

سکوت:
گذاشتن شعر از طرف دیگر دوستان خوبه به شرطی که منبع شعر گفته بشه



خبرنگار:
پیام عمومی از نظر شما برای چه منظوری ایجاد شده ؟

سوگند 33 :
فکر میکنم برای آگاهی دادن دوستان از یه موضوع مهم.

سکوت:
...



خبرنگار:
و در پایان اگه پیامی برای دوستان دهکده دارین بفرماین؟

سوگند 33:
ای دل غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نه ای غمان بیهوده مــــخور
(خیام)


سکوت:
صبح در یک قدمیست؛ بستر خواب بشوییم به اشک؛ خانه قلب بروبیم به ذکر.
بزنیم عطر دعا بر دل خویش و بدانیم که آنسوی زمان پر غوغای حیاتست، پر از رویش سبز؛
پر آواز حقیقت؛ پر هوشیاری بکر.
و بدانیم که مرگ ابتدای سفر تازه ماست و بفهمیم که موسیقی عمر در تمام ابدیت جاریست.
اینکه هر حادثه ای جای خودش را دارد در نظام خلقت که به مجموعه هستی مثل یک قطره به دریا وصل است.
صبح در یک قدمیست؛ بستر خواب بشوییم به اشک؛ خانه قلب بروبیم به ذکر.


خبرنگار:
با تشکر فراوان از این دوستان مهربان که با لطف و سادگی دعوت منو برای مصاحبه با گرمی و شادمانه پذیرفتند.
با شعری زیباو دلنشین از سکوت عزیز؛ به این عزیزان و به شما بدرود میگم.

ای دوست من از تو زندگی میخواهم
آئیــــن و طریق بنـــــدگی میخــواهم

از بین مقام و ثروت و شهرت ونــــــام
تنها ز تو عشق و سادگی میخواهــم

صبح است بیا همسفر باد شویم
تا از غم زندگانی آزاد شویــــــــم

برخیز و ببین حکایـــــت دنیا چیست
زان پیش که همچو کاه بر باد شویم.


سپاس عزیزان و همراهان.
اگه نظری در مورد مصاحبه ها دارین میتونین به روی نام «خبرنگار» کلیک کنین.

برای آشنایی بیشتر با مهمانان این هفته ی گپ خودمونی، به روی نامهای کاربریشون در زیر کلیک کنین تا مستقیم وارد صفحه ی مشخصات این دو عزیز بشید.

«SOGAND33»

«SOKUT»

روز و روزگارتون خوش.

فرستاده شده در تاریخ: 10/18/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

در حین این جشن زیبا، بریم سراغ چند کاریکاتور


پاسخ به کنجاوی کودکان!






پی آمد بالا رفتن قیمت گوجه فرنگی در ایران!



دوست خوبمون «jahangir-5454» شما رو به یک بازی توام با چالش دعوت میکنن. برای این بازی ابتدا روي لينك زير كليك كنين.
بعد دكمه استارت رو بزنين.
بعد از يك آماده باش 3 – 2 - 1 بايستي جاي اعداد رو كه چند لحظه نمايش داده مي شه به خاطر بسپارين و روي جاي اون ها به ترتيب از كم به زياد كليك كنين!!!
بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان عكس العمل و درستي اون محاسبه و نمايش داده مي شه !!!

http://flashfabrica.com/f_learning/brain/brain.html


از جشن امروز غافل نشین! ندای عزیز گرمای مهر همیشه تابنده بر لحظه هاتون.





به اینجا کلیک کنین تا آهنگ تولدت مبارک از گروه رضایا رو بشنوین.

فرستاده شده در تاریخ: 10/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

خب دوستان گلم با جشن و شادی امروز چطورید؟
به همگی خوش میگذره؟
امروز دریابانو نمیخواد زیاد پر حرفی کنه چون یک روز شاد و شیرین در پیش رو داریم، میلاد اقاقیا در پاییز، روز میلاد ندای عزیز.

تنها داستانی رو که دوست فعال تازه نفس دهکده «jahangir-5454» برامون فرستادن رو براتون نقل میکنم.




«نیمه شرافتمندانه زندگی»



هنوز هم بعد از این همه سال چهره ویلان را از یاد نمی برم.
در واقع در طول سی سال گذشته همیشه روز اول ماه که حقوق بازنشستگی را دریافت می کنم به یاد ویلان می افتم.
ویلان پتی اف کارمند دبیرخانه اداره بود، از مال دنیا جز حقوق اندک کارمندی هیچ عایدی نداشت ویلان اول ماه که حقوق میگرفت و جیبش پر می شد، شروع می کرد به حرف زدن.

روز اول ماه و هنگامیکه که از بانک به اداره برمی گشت به راحتی میشد برآمدگی جیب سمت چپ اش را تشخیص داد که تمام حقوق اش را در آن چپانده بود.

ویلان از روزی که حقوق می گرفت تا روز پانزدهم ماه که پول اش ته میکشید نیمی از ماه سیگار برگ میکشید و مست بود و سرخوش.

من یازده سال با ویلان همکار بودم. بعد ها شنیدم او سی سال آزگار به همین نحو گذران روزگار کرده است روز آخر که من از اداره منتقل می شدم، ویلان روی سکوی جلوی دبیرخانه نشسته بود و سیگار برگ می کشید. به سراغ اش رفتم تا از او خداحافظی کنم.

کنارش نشستم و بعد از کلی حرف مفت زدن عاقبت پرسیدم که چرا سعی نمیکند زندگی اش را سر و سامان بدهد تا از این وضع نجات پیدا کند.

هیچ وقت یادم نمی رود، همین که سوال را پرسیدم به سمت من برگشت و با چهره ای متعجب آن هم تعجبی طبیعی و اصیل پرسید: کدام وضع؟

بهت زده شدم. همین طور که به او زل زده بودم، بدون این که حرکتی کنم ادامه دادم:همین زندگی نصف اشرافی نصف گدایی.

ویلان با شنیدن این جمله همان طور که زل زده بود به من ادامه داد
تا حالا سیگار برگ اصل کشیدی؟
گفتم: نه

گفت: تا حالا تاکسی دربست گرفتی ؟
گفتم: نه

گفت: تا حالا غذای فرانسوی خوردی؟
گفتم: نه

گفت: تا حالا یه هفته مسکو موندی خوش بگذرونی؟
گفتم: نه

گفت: خاک بر سرت، اصلاً تا حالا زندگی کردی؟
گفتم: آره... نه... نمی دونم.

