پــــــــارس پـــــلانت --.:.:.-- Parsplanet.com --.:.:.--
ارسال به شبکه های اجتماعي : اين مطلب را به دوستتان بفرست Balatarin Donbaleh Delicious Twitter Cloob Post to MySpace!

 

پنجمین فستیوال فیلم «یـــاری» در استکهلم

پنجمین فستیوال فیلم یاری با هدف کمک به کودکان کم بضاعت ایرانی، در استکهلم با نمایش چهار فیلم داستانی و چهار فیلم مستند برگذار شد. میهمانان شرکت کننده از ایران، به ترتیب حضور در جشنواره: آقای شهاب حسینی (بازیگر) و بانوان پوران درخشند (تهیه کننده و کارگردان) و رخشان بنی اعتماد (تهیه کننده و کارگردان) بودند.

 

در ابتدابا سخنرانی یک نویسنده سوئدی که پژوهشهایی در مورد فرهنگ مردم ایران داشتند، جشنواره در زمان اعلام شده کار خود را آغاز نمود. این بانوی نویسنده در مورد فیلمهای "ده" ساخته شده در سال 2002 به کارگردانی آقای عباس کیارستمی و "روزی که زن شدم" فیلمی به کارگردانی مرضیه مشکینی و با فیلمنامه ای از آقای محسن مخملباف یاد کردند.

 

بعد از حضور آقای شهاب حسینی به عنوان اولین مهمان این جشنواره و خوش آمدگویی ایشان به حاضرین نمایش فیلمها به صورت رسمی آغاز گشت.

 

اولین فیلم به نمایش گذاشته شده، فیلم ده دقیقه ای"مادرم ایران" ساخته آقای حسین کیانی بود و در زمان بسیار کوتاه خود، با چرخش دوربین در یک اتاق، بیننده را در سه دهه به چالش کشید. هر چند که در این زمان کوتاه حرفهای ناگفته ی بسیاری باقیماند اما توانست در سطح و حد خود، رنجهایی که بر مام وطن گذشته به تصویر بکشد.

فیلمهای امسال همگی با زیرنویس انگلیسی به نمایش درآمدند.


 

فیلم "سوپر استار" با هنرمندی آقای شهاب حسینی و به کارگردانی بانو تهمینه میلانی اولین فیلم بلند این جشنواره بود. داستان فیلم درباره یک سوپراستار سینما در اوج شهرت و محبوبیت بود که خودشیفتگی و زندگی یکنواختش او را خسته و عصبی ساخته بود... این فیلم منتقدان بسیاری دارد و به نظر من نتوانست آنطور که خواست عوامل سازنده ی فیلم بود، دلایل را شکافته و راهکارهای مناسب را ارائه دهد و جنبه ی کلیشه ای آن در کفه ی سنگین تر قرار داشت.

 

بعد از یک استراحت کوتاه، با پخش سرود "ای ایران" کاری بسیار زیبا از هنرمندان سینما، جشنواره به کار خود ادامه داد.

 

 پس از آن، فیلم کوتاه "مهربانو" ، به کارگردانی آقای مهدی باقری به نقد یک بانوی زرتشتی تنها در اطراف یزد پرداخت که توجه فرد را از تجمع عزاداران محرم به تنهایی این بانوی زرتشتی معطوف میساخت. "مهربانو" زنی ساکن کوچه ی مهر بود...

 

فیلم "بچه های ابدی" به کارگردانی بانو پوران درخشنده، به یکی از معضلات اجتماعی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، همانا وضعیت کودکان سندروم دان و نگرش اجتماع نسبت به آنها پرداخت. در این فیلم از کودکانی سخن به میان میآید که با عواطف پاک و بی آلایش شان تنها آبی آسمان را میبینند.

 

فیلم بعدی به نام "حیاط خلوت خانه ی خورشید" به نمایش درآمد. مستندی تکان دهنده از بانو رخشان بنی اعتماد. موضوع فیلم در مورد خانه ای امن در محله ی دروازه غار تهران، برای بهبود زنان معتاد و مامنی برای پناه زنان آسیب دیده بود. مستندی پر از اشک و امید، از حرکت بزرگ زنانی که تنها با عشق سرشار خود، به عنوان مددکار بردبارانه در خانه ی خورشید با زنان و دختران معتاد، در جهت رهایی و بازپروری آنان از این بلای خانمان سوز، تلاش میکنند. تلاشهای این زنان که بدون دریافت امکانات دولتی، با کمک افراد خیر و دفع و رفع موانع در پیش رو، سعی بر این دارند که چراغ این خانه را روشن نگاه داشته تا نور امیدی در شب تاریک زندگی زنان دربند باشد. فیلمی بسیار تاثیر گذار و تحسین برانگیز.