و ویلان همین طور نگاهم می کرد،
نگاهی تحقیر آمیز و سنگین، به نظر حالا که خوب نگاهش می کردم
او مردی جذاب بود و سالم
به خودم که آمدم ویلان جلویم ایستاده بود و تاکسی رسیده بود.

ویلان سیگار برگی تعارفم کرد و بعد جمله ای را گفت که مسیر زندگی ام را به کلی عوض کرد، ویلان پرسید: «می دونی تا کی زنده ای؟
جواب دادم: نه

ویلان گفت:
پس سعی کن دست کم نصف ماه رو زندگی کنی!






میگن: زن خوب میتونه زندگی رو در هر حال متعادل (بالانس) نگه داره، میگید نه! تصویر زیر رو ببینین.



فرستاده شده در تاریخ: 10/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده






امروز روز تولد توست٬ از خواب بیدار شدم و نمیخوام به سراغ کارهای همیشگی برم٬ امروز خونه رو جارو نمیکنم٬ شاید به سراغ کامپیوتر هم نیام، به فکر شام هم نخواهم بود٬ به لغتهای روی کاغذ که باید در ذهن بنشینن هم کار ندارم.
لباس می پوشم و بزرگترین ساکم رو برمیدارم و به خیابون میرم٬ به خیابونی که در اون نه میوه میفروشن و نه سبزی و نه گل و نه هیچ چیز دیگه ای که در بازارها و خیابونهای معمولی میفروشن٬ به جایی میرم که در اون حروف الفبا رو میفروشن، به هر اندازه و از هر رنگ که بخوای، پیدا میشه. چند کیلو حرف میخرم٬ به خونه بر میگردم و با بخشی از حرفها کلمه میسازم وبعد با کلمه ها جمله میسازم٬ بعد هم از میان قرقره های خیاطی چند رنگ قشنگ رو انتخاب میکنم و جمله هام رو به نخ میکشم و با اونها برات گردبند درست میکنم٬ یک دستنبند و یک جفت گوشواره. بقیه حروف رو به خودت میدم تا از اونها به روش خودت چندین پیراهن بدوزی که قالب تنت باشند٬اینطوری یکی رو وقتی که خوشحالی میپوشی٬ یکی رو وقتی که غمگینی٬ یکی رو برای رقصیدن و یکی رو هم برای تنهایت. میدونم با طرح اشنایی و با رنگ٬ میتوانی کلمات رو هر جوری که میخوای لابلای طرح هات بگنجونی٬ اما من همه ی اون حرفها و کلمات رو اینطور میخونم.

روز میلادت، روز شاد زندگیست. دوست من میلادت پرشگون و دلت همیشه شاد.




فرستاده شده در تاریخ: 10/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

به اتفاق میریم سراغ جشن و شادی و سرور





این گلهای زیبا از طرف «مینا» عزیز تقدیم شده به آشپزباشی خوب و مهربونمون، ندای نازنین.






ندای نازنین امیدوارم همیشه نوای خوش از نو شکفتن، در لحظه هاتون جاری باشه.


Happy Birthday


ندای عزیز، براتون، تولدی نو، زندگی نو، و اندیشه های نو آرزومندم.






نازنین، میلادتون شاد ...




فرستاده شده در تاریخ: 10/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و اما امروز به جشن مینشینیم برای دوستی زاده ی مهر، جویای مهربانی و طالب مهرورزی.

دوستی که دلش نازکتر از گلبرگهاست،
همبازیش باران و خانه اش در نسیم.

امروز به جشن مینشینیم،
برای خود، که دوستی اینچنین کنارمون داریم.

به او خواهیم گفت که دوستش داریم
که از بودن در کنارش شادیم.

شب میلاد دوستی است که وجودش برای ما شادی و مهر به ارمغان میاره. شب میلاد «ندا» عزیز.

تنها تولد از خود زندگی شیرین تر است و چقدر خوب بود هر روز، روز میلاد تو بود.

و شاید به اندازه ی من یادت نباشه که :


مسابقه ی ساخت بهترین تمثیل برفی - از راست به چپ: آشپزباشی (ندای عزیز)، داداش نریمان، دریابانو به نمایندگی از پارس پلانت در حال درست کردن لاک پشت برفی! 1385



نمایشگاه آیین نوروزی در پارک قیطریه - از راست به چپ: آشپزباشی (ندا عزیز) و دریابانو 1385

و شاید حتی به اندازه ی من برای رسیدن به این لحظه یادت نباشد.



ندای عزیز میلادت شاد و چقدر خوب شد که به دنیا اومدی!

فرستاده شده در تاریخ: 10/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

خب قبل از هر چیزی پیشنهاد میکنم اول به روی کلمه ی قرمز رنگ «به اینجا» کلیک کنین.


فرستاده شده در تاریخ: 10/17/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اما به تازگی یک همولایتی به جمع مهرورزان دهکده ی دوستی پیوستن با کاربری «jahangir-5454 » این دوست خوب، عکسهای زیبایی از دنیای حیوانات برامون ارسال کردن، که با هم میبینیم.































در صورتیکه در مورد عکسها نظری دارین، میتونین به روی نام کاربریشون کلیک کنین و مستقیم برسید به درب کلبه شون.

فرستاده شده در تاریخ: 10/16/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

- دق دق دق، کسی خونه هست؟

بفرمایین درب بازه!

سلام مهربونم خوبی؟

به به درود به «SOGAND33» عزیز. خیلی خیلی خوش اومدین بانو، این خونه رو به گرمای محبتتون مزین کردین. شما وقتی میاین شادی توام با آرامش پا به این خونه میزاره. خوشحالم که اومدین.

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم ...
سلام دوستان تریبون آزاد.


یک بازی شروع شد با این عنوان که بدون دست زدن به میزکار، (میزی که روش کامپیوتر هست) ازش عکس بگیریم، خوب منم اینکار رو کردم.






اما میگم یه چیزی، من عکس میز کارمون رو آوردم ولی به قول همسرم کافینته نه میز کار.
کیبرد ها که جلوی لپ تاپ ها هست به خاطر اینه که پسرم گیم بازی میکنه و وجود کیبورد براش الزامیه.
اینکه چرا هر دوتا کیبورد داره؟ چون هر وقت من نیستم میشینه جای من و هر وقت پدرش نباشند میشینه جای پدر.

به این میگن یک خانواده فعال چقدر عکسهای خوبی شدن. ممنونم سوگند عزیز. ضمنا چقدر توی لحظه میزکار شما مرتبه! آفرین به شما خانواده همراه.

ضمنا اون قلمهای خوش تراش و جا مدادی (قلمی) چرمی هم که گوشه ی سمت چپ عکس دیده میشه، حاکی از عطر هنر در خونه ای به وسعت فرهنگ ایرونی داره.

در مورد آبمیوه هم دوستان قضاوت میکنن! فقط من میگم، توی اون لحظه جای همه ی ما خالی بود!

خب سوگند جون این هفته چطور بود؟

دریابانو، متنی رو در مورد تاثیر مواد غذایی بر روی پوست خوندم، که نتیجه ی خیلی خوبی داشت.

برای همینه که پوست صورتتون عین گل میمونه! به ما هم بگین

:::.. پوستی بدون چروک با 10 ماده غذایی ..:::


بسيارى از مردم ويتامين A را پيام آور بينايي بهتر مى دانند. توجه كنيد كه سلامت پوست ما نيز مستقيماً به ميزان ويتامين A غذاى ما مرتبط است. ويتامين A براى خنثى كردن عناصر مضر پوست نقش آنتى اكسيدان را بازى کرده و از تشكيل چين و چروك در آن جلوگيرى مى كند. به علاوه پيشرفت آن را به تاخير مى اندازد و پوست ما را جوان نگاه مى دارد.دو سوم ويتامين A مصرفى ما از بتاكاروتن تامين مى شود كه توليدكننده رنگ زرد و نارنجى در ميوه ها و سبزي هاست. بدن ما بتاكاروتن را به ويتامين A كه براى سلامت پوست الزامى است تبديل مى كند و به مصرف مى رساند. سيب زمينى ، هويج و زردآلو منبع غنى بتاكاروتن است.
ويتامين A نوسازي پوست را افزايش مي دهد و از تشكيل چين و چروك در آن جلوگيرى مى كند.
ويتامين A محلول در چربى بوده و به راحتى در بافت بدن ما ذخيره مى شود، در حالى كه قابليت ذخيره شدن در هيچ گياهى را ندارد. مصرف آن بيش از ميزان مجاز روزانه تاثير سمى دارد، بنابراين عاقلانه نيست كه قرص ويتامين A را به غذاى خود بيفزاييد. به مزه دلپذير ميوه ها و سبزيجاتى كه حاوى مقدار زياد بتاكاروتن هستند و مصرف آنها خطري براى سلامتي پوست ندارد بسنده كنيد.

10 راه ساده براى افزودن بتاكاروتن به سبد غذايى شما وجود دارد:

1- هويج رنده شده به سس ماکاروني يا لازانياي خود بيفزاييد. در مزه غذا تاثير چندانى ندارد، اما كاروتن آن پوست شما را تغذيه مى كند.

2- برگ تازه اسفناج را به سبزيجات سالاد خود بيفزاييد. اسفناج نسبت به ساير سبزيجات گروه خود بتاكاروتن بيشترى دارد.

3- روزانه يك ماده لبنى با طعم ميوه مصرف کنيد، مثل ماست و ميوه تازه. زردآلو، هلو و انبه را به آن بيفزاييد تا ميزان كاروتن غذاى شما افزايش چشمگيري داشته باشد.

4- برش هاى كوچكى از هندوانه را همراه با نعناع به نوشيدنى خود بيفزاييد. تاثير بسيار مطلوبى بر پوست شما خواهد گذاشت.


چقدر جالب اما شش تای دیگه اش چی؟

فعلا اینا رو استفاده کنین، تا بقیه اش رو براتون بگم.

سریال پوست بدون چروک اما خیلی خوبه! اینطوری باعث میشه که بیشتر نسبت به سلامت جسممون توجه کنیم. ممنونم سوگند عزیز.

فرستاده شده در تاریخ: 10/16/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

- دق دق دق

عطر بارون پاییز میاد، عطر طراوت زندگی، خوش اومدین، بفرمایین.


- درود دریابانو، درود دوستان تریبون آزاد.

درود «یاسمن» عزیز، به خونه ی خودتون خوش اومدین، کم پیدا بودین بانو؟!


- امروز اومدم پیش شما دوستان خوب، تا در مورد راه های به دست آوردن آرامش فکری، باهاتون صحبت کنم.


چه کار خوبی کردین، اول اینکه حضورتون برکت و مبارکه و دیگه اینکه مطلبی که میخواین عنوان کنین، برای همه ی ما مفید و ارزنده است. منتظریم یاسمن جان.



:::.. راه های به دست آوردن آرامش فکری ..:::




1 – خندیدن :
خنده می تواند یکی از سالم ترین پادزهرهای فشار روانی باشد . خنده و لبخند ، تماشای فیلم و نمایش کمدی باعث افزایش مقاومت بدن و آزاد شدن آندروفین در مغز می شود . آندروفین هورمونی ضد درد است که در شخص احساس خوشی و سلامتی به وجود می آورد.

2 – شناخت شخصیت آرام بخش
آرام و بدون انقطاع نفس بکشید. تنفس آگاهانه و شکمی را تمرین کنید. ابتدا از ده دقیقه در روز شروع کنید. بکوشید بر ذهن خود مسلط شوید و افکار مثبت را وارد ذهنتان کنید. تنش و فشردگی عضلات خود را کم کنید و در اعضای بدن انبساط ایجاد کنید.

3 – نوشتن احساسات روی کاغذ :
نوشتن باعث تخلیه ذهن و کسب آرامش می شود.

4 – بازگشت به دوران کودکی:
بچه شوید. به دوران کودکی برگردید. یک کار ساده و بچگانه انجام دهید. با مداد رنگی یک تصویر ساده و ابتدایی بکشید. یک کارتون کودکانه ببینید . داشتن سرگرمی دقیقا مثل خندیدن، آزاد کردن آندروفین را تسریع می کند.