 

در بخش پرسش و پاسخ با مهمانان، حضور بانو پوران درخشنده  و آقای شهاب حسینی با استقبال بسیاری رو به رو شد.

 

بانو درخشنده در مورد انتخاب "علي احمدی‌فر" بازيگر نوجوانی با سندروم دان در فيلم بچه های ابدی گفتند: در مورد اين بچه‌ها تحقيق كردم. علي احمدی‌فر فردی گوشه گير بود، اما بعد از ایفای نقش در فيلم تغيير بسیاری كرد و اعتماد به نفس بالايي را به دست آورد كه البته اين كار زمان زيادی برد.

 

در پاسخ به این پرسش که با شرایط امروزی سینما در ایران که فیلمهایی از این دسته گیشه ی قابل توجهی ندارند، چگونه باز هم به نقد معضلات اجتماعی میپردازند؟ اینطور گفتند که: درست است که داشتن مخاطب و گیشه برای هر کارگردانی مهم است اما این دلیل نمیشود که تنها با تکیه به این دو عامل، مشکلات اجتماع را به فراموشی بسپاریم. شاید اگر بجای علی که خود از مبتلایان به سندرم دان میباشد، از هنرپیشه ی مشهوری استفاده میشد، گیشه هم به دست میآمد اما با بازی علی در این نقش، توانستم به یکی از این کودکان اعتماد به نفس و شناساندن تواناهایی که دارند را هدیه کنم. و این برای من اهمیت بیشتری از داشتن گیشه ی پر فروشتر دارد.

 

خوب است که یادآوری کنم که هزینه ی این فیلم با سرمایه ی شخصی خود خانم درخشنده فراهم شده است.

 

آقای شهاب حسینی در پاسخ به این پرسش که چگونه توانسته اند در نقش های مختلف به ایفای هنر بپردازند؟ اینطور بیان نمودند که اول از همه این توان ودیعه ای از خداوند است و دیگر اینکه با وجود اینکه در زندگی مادی، ثروتمند نیستند اما دوستان بسیار خوبی دارند که داشتنشان، بزرگترین ثروت در زندگیست. با این گفته ی آقای شهاب حسینی که در گذشته سفر کردن شاید هفته ها و ماه ها طول میکشید و امروز به ساعتها تقلیل پیدا کرده و چه بسا در آینده ای نه چندان دور طول سفر به دقیقه ها و ثانیه ها برسد، با این حساب دیگر مرزها و کشورها به تنهایی معنایی ندارند و بهتر است بگوییم با این امید که همه ی سیاره ها در آرامش و خوشبختی باشند، این دو هنرمند گرانقدر با تشویق تماشاگران، سن را ترک کردند.

 

فیلم بعدی مستند مشهور خانم رخشان بنی اعتماد به نام "ما نیمی از جمعیت ایرانیم" به نمایش درآمد. در این فیلم خانم بنی اعتماد بعد از تلاش های بسیار، متاسفانه موفق به دریافت مجوز برای انتشار فیلم از طریق صدا و سیما نشده اما با باوری عمیق از حرکت که صورت گرفته، بزرگوانانه آن را به هموطنان اهدا و با ذکر این جمله که آنرا در بین سایرین نیز تکثیر کنید، فیلم را در اختیار همگان قرار دادند.
این فیلم، مستندی است از طرح مطالبات بانوان و همگرایی آنان در جنبش زنان و ائتلاف احزاب سیاسی زنان برای رسیدن به این مطالبات و طرح خواسته ها و بیان ستمهایی که در دوران اخیر بیش از گذشته بر این قشر از جامعه روا داشته شده، از رییس جمهور آینده در آستانه ی انتخابات دهم در ایران.
این فیلم تلاش بسیار ارزنده ای است در بیان حقوق قانونی زنان و بیداری و آگاهی بانوان ایرانی در هر جبهه و حزب و گروهی که قرار دارند. در بخش پایانی این فیلم نظر سه کاندیدای ریاست جمهوری در مورد چگونگی رسیدگی و اولویت بندی مسائل و مشکلات بانوان که در فیلم ذکر شده، پرسش به عمل آمده بود که پاسخها نیز از زبان خود کاندیداها شنیده شد.

 

پس از اکران این فیلم در فستیوال یاری، بهت و حیرتی عمیق در بین حاضرین حکمفرما بود.