5 – برنامه ریزی و ایجاد نظم در محیط
کارهایتان را به تعویق نیاندازید . از کارهایتان فهرست تهیه کنید . نظم بیرون به ایجاد نظم فکری و آرامش روحی کمک می کند .

6 – پرهیز از مصرف قندها و چربی ها

7 – بودرمانی :
استشمام یا به کار بردن روغن های واقعی و خوشبوی به دست آمده از گل ها و گیاهان برای بالا بردن آرامش و سلامتی و بهبود فوق العاده موثرند . عطرها هورمون های آرام کننده را آزاد می کنند و در امواج مغزی امواج آرام کننده ایجاد می شود .

12 – مراقبه

13 – پیاده روی

14 - استفاده از شمع

15 - داشتن یک زمان برای خلوت و سکوت درونی:
زمانی برای منظم کردن ذهن


ممنونم یاسمن عزیز، امیدوارم همه ی ما بتونیم این موارد رو توی زندگیمون بکار ببندیم، هرچند که کار مشکلی نیست. ساده و کاربردی و تاثیرگذار.


فرستاده شده در تاریخ: 10/16/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

مسابقه ی دو هفته ی پیش رو خاطرتون هست؟
همون مسابقه ی 5 کتاب تاثیر گذار بر زندگیتون رو نام ببرین.
دوستان دیگه ای هم در این بخش شرکت کردن که به اتفاق نظراتشون رو میخونیم.

دوست عزیزمون ساسا از تبریز با کاربری «tumrus» اینطور پاسخ دادن که:

سلام، دریابانو ی خوب.
راستش رو بخواین انتخاب 5 تا کتاب یه کم مشکله، باید خیلی فکر می کردم. اما واقعیت اینه که برای خودمم جالب بود.

1- زن، از سخنرانیهای دکتر شریعتی

2-بابا لنگ دراز

3-جان شیفته

4-هیج کس حق ندارد آن را توطئه بنامد

5-خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی

و در آخر گفتن:
بانوی مهربون ممنونم که ذهنم رو اینقدر خوب درگیر کردین.
آرزوی موفقیت براتون دارم.

دوست خوبم، منم براتون آرزوی روزهای خوب و لحظه سرشار از شادی دارم، همیشه پایدار و سربلند و ایرونی باقی بمونین.

«خورشید خانوم»
اینطور برامون نوشتن که کتابهای قبلی رو تنها به عنوان نمونه ذکر کردن، اما تاثیرگذارترین کتابهایی که تا به امروز خوندن عبارتند از:

به کودکي که هرگز زاده نشد (اوريانافالاچي)

گرد معبد (عشق فرازهايي عاشقانه از قلب يک يوگي) پاراماهانزا يوگاندا

رويا اثر دبي جانسون

مرغ خار

سوداي عشق (دکتر جان گري)

پير بلخ (محمدجعفر مصّفا)

سينوهه پزشک مخصوص فرعون (ميکا والتاري)

اولدوز و عروسک سخنگو (صمد بهرنگي)
وقتي کوچيک بودم، البته يک کتاب با مجموعه داستانهاي مختلف
ماهي سياه کوچولو

راستي يک کتاب: گفتنيهاي تاريخ (علي سپهري)
شامل داستان های جالب و خواندنی از تاریخ ایران و جهان

يک کتاب در ايران خوندم که مدتي در ايران گل مجلس شده
بود و همه به هم پيشنهاد خوندنشو ميدادند و مطمئنم شما هم
خوندينش اما هر چي فکر کردم اسمش الان تو ذهنم نيست رمان ايراني بود که تاثير عجيبي روي من گذاشت.
دختري اشراف زاده که دل به يک پسر شاگرد کفاش بست و پاشو توي يک کفش کرد و با اون پسر ازدواج کرد و بعد شروع مصيبتها اگه خوندينش اسمشو بنويسيد ممنون ميشم.
متشکر از زحمات بيدريغتون.

اگه اشتباه نکنم منظور خورشید خانوم عزیز ما کتاب «بامداد خمار» اثر خانوم «فتانه حاج سيد جوادي» باید باشه.

فرستاده شده در تاریخ: 10/16/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

خب تریبون آزادیها اهالی آزادگوی بخش درگوشی وقتتون بخیر، نور امید توی لحظه هاتون جاری، زندگیتون زیبا.
امروز پنجشنبه (برجیس شید) بیست و پنجم (ارد روز) مهرماه ۱۳۸۷ برابر با شانزدهم اکتبر سال ۲۰۰۸ میلادی.

و روز درگذشت یکی از بزرگمردان ایران، استاد مرتضی حنانه، موسیقیدان و پایه گذار اركستر سمفونیك ایران.

شرح زندگی این استاد بزرگ رو میتونین در بخش مشاهیر ایران پارس پلانت بخونید.
به اینجا کلیک کنین تا وارد این بخش بشین.





نامش همیشه نیک و روحش شاد باد.
اما امروز میخوایم با هم در مورد «دال» های زندگی صحبت کنیم. در باره‌یِ دال‌های زندگی روزمره‌یِ ما و مدلول‌‌هاش.

خب دال‌های زندگی یعنی چی؟
در بین خیلی از ما ایرونی ها رسمه که برای کودکانمون دو تا اسم میگذاریم، یکی همون نام رسمی و شناسنامه ای و اسم دیگه، نامی هست که بین خانواده، دوستان و شبکه روابط صمیمی از اون صحبت به میون میاد.
یکی هویت رسمی و ثبت شده ی ماست و اون یکی هویت دلخواه و ثبت نشده و غیر رسمی اما رایج!
این پدیده ریشه در نوع نگرش ما داره که نشون میده فاصله ای هست به نام «آنچه هستیم» و «آنچه دوست داریم باشیم».

نام‌های دوگانه ای که در گسستگی و فاصله واقعیت و آرمان ظاهر می‌شن تا اینطور جلوه کنند که هیچ شکافی بین این دو وجود نداره.
یکی از همین نامها، عنوان مدرسه «غیرانتفاعی» هست که به معنای غیرپولی عنوان میشه و میکوشه که در پشت این نام بر احساس شرم خودش در گسترش روابط پولی در عرصه آموزش سرپوش بگذاره.
مثالهای زیادی در عرصه ی خانواده و اجتماع از این قبیل میشه گفت، اما چرا ما خارج از این جهان نامهای دوگانه زندگی نمیکنیم؟
چرا خودمونو وابسته به «نمایش» میکنیم و از وضع «موجود» شرم داریم؟
شاید به این دلیل باشه که آرمانهای ما خیلی متفاوت از خود واقعی ماست و یا توانایی ما در تحقق اهدافمون به نظر کم قدرت جلوه میکنه.
اینگونه غرق شدن در نامهای دوگانه درست مثل استفاده از توهم‌زاست. به فرد احساس پرواز دست می‌ده ولی اگه از یک ساختمون چند طبقه بپره، هر چقدر هم که احساسش قوی باشه، پرواز نمی‌کنه!

ای کاش بیش از اون چیزی غوطه ور شدن در تالاب اغراق، راه رو برای رسیدن به آرمانها هموار کنیم.

فرستاده شده در تاریخ: 10/16/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

آآآآآآآآآآآآآآآی اهالی تریبون آزاد بگــــــــــــــــــــــوش و بهـــــــــــــــــوش اول صبح با هم ترانه ی زیبایی از آقای سالار عقیلی گوش میکنیم به نام وطنم که بازخوانی اولین سرود ملی در ایران عزیزمون ِ

این سرود در زمان مظفرالدین شاه به عنوان اولین سرود ملی ایران ساخته شده.


نام جاوید وطن
صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان

وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان

بشنو سوز سخنم
که هم آواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم وطنم وطنم

بشنو سوز سخنم
که نواگر این چمنم
همه جان و تنم
وطنم وطنم وطنم

همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان

ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان





برای دوستانی که امکان دیدن تصاویر رو ندارن، به اینجا کلیک کنین تا فایل موسیقی این سرود زیبا رو شنیدار باشن.


فرستاده شده در تاریخ: 10/16/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

و برای حسن ختام با معرفی یکی دیگه از باغهای زیبای ایرانی، به شما دوست همراه و خوب، بدرود میگم.

ضمنا فراموش نکنین که به زودی در یک شادی بزرگ با هم سهیم خواهیم بود. روز میلاد یکی از بهترین دوستان دهکده ی دوستی.


«آشنایی با باغ دولت آباد»


محمدتقي خان، حكمران و والي يزد، باني ساخت بناها و آبادي‎هاي بسيار، كه يكي از مهم‌‌ترين اقداماتش، ساخت قنات و باغ دولت آباد بود.
اين باغ در سال 1160 هـ . ق با وسعتي در حدود 5/6 هکتار بنا گرديده و به شماره 774 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

باغ دولت آباد، به باغ بيروني و باغ اندروني تفكيك شده و پلان باغ به صورت تقاطع دو خط عمودي و افقي بوده که در تقاطع محورهاي اصلي، بناهايي چون سردر ورودي، ميدان جلوخان، عمارت طهراني، بهشت آئين، تالار آيينه (ديوانخانه)، آب انبار، دژ نگهباني، اصطبل‌ها، حرمسرا، ساختمان هشت و ابنيه خدماتي قرار گرفته‎اند.

قنات تاريخي دولت‎آباد با قدمتي بيش از 200 سال، از احداث پنج رشته قنات تشکيل شده و از ارتفاعات مهريز سرچشمه گرفته و پس از مشروب نمودن بخشي از اراضي مهريز و به کار انداختن چند آسياب آبي و پس از طي بيش از 50 کيلومتر به يزد رسيده و آباديهاي چند در اطراف يزد، از جمله باغ دولت آباد را آبياري مي‎کند.



در زمان حال، قنات‌ها به كل خشك شده‎اند و اكنون چند چاه عميق كه به وسيله پمپ‎هاي عظيم برقي كار مي‎كنند، آب باغ را تأمين مي‎كنند.

پس از درگذشت محمد تقي‌خان، ديگر آب قنات به شهر نرسيد و در بيرون به مصرف كشت و زرع مي‎رسيد كه تا امروز نيز چنين است. در اين دوره، اكثر كرت‎ها زير كشت درختان ميوه بودند.



چند اصله درخت توت و در ساير كرت‎ها، نارنجستان، انارستان و تاكستان ايجاد شدند. به گفته مرحوم پيرنيا كه از اهالي اطراف، تاريخ شفاهي معماري ايران را گردآوري مي‎كرد، گل‎هاي رز باغ دولت‎آباد آنقدر زياد بود كه گلاب‎گيري آنها 2 ماه طول مي‎كشيد.

در دوران پهلوي ساخت و ساز حومه شهري پيرامون باغ را فرا گرفت و به تدريج، باغ دولت آباد در مركز شهر قرار گرفت، درخت‎هاي اصلي باغ، دو رديف كاج و يك رديف سرو، در دو طرف محور اصلي كاشته شدند، و مجدداً دو كرت اصلي بصورت متقارن در دوطرف آب نماي بزرگ باغ زيركشت رفتند.



اين 6 رديف كاج و سرو تا به امروز حجم انبوه فضاي سبز باغ را تشكيل مي‎دهند. در چهار خياباني كه از محورهاي اصلي به وجود مي‎آمده است، درخت‎هاي بيد مجنون و ارغوان بر مهتابي بزرگ سايه مي‎افكند كه اطراف آن از ياس زرد، نسترن و بوته‎هاي گل پر بوده است.

همچنين بر بالاي مهتابي ديگري كه در كنار حوض عمارت سردر قرار دارد، داربستي از گل نسترن وجود داشته است.



پوشش گياهي باغ در حال حاضر چند اصله درخت توت 100 ساله و كاج‎ها و سروهاي دو طرف محور اصلي مي‎باشند که در حال خشك شدن هستند.


(به همت خانم فاطمه حیدری)

فرستاده شده در تاریخ: 10/15/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده



«آشنایی با انواع لنز Lens دوربین عکاسی»


بطور کلی هر لنز از چندین عدسی مختلف محدب و مقعر تشکیل شده که ترکیب آنها با یکدیگر باعث ایجاد تصویری واضح بر روی سطح حساس فیلم (امولیسیون) خواهد شد.

محل ایجاد تصویر را سطح کانونی وحدفاصل عدسی با محل ایجاد تصویر،فاصلة کانونی عدسی می‌گویند.