"بخارای من"، کار کوتاهی از خانم لاله برزگر، فیلمی بود در مورد سردبیر مجله ی بخارا، آقای علی دهباشی. مردی که زندگی و مجله اش در هم آمیخته اند. آقای دهباشی از مشکلات کار و تلاش شبانه روزی اش در مورد به روی پا نگاه داشتن نشریه اش گفت. نشریه ای که هنوز از روشهای سنتی و قدیمی برای کار خود بهره میگیرد. این نشریه که پول خودش را در نمی آورد و حتی امکان دادن حق تالیف به نویسندگان خود را ندارد، با این همه یکی از بهترین نشریه های ادبی، فرهنگی و هنری ایران است که هر سه مجموعه را  - ادبیات، فرهنگ، هنر- در کنار هم و با هم در خود دارد.
پس از پایان این فیلم، سنگینی فضای حاکم که ناشی از دو مستند اکران شده ی پیشین بود، با حضور بانو "رخشان بنی اعتماد" به عنوان مهمان در این جشنواره، تشویق بسیار زیاد حاضرین را سبب گشت.

 

جلسه ی پرسش و پاسخ با سوالی از خود فیلم مطرح شد که این فیلم را چه کسانی میبینند؟ فیلمهای مستندی از این دست را برای چه کسانی نمایش میدهند؟ و مخارج این فیلمها را از کجا تهیه میکنند؟

 

پاسخ چنین بود: فیلمهای مستندی از این جمله را در تلویزیون نمایش نمیدهند. اگر مجوزی بگیرد، فقط در برخی از جشنواره ها به نمایش درآورده میشود. و در ادامه گفتند که فیلم "ما نیمی از جمعیت ایرانیم" برای نمایش مجوز نگرفت و خودشان فیلم را از طریق سی دی به صورت رایگان تکثیر و نشر دادند. و اینطور بیان کردند که صدا و سیمای ایران بیشتر مایل است مردم را با سریالها سرگرم کند تا مستند نمایش دهد. هزینه ی این فیلم از حساب شخصی خودشان بود، درست به مانند این مثل که میگویند مادران عاشقان بی عار هستند، بانو بنی اعتماد نیز عاشقانه به نمایش گذاشتن چنین مستنداتی میپردازند و به دنبال منافعی جز بیان واقعیات جامعه نیستند.

گفته های خانم بنی اعتماد تشویق ایرانیان و تحسین سوئدیان حاضر در بین تماشاگران را به اوج رساند.

 

بعد از پایان صحبتهای بانو بنی اعتماد، از خانم پوران درخشنده و آقای شهاب حسینی دعوت مجدد به عمل آمد تا به جایگاه آمده و با اهدای گل به این بزرگواران از تک تک آنان قدردانی شد.

 

خانم بنی اعتماد با پرتاب گل به میان جمعیت، یکبار دیگر حاضرین را به وجد آورده و تشویق تماشاگران بدرقه ی این سه هنرمند برجسته ی ایران عزیز شد.

 

در پشت صحنه و حتی خارج از محوطه ی سینما مشتاقان بسیاری از هنرمندان محبوب خود، امضاء، نوشته ای یادگاری و عکس میگرفتند.

 

آخرین فیلم بلند این جشنواره، فیلم "بیست" با فیلمنامه و کارگردانی آقای کاهانی و تهیه کنندگی خانم پوران درخشنده و بازی بسیار مقتدرانه آقای پرویز پرستویی و خانمها مهتاب کرامتی و فرشته صدرعرفایی بود. هر چند که نمیتوان از درخشش هنر آقایان علیرضا خمسه، مهران احمدی، حبیب رضایی و علیرضا حسینی نیز چشم پوشید. هنرمندانی که خلاقانه به ایفای نقش پرداختند.
داستان فیلم در یک تالار پذیرایی اتفاق می افتد كه تعدادی كارگر در آن مشغول به كارند و وابستگی عاطفی و كاری به تالار دارند. تالار قرار است 20 روز دیگر تعطیل شود و آنها در روزهای باقیمانده باید تلاش كنند این اتفاق نیفتد...

 

جشنواره پس از پایان این فیلم برای پنجمین بار در استکهلم به کار خود پایان داد هر چند که نباید از خاطر برد که هدف از برگذاری چنین جشنواره ای فراهم کردن کمک هزینه ی آموزشی برای کودکان و نوجوانان نیازمند ایرانیست تا بتوانند به تحصیل خود ادامه دهند و این کار با همت بلند انجمن یاری صورت میگیرد.
با سپاس از این بزرگواران و همه ی عاشقان ایران زمین، و با این امید که روز به روز بر همراهان این انجمن افزوده تر و ایرانی آبادتر و آزادتر داشته باشیم.

برای دريافت اطلاعات بيشتر از فعاليتهای انجمن ياری به اينجا کليک کنيد!
 

:: دریابانو از نشریه الکترونیکی پارس پلانت