برای روشنتر شدن مطلب در مورد یک عدسی معمولی که برای آتش زدن کاغذ استفاده می‌گردد توضیح می‌دهیم .برای سوزاندن کاغذ بایستی عدسی را در مقابل نور خورشید آن قدر حرکت داد تا نور خورشید بصورت نقطه‌ای کوچک بر روی سطح کاغذ درآید که در این حالت بر اثر برخورد پرتوهای نوری به یکدیگر که از عدسی گذشته‌اند گرمای قابل توجه‌ای در محل برخورد بوجود آمده که باعث سوختن کاغذ می‌گردد محل برخورد پرتوهای نوری را نقطه کانونی و حد فاصل عدسی با سطح کاغذ فاصله کانونی گفته می‌شود. در لنزها که چندین عدسی مختلف وجود دارد هر عدسی دارای کانون جداگانه‌ای است اما وقتی با هم ترکیب می‌شوند کانون مشترکی پیدا می‌کنند که معمولاً از مرکز لنز تا حدفاصل محل ایجاد تصویر را فاصلة کانونی آن لنز می‌گویند که مقدار آن بر روی حلقه جلوی لنز نوشته می‌شود.

هر لنز دارای زاویه دید خاصی می‌باشد که قادر به جای دادن فضای مشخصی از جلو لنز در داخل دوربین و روی فیلم خواهد بود. به نسبت بلندی و کوتاهی فاصله کانونی، زاویه دید آن متغیر است هرچقدر فاصله کانونی لنز کوتاهتر باشد زاویه دید لنز بازتر و هرچقدر فاصله کانونی بلندتر باشد زاویه دید کوتاهتر خواهد بود.




:::.. انواع لنزها:
لنز نرمال معمولی: (Normal)
زاویه دید چشم انسان حدود 140 درجه می‌باشد اما تمام تصاویری که در زاویه چشم قرار می‌گیرند دارای وضوح کامل نیست و در زاویه‌ای در حدود 52 درجه می‌توان تصاویر را به صورت واضح می‌توان دید لنز نرمال نیز زاویه دیدی شبیه به چشم انسان دارد به همین دلیل لنز معمولی نیز گفته می‌شود.

لنز تله فوتو: (Telephoto)
لنز تله از نظر شکل ظاهری طویل بوده و فاصلة کانونی بلندی دارد که دارای زاویه دید کوتاه می‌باشد و تنها برای عکسبرداری از فواصل دور مثل مناظر طبیعی و حیوانات وحشی کاربرد دارد و امکان عکسبرداری از فواصل نزدیک را ندارد.

لنز واید انگل: (Wide angle)
لنز واید از نظر شکل ظاهر از لنز نرمال کوتاهتر بوده و دارای فاصله کانونی کمی می‌باشد بنابراین دارای زاویه دید باز می‌باشد . این لنز در مکان‌هائی که امکان عقب رفتن عکاس برای قرار گرفتن تمام سوژه مورد نظر در نمایاب نباشد کاربرد شگرفی دارد و با استفاده از این لنز می توان فضای بیشتری را در عکس جای داد.

لنز زوم: (Zoom)
این لنز دارای فاصله کانونی متغیر می‌باشد پس زاویه دید متغیر دارد برخی از لنزهای زوم با زاویه دید 180-40 که فاصله کانونی آن از 40 میلیمتر درحالت زاویه باز تا 180 میلیمتر در حالت تله فوتو می‌باشد کاربرد ویژه‌ای دارد به همین لحاظ در بین عکاسان مورد استقبال بیشتری قرار گرفته است.

جدای این تقسیم‌بندی لنزهای دیگری نیز هستند که کاربرد تخصصی دارند مانند لنز ماکرو که برای عکسبرداری از اجسام بسیار کوچک کابرد دارد با یک لنز نُرمال معمولاً تا فاصله 50 سانتیمتر امکان نزدیک شدن به سوژه می‌باشد اما برای عکسبردای از اجسام کوچک مثل تمبر یا سکه فقط لنز ماکرو جوابگو خواهد بود. لنزی دیگر با عنوان لنز چشم ماهی وجود دارد که زاویه دید بسیار وسیع دارد برخی از این لنزها مقداری از فضای پشت دوربین هم در کادر تصویر قرار می‌دهند . عکس حاصل از این لنزها به شکل دایره وار می‌باشد از این لنز برای ایجاد جلوه‌های ویژه تصویری استفاده می‌گردد.

فرستاده شده در تاریخ: 10/15/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

اما نوبتی هم باشه نوبت بخش اطلس ایران و ادامه ی سلسله ی ساسانیان هست.

«اطلس ایران »

ساسانیان - بخش ششم




اردشیر یکم پس از 14 سال و ده ماه پادشاهی از جهان رفت و پسرش، شاپور یکم به جای او بر تخت نشست (در سالی که آغاز آن سپتامبر سال 241میلادی مطابق با 538 سلوکی بود).
اردشیر، هم سرداری بزرگ و جنگجو و فاتح بود و هم پادشاهی با کفایت و سازنده و مدبر. او سرزمین پهناور ایران را زیر اداره ی مرکزی واحدی درآورد و شهرهای زیادی را بنا و یا بازسازی کرد، و به نام خود نامید. وی در تامین آسایش و رفاه و نظم کشور کوشید و آیین زرتشتی را قدرت تازه ای بخشید. همچنین، از آنجا که اجداد و شاید خود او نیز منسب روحانی و ریاست آتشکده را داشتند، به سلطنت رنگ روحانیت داد و این معنی در استوار داشتن موقعیت او و شاهان بعدی ساسانی، نقش مهمی داشت و موجب ثبات و پایداری آن گردید.

اردشیر، یک حکومت ملی بر پایه ی فرهنگ ایرانی بنا نهاد و جلوی نفوذ فرهنگ یونانی را که از زمان سلوکیان و اشکانیان به تدریج در ایران راه یافته بود گرفت. به همین سبب، در تاریخ ایران باستان یک چهره ی درخشان و استثنایی است و دوام حکومت ساسانی در چهار قرن، به طور حتم نتیجه ی سیاست اصیل و خردمندانه ی اوست. او شهرهای «اردشیر خوره» و «رام اردشیر» و «ریو اردشیر» را در ایالت پارس بنا نهاد و شهر «کرخا» را در «مسنا» (میسان) بازسازی کرد و آن را «استر آباد اردشیر» نام نهاد. همچنین در آن منطقه «وهیشت آباد اردشیر» را ساخت که بعدها در سده ی یکم هجری، شهر «بصره» درجای آن ساخته شد. از شهرهای دیگری که به او نسبت می دهند، «هرمزد اردشیر» در خوزستان است که بعدها «هرمشیر» خوانده می شد و در «بحرین» (در قسمت ساحل شرقی عربستان) «پسا اردشیر» است که «خط» نامیده می شد و در شمال عراق، «نود ارشیر» یا «حزه» است.


ادامه داره ...

فرستاده شده در تاریخ: 10/15/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

دانستنیها ...


«نایلون»




این مواد نوعی دیگر از پلی اتیلن ها هستند که در اینجا همراه با موادی به نام نایلون از آنها نام خواهیم برد.
این مواد بسیار نرم بوده و حالت کشسانی و شفافیت دارند. مثال اقلام موجود می توان از پوشش های کف وان حمام و یا کیسه هایی مانند کیسه خون و امثالهم نام برد.
همچنین نایلون ها که در صنعت از انواع مختلف آن و یا با آمیزه هایی از پلی اتیلن سبک و پلی اتیلن خطی با چگالی کم استفاده می شوند مانند کیسه فریزر، ساک دستی نایلون و کیسه زباله وزن حجمی کم و سبکی وزن محصولات تولیدی این اقلام و همچنین مچاله شدن آنها متأسفانه این باور غلط را بوجود آورده که بسیاری از مردم همانند کاغذ باطله آنها را در محیط زیست و یا داخل سطل زباله رها می کنند.
این اقلام همانند تمامی پلیمرها زمانی طولانی لازم دارند تا پوسیده شده و بصورت خاک به طبیعت بازگردند.
از طرفی به دلیل ماهیت پلیمری، ثروت ملی محسوب می شوند و از بین بردن آنها زیان به سرمایه ملی است.
ماده اولیه این مواد شفاف می باشد و وجود اقلام بازیافتی غیربهداشتی در آن نقطه های تیره کدر است سطح و رگه های قهوه ای سوخته و سیاه ایجاد می کند.
در مورد این که مواد خام هم کیفیت بالای بهداشتی داشته باشد، خود جای حرف است ولی هر یک از نشانه های فوق الذکر هم دلیلی بر عدم استفاده بهداشتی این اقلام محسوب می شود.




«ترمز ABS»




زمینه فکری که در مورد این تکنولوژی در صنعت اتومبیل وجود دارد این است که ‌ ABS در مواقع توقف‌های اضطراری مانع قفل شدن چرخ‌ها می‌شود امتیازات چنین رویدادی را باید در دو بعد مورد بررسی قرار داد اول چرخی که قفل نشده باشد کنترل فرمان بهتری را به دنبال دارد (چرخ قفل شده تقریباً هیچ کنترلی را سبب نمی‌شود) دوم چرخی که نزدیک مرحله قفل شدن باشد به مراتب نسبت به چرخ قفل شده دارای طول مسیر توقف کوتاهتری است . عملکرد سیستم در ترمز یک اتومبیل در یک خط مستقیم مربوط به همین امتیاز دوم است.
چرخ های قفل نشده کنترل فرمان بهتری را به وجود می‌آورد و این می‌تواند ابزاری برای راننده جهت پرهیز از خطرات احتمالی باشد. یک چرخ قفل شده بدین معنا و مفهوم است که شما و فرمان اتومبیل شما نمی‌تواند دخل و تصرفی در جهت حرکت اتومبیل داشته باشد. ABS به وسیله یک سری حساس شونده‌ها وضعیت دوران چرخ ها را تحت نظر داشته و به محض دریافت علایمی دال بر قفل شدن چرخ‌ها بلافاصله یک سیستم هیدرولیکی را فعال کرده تا مانع قفل شدن چرخ ها شود.
این مکانیزم قدری پیچیده‌تر از موردی است که ذکر شد معمولا چرخ‌های جلو دارای سیستم کنترل کننده جداگانه می‌باشد و به طور تک تک تحت کنترل قرار می‌گیرد ولی چرخ های عقب به صورت جفت کنترل می‌شود، و استراتژی آنها در مواجهه با سطوح عادی و لغزنده متفاوت است. علاوه بر اینها سیستم نه تنها قفل شدن چرخ‌ها را تحت کنترل داشته بلکه سرعت دوران آنها را نیز تحت کنترل دارد. کنترل کننده برای نیل به این هدف از یک سیستم چند شاخه بسیار پیچیده کامپیوتری بهره‌گیری می‌کند، و به طوری فرموله شده که مدل‌های مختلف قفل شدن چرخ‌ها را می‌تواند محاسبه نماید.




«"مرغ یخ" رنگین کمانی»




«مرغ یخ» نام پرنده‌ خوش ‌رنگی است که در جشنواره «برلین» آلمان به عنوان گونه برتر سال ۲۰۰۸ انتخاب شد.
نام علمی «مرغ یخ» Alcedo atthis است که بدن رنگین کمانی دارد.این پرنده‌ برای زیست طبیعی ، نیازمند رودخانه‌ای تمیز با آب زلال و هوای پاک است. نسل «مرغ یخ» به خاطر همین حساسیتها در خطر منقرض شدن است. در آلمان ۵۶۰۰ تا ۸۰۰۰ جفت از این پرنده وجود دارد که در جنگل های کاملا تمیز و بکر زیست می‌کنند. داوران جشنواره برلین «مرغ یخ» را گونه برتر سال ۲۰۰۸ انتخاب کردند.




«بازیافت شیشه»




شیشه ها پس از تحویل به کارخانجات براساس رنگ بندی تفکیک می شوند، البته در صورت سالم بودن، این عمل راحت تر انجام می شود.
پس از جداسازی، شست و شو انجام می شود تا اثرات آن پاک شده و حتی الامکان مواد خالص به دست آید. سپس شیشه ها را خرد کرده و آنها را ذوب می کنند. مواد ذوب شده جدید قابلیت استفاده در صنعت را دارند.
شیشه نیمه عمر بالایی دارد و نیازمند زمان زیادی برای پوسیدگی و بازگشت به طبیعت است. اگر شیشه سهواً بازباله تر مخلوط شود ممکن است در کود به دست آمده از زباله تر وجود داشته باشد و تماس این کود با دست و پای کشاورزان ایجاد جراحات کند.
از شیشه بازیافتی علاوه بر تولید مجدد شیشه می توان در آسفالت خیابان ها نیز استفاده کرد.
شیشه بازیافتی نیازمند مصرف انرژی کمتری است و وجود آن در صورت شکستگی خطرساز است. سعی کنیم به نحو احسن در منزل این ماده را جدا سازی کرده و به مأموران جمع آوری پسماند خشک تحویل دهیم.




«مریخ در یک نگاه»




¤ عمومی:
یکی از ۵ سیاره ای که در دنیای باستان شناخته شده بود.مریخ خدای جنگ و کشاورزی رومی ها بود.
معمولا سومین شی نورانی آسمان است.(بعد از ماه و زهره)

¤ مشخصات فیزیکی:
قطر مریخ به طور متوسط ۶۷۸۰ کیلومتر است.این مقدار حدود نصف قطر زمین و دو برابرقطر ماه زمین است.
مقدار جرم مریخ در حدود یک دهم جرم زمین است.
نیروی جاذبه ی مریخ در حدود ۳۸ درصد نیروی جاذبه زمین است.
چگالی این سیاره ۳.۹ برابر چگالی آب است.
تا کنون هیچگونه اثری از یک میدان مغناطیسی سراسری در این سیاره یاقت نشده مگر میدانهای کوچکدر بعضی نقاط سیاره.

¤ مدار:
چهارمین سیاره در منظومه شمسی
فاصله این سیاره تا خورشید ۱.۵ برابر فاصله زمین تا خورشید است.
فاصله تا خورشید متغیر است میان مقادیر ۲۰۶.۷ میلیون کیلومتر تا ۲۴۹.۲ کیلومتر.
چرخش کامل این سیاره به دور خورشید به اندازه ی ۶۸۷ روز زمینی طول میکشد.
قطب های این سیاره به اندازهی ۲۵ درجه منحرف هستند مثل دو قطب زمین.

¤ محیط:
اتمسفر این سیاره از ۹۵.۳ % کربن دی اکسید و ۲.۷% نیتروزن و ۱.۶% آرگون تشکیل شده.
فشار اتمسفری این سیاره به طور متوسط کمتر از یک صدم فشار اتمسفری زمین است.
بادهای سطحی این سیاره به طور متوسط ۴۰متر بر ثانیه سرعت دارند.
دمای سطحی این سیاره بین -۵۳ تا -۱۲۸ درجه سلسیوس است.وقتی این سیاره در نزدیکترین فاصله تا خورشید است دما تا ۲۷ درجه سلسیوس افزایش می یابد.

¤ نا همواری ها:
کوه المپ بلندترین نقطه این سیاره با ارتفاع ۲۶ کیلومتر و عرض ۶۰۰ کیلومتر و مساحتی برابر مساحت آریزونا است.(کوه المپ یک آتشفشان است)
دره ی مارینر در این سیاره عمیق ترین و دراز ترین دره ی شناخته شده در منظومه ی شمسی است.عمق این دره از ۵ تا ۱۰ کیلومتر متغیر است و دارای درازایی برابر ۴۰۰۰ کیلومتر است.

¤ ماهها:
این سیاره دارای دو ماه کوچک است.شکل ظاهری این ماهها بسیار غیر معمول است.
ماه بزرگتر فوبوس (به معنی ترس) و ماه کوچکتر دیموس (به معنی وحشت و عامل وحشت) نام دارند. این نامها اسامی پسران خدای جنگ یونانیان باستان هستند.

فرستاده شده در تاریخ: 10/15/2008

ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

daryabanoo : نويسنده

مدتیه در مورد ایرانیان موفق خارج از کشور صحبت کردیم، امروز سری به اینطرف آبهایها میزنیم


«فریار شیرزاد - وزیر بازرگانی آمریکا»




کارنامه بلند بالای فعالیت های سیاسی و دولتی فریار شیرزاد باعث شده است که در زمره ایرانی - آمریکایی های موفق در عرصه سیاسی آمریکا ارزیابی شود. شیرزاد ۴۴ ساله متولد لندن از پدر و مادری ایرانی است.
شیرزاد از ۱۳ سالگی در نیویورک به سر می برد. پدر وی پیش از این یکی از دیپلمات های ایران در پاکستان، ایتالیا و سپس انگلیس بود.
به گفته خود شیرزاد، پدرش پس از عزیمت به آمریکا در آنجا یک اغذیه فروشی راه انداخته و در همان اغذیه فروشی کتاب های فارسی به فروش می رساند. این اغذیه فروشی بعدها به یک کتاب فروشی بزرگ تبدیل شد که به ادعای خود شیرزاد یکی از بزرگترین مجموعه کتاب های فارسی در خارج از ایران را در خود جای می داد.
او در رشته مالی از دانشگاه مریلند لیسانس گرفته و از دانشگاه هاروارد نیز در رشته سیاست عمومی مقطع کارشناسی ارشد، فارغ التحصیل شده است.
او هم اکنون مدیر گولدن شاچس است و ریاست بین المللی دفتر امور دولتی را برعهد دارد. او سابقا معاونت امور اقتصاد بین الملل کاخ سفید در دولت جورج دبیلو بوش را بر عهده داشت. وی همچنین طی سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶، معاون مشاور امنیت ملی در امور اقتصاد بین الملل بود.
یکی از شاخص ترین سمت ها دولتی شیرزاد انتخاب وی به عنوان نماینده جورج بوش در جی ۸ است. وی همچنین معاونت در وزارتخانه واردات آمریکا، رایزن تجارت بین الملل، عضویت در کمیته دارایی سنا و معاونت اداره تجارت دولت آمریکا را در فهرست انتصابات خود به ثبت رسانده است.





«دکتر حسین اسلامبلچی - رئیس بزرگترین شرکت مخابراتی آمریکا»




دکتر «حسین اسلامبلچی» هستند. رئیس بزرگ‌ترین شرکت مخابراتی آمریکا و مدیر عامل شرکت AT&T آمریکا که شرکت‌های مشهوری چون Apple برای گوشی‌های مشهوری چون iPhone با این شرکت قرارداد دارند. برای اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه فرمایید.

http://www.comsoc.org/iscc/2002/bio3.htm


فرستاده شده در تاریخ: 10/15/2008